بد فهمی از گفتار وزیری (III)

علي نقي وزيري (1266-1358)
علي نقي وزيري (1266-1358)
این جریان تا سالهای پایانی دهه چهل شمسی ادامه داشت، همزمان با تاسیس «مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ملی ایران» رادیو در اواخر دهه چهل، پر شده بود از موسیقی های عامیانه و سطحی که البته بعضی از شاگردان مکتب وزیری هم جزو پدیدآورندگان آن بودند.

وزیری دیگر فعالیت زیادی به جز تدریس زیبایی شناسی در دانشگاه تهران نداشت؛ دوازده سال از درگذشت ابوالحسن صبا، شاگرد مشهور وزیری می گذشت و نیز چهار سال از درگذشت روح الله خالقی شاگرد و مهمترین مکتب دار وزیری… ارکستر گلها هم که به وسیله جواد معروفی از شاگردان مستقیم وزیری اداره می شد، در بحران کمیت و کم بود کیفیت قرار گرفته بود. حسین دهلوی که در این دوره مهمترین مکتب دار وزیری شناخته می شد و توانسته بود سر و سامانی به سیستم آموزشی مکتب وزیری بدهد نیز درگیر هنرستان و مشکلات آن بود و کم و بیش آثاری را اجرا می کرد ولی کمتر از رادیو پخش می شد.

در این اوضاع، داریوش صفوت که به تازگی از سفر پنج ساله اش به فرانسه، بازگشته بود و کتابی را برای تدریس موسیقی ایرانی (با الهام از تئوری موسیقی خالقی) به زبان فرانسه نوشته بود، از طرف مدیر وقت رادیو و تلویزیون دعوت به همکاری شد.

این همکاری در جهت ترویج «موسیقی اصیل ایرانی» بود که به گمان مدیران وقت، داشت به فراموشی سپرده می شد. مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ملی ایران در سال ۱۳۴۸ به طور رسمی آغاز به کار کرد.

در این مرکز هنرمندانی که موسیقی ایرانی را سینه به سینه فراگرفته بودند و بیشتر دوران کهولت سن را می گذراندند به کار گرفته شدند، این گروه همان هایی بودند که دوره ای با روی کار آمدن هنرستان وزیری به حاشیه رانده شده بودند.

از این زمان بود که نقدها به وزیری (بیشتر از طرف شاگردان مرکز) جدی تر شد. نقدهایی که به وزیری وارد می شد البته کمتر جنبه تئوریک داشت و این طیف با اینکه بیشتر تحصیل کرده و آشنا به اصول بین المللی موسیقی بودند، تا سالها نتوانستند یک تئوری جدید برای موسیقی ایرانی مطرح کنند؛ در زمینه نوازندگی هم هیچ کدام از این افراد از نظر تکنیکی قابل قیاس با توانایی وزیری در نوازندگی نبودند، پس شائبه غرب زدگی وزیری مطرح شد؛ عنوانی که آنروزها بسیار باب روز بود و می شد هر مخالفی را با انگ آن کوبید!

استفاده از تئوری موسیقی که از قضا در غرب نمو یافته بود در آثار وزیری، بهترین دستاویز بود… انتقادات به وزیری جدی تر و همه گیر تر می شد. دانشجویانی که هم در زمینه تئوری موسیقی و هم در نوازندگی، در کنار وزیری آماتور محسوب می شدند، به او تاختند و تا پایان زندگی وزیری که یکسال پس از انقلاب روی داد، او را اروپایزه کننده موسیقی ایرانی لقب دادند.

جفایی که به وزیری شد و هنوز هم تاحدی ادامه دارد، تنها یک دلیل داشت و آن هم بد فهمی از مفهوم موسیقی کلاسیک بود… عمده هنرجویان مرکز حفظ و اشاعه موسیقی، در فهم پدیده جهانی موسیقی کلاسیک مشکل داشتند و از همین رو بود که تنها استفاده از ابزاری که از غرب آمده را دلیلی بر غرب زدگی می دانستند.

آنها هیچگاه نفهمیدند که موسیقی کلاسیک تنها غربی نیست؛ موسیقی کلاسیک، تنها موسیقی ملت خاصی نیست؛ موسیقی کلاسیک، تنها متعلق به قشر خاصی هم نیست! بلکه موسیقی کلاسیک، موسیقی فرهیختگان در تمام جهان است.

وزیری قبل از آشنایی به موسیقی کلاسیک غربی هم یک کلاسیسیت (۲) بود (همچون ارموی، مراغی و… که نوعی از موسیقی عالمانه را همراه با دستگاهی علمی مطرح کردند)

با اینکه پس از روی کار آمدن هنرجویان مرکز حفظ و اشاعه موسیقی، مکتب وزیری مورد حمله کورکورانه این طیف قرار گرفت، ولی امروز با مشخص شدن توانایی های مکتب وزیری، باز سیستم او به هنرستان ها برگشته و اکثر نظریات وزیری امروز سر لوحه آموزش موسیقی در مراکز آموزش موسیقی ایران است.

پی نوشت

۲- اینجا مقصود ما از کلاسیسیت، پیروان مکتب مشهور هنری یونان باستان و همینطور دوره کلاسیک اروپا در قرن هجدهم نیست. برای آشنایی بیشتر با این موضوع می توانید به کتاب «پیدایش موسیقی مردم پسند در ایران» نوشته ساسان فاطمی (انتشارات ماهور) و مقاله «اندر تعریف موسیقی کلاسیک» نوشته محسن قانع بصیری در مجله هنرموسیقی (و یا باز نشر آن در وبگاه «گفتگوی هارمونیک») مراجعه فرمایید.

مجله هنر موسیقی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XXIII)

مقارن با این تحولات نوار کاست به عنوان یک وسیله ارتباط جمعی جدید و مستقل از تشکیلات دولتی در ایران رایج شد. دو گروه شیدا و عارف نیز خود نوارهای موسیقی خودشان را با کیفیت بسیار خوب به بازار عرضه کردند. گروه های شیدا و عارف همگام با انقلاب کنسرت هایی با مایه های سیاسی و اجتماعی ترتیب دادند که با استقبال مردم به خصوص گروه های دانشجویی روبرو شد. در این میان کنسرت های گروه شیدا با آهنگ های محمد رضا لطفی (بشارت و سپیده) و پرویز مشکاتیان (ایرانی) همراه با اشعار هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه) و آواز محمد رضا شجریان، خاطره درویش خان، ملک الشعرا بهار و حسین طاهرزاده را زنده می کرد.

نگاهی به کتاب «موسیقی ایرانی»شناسی (II)

پیش از انتشار این کتاب، استادانی بودند که موسیقی ایرانی را اول با گوشه‌های مدال ردیف درس می‌دادند؛ کسی که مجدانه در این زمینه تا امروز فعال بوده، حسین عمومی نوازنده و مدرس موسیقی دستگاهی است. عمومی در کلاس‌هایش قبل از آموزش کل ردیف، درسی به نام «پیش‌ردیف» را تدریس می‌کند که در زمانی حدود ۲۰ دقیقه، کل گوشه‌های مدال ردیف را پشت هم می‌خواند. (۵)

از روزهای گذشته…

نخستین موسیقیدان حرفه ای جامعه بانوان ایران

نخستین موسیقیدان حرفه ای جامعه بانوان ایران

متن زیر حاصل گفتگوی وبلاگ مضراب با خانم ارفع اطرایی نوازنده و مدرس با سابقه سنتور و نخستین موسیقیدان حرفه ای جامعه بانوان هنرمند ایران است که توسط آقای سعید کمالی دهقان به دست ما رسیده . در این مطلب با سوابق و فعالیتهای این هنرمند آشنا می شوید و در مطلب بعدی مصاحبه ای با ایشان را می خوانید.
کلاف سردرگم (III)

کلاف سردرگم (III)

سال‌های بعد نیز وضع به همین منوال بوده است. دست‌کم هر دو یا سه سال یک بار چرخشی اساسی در دیدگاه‌ها و نحوه‌ی برگزاری این جشنواره رخ داده است. این موضوع که در آغاز در جهت تازگی و کمال به نظر می‌رسد از آن جهت که تداوم و انسجام این جشنواره را بر هم می‌زد نکته‌ی منفی‌ای به حساب می‌آید که تا امروز نیز به عنوان اصلی‌ترین پدیده‌ی آسیب‌شناختی جشنواره‌ی فجر به حساب می‌آید.
بسیار آسان‌تر است فیلمهایی را نام ببرید که جان ویلیامز موسیقی متن آنها را ننوشته باشد!

بسیار آسان‌تر است فیلمهایی را نام ببرید که جان ویلیامز موسیقی متن آنها را ننوشته باشد!

ویلیامز، برای ۳۰۷ فیلم موسیقی متن تصنیف کرده و در موسیقی ۴۸ فیلم به نحوی، از رهبری ارکستر تا تنظیم، دخالت داشته، و بی‌تردید نیمی از این فیلمها از شاهکارهای جاویدان سینما به شمارند. رکورد دست نیافتنی او شامل ۴۱ بار نامزدی اسکار است، که پنج بار موفق به دریافت آن شده، دو جایزه امی، سه کره طلایی، ۱۸ گرمی، و دهها جایزه ریز و درشت دیگر.
محمد مجرد ایرانی و سازهایش (II)

محمد مجرد ایرانی و سازهایش (II)

سه تاری که از چوب فوفل ساخته شده بود ساخت شخصی به نام سازگار کاسه آن یک تیکه بود نامش هم فوفل است. این سه تار بواسطه مهدی کمالیان هدیه شد به جناب محمدرضا شجریان.
٩٠٠٠ ویدئوی آموزشی برای پیانو: پروژه‌ دانشگاه آیوا

٩٠٠٠ ویدئوی آموزشی برای پیانو: پروژه‌ دانشگاه آیوا

هنرجو یا هنرآموز ندارد! اگر اهل اینترنت هستید و در حال آموزش یا یادگیری سازی هستید حتما پیش آمده که به دنبال نسخه شنیداری یک اثر بگردید. این جستجو می‌تواند برای شنیدن اثری باشد که نت آنرا دارید یا مقایسهءآن با نسخه‌ای که از پیش آنرا در اختیار داشته‌اید. از سوی دیگر حتما این تجربه را هم داشته‌اید که زمان زیادی را صرف یافتن اجرای شایسته‌ای از یک اثر کرده باشید. زمانی که برای مثال نام کاری را در یوتیوب تایپ می‌کنید، نتایج، هم می‌توانند کار گوش‌خراش نوآموزان باشند و هم اجرای درخشان یک نوازنده یا ارکستری جهانی.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XXI)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XXI)

برای ارضای حس ادبی خویش (البته که او نویسنده ای دارای چند کتاب چاپی بود) و همچنین برای تامین سوخت برای آتش موسیقی های الگار، آلیس در بسیاری از قطعات نقش ترانه سرا را ایفا کرده است:
مختصری دربارۀ ادعاهای نوآوری در موسیقی ایران (III)

مختصری دربارۀ ادعاهای نوآوری در موسیقی ایران (III)

از آن بدتر توسل به افکار عمومی و استقبال عموم و به کار بردن انواعی از مغلطه ها برای اثباتِ حقانیتِ این ملغمه سازی، در نوشته های تولید کنندگان چنین آثاری است ؛در اینجا فقط به برخی از این مغلطه ها که در نوشته یا مصاحبه های تولیدکنندگان این آثار موجود است اشاره میکنم.
علوانی فقط یک آواز نیست (VIII)

علوانی فقط یک آواز نیست (VIII)

ولی استاد به دلیل سن بالا این مسئولیت را به استاد حسان شاگرد خود داد. استاد حسان می گوید: زمانی که من به مسابقه رفتم و شروع به خواندن طور علوانی کردم. آنها همه از این آواز زیبا خوششان آمد و نفر اول شدم و پادشاه وقت یک اتومبیل به من هدیه داد که من هم این هدیه را به برادر خود در بصره دادم و به خوزستان برگشتم. (۲۹)
مخالف خوانی (I)

مخالف خوانی (I)

درست بعد از انتشار آگهی افتتاح “مدرسهٔ عالی موسیقی”، در سال ۱۳۰۲ دشمنان و مخالفان کلنل علینقی خان وزیری سر از تخم بیرون می آورند.
پایانی بر آغاز (II)

پایانی بر آغاز (II)

فعالیت اصلی بنیاد رودکی مسائل اداری تالار وحدت و رودکی و یا به عبارتی کل ساختمان است، اما دفتر موسیقی بیشتر فعالیتش معطوف به بخش فرهنگی و هنری میباشد و اگر ما بخواهیم همکاری خوبی داشته باشیم باید هماهنگی دقیق بین دو سازمان وجود داشته باشد. البته گاهی مشکلات و ناهماهنگی هایی پیش می آید ولی ما همیشه راه حلی را برای خارج شدن از بن بست ها پیدا کرده ایم، مطمئنا وجود دو سازمان در این مرکز نسبت به مراکزی که توسط یک سازمان اداره میشوند هماهنگی و همکاری بیشتری را نیازمند است.