بانگ چاووش (III)

در این آثار از سازهای مضرابی باس مانند، بم تار و عود به صورت شاخص تری استفاده می شد و کارایی آنها بیشتر القای ریتمیک بود که در اکثر مواقع با چاشنی ضدضرب، نوشته می شد؛ ولی مهمترین تفاوت این آثار با بسیاری از ساخته های پایور و هنرجویان هنرستان، تنظیم ذوقی آنها بود؛ در بسیاری از آثار پایور (۶) و هنرجویان هنرستان، تکنیک های هارمونی و کنترپوان، به شکل قانونمند و یکپارچه ای به کار برده می شوند، در حالی که در آثاری که بعد از انقلاب توسط آهنگسازان کانون چاووش اجرا شد، این تکنیک ها به صورت مقطعی و بیشتر جهت رنگ آمیزی به کار گرفته می شوند.

در کانون چاووش، محمدرضا لطفی غیر از اینکه مدیریت مجموعه را به عهده داشت، یک شخصیت کاریزماتیک برای اعضای این کانون بود.

مهمترین جاذبه شخصیتی او به دو عامل مربوط بود که اولی علمی و دومی سنی بود! چیره دستی لطفی در نوازندگی دو ساز تار و سه تار و آشنایی کامل با چند ساز دیگر، آشنایی عمیق از موسیقی قاجار و نوازندگی استادان این عصر و نیز تفاوت سنی او با بیشتر اعضای کانون که در آن زمان جوانانی تازه کار و در دهه دوم زندگی خود بودند در حالی که لطفی در دهه سوم زندگی خود بود و جایگاه استادی بر بسیاری از آنها داشت.

همین کاریزما باعث شد که مخاطبان موسیقی ایرانی با اینکه لطفی بعدا در تولید آثارش از نظر کمی و کیفی نتوانست حداقل با دو همکار چاووشی اش یعنی حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان رقابت کند، همچنان او را آهنگسازی در مقیاس این دو یا حتی برتر از آنها فرض کنند.

سال ۱۳۶۳ سالی غم انگیز برای این کانون بود… فشارها بر روی جامعه موسیقی روز به روز بیشتر می شد و کم کم باعث دلسردی لطفی، علیزاده و مشکاتیان شد… لطفی و علیزاده ایران را ترک کردند و کانون چاووش در آن از خلق و اجرای موسیقی تا سازگری و تدریس انجام می شد، تعطیل شد.

بعدا بعضی از آثار چاووش با نامهایی مستقل توسط انتشارات های مختلفی به بازار آمد که بیشتر آنها با انتشارات «آوای شیدا» بود و چند اثر از این مجموعه هیچ گاه به نشر مجدد نرسید.

پس از چاووش، لطفی و علیزاده چند بار به قصد جمع کردن همکاران سابق و تولیدات جدید به ایران آمدند و حتی علیزاده موفق شد سه آلبوم به نامهای «یادیار مهربان»، «شورانگیز» و «راز و نیاز» را با همکاری گروه عارف و شیدا (نه با عنوان چاووش) تولید کند ولی اختلافات مختلف باعث شد که این گروه دیگر حتی با نام ترکیبی «عارف و شیدا» نیز به فعالیت نپردازد و علیزاده در آلبوم «صبحگاهی» نام «گروه سازهای ملی» را برای این ترکیب برگزید. گروه شیدا نیز با سرپرستی پشنگ کامکار سه آلبوم «رامشگران»، «گلگشت» و «فراق» را روانه بازار کرد ولی این حرکت نیز متوقف شد.

هرچند گروه های عارف و شیدا با وجود اختلافاتی که میان سرپرست و نوازندگانش بوجود آمد نتوانست حیات طولانی مدتی (مانند گروه پایور که هنوز بدون پایور تمرین های خود را ادامه می دهد) داشته باشد، ولی طنین دل انگیز آثار کانون چاووش، هیچ گاه از خاطره ها پاک نشد.

پی نوشت
۶- برای نمونه رجوع کنید به «نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» نوشته نگارنده در شماره پنجم مجله مهرگانی و یا بازنشر آن در وب سایت HarmonyTalk.com

همشهری جوان

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XIII)

مشکل بی نامی منطقه و بلا تکلیفی در این مورد در همه تحقیقات و نوشته های تاریخی به چشم می خورد که به چند مورد آن به عنوان نمونه می پردازیم:‌

«توانایی یا دانایی»

از روزگار سرودن مولانا تا امروز این مصرع از دفتر چهارم مثنوی گزین‌گویه‌ای مشهور شده است. آن را همراه ضرب‌المثل دیگر، «کنار گود نشسته می‌گوید لنگش کن»، برای رد نقد به کار می‌برند (گرچه تنها کاربردشان این نیست). با آوردن این مصرع تلویحا از منتقد می‌خواهند تنها به شرطی نقد کند که بتواند کاری بهتر یا همسنگ اثری که نقدش می‌کند، انجام دهد (و اینجا هم مقصود از «نقد» اغلب داوری منفی است). در حقیقت گوینده‌ی این جمله می‌خواهد «مرجعیت» نقد و منتقد را برای خرده‌گرفتن بر این یا آن اثر زیر سوال ببرد.

از روزهای گذشته…

نقد آرای محمدرضا درویشی (VIII)

نقد آرای محمدرضا درویشی (VIII)

فوزیه مجد و داریوش شایگان به عنوان بخش بزرگی از مصادر فکریِ آرای محمدرضا درویشی که دلایل آن پیشتر گفته شد، امروزه دچار بازنگری و تغییر و تحولاتی نسبت به مواضع فکری‌شان در دهه‌ی پنجاه شده‌اند و شجاعتِ بیان و ابراز آن را هم داشته‌اند.
کلاف سردرگم (III)

کلاف سردرگم (III)

سال‌های بعد نیز وضع به همین منوال بوده است. دست‌کم هر دو یا سه سال یک بار چرخشی اساسی در دیدگاه‌ها و نحوه‌ی برگزاری این جشنواره رخ داده است. این موضوع که در آغاز در جهت تازگی و کمال به نظر می‌رسد از آن جهت که تداوم و انسجام این جشنواره را بر هم می‌زد نکته‌ی منفی‌ای به حساب می‌آید که تا امروز نیز به عنوان اصلی‌ترین پدیده‌ی آسیب‌شناختی جشنواره‌ی فجر به حساب می‌آید.
سرگذشت موسیقی کلاسیک در شوروی کمونیستی (II)

سرگذشت موسیقی کلاسیک در شوروی کمونیستی (II)

خرنیکوف زندگی تمام کسانی که نامشان را در لیست سیاه قرار داشت، تباه کرد. جلوی تمام فعالیت های آنها گرفته شد و {آنها} تا زمان مرگ استالین در انتظار دستگیری، تبعید یا اعدام بودند. جالب آنکه خرنیکوف بعد از فروپاشی شوروی هم سمت خود را حفظ کرد و تا سال ۱۹۹۱ به عنوان رئیس تحقیقات موسیقایی در روسیه به فعالیت پرداخت. الان او ۹۳ ساله است و اجازه داد ماه گذشته در مسکو با او گفت وگو کنم.
گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

از سوی دیگر پدیدآورندگان این روش نقد تاکید بسیار زیادی بر «علم» بودن آن داشتند و ادامه دهندگان راه آنان نیز همین روش و منش را دنبال کردند. بنابراین در نقد تکوینی به‌ویژه هنرهایی که برساخته‌هایشان (اعم از پیش‌نویس یا نهایی) ماهیت مادی دارد (نقاشی، مجسمه‌سازی، ادبیات) از یک سو ردپای روش‌های باستان‌شناسانه مانند تعیین قدمت، ارتباط دادن اشیاء و… از سوی دیگر ردپای یافته‌های علوم شناختی و روان‌شناسی خلاقیت به چشم می‌خورد، به شکلی که آن را بدل به ترکیبی از زندگی‌نامه، تاریخ، نسخه‌شناسی، روان‌شناسی و جامعه‌شناسی می‌کند.
توضیحاتی در مورد مرور آقای بهرنگ نیک آئین (I)

توضیحاتی در مورد مرور آقای بهرنگ نیک آئین (I)

قبل هر چیز از آقای نیک آئین تشکر می کنم که همت و مروری بر نوشته بنده، نموده اند و مسائلی را که شناسی کرده اند، نوشته اند تا من هم بتوانم از آنها آگاه شوم و در پی حل مسائل برآیم. شناسایی مسائل و کوشش در حل آنها، تنها راهی است برای دسترسی به یک تئوری جامع و درستِ موسیقی ایرانی. نوشتن کتاب و تئوری درباره موسیقی ایرانی مهم و لازم است، اما نقد و بررسی و گفتگوی نوشته شده، مهمتر است. دیدگاه های مختلف و متفاوت باید در کنار هم گذاشته و سنجیده شوند یکی از مشکلات بزرگ در این راه که تنها از راه گفتگو نمودار می شود، وجود عادت های ذهنی است. موسیقیدانان ایرانی چند دهه (حدود ۱۳۰۰ تا ۱۳۷۰ هـ. . ش) عادت به «گام های موسیقی ایرانی» داشتند – و بعضی هم هنوز دارند – در آخرین دهه های قرن اخیر عادت به «دو دانگی» جایگزین عادت قبلی شده است.
تاریخ برگزاری تور گروه The Who اعلام شد

تاریخ برگزاری تور گروه The Who اعلام شد

گروه افسانه ای موسیقی راک The Who، برای اولین بار پس از گذشت بیش از ۲۰ سال، تور خود را آغاز میکنند. این تور با کنسرتهایی در ایالات متحده، کانادا، آمریکای جنوبی، آسیای شرقی، اروپا و استرالیا برنامه ریزی شده و اولین کنسرت آن روز ۱۲ سپتامبر در فیلادلفیا اجرا خواهد شد.
کیتارو(II)

کیتارو(II)

اگر بخواهیم موسیقی کیتارو را مورد بررسی قرار دهیم، میتوانیم از روند حرکت ملودی در قطعه و تاثیر آن بر مخاطب آنالیز را آغاز کنیم… تکرار جمله ها در این سبک بسیار پدیدار میباشد و این نوع روند تکرار که در ملودی وجود دارد، نوع موسیقی او را منحصر به فرد میکند.
گفتگو با تیبو (II)

گفتگو با تیبو (II)

«مارسیک نمونه یک استاد خوب بود. هر جلسه که در کنسرواتوار نزد او می رفتم (ما سه روز در هفته از او درس می گرفتیم)، او یک اتود از جاوینیز (Gavinies)، فیوریلو (Fiorillo)، دونت (Dont) به من می داد تا برای جلسه بعد آماد کنم. ما همچنین تمام آثار پاگانینی و آثاری از ارنست (Ernst) و اسپور (Spohr) را کار کردیم. برای تکنیک های آرشه نیز مارسیک از پاساژهای مختلفی که به اتود تبدیل شده بودند استفاده می کرد. ما گام ها را نیز که از نان شب ویولونیست مهم ترند، هر روز تمرین می کردیم.
یک ایرانی برنده مسابقه آهنگسازی میکروتونال کمپانی MOTU

یک ایرانی برنده مسابقه آهنگسازی میکروتونال کمپانی MOTU

کمپانی MOTU واقع در ایالت ماساچوست آمریکا – سازنده نرم افزار و سخت افزارهای موسیقایی از طریق موسسه تحقیقاتی AEH L’Atelier d’Exploration Harmonique اقدام به برگزاری مسابقه آهنگسازی جهت بررسی امکانات میکروتونال نرم افزار Ethno2 – Vst سازهای محلی ۵ قاره نمود.
چرا موتسارت؟

چرا موتسارت؟

روزی از روسینی (Gioacchino Rossin) موسیقیدان بزرگ ایتالیایی سئوال می شود که نظر شما راجع به بتهوون چیست؟ او در جواب می گوید “او موسیقی دان بزرگی است.” پس از آن از او راجع به موتسارت سئوال می شود و اینبار در جواب می گوید : “او یک موسیقیدان است.” به راستی چرا موتسارت به این اندازه مشهور است؟ بطوری که حتی در قرن حاضر جایگاهی جدای از دیگر موسیقیدانان دوران کلاسیک از خود بر جای گذاشته است. شما خواه نا خواه موسیقی این نابغه دوران کلاسیک را حداقل در رادیو، تلویزیون و یا حتی پشت سرویس Hold تلفن یا زنگ موبایل و … شنیده اید، اما آیا تا بحال فکر کرده اید که، چرا موتسارت؟