بد فهمی از گفتار وزیری (II)

علي نقي وزيري (1266-1358)
علي نقي وزيري (1266-1358)
وزیری در مدرسه موسیقی اش به تشکیل ارکستری پرداخت که از هنرجویان و مدرسان مدرسه تشکیل شده بود. او در این ارکستر به اجرای پیشنهادهایش برای موسیقی ایرانی می پرداخت. وزیری همچنین در کلوپی که برای دوستداران موسیقی تاسیس کرده بود به ایراد سخنرانی هایی پرداخت که موسیقی عامیانه روز را به باد انتقاد گرفت.

مجموعه نوشته هایی که از سخنرانی های آن روز وزیری موجود است، نشان می دهد که او در ابتدا تا چه اندازه با موسیقی روز و موسیقیدانان آن زاویه داشته است.

در دوره فعالیت وزیری در مدرسه موسیقی، دو گروه همواره با او درگیر بودند؛ یک گروه که شامل موسیقیدانان تحصیل کرده غرب می شدند و موسیقی قابل ارتقا را تنها نوعی از موسیقی کلاسیک غربی می دانستند.

این گروه که در راس آنها، غلامحسین مین باشیان و پس از آن پرویز محمود قرار داشت، به اشتباه به عنوان غرب زدگانی خودباخته و دلزده از فرهنگ ایرانی شناخته شدند، در حالی که می دانیم بزرگترین چهره های این جریان، چنان عشق و علاقه ای به ایران داشتند که نامهای آثارشان ایرانی و اشعاری که در موسیقی های آوازی شان به کار برده اند، از شعرای نامدار ایران است.

در واقع اختلاف عقیده این گروه با وزیری تنها به دلیل تجربه نشدن این روش آموزش موسیقی بود که وزیری تدریس می کرد و نیز اعتقاد به عدم توانایی موسیقی ایرانی برای کمپوزسیون به شکلی بود که در موسیقی کلاسیک غرب جریان داشت.

این گروه دوبار توانستند وزیری را از مدیریت مدرسه موسیقی کنار بگذارند و شیوه خودشان را (که منطبق بر آموزش به روش کنسرواتوارهای غرب بود) جایگزین کنند.

گروه دیگری که مخالف وزیری بودند، موسیقیدانهایی بودند که به شیوه سنتی موسیقی ایرانی را آموخته بودند و به شکل سینه به سینه آموزش می دادند.

این گروه دانشی در زمینه نت نگاری بین المللی نداشتند، پس طبعا نمی توانستند منتقدانی سرسخت برای وزیری باشند چراکه هر پدیده ای را باید کامل شناسایی و بعد نقد کرد. آنها بدون اینکه توانایی خاصی در نت خوانی داشته باشند، آموزش و اجرا از روی نت را باعث از بین رفتن ظرایف موسیقی ایرانی می دانستند؛ البته هیچ روش بهتری را هم برای آموزش و نگارش موسیقی نتوانستند پیشنهاد بدهند و به همین خاطر هیچ گاه چندان جدی گرفته نشدند.

در این دوره جدال تنها میان همان دو طیف وزیری و مین باشیان جریان داشت و کم و بیش نقدهایی در مطبوعات هنری و غیر هنری نیز در این باره نوشته می شد که ارزش آکادمیک زیادی نداشت در کنار این نوشته ها، نقد های پراکنده ای نیز از طیف سنتگرا نیز به انتشار رسید ولی هیچکدام از این ها نتوانستند جایگاه پرقدرت وزیری را در میان اقشار نوگرا و فرهیخته، متزلزل کنند.

بعد از اینکه وزیری از مدیریت هنرستان کنار گذاشته شد، شاگردان وزیری بودند که مکتب فکری او را با جدیت پیگیری می کردند و مخصوصا بعد از تاسیس رادیو، دیگر به نهایت محبوبیت و اقتدار رسیدند.

4 دیدگاه

  • 350
    ارسال شده در آبان ۱۸, ۱۳۹۳ در ۸:۳۶ ب.ظ

    اگر منظور از سخنرانیهای وزیری، همون سخنرانیهای معروف ۱۳۰۴ باشه که فکر می کنم هست، وزیری هرگز توش موسیقیها رو جدا نکرده. اونجا حرفی از موسیقی بازاری یا موسیقی روز نیست. وزیری در مورد همه ی موسیقیهای قبل از خودش صحبت میکنه. در حقیقت هر چیزی قبل از سبک خودش رو بازاری به حساب میاره. این موضوع اونقدر روشن بوده که خالقی بعدا مینویسه: وزیری حتی آهنگهای درویش خان رو که کلوپ میامد مستثنا نکرد اما همه کس که اخلاقشان مثل یاپیرجان …

  • ارسال شده در آبان ۱۹, ۱۳۹۳ در ۲:۳۶ ب.ظ

    فرمودید وزیری در مورد موسیقی روز صحبت نکرده؛ لطفا اینجا بخشی که در مورد موسیقی روز صحبت می کند را بخوانید: http://www.harmonytalk.com/id/9603

  • 350
    ارسال شده در آبان ۱۹, ۱۳۹۳ در ۸:۴۹ ب.ظ

    خوب شد که به این نوشته ارجاع دادین . منم دقیقا به همین قسمت گفته های وزیری اشاره کردم. درسته که وزیری میگه موسیقی معاصر و بازاری و از این قبیل اما منظورش موسیقی روز به معنایی که شما می گین نیست همون طور که گفتم حتا تفسیر خالقی نزدیک ترین شاگردش، از این گفته ها این بود که منظور وزیری همه ی موسیقی های قبل از خودشه حتا خالقی اشاره می کنه که حقش بود نوآوری های درویش خان رو استثنا کنه که نکرده. البته اگر شما اصطلاح روز رو به معنایی نزدیک موسیقی مردم پسند و عامیانه و به عنوان گونه های موسیقی، به کار نمی برید خوب موضوع منتفیه و بحثی نیست. وگرنه در خود حرف های وزیری چیزی نیست که نشون بده منظورش از معاصر فقط همدوره ی تقویمی بودن نیست بلکه برعکس اشارش به رنگ و پیش درآمد و … نشون میده او داره در مورد موسیقی دستگاهی همون روز و قبلش صحبت می کنه و نه حتا موسیقی مطرب ها که موسیقی عامیانه ی اون روز به حساب می اومد.

  • ارسال شده در آبان ۱۹, ۱۳۹۳ در ۹:۳۱ ب.ظ

    فرمایش شما کاملا صحیح است، اصولا بحث موسیقی موسوم به موسیقی پاپ و مطربی (که هنوز چندان به صورت عمومی مثل قهوه خانه ها و کاباره ها) باب نشده بوده نیست، بنده هم دقیقا از همان اصطلاحی استفاده کردم که خود ایشان استفاده کرده بودند. هر چند تنها انتقادات این دوره از سخنرانی های وزیری مربوط به موسیقی غیر پاپ است، وزیری تا پس از انقلاب زنده بوده و آنطور که نقل شده است، منتقد سرسخت موسیقی های پاپ و حتی رادیویی (بخشی از موسیقی رادیو) آن زمان بوده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

امینی: انتقال نت ها کار وقت گیری است

قرار است یعنی این مجموعه آلبوم ۸ تایی در یک جزوه پارتیتور چاپ شود و گروه‌ها از این به بعد می‌توانند یک پارت ارکستر کامل هم داشته باشند و اگر خواستن استفاده کنند.

ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (VI)

در پی تظاهرات های ضد دولتی ماه های اخیر که به کشته شدن یکی از نوازندگان اِل سیستما به نام آرماندو کانیزالس (Armando Cañizales) نیز منجر شد، گوستاوو “خشونت و سرکوب” را شدیدا محکوم کرد و از رییس جمهور، نیکلاس مادورو درخواست کرد که “به صدای مردم گوش فرادهد”.

از روزهای گذشته…

«لحظه های بی زمان» (II)

«لحظه های بی زمان» (II)

بله، چون ایده های اصلی کاملا در ذهنم واضح و روشن بود. از طرفی بیش از یک ماه به کنسرت نمانده بود و قصد داشتم که این کار حتما در رپرتوار کنسرت باشد. بنابر این سه روز، به طور فشرده برای نوشتن این دو قطعه وقت صرف کردم.
زمان آن رسیده است که درکمان از موسیقی کلاسیک را نشان دهیم  (I)

زمان آن رسیده است که درکمان از موسیقی کلاسیک را نشان دهیم (I)

پاییز گذشته باراک اوباما میزبان کنسرت موسیقی کلاسیک در کاخ سفید بود. پیش از شروع، گفت: «حالا، اگر هر کدام از شما شنوندگان خیلی موسیقی کلاسیک را نمی شناسید و نمی دانید چه زمانی باید دست بزنید، نگران نشوید. ریس جمهور کندی هم تقریبا همین مشکل را داشت. او و جکی برنامه های موسیقی کلاسیک زیادی را اینجا برگزار کردند و چندین بار او زمانی که لازم نبود شروع به دست زدن کرد. بنابراین مسوول روابط عمومی اش قرار گذاشت که به رییس جمهور از شکاف در علامت دهد چه زمانی باید دست بزند. حالا، من خوشبختانه میشل را دارم که به من بگوید کی دست بزنم. بقیه شما خودتان می دانید.»
پیانو در موسیقی ایرانی (قسمت دوم)

پیانو در موسیقی ایرانی (قسمت دوم)

بنا بر اطلاعات موجود، نخستین پیانویی که به ایران وارد شد هدیه ای بود از سوی ناپلئون بناپارت به فتحعلی شاه (نگ. خالقی، صص ۸-۱۵۷). بعید به نظر می رسد که این ساز کوچک و پنج اکتاوی که با رسیدن به تهران باید از کوک هم خارج شده باشد هیچگاه مورد استفاده قرار گرفته باشد.در نیمه دوم سده نوزدهم میلادی، در پی دیدارهای ناصرالدین شاه از اروپا، شمار پیانوهای وارده شده به کشور رو به فزونی نهاد و به مرور در خانه معدودی از درباریان که در اروپا نیز به سر برده بودند جایگاهی برای آن پیدا شد.
سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (X)

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (X)

در دوران ساسانیان موسیقی نظامی به دلایل ایجاد خوف و هراس در دل دشمن و تقویت روحیه و نشان دادن دلیری و بی‌باکی سربازان که تقریباً بدون سلاح به جنگ و مبارزه می‌پرداختند از اهمیت خاصی برخوردار بوده است. فرماندهان سپاه فرمان‌های خود را توسط اصوات موسیقی رزم به سربازان می‌رساندند، به‌طوری‌که نوای هر ساز مفهوم خاصی داشت، مثلاً شیپور معنای حمله و یا طبل بیانگر تعقیب بود.
شرایط خلق یک ایده (I)

شرایط خلق یک ایده (I)

آگاهی از کجا آغاز می شود و چطور شکل می گیرد، و درک بهتر، پیرامون وقایع محیطی از سرچشمه کدام تجربه حقیقی می چوشد؟ نشانه های رشد و کمال در شرایط حیاتی چه موجودی می تواند ظهور کند؟
دیبازر: دوست ندارم حوزه ها را از هم تفکیک کنم

دیبازر: دوست ندارم حوزه ها را از هم تفکیک کنم

به هرحال حتما یک تفکر پشت آن وجود دارد، نمی دانم، باید از خود آن فرد پرسید ولی من شاگردهایم را خیلی دوست دارم و این تجربه آموزش را از اول راهنمایی و هنرستان تا آخر فوق لیسانس در تمام مقاطع تحصیلی موجود رسمی کشور را علاوه بر شاگردهای خصوصی داشتم. شاید بخشی از مساله به این برمی گردد به اینکه من شاگردهایم را جدی می گیرم و بسیاری اوقات آنها هم من را جدی می گیرند و بین همدیگر یک گفتمان پیش می آید که هدفش گذران به صورت روزمرگی کلاسهای آموزش موسیقی نیست. بدانید به هر حال وارد دنیای هنر شدن و دارای اندیشه هنری شدن چالشهای فکری را در پی دارد. این قضیه شاید به این نکته اشاره می کند.
سمفونی مانفرد؛ یک شاهکار روسی… (III)

سمفونی مانفرد؛ یک شاهکار روسی… (III)

چایکوفسکی در نامه دیگری نیز این بحث را دنبال کرد: «اجازه دهید به بحث خودمان در رابطه با عظمت موسیقی سمفونیک و مجلسی در قیاس با اپرا، این نکته را بیفزایم که در دوران ما تنها موسیقیدان بزرگی که برای تئاتر و اپرا چیزی نمی نویسد “برامس” است. “سزار کوئی” در مقاله ای نوشته است که برامس هم از نظر انسانی و هم از لحاظ هنری یک قهرمان است و همیشه در افکار خود افکار و پندارهای والا را جان می بخشد و شایسته احترام و تحسین است و من، با نظر او موافقم ولی معتقدم که متاسفانه نبوغ او در فضای محدودی او را نشان می دهد و وسعت لازم را ندارد اما با این حال، یک قهرمان محسوب می شود و من در خود این قهرمانی را نمی بینم و نمی توانم خود را در دایره تنگ برامس زندانی کنم. زیرا صحنه نمایش با تمامی زرق و برق هایش به گونه مقاومت ناپذیری مرا به سوی خود می کشد.»
موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (VI)

موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (VI)

شاگردان واحد اول، پیش از برآمدن آفتاب بر می‌خواستند و به میدان مشق می‌رفتند و از مسیو لومر، موسیقی نظامی و فن رهبری و فرماندهی را تعلیم می‌گرفتند. شاگردانی که مدت شش سال زیر نظر مستقیم لومر تحصیل کرده بودند، ا‌فرادی ورزیده و کارآمده شده بودند، نه فقط در نواختن یک ساز بلکه نواختن تمام سازها مهارت پیدا کرده بودند.

دو خبر از دنیای موسیقی

پس از موفقیت شوریده، کار گروه دستان و پریسا و انتخاب این اثر بعنوان بهترین موسیقی سال ۲۰۰۳ از طرف وزارت فرهنگ فرانسه، شرکت نت ورک آلمان اثر تازه ای از گروه دستان و پریسا را با نام گل بهشت منتشر کرد.
رمضان: استاد به اندازه کافی نداریم

رمضان: استاد به اندازه کافی نداریم

میدانید، نوازندگی پیانو، حرفه پر از فراز و نشیبی است. امروز میتوانم بگویم نحوه تدریس من حاصل تمام آموخته ها و تجربیاتم در این فراز و نشیب ها و نهایتا زندگی هنریم است. حاصل تعلیماتی است که به طور کلی چه در ایران چه در اروپا از استادانم گرفته ام و تجربیاتی که با اجرا در کنسرتهایم داشته و دارم.