خبر شوکه کننده برای ویولنیست ها؟! (II)

امروزه نام هایی مانند آنتونیو استرادیواری، جوزپه گورانری و نیکولو آماتی در سراسر دنیا برای ویولنیست ها احترام می آورد، اینان شاید بزرگترین ویولن سازان تاریخ بوده اند. برخی از اعضای خانواده، وابسته ها یا دنباله رو های این سه شخص شهرتی قابل مقایسه اما کمتر از آنها بدست آورده اند. این سه ویولن ساز در دوره ای که دوره طلایی ویولن سازی بود زندگی می کردند یعنی حدود سال ۱۵۵۰ تا ۱۷۵۰ در شهر کرمونای ایتالیا که به خصوص به مرکز تولید مشهور بود.

تری بورمان (Terry Borman) ویولن ساز معاصر که سازهای کرمونایی را به کمک برند استول (Berend Stoel)، رادیولوژیست، در مرکز پزشکی دانشگاه لیدن در هلند آنالیز کرده است معتقد است که مطالعه فریتز کاملا قابل اعتماد است.

او تذکر می دهد که «نگرانی هایی درباره یک سری جزئیات وجود دارد، به خصوص اندازه نمونه، زمانی که باید صرف شود تا چگونگی بهینه نواختن هر سازی را «فراگرفت» و توانایی قضاوت پروژکشن در چنین فضای کوچکی». از نظر استول این یافته ها «شوکه کننده نیستند».

بورمان همچنین معتقد است که، این که دیگر مثل گذشته فکر نمی کنیم که، سازهای کرمونایی قدیمی استثنایی هستند به این معنی نیست که دانشمندانی که به آنالیز این سازها پرداخته اند وقت خود را تلف کرده اند. بورمان در ادامه می گوید که اگر مطالعات آنها راهکاری آسان و مستقیم را برای رمز گشایی از ویولن عالی و کامل بدست نداده است، «از ارزش کار آنها در زمینه های پژوهشی خاص نیز نمی کاهد.»

پژوهشگر دیگری درباره شک بزرگتری نسبت به یافته های فریتز و همیکارانش سخن می گوید. جوزف نگیوری (Joseph Nagyvary)، پژوهشگری که در دانشگاه ای ان ام تگزاس، به بررسی استرادها و سازهای مشابه پرداخته است در ایمیلی نظر خود را اینگونه بیان کرد که «آنها خود را در برابر این اتهام قرار دادند که بهترین های ویولن های جدید را انتخاب کرده اند و آنها را با سه ویولن آنتیک که نگهداری خوبی از آنها نشده و در شرایط خوبی نبود مقایسه کردند».

نگیوری – که اکنون بهترین ویولن های کرمونایی را بازتولید می کند – می گوید که طی «بررسی هایم این شانس را داشتم که بیش از ۱۰۰ استراد به جای مانده از ۶۰۰ استراد موجود را ببینم و بررسی کنم و به این نتیجه رسیدم که کیفیت آنها از عالی تا خیلی بد در نوسان بود و بسیاری از آنها نیز متوسط بودند.» اجرای تونال آنها «معمولا نشان دهنده اوضاع تعمیر آنهاست» که اغلب نیز ضعیف است یا نشان دهنده ترمیم ها یا بازسازی های نا مناسب است.

نگیوری در ادامه توضیح می دهد که «شهرت افسانه ای [استرادیواریوس و گوارنری] به خاطر عالی بودن بیست درصد ویولن های آنهاست. من حدس می زنم که سه ویولن کرمونایی استفاده شده در این پژوهش متعلق به نیمه پایینی تولیدات سازنده های برجسته شان هستند.»

نگیوری همچنین معتقد است که بهترین ویولن های مدرن به این دلیل بهترین هستند که ما به درک بهتری از شیوه کار استادان کرمونایی پی برده ایم. «آنالیز مواد که از سال ۱۹۷۵ در آزمایشگاه من و در چندین آزمایشگاه دیگر صورت گرفته است بسیاری از سازنده ها را متقاعد کرده است که آنها چوب را در محلول های مواد معدنی مانند بوراکس غوطه ور می کردند. این کار باعث می شود که وزن ویولن کمتر شود، صدا خالص تر گردد و پروژکشن نیز بهبود یابد. رنسانس بزرگ ویولن سازی را می توان مستقیم با یافته های علمی هم پیوند دانست».

امروز «صدها ویولن ساز وجود دارند که ویولن های خیلی خوبی می سازند که از ویولن های متوسط استرادیواری هم بهترند. اما با این وجود، ویولونیست ها باز هم همیشه رمزآلودگی ویولن های قدیمی را ترجیح می دهند.»

منابع
www.world-science.net
en.wikipedia.org

یک دیدگاه

  • محمد
    ارسال شده در آذر ۱۸, ۱۳۹۴ در ۱۱:۳۳ ق.ظ

    خیلی خوب است که با استناد به علم پرده از اسرار و ابهامات اعصار گذشته بر میداریم.اما در بعضی موارد افرادی که در زمینه ی ویولنهای انتیک تحقیقات ارائه می دهند اینکار را فقط برای تخریب وجهه ی سازهای استراد یا….و به نفع یک maker یا کارگاه تولیدی دیگر انجام می دهند/در وبسایت ها و ارشیوهای بسیاری از حراجی و مدارس ویولن سازی امریکا برمیدارند یک ویولن استراد رگلاز نشده با سیم کیفیت پایین متال را (که عموما هم دکر نمی کنند این ساز مربوط به دوران طلایی هست یا اصلا استراد چه سالی هست) با بهترین ساز تولیدی خودشان مقایسه می کنند و سمپلهای صوتی را به عنوان تبلیغ استفاده می کنند و می گویند ببینید ساز ما بهتر بود!
    ray chen نوازنده ی ویولن در یکی از سری ویدیو هایش مربوط به جوکها و شوخی های مربوط به ویولن و موسیقی کلاسیک مثلا به یک فروشنده ویولن مراجعه کرده که ان شخص یک جعبه کارتون مقوایی روی سر ray chen قرار می دهد بعد به وی یک ویولن silence میدهد و chen بعد از کمی نواختن از زیر کارتون می گوید definitely strad!!! اخیرا مد شده عده ی زیادی برای فروش سازهایشان این ازمایش هوشمندانه را روی نوازندگان پیاده می کنند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

فرایند خم کردن زه وارها و اتصال آن به ساختمان کلافها در ویولن (I)

محتوای این مقاله بخشی از دروس ارائه شده در شهریورماه ۱۳۹۷ در کارگاه رضا ضیائی (RZW) توسط رضا ضیائی است که فرشاد شالپوش آن را گردآوری و تدوین کرده و امیر خمسه ویراستاری آن را بر عهده گرفته است. متن کامل و دیگر مقالات مرتبط در آرشیو کارگاه موجود است. زه وار به عنوان بخشی…
ادامهٔ مطلب »

مروری بر آلبوم «کنسرتوها»

آغاز راه، در رجز، هنگامی‌که نرم‌ نرمک اتمسفر چهارگاه از ابهام چند نغمه‌ی اولیه به در می‌آید و بر همه‌جا تسلط می‌یابد هراس نیز همراه آن گسترده می‌شود که مبادا آهنگساز برای بازآفرینی رویارویی جمع و فرد یا نبرد گلادیاتوری‌اش (۱) راه دَمِ دست را برگزیده باشد. از یک‌سو برای ساختن تضادهای پیش‌برنده‌ی یک کنسرتو به سراغ گنجینه‌ی همیشه حاضر و آماده‌ی هویت‌نمای دستگاه‌ها رفته و ماده‌ی خامشان را بی پردازشی در برابر فضای ناآشنا بگذارد و از سوی دیگر بار عاطفی نام «رجز» و کارکردش در جنگ (یا جنگ نمادین؛ تعزیه) را دستاویز تأکید بر شباهت کنسرتو به نبرد کند و تمام.

از روزهای گذشته…

بررسی اجمالی آثار شادروان <br>روح الله خالقی (قسمت بیست و هفتم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت بیست و هفتم)

مقایسهِ پیوندِ عارفانه شمس و مولانا با دوستی خالقی و وزیری به معنای یکسان شمردن ابعاد و ثمراتِ آنها نیست؛ اما چگونه میتوان وجوهِ مشترک آنها را نادیده گرفت. هر دو تمام کمال، دوستی روحی و رابطه ای متعالی و آسمانی بوده و هر دو تأثیری عمیقاً عاطفی به جای گذارده اند.
پیانو – کوک ، قسمت اول

پیانو – کوک ، قسمت اول

کوک استاندارد برای پیانو هنگامی است که نت لا در اکتاو میانی صوت موسیقی با فرکانسی معادل ۴۴۰ هرتز را تولید کند. اینکه این فرکانس از کجا آمده است، داستان مفصلی دارد اما همین بس که در این فرکانس قدرت و رنگ صدای نت ها بهتر خود را نشان می دهد و پس از جنگ جهانی اول بعنوان استاندارد کوک شناخته شده است.
اولین جشنواره هنرمندان خود آموخته

اولین جشنواره هنرمندان خود آموخته

هیچ چیز چنان نیست که اکثریت انتظارش رادارد اما عشق به فرهنگ و هنر انسان اکنون جان مایه های ذهن واندیشه هر ایرانی است که پشتوانه تاریخ معاصر ماست و تعمدا” آمدیم تا به اعتبار تمامیت الزامات عصر خویش در پرتــــــو خرد جمعی با ایجاد بستری مناسب زمینه شناخت و بهره گیری از دستاوردهای بومی خویش را فراهم نمائیم. نتیجه آن شدکه با وثوق کامل با توجه به افقهای تازه ای که پیش روی ما بود بر آن شدیم تا متناسب و همپای بایسته ها کاتالوگی مشترک از دستاوردهای تجربه شده بدست آوریم که محل اقبال برآیندی بزرگ بود.
علی رحیمیان: در هنرستان چند کاپریس از پاگانینی باید می زدیم

علی رحیمیان: در هنرستان چند کاپریس از پاگانینی باید می زدیم

بدنبال تهیه مطلب رحیمیان و موسیقی سمفنیک ایران و به منظور آشنا کردن هرچه بیشتر جامعه هنری با هنرمندان بزرگ کشور، با علی رحیمیان موسیقیدان معاصر مصاحبه ای انجام دادیم که در این مطلب قسمت اول آنرا میخوانید.
ویولون مسیح استرادیواریوس (II)

ویولون مسیح استرادیواریوس (II)

امروزه اینگونه به نظر می رسد که اکثر سازندگان ساز تمایل چشم گیری به تکرار آثار گذشتگان داشته و همچنان نیز دارند، مسیری که با توجه به کیفیت آثار گذشتگان و در توازی با آن تبلیغات وسیعی که در این راستا می شود، انتخابی ارجح و مطمئن برای سازندگان ساز است. این انتخاب را می توان در ابتدا از دو جهت بررسی نمود، اول مسیری برای آن دست از سازندگانی که در ابتدای کار هستند و تجربه چندانی ندارند و دوم ، از سوی دیگر افرادی که زمان بیشتری صرف نموده و تجربه ایی فراتر از دسته اول دارند.
بلا بارتوک و اتنوموزیکولوژی (II)

بلا بارتوک و اتنوموزیکولوژی (II)

بارتوک به عنوان یک رومن-کاتولیک بزرگ شده بود با تربیت مذهبی افراطی معمول در مدارس. خود او می نویسد: “زمانی که ۲۲ سالگی را کامل کردم، مرد جدیدی شدم – یک آتئیست.” در نامه ای در سال ۱۹۰۵ بارتوک بیان داشته که پیرو نیچه است و فلسفه تردید خود را درباره مذهب اینگونه بیان می دارد این باعث حیرت است که کتاب مقدس گفته ’خدا انسان را آفرید’ در حالی چیزی متضاد آن است: “انسان خدا را آفرید” و یا آنکه کتاب مقدس می گوید ’جسم فانی است و روح جاودان’ در حالی که “جسم جاودان است و روح فرمی از جسم و فانی است. بارتوک عقیده داشت معنا بخشیدن به زندگی نیازی به وجود آخرت یا جاودانگی ندارد، شادی بخشیدن به زندگی دیگر افراد و شکوفایی حسی زیبا و ثمر بخش به جهان معاصر و جاری، معنای زندگی است.
مرزهای زنانگی در هنر (II)

مرزهای زنانگی در هنر (II)

برای درک بهتر واقعیات ما نیازمند برهان هستیم مثل اینکه بشر می خواهد بداند چرا وقتی سیبی را رها می کند، به زمین می افتد و پژوهش او در این باب منجر به کشف مسئله ای علمی می شود به نام جاذبه ی زمین. در مقابل ما برای فهم حقاقیق جهان نیازمند اثبات نیستیم مثل اینکه همه ی ما می دانیم که دو به علاوه ی دو می شود چهار. اینگونه حقایق تنها به واسطه ی شعور قابل دریافتند نه به واسطه ی برهان چرا که اصلاً در جهانِ واقعیات چیز قابل لمسی به نام “دو” وجود ندارد اما بی تردید و بدون نیاز به اثبات، آن را می پذیریم و باور می کنیم و همین جاست که برای ادراکاتمان قائل به تفکیکی دو گانه ایم: فهم تجربی و فهم شهودی. فهم شهودی تمامی ادراکات حاصل از تجربیات ما را نیز شامل می شود.
نمودی از جهان متن اثر (XIX)

نمودی از جهان متن اثر (XIX)

به نظر می‌رسد در این مورد خاص به طور همزمان سه مورد از ایرادهایی که در بالا به آن‌ها اشاره شده وارد است؛ هم زیباشناخت حاکم بر جریان موسیقی تغییر کرده بود (تغییری که بسیار بنیادین و عمیق بود) و هم تئوری موسیقی (۸۶) و علاوه بر این دو مطرح‌ترین روش آنالیز در دوره‌ی مورد بحث آنالیز شنکری بود که قبلا اشاره کردیم توانایی اصلی‌اش در پرداختن به آثار کلاسیک وینی است (۸۷).
گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

به این ترتیب برخی چشم‌اندازهای نقد در مواجهه با متن موسیقی را می‌توان چنین برشمرد: تحلیل محتوا، تفسیر محتوا به‌ویژه در شرایطی که صراحتی در متن نیست، لحن‌ها و خوانش‌ها، یافتن پیام متن (به این معنی که گاه صحبت از چیزی به میان می‌آید که منتقد می‌پندارد پیام سازنده است)، توافق عمومی یا درک مشابه (ادعای این که در درک آن پیام توافقی وجود دارد)، و هم‌زمانی با موسیقی.
افسانه ۱۹۰۰

افسانه ۱۹۰۰

فیلم داستان زندگی مردی است که هیچگاه پا روی خشکی نگذاشته و همواره در یک کشتی تا هنگام مرگ زندگی می کند و پیانو می نوازد.