به قلم یک بانوی رهبر (VII)

پژوهش ها نشان داده اند که موزیسین های ارکستر کمترین میزان رضایت شغلی را نسبت به دیگر کارمندان تجربه می کنند: آن ها ورودی و کنترل کمی دارند. بنابراین، موزیسن ها از فرصت هایی برای شنیده شدن کارشان استقبال می کنند. در این مورد هم من در انتخاب هنرمند میهمان و برنامه ریزی موزیسین ها را درگیر می کنم هرچند تصمیم نهایی به عهده خودم است اما شدیدا معتقدم که ایده های خلاق به نفع همگی از جمله سازمان، موزیسین ها، مخاطب و خود من است.

تغییر امری ضروری است. قطعا زنان باید از تغییر حمایت کنند. کشورهایی که در آن ها ایدئولوژی های فمینیستی رواج دارد در زمینه برابری برای زنان بیشترین پیشرفت را داشته اند. به طور ایده آل مردان و زنان تغییر می کنند و از یکدیگر می آموزند و بدین وسیله رویکردهای یکدیگر را به کار می گیرند. گام درست در جهت درست این است که رویکردهایی غیر از رقابت و قاطعیت خشک افزایش و مشروعیت یابد. قطعا کل دنیا از این تغییر بهره خواهد برد.

تجربه خود من
اکنون داستان خودم را بازگو می کنم. در فرهنگ چین در زمان های گذشته پسرها مهم تر از دخترها بودند. حداقل به این دلیل که پدران و مادران با ازدواج دخترانشان، آن ها را از دست می دادند و دختران انحصارا به عضوی از خانواده شوهر تبدیل می شدند. بنابراین رایج بود که توجه زیادی به دختران نمی کردند اما بر فرمان برداری و اطاعت پذیری آن ها اصرار می ورزیدند و تحصیل آن ها نیز نادیده گرفته می شد. البته من بسیار خوش شانس بودم که در ایالات متحده بزرگ شدم و پدر و مادرم نیز می خواستند که من در آینده کار کنم. البته به این سادگی ها هم نبود.

وقتی پدرم تحصیلات عالی اش را در ایالات متحده به پایان رساند باید به چین باز می گشت که اگر این کار را کرده بود من الآن زندگی کاملا متفاوتی داشتم. بنابراین زیاد هم دور از انتظار نیست که در این کشور، من دقیقا به خلاف آنچه از دختران انتظار می رود پرداخته ام.

این حقیقت نیز وجود داشت که خانواده من به عنوان تنها خانواده چینی در شهر جنوبی اوهایو همیشه از دیگران متفاوت بودیم. از دبستان تا کالج من تنها دانش آموز غیر سفید پوست کلاس بودم. من همیشه با همکلاسی هایم فرق داشتم.

صرفنظر از همه تلاش هایم نمی توانستم مثل آن ها باشم – که هدف معمولی دختر های جوان است؛ یعنی مشابه دیگران بودن به معنای دوست داشته شدن است. این تفاوت با ایجاد استقلالی که شاید اولین قدم در راه رهبری بود زندگی من را شکل داد. این روش زندگی، روش اکثریت دختران چینی و حتی دختران بسیاری از فرهنگ های دیگر نیست. به جای اینکه شخصی منفعل، ساکت و فرمانبردار باشم به یک نوازنده و رهبر تبدیل شدم که در مرکز توجه هاست. بنابراین پس زمینه زندگیم هم بی تأثیر نبوده است.

هر دو الگوهای من یعنی آیوا دی هیت (Iva Dee Hiatt) و لورنا کوک دوارن (Lorna Cooke De Varon) شدیدا نگران این مسئله بودند. مارگارت هیلیس (Margaret Hillis) رهبر کر بسیار محترمی که در جشنواره موسیقی اسپن (Aspen Music Festival) با او همکاری داشتم نیز با همین وضعیت مواجه شد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

قطعاتی برای آموزش موسیقی

پنج شش سال پیش مقاله ای نوشتم در ارتباط با این موضوع که در سایت گفتگوی هارمونیک منتشر شد. به طور خیلی خلاصه می توانم بگویم که هدف از نوشتن آن مقاله که مقاله حاضر نیز در ادامه آن است آموزش نکاتی در موسیقی از طریق قطعاتی بود که به همین منظور ساخته بودم. پس از چند سال فرصت، انگیزه دوباره ای به وجود آمد برای پی گرفتن دوباره این جریان که قرار بود به نوشتن کتابی با همین محتوا ختم شود و به نوعی این مقاله مقدمه ای بر مجموعه مقالاتی است که در نهایت –در صورت مثبت بودن شرایط- به صورت کتاب منتشر خواهند شد.

صادقی: محمد نوری تکرار ناشدنی و خاص است

فقط به مسیری که از گذشته استاد نوری طی کرده اند نگاهی بیندازیم، خودش یک درس بزرگ می تواند باشد. امیدوارم شاگردان ایشان هم بتوانند در این مسیر قدم بردارند و راه درست را تشخیص بدهند. شیوه تدریس استاد هم پرداختن به تکنیک های خاص آواز کلاسیک بوده است، در حقیقت کار کردن در ابعاد تنفسی، بیانی و رزونانسی که مهمترین ویژگی های یک خواننده خوب به حساب می آید؛ روی این مباحث کار جدی می کردند و کمتر به مقوله خواندن ترانه در کلاس می پرداختند و باورشان بر این بود که اگر کسی می خواهد خواننده قابلی بشود چه کلاسیک و چه پاپ، می بایست از پروسه تکنیک آواز کلاسیک وارد بشود تا بتواند آواز کلاسیک یا یک پاپ فاخر و درخشان را ارائه کند. شاگردانی هم که کار تدریس آواز کرده اند مثل خود بنده همه تحت تاثیر همین شیوه آموزشی بوده ایم و الحق خودمان را مدیون محبت های بی دریغ ایشان می دانیم تا همیشه.

از روزهای گذشته…

مصاحبه با کورت مازور (I)

مصاحبه با کورت مازور (I)

کورت مازور، رهبر مشهور آلمانی، که پیش تر مدیر ارکستر فیلارمونیک نیویورک بود، درباره نقش خود در انقلاب صلح آمیز سال ۱۹۸۹، درک اریک هونکر، رهبر آلمان شرقی، از فرهنگ و محتوای پرونده ای که پلیس مخفی آلمان شرقی (Stasi) درباره او نگه می داشت صحبت می کند. کورت مازور ۸۳ ساله یکی از مهمترین رهبران ارکستر آلمانی به شمار می رود. او در مصاحبه ای با روزنامه اشپیگل درباره نقش خود در انقلاب صلح آمیز ۱۹۸۹، سر و کله زدن های دشوارش با مقامات کمونیستی آلمان شرقی و ناامیدی بسیاری از اهالی آلمان شرقی پس از اتحاد آلمان شرقی و غربی می گوید.
کنسرت علی اکبر مرادی و اولاش اوزدمیر در مادرید

کنسرت علی اکبر مرادی و اولاش اوزدمیر در مادرید

کنسرت علی اکبر مرادی استاد تنبور و اولاش اوزدمیر نوازنده ارزنده ترک در محل کانون فرهنگی پرسپولیس در مادرید برگزار شد. در بخش اول این برنامه مرادی به تکنوازی تنبور پرداخت و قطعاتی را براساس مقام “الله ولی” و “هجرانی” اجرا کرد و اشعاری به زبان کردی خواند.
بیژن کامکار: موسیقی ما بزمی و مجلسی بوده

بیژن کامکار: موسیقی ما بزمی و مجلسی بوده

به یاد دارم دوره‌ی دبستان بود و روزی در «دیوان شمس» دائی ام، بطور اتفاقی شعر «شهیدان خدایی» به چشمم خورد. از ذوق بال درآورده‌ بودم. کلماتی را می‌دیدم و درست و غلط می‌خواندم که تا قبل از آن روز، آن صدای عاشق و پرطراوت در کام جانم چکانده‌بود:
روز باشکوه ایل بختیاری (I)

روز باشکوه ایل بختیاری (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، پیشتر در روزنامه «اعتماد» به صورت خلاصه چاپ شده است که از امروز این نوشته، در دو قسمت در «گفتگوی هارمونیک» به انتشار می رسد.
آوه ماریا از شوبرت

آوه ماریا از شوبرت

شوبرت علاقه بسیاری به آوزا داشت و بسیاری از کارهای زیبای آوازی خود را در نوجوانی تصنیف کرد. او عاشق اشعار گوته بود و اولین کار آوازی خود را در هفده سالگی بنام Gretchen am sponnarade ساخت. سال پس از آن حدود ۱۵۰ کار آوازی ساخت و در نوزده سالگی که تجارب بسیاری در ساخت موسیقی آوازی بدست آورده بود ۱۸۰ اثر شامل کارهای آوازی، اپرا، سمفونی و مس خلق کرد.
نمودی از جهان متن اثر (IX)

نمودی از جهان متن اثر (IX)

مرحله‌ی بعدی فرآیند تجزیه و تحلیلی جستجوی همین ارتباط‌ها است. بررسی آثار تحلیلی که تاکنون منتشر شده نشان می‌دهد که این جنبه‌ی کار تحلیل‌گرانه صورتی دو وجهی دارد؛ از یک سو معطوف به طبقه‌بندی است و از سوی دیگر طبقه‌بندی را به عنوان نقطه‌ی شروع به کار می‌گیرد. رابطه‌ی دو سویه‌ی آنالیز با تئوری و تاریخ موسیقی نیز درست در همین نکته‌ی طبقه‌بندی نهفته است. اگر بپذیریم که آنالیز قادر است ویژگی‌های موسیقایی یک قطعه را استخراج کند، این نکته ما را وامی‌دارد به آنالیز به عنوان ابزاری برای طبقه‌بندی موسیقی نگاه کنیم.
یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی  <br>در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (V)

یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی
در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (V)

در این باره باید عرض شود که این شیوه ها به ویژه در موسیقی سنتی ایران کاملاً شخصی است و هر استادی شیوه خاص خود را دارد. به عنوان مثال در میان نوازندگان برنامه های «گلها» که در پژوهش آقای کیانی همه تحت عنوان صاحبان شیوه «شیرین نوازی» معرفی شده اند، می توان شیوه های کاملاً متفاوت و مختلفی را شناسایی کرد. در شیوه های تار جلیل شهناز و فرهنگ شریف تقریبا هیچ وجه مشترکی نمی توان یافت، همینطور در شیوه های نوازندگی استادان موسیقی علی اکبر خان شهنازی و نورعلی خان برومند اختلاف و تفاوت روشنی مشهود است. اگر بخواهیم شیوه های نوازندگی را در «دهه اخیر» بررسی کنیم، باید شیوه های استادانی مانند فرامرزپایور و پرویز مشکاتیان را که هر دو متفاوت و مختلفند بررسی و مقایسه کنیم. اما آقای کیانی به جای پژوهش در شیوه های نوازندگی، در حقیقت محاکمه ای به نمایش گذاشته اند که خودشان هم متهم (تحریف نواز و شیرین نواز)، هم شاکی (سنت نواز) و هم قاضی (پژوهشگر) هستند و رأی به محکومیت متهم داده اند.
روش سوزوکی (قسمت دوازدهم)

روش سوزوکی (قسمت دوازدهم)

ادامه جنگ رفته رفته بد و بدتر می شد و تامین مواد غذایی غیر ممکن می شد. شهر کوچک کیسوــ فوکوشیما (kiso-Fukushima) در سرپایینی قسمت بالای رودخانه کیسو (kiso) قرار گرفته است و از آنجائی که این قسمت در بین کوه ها و دره ها محاصره شده است، از لحاظ محصولات غذایی خود کفا نیست. در مراحل آخر جنگ ما مانده بودیم بدون سهمیه مواد غذایی ولی از آنجائیکه کارخانه ما جزو صنعت جنگ به حساب می آمد، این امکان برای ما وجود داشت که از بازار سیاه خرید بکنیم، اما من به هیچ عنوان حاضر به این کار نبودم! خواهر کوچکتر من که در آن زمان همسرش را ازدست داده بود، با دو فرزندش پیش من آمدند که با هم زندگی کنیم.
زیبایی‌شناسی ناعادلانه‌ی مردم نروژ بر دوشِ ادوارد گریگ (III)

زیبایی‌شناسی ناعادلانه‌ی مردم نروژ بر دوشِ ادوارد گریگ (III)

موسیقی گریگ خیلی زود پس از مرگش، دیگر به ذائقه‌ی شنوندگان خوش نیامد، ولی تأثیر او به‌خصوص بر آهنگسازان فرانسوی اوایل سده‌ی بیستم آشکار است. راول می‌گفت که از بین آهنگسازان، به غیر از دبوسی، «هیچ آهنگسازی نبود که با او این‌گونه احساس نزدیکی کنم.»
نمودی از جهان متن اثر (VII)

نمودی از جهان متن اثر (VII)

بدین ترتیب وضعیت تجزیه و تحلیل موسیقی به گونه‌ای تعریف می‌شود که در آن یک حقیقت خارجی وجود دارد یعنی قطعه‌ی موسیقی، اما از آن تحلیل‌های متفاوتی می‌شود- و تمامی تلاش مصروف برای نسبت دادن این تفاوت به کیفیت آنالیز هم بی‌نتیجه مانده است- بنابراین ناگزیریم بپذیریم که آنالیز موسیقی عملی است شبیه به ترجمه یا به بیان دقیق‌تر بیش از آنکه گزارش باشد تفسیر (Interpretation) است.