بانگ چاووش (II)

کانون چاووش، پرکار و پر شور به فعالیت مشغول بود؛ هنرمندان جوان این کانون، خودشان، می ساختند، خودشان می نواختند و می خواندند، خودشان ضبط می کردند و همینطور خودشان آثار را توزیع می کردند! ساختمانی که گروه چاووش در آن به فعالیت می پرداخت، ساختمانی قدیمی بود در خیابان حقوقی (۴) که امروز در این ساختمان «مکتب خانه میرزاعبدالله» و انتشارات «ماهور» مشغول به کار است.

آثاری که در مجموعه چاووش منتشر می شد، غیر از اینکه در زمینه ساخت آثار جدید،‌ با روند کاری مرکز حفظ و اشاعه در تضاد بود، در نحوه ملودی سازی و همچنین بافت چندصدایی نیز نه تنها شباهتی به آثار مرکز نداشت، بلکه بیشتر یادآور آثاری بود که در جبهه مقابل مرکز حفظ و اشاعه قرار داشت و آن «هنرستان موسیقی ملی» بود که ادامه دهنده مکتب وزیری بودند.

نباید از نظر دور داشت که یکی از مهمترین ارکان این کانون یعنی حسین علیزاده، دیپلمه هنرستان موسیقی ملی بود و در ساخت موسیقی به آن شیوه، توانایی های بالایی داشت. به روز بودن و شنیدنی تر بودن این نوع آهنگسازی در زمینه موسیقی ایرانی، باعث شده بود علیزاده نه تنها آثار خود را بلکه گاهی آثار دیگر آهنگسازان کانون چاووش را به این صورت تنظیم (۵) کند.

از مجموع ۱۲ آلبومی که در کانون چاووش منتشر شد (البته ۱۰ آلبوم به صورت رسمی منتشر شد) چاووش های ۲ تا ۸ کاملا فضای انقلابی دارند و همین دلیل باعث دوام این کانون تا سال ۱۳۶۳ شد؛ در این هفت سال، یکی از انگشت شمار آهنگسازانی که آثارشان از رادیو و تلویزیون پخش می شد، آهنگسازان گروه چاووش بودند.

یک اشتباه تاریخی رایج نیز در مورد تنظیم های کانون چاووش رواج دارد که ادعا می کند، تمام تنظیم هایی که پس از انقلاب از ارکسترهای ایرانی شنیده شده، تحت تاثیر آثار گروه چاووش (مخصوصا تنظیم های حسین علیزاده) بوده است؛ در صورتی که همزمان با فعالیت های گروه چاووش افراد دیگری مانند سعید ثابت با تنظیم تصنیف «همپای جلودار» با ملودی و آواز حسام الدین سراج در سال ۱۳۵۹ نشان دادند که این نوع تنظیم مختص حسین علیزاده نیست و این روح زمان است که چنین تغییری در شیوه تنظیم هنرستانی بوجود آورده است.

اینجا باید به این نکته نیز اشاره شود که تنظیم های ارکسترهای مکتب وزیری پیش از انقلاب، برتری هایی نسبت به آثار بعد از انقلاب که توسط آهنگسازان چاووش و بعدا، عطا جنگوک، جلیل عندلیبی، محمدعلی کیانی نژاد و در نسل بعد حمید متبسم و ارشد تهماسبی و… تنظیم شد دارد…

می دانیم که «گروه سازهای ملی وزارت فرهنگ و هنر» که بعد از انقلاب به ارکستر پایور معروف شد، از ابتدا به صورت چند صدایی های ملایم یا گاهی جسورانه، آثارش را به اجرا می گذاشت که تمامی این آثار توسط فرامرز پایور تنظیم شده بودند. بعد از گروه پایور، ارکسترهای ایرانی دیگری هم تشکیل شدند که توسط شاگردان هنرستان (که بعضی شاگرد شخص فرامرز پایور نیز بودند) به شیوه ای نزدیک به پایور و دهلوی، به تنظیم آثار خود می پرداختند (افرادی مثل اسماعیل تهرانی، اسماعیل واثقی، حسین فرهاد پور و مهرداد دلنوازی) ولی نوع تنظیمی که پس از انقلاب از گروه چاووش و دیگر گروه ها شنیده شد، تفاوت های عمده ای با شیوه کار هنرستانی ها و پایور داشت.

همشهری جوان

پی نوشت

۴- آدرس دقیق آن: تهران – خیابان شریعتی – خیابان حقوقی – پلاک ۴۲ است ولی تمرین ها گاهی در منزل هوشنگ ابتهاج هم انجام می گرفته است.
۵- در این نوشته منظور از «تنظیم»، نوشتن یک یا چند صدایی همراهی کننده بر اساس ملودی اصلی است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر کتاب «ردیف آسان است؛ قدم به قدم با ردیف موسیقی ایران، دستگاه شور»

روژا پیتِر –ریاضیدان مجار- در کتاب «بازی با بینهایت» بدون اینکه نام کتابش را «ریاضی آسان است» بگذارد، هنرمندانه پیچیده‌ترین موضوعاتِ ریاضی را دست‌یافتنی کرده است. اگر فرمانروای مطلقِ همه‌ی دانش‌ها می‌تواند آسان شود پس ردیفِ ما هم علی‌القاعده باید بتواند. کتابِ حاضر با وجود تلاش‌هایی که شده نه تنها در این کار توفیقی نیافته بلکه به جای زدودنِ ملال و پیچ و خم‌های زاید از پیکره‌ی موضوع (بر طریقِ یک متدلوژیِ منسجم و به پشتوانه‌ی یک ساختمانِ نظری مستحکم و واحد) به خوبی توانسته است نشان دهد که ردیف چقدر می‌تواند غامض و گیج‌کننده باشد.

تکروی بااستقامت! (II)

نتیجه همان که در سال ۱۳۴۹ براثر «مشکلات سیاسی» از بانک کشاورزی اخراج شد. مخالفت با رژیم شاه در آن زمان بین روشنفکران عادی بود اما بین موسیقیدانان که عموما به جماعتی محافظه کار و خطرگریز و «صلح کل» نامیده شده اند، چنین مخالفت هایی اصلا رایج نبود بلکه سازش با وضع موجود و تلاش درجهت جلب منافع مادی بود که ارجح شمرده می شد. نتیجه هرچه بود، رجبی دیگر به کاردولتی برنگشت و زندگی «بهمن گونه و رجبی وار» او از آن زمان شکل گرفت. او هنرمندی بود برخلاف جریان آب. به شب نشینی و مطربی نمی رفت، از ارباب قدرت بیزار بود، از تعارف و حفظ ظاهر به قیمت ریاکاری نفرت داشت و صراحت تلخش دشمن تراش بود، اهل مطالعه بود، ورزش حرفه ای را برگزیده و کوهنوردی همیشگی بود.

از روزهای گذشته…

موسیقی کانتری (IV)

موسیقی کانتری (IV)

در سال ۱۹۷۷ خانم دالی پارتون (Dolly Parton) موسیقیدان برجسته سبک کانتری با آهنگ “اینجا باز هم تو” به عنوان بهترین آهنگ کانتری و در رده سوم بر روی بیلبورد بهترینهای پاپ آمریکا جای گرفت. همچنین کنی راجرز (Kenny Rogers) پس از موفقیت در پاپ، راک و موسیقی محلی با آهنگ “لوسیل” به موسیقی کانتری راه یافت و در رده پنجم بیلبورد بهترینهای پاپ آمریکا قرارگرفت. در حقیقت راجرز و پاترون هر دو این توانایی را داشتند که هم زمان هم در موسیقی کانتری و هم پاپ برترین باشند.
سینتی سایزهای ماجولار

سینتی سایزهای ماجولار

با وجود آنکه ممکن است اینگونه بنظر برسد که با پیشرفت تکنولوژیها ساخت سینتی سایزهای دیجیتال، استفاده از سینتی سایزهای سنتی ماجولار اشتباه است، اما کماکان بسیاری از گروه های موسیقی و آهنگسازان برای تهیه موسیقی خود تنها از این سینتی سایزرهای آنالوگ (Modular Synthesizers) استفاده می کنند؛ در این نوشته نگاهی داریم به چگونگی عملکرد آنها.
گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (VIII)

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (VIII)

نوع دیگر از دسته بندی، تقسیم موسیقی به موسیقی هنری و انواع دیگر موسیقی است که از این دیدگاه، فاقد ارزش های هنری هستند، با این ویژگی که اولی محصول خلاقیت و نبوغ است و در درجه اول شامل موسیقی های تصنیف شده توسط آهنگسازان نامدار است که به عنوان هنر غیر وابسته (autonome Kunst) یا هنری که فقط به خلاقیت و نبوغ سازنده اش متکی است، شناسایی می شوند. البته در مورد شناسایی موسیقی های غیر هنری بین ناظرین و منتقدین و تئوری پردازان توافقی وجود ندارد. در این گروه بنا به دیدگاه های متفاوت، انواع مختلف موسیقی ها مانند موسیقی بازاری (Musik Kommerz) برای مصرف در حیطه تجارت و اغلب محصول تقلید و کپی برداری یا موسیقی های محلی و فلکلور های شهری و روستایی و موسیقی های سنتی و آئینی که بدون «خلاقیت هنری» وجود داشته و دارند، شناسایی می شوند که برنامه کاری اتنوموزیکولوژی است.
معلمی برای همه ادوار

معلمی برای همه ادوار

نوشته ای که پیش رو دارید، بخشی از خاطرات آزاده امیری نوازنده و مدرس تار و سه تار و از شاگردان زنده یاد هوشنگ ظریف است که به مناسبت درگذشت این هنرمند به رشته تحریر در آمده است:
جایی میان آفرینش و تفسیر (II)

جایی میان آفرینش و تفسیر (II)

در روی‌کرد‌های سخت‌گیرانه و بسیار بنیادگرایانه دایره‌ی آنچه که موجب روا شدن انگ «تحریف» می‌شود، چنان تنگ است که عملا کار اجرای مجدد به نسخه‌برداری می‌کشد و احتمالا بازسازی شایسته‌ترین عنوان برای آن می‌شود. در چنین دیدگاهی تاریخ زیست یک اثر پس از خلق همیشه رو به پس دارد همیشه بهترین‌ها در گذشته رخ داده‌اند و امیدی هم برای بهبود به چشم نمی‌خورد. خلاقیت فردی نوازنده کم‌تر دیگرگونه دیدن و تفسیر در اجرای مجدد کارآیی دارد.
پنجمین جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی دو ماه دیگر برگزار می شود

پنجمین جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی دو ماه دیگر برگزار می شود

جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی ایران که هر ساله در اسفند ماه برگزار می شد، این بار به دلیل همزمانی با ایام فاطمیه دو ماه دیگر برگزار خواهد شد.
تئوری بنیادین موسیقی (قسمت دوم)

تئوری بنیادین موسیقی (قسمت دوم)

برای آنکه نت های موسیقی را در دورهای پی درپی که پیشتر نشان داده شد بتوان به خط موسیقی نوشت خطوطی به کار برده می شود که حامل نام دارد. حال در ساده ترین و معمول ترین کاربرد خود عبارت است از پنج خط موازی با فاصله های مساوی. حامل پنج خطی دارای یازده محل برای جا دادن نت های موسیقی است پنج محل روی خط ها چهار محل میان خط ها یک محل پایین و یک محل بالای حامل به این ترتیب روی هر حاملی می توان یازده نت جای داد.
گفتگو با پندرسکی در مورد موسیقی آوانگارد (III)

گفتگو با پندرسکی در مورد موسیقی آوانگارد (III)

یکی از قطعاتی که من اواسط دهه ۷۰ برای اپرا لیریک شیکاگو نوشتم، «بهشت گمشده» بود. همچنین سمفونی شماره ۲ و کنسرتو ویلن. تمام این قطعات با فاصله کمی از یکدیگر خلق شده اند، بین ۷۴، ۷۵ و فکر کنم ۸۲ و کاملا مشخص شد که من میخواستم این سنت را دنبال کنم، سنت رمانتیک.
موریس ژار

موریس ژار

اگر برای اولین بار نام موریس ژار Maurice Jarre را به عنوان آهنگساز آثار کلاسیک سینمایی اوایل دهه ۶۰- مانند لورنس عربستان و دکتر ژیواگو- شنیده باشید و متوجه شوید که او مدتها قبل از این برای تعداد زیادی فیلم فرانسوی موسیقی ساخته است، از دانستن این نکته که او سازنده موسیقی متن بسیاری از فیلمهای مطرح دهه ۸۰ و ۹۰ –از جمله جاذبه مرگبار (Fatal Attraction ) و روح (Ghost)- هم بوده، متعجب خواهید شد.
به زبان ایرانی (I)

به زبان ایرانی (I)

نیازی نیست که بسیار موسیقی ایرانی بدانی تا بتوانی رنگ ایرانی «خون ایرانی» (*) را لمس کنی. شخصیت ایرانی این قطعه به روشنی و وضوح خود را به انسان دیکته می‌کند. بدون ترس از این که شناخته شود و بدون سر افکندگی‌های معمول فرهنگی درجه‌ی دوم. در پی شبیه شدن به نسخه‌ی برتر هم نیست و چشم به آرمانشهری در آن‌سوی آب‌ها ندوخته است. برای آفریننده‌ی این اثر ایرانی بودن معنایی روشن‌تر، شکل‌یافته‌تر و عمیق‌تر از تنها ترکیب ملودی‌های شناخته شده با ابزارهای موسیقی سمفونیک دارد.