کریمی: هیچ استادی نمیتواند همه چیز را بیاموزد!

حامد پورساعی و فروغ کریمی
حامد پورساعی و فروغ کریمی
«فروغ کریمی»، نوازنده‌ی فلوت و کینوزولوگ، استاد دانشگاه موسیقی و هنرهای نمایشی وینِ اتریش، در تابستان سال گذشته سفری به تهران داشت و با همکاری «حامد پورساعی»، «سجاد پورقناد» و «میثم قدرتی» مسترکلاس سه‌روزه در تهران برگزار کرد. این چهارمین سفر ایشان به ایران بوده است؛ وی در سال‌های ۱۳۸۶ و ۱۳۸۷ برای اجرای کنسرت -‌در تالار رودکی و خانه‌ی هنرمندان، دونوازی فلوت و گیتار- و برگزاری مسترکلاس، سفری به ایران داشت، اما این‌بار بدون برگزاری کنسرت، تنها به برنامه‌های مسترکلاس فلوت و موسیقی کینزیولوژی پرداخت.

در سال گذشته، اثری مشترک از همنوازی فروغ کریمی و حامد پورساعی که در تهران ضبط شده بود، از سوی انتشارات ماهور به بازار آمد و علاقه‌مندان به موسیقی کلاسیک، توانستند اجرایی از این دو هنرمند را بشنوند. کریمی در این چند دوره‌ی آموزشی که در ایران برگزار کرده، برای نخستین‌بار در ایران رشته‌ی موسیقی کینزیولوژی (Music-Kinesiologi) را که در دانشگاه موسیقی و هنرهای نمایشی وین تدریس می‌کند، معرفی کرده است.

گفت‌وگویی که می‌خوانید در مردادماه سال قبل به بهانه‌ی کلاس‌های فروغ کریمی برای آموزش فنون انرژی‌زایی، با او و حامد پورساعی توسط سجاد پورقناد و علی نجفی ملکی صورت گرفته و بخش پایانی گفت‌وگو نیز در خصوص اجرایی نو از کنسرتوی فلوت سل‌ ماژور اثر «موتسارت» در وین با ایده و تنظیم اوست.

علی نجفی ملکی: خانم کریمی برای اولین سوال از مستر کلاس ها و شیوه ای که در مسترکلاس ها برای تدریس دارید، خصوصاً در رابطه با ساز فلوت که ساز تخصصی شماست بگویید.
فروغ کریمی:
قبل از شروع صحبت باید اظهار تأسف کنم از اینکه یکی از افرادی که باید امشب در بین ما حضور داشت، خانم «فلورانس لیپت» بود که متأسفانه به‌درود حیات گفتند و دیدار ما با ایشان انجام نشد؛ می‌دانم غیر از اینکه خانم لیپت بانویی با‌ اخلاقِ ممتاز بودند، سیستم آموزشی ایشان هم شباهت بسیاری با سیستم تدریس من داشت و از این بابت نیز، فقدان ایشان بسیار دردناک است.

اما درباره‌ی مستر‌کلاس‌های اخیر ضمن اظهار خرسندی که توانستم بعد از چند سال، این مسترکلاس سه روزه را با همت و کمک دوستان و در کوتاه‌ترین زمان برگزار کنم، باید بگویم در هر مستر‌کلاس حدود ۱۳ نفر شرکت داشتند. مسترکلاس اول و دوم در آموزشگاه آقای «مینوسپهر» برگزار شد که در روز نخست خانم‌‌ها «افلیا پرتو» (نوازنده‌ی پیانو) و «شهلا میلانی» (خواننده‌ی آواز کلاسیک) با شاگردان خود و در مستر‌کلاس دوم نیز آقای حامد پورساعی (نوازنده‌ی گیتار) به‌همراه هنرجویان خود حضور داشتند. در مستر‌کلاس سوم ضمن تشکر از آقای قزانی -به دلیل اینکه این مسترکلاس در آموزشگاه موسیقی ایشان برگزار شد- بیشتر نوازندگان فلوت، به‌خصوص شاگردان آقای «مجید سینکی» (نوازنده‌ی فلوت) شرکت داشتند؛ البته در کنار اینها، نوازندگان سازهای دیگری، مانند ویلن و پان فلوت نیز بودند.

لازم است اینجا من از استادانی که هنوجویان خود را در مستر‌کلاس‌های مختلف شرکت داده و به اینکه شاگردانشان از تجربیات دیگر استادان نیز استفاده کنند، اهمیت می‌دهند تشکر کنم، زیرا من بعد از آمدن به ایران با چند نفر از استادان و دوستانم تماس گرفتم که متأسفانه هیچ‌کدام از آنها، هنرجویان خود را برای شرکت در این مستر‌کلاس‌ها نفرستادند و من در این‌باره از آنها گله‌مندم، چون خود من شخصاً همواره به شاگردان خود می‌گویم که هرگز یک استاد نمی‌تواند تمام نکات نوازندگی را آموزش دهد و اگر می‌خواهند در نوازندگی پیشرفت کنند باید از تجربیات استادان دیگر نیز بهره‌مند شوند.

در اتریش چنین چیزی بسیار معمول است که هر دانشجویی در تعطیلات تابستان در چند مستر‌کلاس مختلف شرکت کند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پاسخ پیمان سلطانی به نامه سرگشاده سیاوش بیضایی

آقای پورقناد با من تماس گرفتند و از من خواستند تا در مورد ادعاهای (به زعم من کاذب و هیاهوی دوباره) آقای بیضایی درباره ی قطعه ی «ایران جوان» متنی را بنویسم. اینجانب اعلام‌ می کنم قطعه ی «ایران جوان» که قبلا خود من از آن به عنوان «نخستین سرود ملی ایران» نام برده ام ساخته ی اینجانب است. از آنجا که ملودی استفاده شده در بخش آوازی این اثر قدیمی است هر موزیسین علاقه مندی حق دارد و می تواند آن را برای هر آنسامبلی هارمونیزه، ارکستره و تنظیم کند کما اینکه چندین آهنگساز قبل و بعد از لومر نیز بر اساس این تم‌ قدیمی آثاری را ساخته اند لذا همین جا اعلام‌ می کنم که این ملودی متعلق به آقای لومر نیست و اسناد آن در اختیار اینجانب است.

نامه ای از سیاوش بیضایی درباره سرود «وطنم» یا «ایران جوان»

نوشته ای که پیش رو دارید، نامه ای از سیاوش بیضایی است که برای رعایت قانون مطبوعات در این ژورنال منتشر می شود. لازم به ذکر است که جلسه ای مطبوعاتی درباره موضوع این نامه در روز سه شنبه ۲۸ خرداد با حضور سیاوش بیضایی برگزار می گردد. بدینوسیله از پیمان سلطانی و کارشناسان قوه قضاییه دعوت می گردد که در این نشست که به منظور رونمایی از اسناد بیشتر درباره این پرونده برگزار می گردد حضور یابند. این نشست در ساعت ۱۰ بامداد در خبرگزاری ایلنا به آدرس پستی: تهران، خیابان انقلاب، خیابان دانشگاه نرسیده به روانمهر، پلاک ۱۳۲ برگزار می گردد.

از روزهای گذشته…

جاش گروبن (I)

جاش گروبن (I)

جاشوآ وینسلو (Joshua Winslow) ملقب به جاش گروبن (Josh Groban) متولد ۲۷ فوریه ۱۹۸۱، خواننده و ترانه سرای آمریکایی است. حرفه او بیشتر روی اجرای کنسرت و ضبط آثارش متمرکز است، اگرچه وی همواره علاقه به پی گیری موسیقی در تئاتر را داشته. در جولای ۲۰۰۹ وی توانست ۱۹,۱۷۴,۰۰۰ آلبوم خود را در ایالات آمریکا به فروش رساند! او جایزه گرمی (Grammy) را برای آهنگ “باور کن” (Believe) دریافت کرد و در سال ۲۰۰۵ نامزد جایزه آکادمی بود.
نگاهی به وضعیت خواننده و خواننده سالاری در موسیقی معاصر ایران (III)

نگاهی به وضعیت خواننده و خواننده سالاری در موسیقی معاصر ایران (III)

متاسفانه خوانندگان صاحب نام ما نیز هرگز تلاشی جهت رفع این معضل فرهنگی و هنری نمی کنند، چرا که حل این مساله را به ضرر خود دیده و به عبارتی هیچ کاسبی در تلاش برای کساد کردن بازار خود نیست. در ۳۰ سال اخیر با آمدن بزرگانی چون محمد رضا شجریان و شهرام ناظری و … این مساله مشهود تر شده و این هنرمندان هرگز تلاشی برای کمرنگ کردن این ماجرا نکرده اند.
چگونه فرزند خود را به تمرین موسیقی ترغیب کنیم؟

چگونه فرزند خود را به تمرین موسیقی ترغیب کنیم؟

درمیان چالش‌های متعددی که والدین در برقرای درس‌های موسیقی کودکان خود با آن دست به گریبانند (انتخاب ساز، یافتن معلم خوب و غیره)، سوق دادن کودکان به تمرین دشوارترین آن‌هاست. شدت مساله و اهمیت تمرین، باورپذیری کمبود مقالات در این زمینه را سخت می‌کند. افزون بر این، والدین و معلمان بیشتر به سراغ تدابیری که از دوران کودکی خود به یاد دارند می‌روند که تلاش‌هایی منجر به شکست در ترغیب کودکان به تمرین هستند.
همگون و ناهمگون (V)

همگون و ناهمگون (V)

حداقل سی‌ سال دیر رفته بودیم سی سال پیش، این سؤالات، پاسخ قابل‌توجهی داشته‌اند و به مرور زمان از یاد رفته‌اند. حالا کارها سخت‌تر شده است. صدای آقای افضلی مرا از حال خود بیرون آورد؛ عجب نقش‌خوانی است. صدای گرم و خوبی هم داشت. وسایل ضبط و تکثیر را از ساک درآوردم و صدایش را ضبط کردم:
شناخت کالبد گوشه‌ها (II)

شناخت کالبد گوشه‌ها (II)

کتاب تحلیل ردیف یک بخش نوشتاری دارد که مباحث نظری در آن مطرح و خواننده برای ورورد به بخش دوم که بدنهی اصلی کتاب را تشکیل می‌دهد آماده شده و یک بخش نغمه‌نگاری تحلیلی که کار خاص این پژوهش در آن انجام گرفته است. بخش نوشتاری -که علاوه بر ارتباطش با مطالب بعدی کتاب، خود یک رساله‌ی کوچک یا یک مقاله‌ی نسبتا بزرگ در باب نظریه‌ی موسیقی دستگاهی است (۷)- از یک پیشگفتار و دو بخش زبان موسیقی ایرانی و معرفی علائم و توضیحاتی چند درمورد شیوه‌ی نت‌نویسی تشکیل شده است و از دیدگاه تاریخی دگرگونی در نگاه نظری طلایی و اصطلاح‌شناسی(ترمینولوژی)ای را که در فاصله‌ی میان قدیمی‌ترین و جدیدترین نوشته نظری‌اش به کار گرفته نشان می‌دهد.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (XII)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (XII)

بسیاری از مطالعات تطبیقی چه در دوره‌ی معاصر، در عرض و چه گذشته، در طول هنوز مجالی برای انجام نیافته‌اند. به تحقیقات تاریخموسیقی کمتر از جنبه‌ی مردم‌نگارانه نگریسته‌ایم (برای مطالعه یکی از معدود نمونه‌ها نک. (فاطمی ۱۳۸۰ ال و ب) و (فاطمی ۱۳۸۱))؛ مقادیر زیادی اطلاعات قابل استخراج در آثار ادبی، سفرنامه‌ها، تاریخ‌های عمومی و حتا نگاره‌ها وجود دارد که برای روشن‌تر شدن برخی قضایای تاریخی در طول چند صد سال گذشته قابل استفاده است (۳۹).
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XIV)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XIV)

این نکات، صرف نظر از مشکلاتی نظیر استاندارد نبودن سازهای ایرانی برای اجراهای اینچنینی است وگرنه سازهای ایرانی برای اجرا به شیوه اصیل خود دچار نواقص فراوان نیستند؛ گرچه می بایست نهادی متولی این امر، در کنار فرهنگستان موسیقی، با سرمایه و بودجه اساسی برای تحقیق و تکمیل سازهای ایرانی به وجود بیاید(منظور ما از تکمیل سازهای ایرانی نه صرفاً برای استانداردسازی به شیوه غربی برای ایجاد ارکسترهای بزگ، بلکه به منظور بهبود کیفیت ساختمان و مواد به کار رفته در این سازها و قیمت گذاری اصولی و… .
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XI)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XI)

مسئله ی دیگر که آدرنو آن را در نظر نگرفته است قابلیت بالقوه ی موسیقی عامه پسند از لحاظ اقتصادی است. با تعداد انگشت شماری از نوازنده و یک خواننده، موسیقی عامه پسند این قابلیت را داشت که در مدت زمان محدودی موسیقی تولید کند. طبیعی است که در وهله ی نخست سرمایه گذارانِ صنعت موسیقی به این گروه ها تمایل داشته باشند تا یک ارکستر سمفونیک که مالر آهنگساز آن است! زیرا آنها بیشتر از هر چیز به نفع تجاری خود فکر می کردند. اگر شوئنبرگ و مالر و وبرن و… تبدیل به موسیقی روز می شدند تمامِ شهر را باید سالن های کنسرت و استدیوهایی با جعبه های صد و چند نفره می ساختند اما یک گرامافون برای شنونده و یک استدیوِ زیرزمینی برای تولید موسیقی جَز کافی بود!
خود آموختگی و خلاقیت (I)

خود آموختگی و خلاقیت (I)

خود آموختگی اصولا مقوله ای معرفتی است که طی آن، موضوعی که باید آموخته شود چون نقطه ای روشن از انتهای خیال برجسته و برجسته تر میشود. یکی از ضعف های نظام مدرسی آن است که فاقد تحریک هدف و خواسته یا آندو به مثابه نقطه روشن برای وصال و تجلی آن میباشند و موضوع علم یا هنری را که میخواهند پرورش دهند از قلمرو خیال خارج میسازند.
موسیقی تانگو (I)

موسیقی تانگو (I)

تانگو Tango سبکی از موسیقی است که از میان مهاجران آرژانتین و اوروگوئه به اروپا به وجود آمده است. این موسیقی به طور سنتی توسط یک گروه سکستت (شش نفره) نواخته میشود و به نام اورکوئستا تیپیکا orquesta típica شناخته میشود. این سکستت شامل دو ویولون، پیانو، دبل بیس و دو باندونیون Bandoneón (سازی از خانواده آکاردئون) است. ترکیبهای قدیمی تر این مجموعه گاهی شامل فلوت، کلارینت و گیتار نیز بود. موسیقی تانگو و همچنین رقص تانگو در اکثر نقاط جهان شناخته شده است.