تفاوتهای صوتی استردیواری و گوارنری (V)

«تفاوت های سیستماتیکی بین ویولون های معمولی استرادیواری و گوارنری وجو دارد»
«تفاوت های سیستماتیکی بین ویولون های معمولی استرادیواری و گوارنری وجو دارد»
بحث:
واریاسون بین این ۳۰ ویولون حدودا ۷ تا ۱۰ دسی بل است. این واریاسیون کاملا قابل شنیدن است هرچند که منحنی ها با چند استثنا شبیه یکدیگرند که نشان دهنده یکسانی تمبر (timbre) است.

در قطعات ضبط شده بلندی صدای ساز اهمیتی ندارد زیرا اگر شنونده دوست داشته باشد که موسیقی را با صدای بلند بشنود کافیست صدای دستگاه پخش را بلند کند. درحالیکه برای یک شنونده در سالن کنسرت ۷ تا ۱۰ دسی بل تفاوت زیادی را ایجاد می کند. اگر این واریاسیون متعلق به ویولون های خوب قدیمی است این سوال مطرح می شود که «چه چیزی این واریسیون را ایجاد می کند؟» و آیا در حالت کلی نتیجه حاصل نمایانگر کیفیت ویولون است؟

عجیب است که منحنی های منطقه برآمدگی از ۵/۲ تا ۱۵/۳ کیلو هرتز بالاتر از محدوده های با رزونانس بیش تر هستند. به نظر می رسد که این سازها نسبت به ویولون های مدرن که منحنی های بلندتری را در ۵/۲ تا ۱۵/۳ بدست می دهند صدای خوشایندتری دارند.

تفاوت بین ویولون های معمولی استرادیواری و گوارنری در این آزمایش ربطی به قطعه ی نواخته شده ندارد. ممکن است هنوز این پرسش مطرح شود که دلیل این تفاوت های سیستماتیک چیست؟ کدامیک از ظریف کاری های ساخت یک ساز باعث ایجاد چنین ویژگی هایی هستند؟

دلایل احتمالی ایجاد واریانس ها و تفاوت ها عبارتند از ساختار و وزن زه، وزن خرک و ویژگی های رزونانس، تراکم چوب، پارامترهای ارتجاعی و رطوبتی چوب، ضخامت ورقه (plate)، انحنا، موقعیت خرک، ورنی، میزان رطوبت هوا و چوب، اندازه و ساختار پخش صدا، ساختار لرزش و فاز رزونانس ساز، ویژگی های اتاق، تجهیزات اندازه گیری، نوازنده و نحوه دست گرفتن ساز برای نواختن بستگی دارد.

ظاهرا تفاوت در تمبر (timbre) ویولون ها را نمی توان با تفاوت زه ها توجیه کرد. همانطور که در عکس هایی که از این ویولون ها گرفته شده مشاهده می شود، بر روی ۲۸ ویولون از ۳۰ ویولون زه های دومینانت (Dominant) نصب شده است (بر اساس رنگ های ویندینگ (winding)؛ سبز «سنگین» (stark””)، بنفش، مدیوم و زرد «سبک» (“weich”) است). در ۴ تا از ویولون های استرادیواری ستارک (stark) و در ۱۰ ویولون مدیوم استفاده شده اما در هیچ کدام از ویولون ها از زه های سبک G,D و A (یا فقط D و G) استفاده نشده است.

در ۳ تا از ویولون های گوارنری ستارک (stark) و در ۱۰ ویولون از مدیوم استفاده شده و در هیچ کدام از ویچ (weich) استفاده نشده است. ویولون کینگ جیمز (King James) زه سل ستارک و ویولون ال بول (Ole Bull) زه سل و ر ستارک دارند. البته جای این سوال باقی می ماند که آیا این عکس ها درست زمانی گرفته شده اند که آهنگ ها ضبط شده اند یا نه!

با مقایسه ویولون هایی که زه ستارک (stark) دارند، با آنهایی که ندارند به روندی مشابه آنچه در نمودار ۵ می بینیم دست نمی یابیم. بالعکس دو تا از سازهای ضعیف تر در قطعه ضبط شده کارتمن (Kartman)، رابی (The Ruby) زه های ستارک داشته و دو تا از قوی ترین ویولون ها اُلیویرا (Oliveira) و ویولون دو دیال (du Diale) زه های مدیوم دارند.

سیستم ویولون-نوازنده و لوپ های بازخوردی آن بسیار پیچیده اند. با توجه به محدودیت داده تنها می توان انتظار دست یافتن به نتیجه های کلی را داشت.

نتیجه گیری:
طیف های باندی ۳/۱ اکتاو ویولون های استرادیواری و گوارنری حتی وقتی که قطعات متفاوت نواخته می شوند مشابهند. اما به نظر می رسد که تفاوت های سیستماتیکی بین واکنش های ویولون های استرادیواری و گوارنری وجود دارند که از صفر دسی بل در باندهای ۴ کیلوهرتز تا ۲ دسی بل در باندهای ۲۰۰ هرتز و ۲۵/۱ هرتز و ۲- دسی بل در باند ۶/۱ کیلوهرتز متفاوتند. این تفاوت در ویولون های استرادیواری به صورت صوت های تیره تر (dark) و در ویولون های گوارنری به صورت صداهای عالی تر(more brilliant) و پایه های (fundamentals) قوی برای پایین ترین نت ها نمود پیدا می کنند. برای درک دلایل این گوناگونی و تفاوت ها به پژوهش های بیشتری نیاز است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

لیر یا چنگ ارجان (IV)

موسیقی شناسان آلمانی و اتریشی “Curt Sachs” و “Erich von Hornbostel” سیستم رده بندی سازها را در ۱۹۱۴ ارائه دادند. خط کلی این رده بندی برمبنای بررسی اولین صفت مشترک سازها یعنی ویژگی فیزیکی ارتعاش ساز بنا شده است. بر این اساس سازها به پنج دسته تقسیم می شوند:

درباره‌ی پتریس وسکس (VI)

در آغاز این قرن در سال ۲۰۰۵ وسکس قطعه‌ی دیگری با عنوان کانتو دی فورتزه برای دوازده ویولنسل و فیلارمونیک برلین نوشت. او می‌گوید «این قطعه با قسمتی ساکن و خاموش شروع می‌شود. قلب کار شامل دو موج گسترشی است. ابتدا قطعه به آرامی فرود می‌کند و دور می‌شود تا با موفقیت به اوج برسد. سپس منجر به یک نقطه‌ی عطف می‌شود. در مقایسه، بیشتر قطعات و ترکیبات من در سکوت حل می‌شوند. نقطه‌ی اوج کانتو در فورتزه در یک فورتیسیمو بسیار پر قدرت وجود دارد. من متوجه شده‌ام که با موسیقی می‌توان جهان را متعادل نگه داشت.»

از روزهای گذشته…

هلن گریمود (II)

هلن گریمود (II)

هلن سونات شوپن و راخمانیوف را ضبط کرد، همچنین Barcarolle و Berceuse شوپن و کنسرتوی شماره.۳ بارتوک (B. Bartók) به همراه بولز (Boulez) و ارکستر سمفونیک لندن ضبط شد (این ضبط های هلن گریمود، در سال ۲۰۰۵ دارنده جایزه منتقدین ریکورد آلمان، جایزه آکادمی ریکورد و جایزه توکیو شدند و جایزه کلاسیک میدم در سال ۲۰۰۶). هر دوی این آثار در سال ۲۰۰۵ به بازار عرضه شدند.
اپراخانه (I)

اپراخانه (I)

خانه اپرا یک ساختمان تأتر است، برای اجرای اپراهایی که شامل صحنه، محل قرار گرفتن ارکستر، صندلی های شنوندگان و امکانات پشت صحنه برای رختکن و تغییرات صحنه می باشد. بعضی از سالنها بطور وی‍ژه برای اجرای اپرا ساخته شده اند و بعضی از آنها بخشی از یک مجموعه بزرگتری از یک مرکز اجرای هنرهای نمایشی می باشند.
اشتباه بزرگ هنگام اجرای کنسرت

اشتباه بزرگ هنگام اجرای کنسرت

گروه استونز، در فاصله جدایی تا مرگ جونز، میک تیلور (Mick Taylor) را جایگزین او کرده بودند که نامش برای اولین بار در آلبوم Let It Bleed آمد.
کنسرت اروپایی گروه بین المللی رومی و علیرضا قربانی

کنسرت اروپایی گروه بین المللی رومی و علیرضا قربانی

تور اروپایی “گروه رومی و علیرضا قربانی” از روز ۳۰ سپتامبر برای اجرای هشت کنسرت در سوئد، نروژ، سوییس و اسپانیا آغاز می شود. شماری از نوازندگان برجسته ایرانی و اروپایی در این گروه بین المللی گردهم آمده اند تا در ترکیبی ویژه آثار جاوید افسری راد آهنگساز ایرانی مقیم نروژ را اجرا کنند. تعداد نوازندگان در نخستین تور اروپایی “گروه رومی” بین ۱۲ تا ۱۶ نفر متغییر است.
گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

«پس از شنیدن قطعه‌ها [اول و دوم]، می‌بایست تغییراتی را که در موسیقی سنتی ایران با تاثیرپذیری یا تقلید از موسیقی اروپایی پدید آمده و شیوه‌های جدید را عرضه کرده، مورد بررسی قرار داد: اولین عنصر یا محوری که در این تغییر یا بهتر گفته شود «تحریف» به نظر می‌رسد، قلب ماهیت صدا یا سونوریتۀ «ساز» ایرانی است.[…] دومین وجه مشخصه دیگر از این تغییرات اساسی، تغییرات در نسبت‌های فواصل است. […] آشناترین مظاهر زیانبار این تحریفات عبارتند از: وفور نغمه‌های سردرگم، تکراری و کاملا بی‌هویتی که تا آخرین حد از رخوتی سنگین، غمهای تصنعی و افسردگی‌هایی، اشباع شده هستند.» (صص ۳۲-۲۸)
شیوه ای نوین در نوازندگی گیتار کلاسیک (III)

شیوه ای نوین در نوازندگی گیتار کلاسیک (III)

زمانی که مشغول به تنظیم قطعه «Playing Love» اثر «انیو موریکونه» (۱) بودم؛ متوجه کاستی های این تکنیک شدم. اگر ما آکوردی در پوزیسیون چهاردهم (XIV) گیتار می گرفتیم و برای کامل شدن هارمونی، نیاز به اجرای هارمونیک نتی، بر روی باره ی هفتم (VII) یا پنجم (V)گیتار پیدا می کردیم؛ امکان لمس سیم برای اجرای این نت هارمونیک وجود نداشت و البته «تکنیک Lip» هم برای گرفتن نت بود نه لمس و ایجاد صدای هارمونیک.
جوزپه وردی، اپراساز محبوب (I)

جوزپه وردی، اپراساز محبوب (I)

جوزپه فورتونینو فرانچسکو وردی (Giuseppe Fortunino Francesco Verdi) آهنگساز ایتالیای سبک رومانتیک است که بیشتر کارهایش در زمینه اپرا بوده و قطعات او از محبوب ‌ترین آثاری است که در اغلب سالن‌های اپراهای جهان اجرا می‌شوند. وی یکی از تاثیرگذارترین آهنگسازان قرن نوزدهم بود. آثارش بارها در تالارهای اپرا در سرتاسر جهان اجرا شده و بندهای نسلها را نیز در هم شکسته، بسیاری از موضوعات وی در فرهنگ عموم ریشه دوانده اند، در قطعه ها و موضوعاتی همچون: “خانم دمدمی” در اپرای ریگولتو (Rigoletto)، “آوازهای کر از بردگان عبری” در اپرای نابوکا (Nabucco)، “آهنگ مستی” در اپرای لاتراویاتا (La traviata) و “پیروزی” در اپرای آیدا (Aida).
مروری کوتاه بر چهار کتاب از فرهاد فخرالدینی (I)

مروری کوتاه بر چهار کتاب از فرهاد فخرالدینی (I)

کناره‌گیری فخرالدینی از رهبری ارکستر موسیقی ملی ایران در سال ۸۸ فرصت خوبی به او داد تا نوشته‌های پراکنده‌ی خود و از همه مهمتر خاطرات خود و همسرش را سر و سامانی دهد و آثار مکتوب دیگری از خود به جا بگذارد. فخرالدینی در گذشته نیز تنها به آهنگسازی مشغول نبوده و گاه دغدغه‌ها و یافته‌های خود را نیز منتشر کرده است. سلسله مقاله‌های «ریتم در موسیقی ایران» در شماره‌های ۱۱۱ تا ۱۱۷ مجله موسیقی در سال ۱۳۴۶، مقاله‌‌ای در مورد شیوه‌ی ثبت و نگارش الحان موسیقی عبدالقادر مراغه‌ای در جلد سوم کتاب ماهور در سال ۱۳۷۲، مقالات دیگری در شماره‌‌های مختلف فصلنامه‌ی ماهور و موارد دیگر، گواه این مدعا هستند. اما بی‌شک دهه‌ی نود شمسی برای فخرالدینیِ مؤلف جایگاه ویژه‌ای دارد چرا که بین سال های ۹۰ تا ۹۴ چهار کتاب از او به چاپ رسید. یادداشت حاضر مروری است کوتاه بر فحوای این چهار اثر مکتوب از فرهاد فخرالدینی:
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (VII)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (VII)

پیانو کنسرتوی شماره ۲ راخمانینوف، رومانتیسم دوران گذشته را به یاد می آورد و از آثار مشهوری است که پیانو در آن هنر خود را به خوبی نشان می دهد.
رئیسیان: چالش های این فیلم تجربه های زیادی به من داد

رئیسیان: چالش های این فیلم تجربه های زیادی به من داد

آنقدر مصاحبه ها مبسوط و از زوایای مختلف بودند که این امکان به وجود آمد که که یک روایت بسیار دلچسب و گیرا بتوانم از آن بسازم. روایتی از اینکه این قطعه بیش از ۱۰۰ سال پیش و در زمان ناصرالدین شاه به چه دلیلی توسط شخصی به نام «لومر» ساخته می شود. لومیر که بوده است؟ و در ایران چه می کرده و چه تأثیری بر موسیقی بعد از خود گذاشته است؟ چرا توجه پیمان سلطانی به این قطعه جلب می شود؟ ویژگی این قطعه چه بوده که به صورت یک قطعه ی ملی درمی آید؟ بحث درباره ی اینکه اصولاً قطعات ملی و میهنی چه طور قطعاتی هستند؟ و چگونه قطعاتی ملی می شوند؟ چه ویژگی هایی باید داشته باشند؟