گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

– شخصیت و هویت (Personality and Identity)
مطالعه‌ی نقش شخصیت افراد در رفتار موسیقایی، دریافت و شناخت، و انتخاب و برعکس، نقش اینها در شکل دادن به عوامل شخصیتی و از سوی دیگر نقش این هر دو، در ساختار هویت افراد و برعکس.

– ذوق و اولویت (Taste and Preference)
روان‌شناسی ذوق و اولویت گزینش‌های شنوندگان، بخشی از روان‌شناسی موسیقی و به‌ویژه روان‌شناسی اجتماعی موسیقی را شکل می‌دهد. مطالعه‌ی فرآیندهایی روانی که ذوق یک شخص یا جمعیتی را می‌سازد یا تحت تاثیر آن قرار می‌گیرد روی‌کردی است که با روی‌کردهای زیباشناختی (معمول در نقد موسیقی) متفاوت است. این بخش قویا با دو بخش قبلی پیوند دارد.

– رشد
روان‌شناسی رشد که به مسایل مربوط به چگونگی موسیقایی شدن انسان در جریان رشد و نقش احتمالی موسیقی در این جریان می‌پردازد.

– آموزش
این شاخه‌های مختلف (و نیز آنها که اشاره نشد) امکانات پژوهش در روان‌شناسی موسیقی را می‌نمایند اما در عین حال از نتایج برآمده از پژوهش‌ها می‌توان در نقد موسیقی نیز بهره گرفت. چنین بهره‌گیری‌هایی نیازمند آن است که نخست با نتایج آشنا باشیم و در همین حال کاربردهای خلاقانه در نقد را برای آنها بیابیم.

نکته‌ای که در اینجا بسیار اهمیت دارد آن است که میان حوزه‌های مختلف پژوهشی و نقد موسیقی بر اساس آنها تفاوت قایل شویم. این تفاوت‌گذاری که چند بار دیگر نیز در طول کارگاه با آن برخورد شد، اگر چه مبتنی بر یک مرز قطعی نیست، اما تا حدودی از طریق تمایزگذاری میان اهداف عینی یک پژوهش علمی و فضای ذهنی‌تر یک نقد موسیقایی میسر است.

یک نظر کوتاه به عناوین بالا مشخص می‌کند که احتمالاً بیش از هر چیز مطالعات ذوق و اولویت است که می‌تواند به خدمت نقد درآید. از همین رو مدرس با توضیح این که تمرکز بر این قسمت به معنای نفی امکانات بخش‌های دیگر نیست، به تشریح مولفه‌هایی پرداخت که در ذوق و اولویت از دیدگاه روان‌شناسی موسیقی دخالت می‌کنند:
۱- پذیرندگی تجربه یا گشودگی نسبت به تجربه (مبتکر/ کنجکاو در برابر استوار/ محتاط) Openness to experience – inventive/curious vs. consistent/cautious

۲- وجدان‌گرایی یا دینداری (کارا/ سازمان‌یافته در برابر سهل‌انگار/ بی‌دقت) Conscientiousness – efficient/organized vs. easy-going/careless

۳- برونگرایی (برون‌ریز/ پرانرژی در برابر منزوی/ خوددار) Extraversion – outgoing/energetic vs. solitary/reserved

۴- سازگاری (مهربان/ دلسوز در برابر سرد/ بی‌مهر) Agreeableness – friendly/compassionate vs. cold/unkind

۵- روان رنجورخویی (حساس/ ناآرام در برابر استوار/ مطمئن) Neuroticism – sensitive/nervous vs. secure/confident

مشخص است که این ۵ مولفه بیشتر برای نقدی که گرایش به مخاطب داشته باشد یا نقدی که به تشریح رابطه‌ی احتمالی مولف با اثرش بپردازد، قابل استفاده است.

با این ترتیب نقد روان‌شناسانه‌ی موسیقی را می‌توان روند جریان کاری این‌چنین پنداشت، اگر چه همواره امکان یافتن راه‌های دیگر نیز وجود دارد:
– استخراج اجزای ساختار اثر
– یافتن ارتباط موجود بین این اجزا
– یافتن ویژگی‌های روان‌شناختی برای تفسیر آن روابط
– احتمالاً
پیوند دادن آن با حقایقی درباره‌ی مولف یا مخاطبان

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (VI)

این جنبه اجتماعی شامل موسیقی در مدارس و دانشگاه سیر روزافزون و بهبودی مداوم داشت در تمامی دهه‌های بعد از ۱۹۲۰٫ بهتر بگویم از آن زمانی که آقای وزیری بعد از چهار سال تحصیل در فرنگ به کشور برگشت و مدرسه موسیقی را تشکیل داد.

آلبوم «به یاد لطفی» منتشر شد

آلبوم به یاد لطفی با اجرای گروه نهفت به سرپرستی جهانشاه صارمی و خوانندگی پوریا اخواص از سوی موسسه فرهنگی و هنری آوای گنبد نیلی منتشر گردید. جهانشاه صارمی که علاوه بر ۲۲ سال سرپرستی گروه نهفت، تالیف کتاب های آموزش تار و سه تار، همکاری در چندین کتاب معتبر موسیقی، انتشار چندین آلبوم صوتی و تصویری، تجربه بیش از سی سال آموزش موسیقی به ویژه در گروه سنی کودک و نوجوان را در کارنامه هنری خود دارد، در بخشی از بروشور این آلبوم می نویسد: «این آلبوم با هدف تجلیل از یکی از فرهنگ سازترین موسیقی دانان ایران و نیز ثبت توان اجرایی نسل دوم گروه نهفت منتشر می گردد.»

از روزهای گذشته…

شریفیان: تکلیفمان را روشن کنیم

شریفیان: تکلیفمان را روشن کنیم

اینها حقیقتاً انسان را ناراحت و دلزده می کند و فکر می کنم راهش این است که یک بازنگری ها و فکرهایی برای به وجود آوردن فضای مناسب رشد برای خود مان بکنیم. تکلیف خود مان را یک مقدار روشن کنیم و به خلاقیت ها بپردازیم و به آنها اجازه رشد بدهیم. خیلی از اتفاقاتی که در سینما می افتند می بینیم جنبه های انتقادی اجتماعی دارند. خب این خیلی خوب است. اما در نهایت انتقادی که راه حل نداشته باشد…
گاه های گمشده (X)

گاه های گمشده (X)

در عرف موسیقی ایران شور می، سه گاه فا سری، چهارگاه سل به عنوان چپ کوک و شور لا، سه گاه سی کرن و چهارگاه دو به عنوان راست کوک شناخته می شوند که در واحد یکپارچه مرتضی حنانه بالعکس ارائه شده است. یعنی با فرض صحیح بودن کلیه عناصر این واحد یکپارچه، گام راست تحتانی وی باید یک پنجم بم تر و از نت سل (شروع دوبل گامی که پیش از این معرفی شد) شروع می شد.
از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (III)

از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (III)

دومین و یا شاید سومین گروه سازه های میانی نت ها هستند که موجب تدوین اثر هنری و جدا شدن هویت آهنگساز از نوازنده می شوند. اگر نت ها پدید نمی آمدند، شخصیت فردی هنرمند چون آهنگساز پدید نمی آمد و آنچه شناخته می شد، تنها نوازنده بود که به عنوان عمله ی طرب از آن در خانه های اشراف اروپایی و ایرانی بهره می بردند.
فواصل در موسیقی

فواصل در موسیقی

مقایسه می شنود، فاصله بین آنها گفته می شود. ممکن است این دو نت یا باهم نواخته شوند (بصورت آکورد) و یا بطور متوالی (بصورت ملودی) به دنبال هم.
مصاحبه با کیت جرت (IV)

مصاحبه با کیت جرت (IV)

یکی از جنبه های مهم نوازندگی شما احترامی است که برای ملودی قائل هستید، چه ملودی نوشته شده و چه بداهه. می خواستم نظر شما را درباره اهمیت ملودی بدانم که اغلب در موسیقی جز به نفع الگو ها (patterns) از بین رفته است.
گفتگو با علی صمدپور (IV)

گفتگو با علی صمدپور (IV)

موضوع دیگر هم ماجرای عمده‌شدن ردیف بود و اینکه ردیف یک دریایی تصور شد که همه در آن غوطه‌زده بودند و غرق آن بودند. اینکه اصلاً ردیف را ما باید حفظ باشیم برای همیشه یا نباید باشیم برای کسی سوال نبود. همه فکر می‌کردند باید ردیف را حفظ باشند. اینکه چگونه باید حفظش کنند و راه و روشش چیست معلوم نبود. چون در نسل بعد کسی نوازنده‌ی تمام وقت نبود. بخش تئوری موسیقی ایرانی هم خیلی ضعیف بود. متنی راجع به آن وجود نداشت (امروز حداقل ده کتاب درآمده که می‌شود خواند و رد کرد یا پذیرفت). به هر حال همین وصل بودن به یک نفر، برای عده‌ای این احساس اطمینان را می‌آورد که مثلاً ما درون یک خیل هستیم. ثمره‌اش شد این شیفتگی. خیلی‌ها اینگونه‌اند و استقلال هنری را فراموش کرده‌اند.
ویولون مسیح استرادیواریوس (II)

ویولون مسیح استرادیواریوس (II)

امروزه اینگونه به نظر می رسد که اکثر سازندگان ساز تمایل چشم گیری به تکرار آثار گذشتگان داشته و همچنان نیز دارند، مسیری که با توجه به کیفیت آثار گذشتگان و در توازی با آن تبلیغات وسیعی که در این راستا می شود، انتخابی ارجح و مطمئن برای سازندگان ساز است. این انتخاب را می توان در ابتدا از دو جهت بررسی نمود، اول مسیری برای آن دست از سازندگانی که در ابتدای کار هستند و تجربه چندانی ندارند و دوم ، از سوی دیگر افرادی که زمان بیشتری صرف نموده و تجربه ایی فراتر از دسته اول دارند.
گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

مدرس در ابتدا یادآوری کرد، برخلاف دوجلسه‌ی گذشته که با اخطار در مورد سهل‌انگاری در انجام نقدهای میان‌رشته‌‌ای آغاز شد خوشبختانه در مورد جامعه‌شناسی خطر منابع عمومی دست دوم کمتر وجود دارد. در این حوزه آثار معتبری به زبان فارسی برگردانده شده و در دسترس است.
نقدی بر اجرای استابات ماتر توسط گروه کر فیلارمونیک ایران

نقدی بر اجرای استابات ماتر توسط گروه کر فیلارمونیک ایران

گروه کر فیلارمونیک ایران، در روزهای ۴، ۵ و ۶ شهریور ماه، “استابات ماتر” اثر آنتونین دورژاک را به رهبری علیرضا شفقی نژاد روی صحنه برد. اجرای این اثر فاخر، کاری بسیار سنگین و بزرگ است که گروههای معتبری در جهان اقدام به اجرای آن نموده اند؛ مطمئنا شنیدن اجراهایی نظیر “گروه کر و ارکستر فیلارمونیک لندن” و یا “ارکستر سمفونیک ژنو” از طرفی سطح توقع شنونده خاص را بالا می برد و از جهتی مخاطب را در مواجهه با ورژن وطنی دچار مشکل می نماید.
گذر از مرز ستایشِ محض (IV)

گذر از مرز ستایشِ محض (IV)

از اواخر دهه‌ی ۱۹۵۰ توجه اشتوکهاوزن به موضوع فرهنگ‌های شرق آسیا جلب شد. چنان که در روند تغییرات اندیشه‌های آهنگسازانه و فرهنگی وی مشخص است او از این دوره به تفکر عرفانی شرقی بسیار علاقه‌مند شده بود. این گرایش کلی وی به‌ویژه در دهه‌ی ۱۹۷۰ بر بخشی از جهان روشنفکری وقت سایه افکنده بود و چیزی منحصر به وی نیست (۱۰). از سوی دیگر او نوعی تفکر «گیهانی» نیز تحت تاثیر همین زمینه‌ها پیدا کرد که آن را با نوعی ماجراجویی‌ علمی-تخیلی (۱۱) در هم آمیخت و برخی از آثار هنری‌اش را بر پایه‌ی چنین تخیلات و توهماتی خلق کرد. قطعات این دوره‌اش باز هم مورد نقد هر دو جبهه‌ی نقادان گذشته قرار گرفت.