- گفتگوی هارمونیک Harmony Talk - http://www.harmonytalk.com -

چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (IV)

«ردیف» غایت نیست که بخواهیم با دو ساعت نواختنش آفرینش انجام دهیم و ادعا کنیم که موسیقی دستگاهی یعنی همین و لاغیر. ردیف نمونه و نمودی به فعلیت آمده است از نظام ساختاری موسیقی دستگاهی، که آهنگسازان و نوازندگان با شناخت آن نظام ها از طریق نواختن ردیف یا مطالعه ی آن، خود دست به آفرینش می زنند. همانطور که از دل همین ردیف «علی اکبر شهنازی» بیرون آمده، «صبا» هم بیرون آمده، «مشکاتیان» و «علیزاده» و «کلهر» و «محجوبی» و حتی انواع گونه های موسیقی عامه پسند هم همینطور؛ بی آنکه ویژگی آثار آنها شباهت چندانی به یک دیگر داشته باشد.

نکته ی جالب دیگری که در همین زمینه هم از این شاعر بزرگوار ذکر شده، این است که «هرچند شهبازیان و خالقی تلاش هایی کرده اند، این موسیقی را نمی شود با ارکستر اجرا کرد.» در درجه ی اوّل، باید دانست که ایشان کم لطفی فرموده اند و آهنگسازان پرشمار ارکسترالی را که بر پایه ی همین نوع موسیقی، آثار ارزشمندی را خلق کرده نادیده گرفته اند.

رد این آهنگسازان پرشمار را می شود از پرویز محمود گرفته تا مرتضی حنانه و حسین دهلوی و حسین علیزاده و هوشنگ کامکار و بهزاد عبدی و حمید متبسم و خیل آهنگسازان دیگر پی گرفت.

ضمناَ، بدیهی ست که هر گونه ای از موسیقی در هماهنگی و همگام با سازها و ابزار اجرایی خود پیش می رود؛ همانطور که نمی شود با نی و کمانچه و تنبک موتزارت نواخت، نمی توان به سادگی با ارکستر کلاسیک اروپایی، موسیقی دستگاهی ایرانی –یا هر نوع موسیقی شرقی دیگری- را اجرا کرد! با این حال، حتّی اگر مانند سایر موارد نیز فرض ناصحیح ایشان را صحیح بپنداریم، نمی توانیم ارتباطی منطقی میان «تکراری بودن» یا «بسته بودن» یک نوع از موسیقی و نبود قابلیت آن برای همراهی با ارکستر متصور باشیم.

در نهایت باید اشاره کرد که ادعای «تکراری شدن» و «یکنواختی» موسیقی دستگاهی، در کنار اشاره به این که آن را دنبال نمی کنیم و دیگر علاقه ای به آن نداریم نوعی تناقض مفهومی را با خود در بر دارد.

اگر واقعاَ این نوع موسیقی را دنبال نمی کنیم (البته به غیر از موسیقی موزیسین و مولف بزرگی به نام محسن نامجو!)، چگونه می توانیم به این راحتی راجع به ایستایی آن اظهار نظر نماییم؟ آیا چنین اظهارنظر (ژست) تهی از شناختی، توهین و نادیده گرفتن خیل آهنگسازان جوان و پیشروی فعّال نسل فعلی نیست؟ (بازخوانی یادداشت «گفتمان تنبلی» آقای محمد موسوی در فصلنامه ی ماهور در این باره می تواند کمکی اساسی در درک چنین اظهارنظرها و جریاناتی می کند)

علاوه بر آن، ریاکارانه است اگر صحبتی کنیم، اما خودمان در عمل طور دیگری رفتار کنیم؛ برای مثال از «بسته بودن» و «تکرار» و «کلیشه» صحبت کنیم، اما فعّالیّت های موسیقایی خودمان به موسیقی پاپ منحصر شود که ذاتش و ماهیّتش با «تکرار»، «کلیشه»، محافظه کاری و تغییر ندادن عادت های شنیداری و تنزل دادن مواد موسیقایی به همه فهم ترین شکل ممکن تعریف شده است. جای شگفتی است که در جایی با چنین وضوحی، توانایی تشخیص «تکرار» و «کلیشه» را نداریم و در جای دیگری، مو را از ماست بیرون می کشیم!