نوایی: میخواهیم کر فلوت تشکیل بدهیم

از این رو بلافاصله پس از بازگشت به ایران در هنرستان به عنوان استاد یار استخدام شدم و در ارکستر سمفونیک هم به عنوان اولین نوازنده زن فلوت وارد ارکستر سمفونیک تهران شدم. البته قبل از من نوازنده فلوت زن در ارکستر بود ولی تمام آنها خارجی بودند. آقای مشکات از من امتحان گرفت و خیلی نوازندگی من را پسندید و آن زمان خیلی اصرار داشت که من حتماً در ایران بمانم. شش ماه پس از زمانی که من وارد ارکستر شدم، انقلاب شد.

در آن زمان من به همراه همسرم سعید تقدسی در صف اول معترضان بودیم و در آن زمان بود که من و سعید ارتباط بیشتری با هم پیدا کردیم. البته من و سعید در تمام دوره ی تحصیل با هم آشنایی داشتیم؛ حتی وقتی در وین تحصیل می کردیم. ولی زمان تظاهرات ارتباط من با سعید بیشتر شد و همین زمینه ازدواج من را با سعید فراهم کرد و ما در مهر ماه سال ۱۹۷۹ و دقیقاً در اولین سال انقلاب با هم ازدواج کردیم.

من در آن سال ها در مدرسه ایران و آلمان هم تدریس می کردم. یعنی علاوه بر نوازندگی در ارکستر سمفونیک و تدریس در هنرستان و در مدرسه ایران آلمان هم مشغول به تدریس بودم. پس ازمدتی شرایط به گونه ای شد که ما مجبور شدیم ایران را ترک کنیم. یعنی در سال ۱۹۸۰ ایران را به مقصد وین ترک کردیم. ابتدا شرایط زندگی برای ما خیلی سخت بود و ما مجبور شدیم حتی یکی از فلوت هایمان را بفروشیم.

پس از رفتن به وین من بلافاصله در دانشگاه وین ثبت نام کردم و در مستر کلاس های آقای شولز شرکت کردم. در آنجا رسم است که وقتی شما فارغ التحصیل می شوید اجازه دارید دو سال در یک مستر کلاس با یک معلم کار کنید.

ایشان در آن زمان یکی از بهترین نوازندگان فلوت در دنیا بودند. من با ایشان کار می کردم و همزمان در کنسرواتوار شوبرت در وین هم تدریس می کردم. سعید هم به آلمان رفت و در یک ارکستر در آنجا مشغول به کار شد. اوایل شرایط خیلی سخت بود و من زمانی که باردار بودم مجبور بودم از سعید دور باشم و سه ماه بعد از به دنیا آمدن سام پسرم، سعید برای اولین بار پیش ما آمد. بعد سعید برای اینکه به ما نزدیک تر باشد در سوئیس مشغول به کار شد.

در وین که بودید هنرمندان ایرانی را هم می دیدید؟
بله! خیلی ها آنجا بودند. آقای سریر، آقای علی رهبری، خانم فرشته رهبری که با ایشان همکلاس بودیم و یکی از خواهرهای دیگر آقای رهبری که کلارینت می زد بنام خانم زهره رهبری، نادر مشایخی، فروغ کریمی، اسماعیل واثقی، آذر هاشمی، حبیب صمدزاده، رضا والی، خسرو سلطانی، شهرداد روحانی و خیلی های دیگر هم بود. بعد از مدتی از وین نقل مکان کردم و رفتم مرز اتریش و سوئیس یعنی استان فورآلبرگ نزدیک اینسبروگ.

در ارکستر ساز نمی زدید؟
چرا در ارکستر استانی فورآلبرگ بودم تا زمانی که فرزند دومم پیام متولد شد که از آن به بعد دیگر مجبور شدم فقط به تدریس بپردازم. چون بودن در ارکستر و اجراها که اکثراً شب برگزار می شد، برای من خیلی سخت بود، در عوض دوباره شروع به تحصیل موسیقی کردم و برای بار دوم فوق لیسانسم را با نوشتن تزی درباره مقایسه نوع فراگیری موسیقی در قبل و بعد از انقلاب، گرفتم.

من امسال با ۳۳ سال سابقه، بازنشسته می شوم. همین بازنشستگی من برایم انگیزه بازگشت به ایران را ایجاد کرده است. ناگفته نماند با خانم موحد در این مدت صحبت کردیم و برنامه ریزی کردیم که با دوستان انجمن فلوت، یک کر فلوت تشکیل بدهیم و دیگر اینکه سعی داریم با خانم موحد دوئت فلوت به همراه پیانو اجرا کنیم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر «کنسرت کوارتت کلنکه» سی و سومین جشنواره‌ی موسیقی فجر

از همان هنگام که لا-ر، دو نت کشیده‌ی سوژه‌ی اصلی مجموعه‌ی «هنر فوگ» باخ را ویلن نواخت مشخص بود که قرار است «کوارتت کلنکه» چه ردای متفاوتی (نسبت به اجرای مشهورتر کوارتت‌های اِمِرسون، جولیارد و کِلِر) بر تن این فوگ‌های به‌غایت هنرمندانه‌ی در معما رهاشده بپوشاند، و از آن بیشتر تا چه اندازه قرار است موسیقی با همان سوژه‌ی گشاینده همچون نوشدارو به یک کرشمه دیگر اجراهای جشنواره را (چهار اجرا که پیش از آن دیده بودم) از خاطر بزداید و به رویدادی در دل فرهنگسرای نیاوران تبدیل شود.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (X)

فرض کنید از این ۴۰۹۶ مجموعه در طی تقریبا چهارصد سال گذشته هر سال تنها از ۲۰ مجموعه مختلف استفاده شده است. این می‌شود ۸۰۰۰ مجموعه (۴۰۰*۲۰)؛ یعنی ۴۰۰۰ تا بالاتر از گنجایش سیستم. حال به‌طور فرضی سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هر سال ۱۵ مجموعه مختلف استفاده شده. این می‌شود ۶۰۰۰ مجموعه یعنی ۲۰۰۰ مجموعه بالا تر از گنجایش سیستم. باز سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هرسال از ۱۴ مجموعه مختلف استفاده شده. این می شود ۵۶۰۰ مجموعه.

از روزهای گذشته…

تاثیر ساختار جملات بر ادیت در ویولون (I)

تاثیر ساختار جملات بر ادیت در ویولون (I)

ویولون، سازی با توانمندی های بسیار در زمینه اجرای موسیقی است و این موضوع حاصل از امکاناتی است که پیش از هر عاملی، ساز با ویژگی های منحصر به فرد خود در زمینه طراحی و ساخت و نیز اصلاحات انجام گرفته بر روی آن در طی چند قرن، در اختیار نوازندگان و آهنگسازان قرار داده است و هنرمندان با بهره گیری از این خصوصیات، تکنیک های مختلف نوازندگی این ساز را ابداع کرده و آن را پرورش داده اند.
عدم اعتنا به بی اعتنایی! (V)

عدم اعتنا به بی اعتنایی! (V)

دومین موومان جسورانه و درخشان این اثر تحت عنوان “اردوگاه پاتنام” بیانگر تاثیر گردش روز چهارم ژوئیه بر یک کودک است. آیوز در این موومان، خاطره دوران کودکی اش را از دو دسته همنواز هنگام رژه و آمیزه ناساز نغمه های آنها تجسم بخشیده است. او تکه هایی از مارش های مشهور جان فیلیپ سوزا (۱۹۳۲-۱۸۴۵)، آهنگساز آمریکائی ملقب به “سلطان مارش”، را در اثرش گنجانده است. گریز زدن آیوز به سرودهای میهن پرستانه و نغمه های محلی آمریکا در پیدایش رنگ و بوی مردم پسند این قطعه سهمی به سزا دارد.
خداوندگار سنتور (I)

خداوندگار سنتور (I)

مرگ حبیب سماعی (استاد بزرگ سنتور) در سال ۱۳۲۵، ضربه جبران ناپذیری بر پیکره موسیقی ایرانی و همینطور ساز سنتور وارد ساخت و از آن به بعد بود که دوران رکود این ساز آغاز شد.
بزرگداشت محمود کریمی

بزرگداشت محمود کریمی

محمود کریمی (۱۳۰۶- ۱۳۶۳) در موسیقی ایران شخصیت بی نظیر و استثنایی است؛ او سالها به تدریس ردیف آوازی موسیقی ایران پرداخت و هنوز هم ردیف آوازیش، بهترین ردیف برای آموزش آواز و مرجع خوانندگان است.
گفتگو با پولینی (II)

گفتگو با پولینی (II)

در تبحر تکنیکی پلینی جای بحثی نیست اما این طرز فکر که پلینی از لحاظ احساسی تعلق خاطری به کار خود ندارد و به جای اینکه با احساس به تفسیر موسیقی بپردازد، فقط در آن تجسس می کند، به موضوع بحث برانگیز تبدیل شده است. یکی از برجسته ترین طرفداران پلینی، ادوارد سعید بود که روی دیگر سکه را نشان داد.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (V)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (V)

بنده به عنوان کسی که از ده سالگی ویلن می نوازم، عرض می کنم قرار دادن یک پارچه ی بزرگ بین صفحه بالایی و زیرچانه ای ویلن و استفاده همزمان از سیم پیراسترو سبز و سیم گیر چوبی با تاندورهای بزرگ، راحت ترین راه برای زدن ویلن به سبک یاحقی و دیگران است (دلیل علمی آنرا خودتان فرمودید)… و این کاری است که همه بلا استثنا انجام میدهند…
ایزایی و مکتب ویولون بلژیک (III)

ایزایی و مکتب ویولون بلژیک (III)

این مورد همچنین درباره سونات سزار فرانک نیز صدق می کند. ایزایی می گوید: «اجرای این سونات های بزرگ به دو نوازنده احتیاج دارد، زیرا بخش های پیانو آنها گاهی بسیار ماهرانه و با جزئیات بسیار نوشته شده اند. سزار فرانک سوناتش را روز ۲۶ سپتامبر ۱۸۸۶ یعنی روز عروسی من به عنوان هدیه عروسی برایم فرستاد! واقعیت این است که کارهای بسیار مهم زیادی به من تقدیم شده است. به عنوان مثال می توانم از آثاری از این آهنگسازان نام ببرم: شوسون (Chausson)، رپارتز (Ropartz)، دوبوآ (Dubois) (سونات – که پس از سونات سزار فرانک یکی از بهترین سونات هاست)، دیندی (d’Indy)، گابریل فوره (کوئینتت)، دبوسی (کوارتت)! تعدادشان زیاد است و نمی توانم همگی را الآن به خاطر بیاورم، سونات های ویولن، موسیقی سمفونیک، موسیقی مجلسی، اثرهای کرال، و ساخته هایی از هر نوع!»
نگاهی به اپرای مولوی (XV)

نگاهی به اپرای مولوی (XV)

این پرده از اپرا با عنوان «خواب اول» نامگذاری شده و در آن تصاویری که مولانا در خواب می بیند به نمایش درآمده است. از ابتدای این پرده که گلیساندوی فلوت به گوش می رسد و در پی آن نوای هارپ به گوش می رسد، افرادی که با آثار بهزاد عبدی آشنا هستند متوجه می شوند که ورژن دیگری از قطعه «موسی و شبان» او در این بخش استفاده شده است؛ اثری که سالها پیش در دستگاه نوا برای یک خواننده متسو سوپرانوی با تکنیک آواز ایرانی و ارکستر سمفونیک تصنیف و ضبط شده بود.
منا: برای کتاب رضا محجوبی ۱۳ سال تلاش شده است

منا: برای کتاب رضا محجوبی ۱۳ سال تلاش شده است

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با شهاب منا، نوازنده و محقق موسیقی، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است. منا چند سالی است به صورت حرفه ای وارد کار نشر کتاب شده است و آثار متعدد و با ارزشی را از طریق نشر خود که خنیاگر نام دارد، به بازار موسیقی ایران عرضه کرده است.
کریستوفر هاگوود: رهبر، موسیقی شناس و نوازنده کیبورد (II)

کریستوفر هاگوود: رهبر، موسیقی شناس و نوازنده کیبورد (II)

او همچنین در سال ۲۰۰۹ “The Rake’s Progress” از استراوینسکی را در سالن تیترو ریل مادرید به کارگردانی رابرت لپاژ رهبری کرد. او در اواخر سال ۲۰۱۰ و اوایل سال ۲۰۱۱ رهبری مجموعه ای از اجراهای عروسی فیگاروی موتسارت در خانه اپرای زوریخ را به عهده داشت. در تاریخ یک سپتامبر ۲۰۰۶، ریچار اگار (Richard Egarr) نوازنده هارپسیکورد به عنوان مدیر موسیقی آکادمی موسیقی باستانی جایگزین هاگوود شد و هاگوود به عنوان مدیر افتخاری آکادمی معرفی شد.