صمد پور: براى بعضى اتفاقات، پشت دست خایانم!

علي صمدپور
علي صمدپور
از خودتان بگویید؛ چطور به سمت موسیقی کشیده شدید.
مى توانم بگویم که یادم نیست چطور! موسیقى درونى ترین لایه ى حس و وجود من بود و شخصى ترین انتخاب. هرچند نمى دانم که با این حس عمیق چه کرده ام و چقدر موفق بوده ام. در خانه اى بزرگ شدم که انواع و اقسام سازها در آن بود به لطف برادرهاى بزرگ تر! ولى بازى کردن با سازها از بچگى عادت شد و بعدتر جنگ مقدارى رشته ى پیوندم با موسیقى را براى چند سالى گسست تا دوباره از ١۴ سالگى با تار آموختن را شروع کردم و بالاخره راضى شدم در ١٧ سالگى به کلاس آقاى ظریف بروم.

شما در زمینه ادبیات و موسیقی هم تحصیل کرده اید و هم فعالیت داشته اید، این دو رشته ظاهرا متفاوت مخل پیشرفت یکدیگر نبوده اند؟
من در موسیقى تحصیل نکرده ام. ادبیات فارسى خوانده ام و به نظرم آشنایى با ادبیات به جنبه هایى از موسیقى ام یارى رسانده. هرچند علاقه ى من در ادبیات بیشتر به سمت داستان گرایش دارد تا آن گوشه ى دیگرش که مثلا عروض و قافیه و وزن شعر باشد.

چطور شد در کنار نوازندگی تار به نوازندگی کوزه پرداختید؟
نمى توانم حتا براى لحظه اى فکر کنم که نوازنده ى کوزه یا دمام هستم. در تجربه هایى که با استادم حسین علیزاده داشتم، نقشى به عنوان همخوان در گروه آوازى معمولا ۴ نفره ى هم آوایان داشتم و چون نقشم بیشتر هماهنگ کردن گروه آوازى بود، در اجراها از یک ساز کوبه اى مدد مى گرفتم.

انتخاب دمام و کوزه در «راز نو» و «به تماشاى آب هاى سپید»، صرفا یک انتخاب شخصى بود که با مشورت و تایید آقاى علیزاده به گروه آمد. والا هیچ اتفاق خوبى هم براى دستانم نبود که آن سازهاى ناکارکننده ى دست را بنوازم!

حالا اگر به خاطر انتشار آن دو کار به نوازندگى این دو ساز شناخته شده باشم موضوع دیگرى است. خودم چنین تصورى ندارم براى آن ها حتا تمرین هم نکردم. کوزه اى که در به تماشا… زده ام یک کوزه ى معمولى نگهدارى ترشى ست که از میبد به ٢٠٠٠ ریال خریدمش….

ارزش و اهمیت کوزه را در میان سازهای کوبه ای کلاسیک، چه مقدار می دانید؟
گاهى براى بعضى اتفاقات، پشت دست خایانم، یکیش هم همین کوزه! اهمیت هر ساز در ارکستر به نقشى است که در ترکیب صدا و صدادهى ارکستر ایفا مى کند. شک بسیار دارم که کوزه، جز لاینفک کنونى ارکسترهاى بى دروپیکر و تجربى موسیقى ایرانى نقش ضرورى و حیاتى اى بتواند ایفا کند.

تقریبا مى توانم بگویم هیچ!

آیا اعتقادی به درجه بندی سازها دارید و یا هر وسیله ای که تولید صدایی داشته باشد را دارای شرایط دریافت عنوان «ساز» می دانید؟
هم به درجه بندى شان معتقدم و هم به گستره ى بى حد استفاده از ابزار در موسیقى تجربى.

از چه زمانی وارد کار آهنگسازی شدید؟
این علاقه ى همیشگى ام بود. از زمانى که موسیقى را شروع کردم مطالعه ام راجع به آهنگسازى هم شروع شد. چه ساختن براى ساز تخصصى ام چه براى ارکستر. تا قبل از تجربه ى اولم براى فیلم «ماهى ها عاشق مى شوند» براى چند تئاتر عروسکى و دو فیلم مستند موسیقى ساخته بودم. از حدود ١٣٧٣.

آیا در زمینه آهنگسازی هم از استادی استفاده کرده اید یا خودآموخته هستید؟
خود آموخته هستم و البته نه خیلى از این بابت خوشحالم و نه خیلى ناراحت!

یک دیدگاه

  • حمید
    ارسال شده در خرداد ۱۱, ۱۳۹۳ در ۳:۱۴ ب.ظ

    بسیار موفق باشید آقای صمدپور عزیز

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (II)

من این نوع دیدگاه گسترش هارمونی را در هفت متد اصلی دسته بندی و خلاصه می کنم که در جای خود در باره ی هر کدام صحبت می کنم. این متد ها عبارتند از:

اولین دکتر موسیقی (I)

حســین ناصحی در سال ۱۳۰۴ در خانواده ای هنردوست به دنیا آمد. مادرش از شاگردان استاد درویش خان بود و تار می نواخت. به همین جهت ذوق موسیقی او از اوان کودکی پرورش یافت. وی از ســن ۱۴ سالگی با ورود به هنرستان عالی موسیقی و انتخاب ساز ترومبون زیر نظر اســتاد چک «ژوزف اسالدک» مشغول تحصیل گردیــد و پس از مــدت کوتاهی به همکاری با ارکســتر رادیو به سرپرستی پرویز محمود پرداخت. او جزو شاگردان ممتازی بود که به دعوت دولت ترکیه و با بورســیه هنرستان برای ادامه تحصیل روانــه آنکارا گردید و در آنجا زیر نظر اســتاد «کاظم آکســس» از شاگردان برجســته «بلا بارتوک» آهنگساز شهیر مجارستان به همراه دوست دیرینه اش ثمین باغچه بان به فراگیری آهنگسازی پرداخــت.

از روزهای گذشته…

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (VI)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (VI)

خانه ای که آنها یافتند، کلبه ای در ساسکس و نزدیک فیتلوورت بود. این مکان مناظر زیبا و جنگل های خوش منظره ای در اطراف خود داشت که الگار می توانست در آنها قدم بزند. این خانه “برینکولز” نام گرفت و الگار عاشق آن شد.
خود آموختگی و خلاقیت (II)

خود آموختگی و خلاقیت (II)

در مورد آثار هنری جاودان، آن جرقه ای که در انتهای خیال ظاهر میشود، منجر به ظهور این آثار می گردد. داستان این غمزه را نیز میتوان بدین صورت تلقی کرد که اثر هر چه بیشتر در اعماق خیال شکل گیرد، تمامی مدعیان تاج و تخت آن رشته را به اعجاب وا میدارد و آنها را به شاگردانی کوچک در برابر فرد خلاق تقلیل می دهد. بطوریکه میتوان این اثر را از صدها زاویه نگریست و افق های نوینی را در آن کشف کرد.
علی رحیمیان: در هنرستان چند کاپریس از پاگانینی باید می زدیم

علی رحیمیان: در هنرستان چند کاپریس از پاگانینی باید می زدیم

بدنبال تهیه مطلب رحیمیان و موسیقی سمفنیک ایران و به منظور آشنا کردن هرچه بیشتر جامعه هنری با هنرمندان بزرگ کشور، با علی رحیمیان موسیقیدان معاصر مصاحبه ای انجام دادیم که در این مطلب قسمت اول آنرا میخوانید.
فلسفۀ سازهای ابداعی (I)

فلسفۀ سازهای ابداعی (I)

این روز ها در آشفته بازار موسیقی ایران خبر های گوناگون و متعددی می شنویم. خبر هایی داغ از گروه های “بزرگ”، کنسرت های “بزرگ”، ابداع، اکتشاف، انواع تلفیق، نوآوری و… یکی از ملال آورترین خبر های تکراری این روز ها، خبر ابداع ساز های جدید است. ساز هایی با اشکال گوناگون و در ظاهر متفاوت از لحاظ ساختار و صدا. تنور این آشفته بازار بی صاحب آنقدر داغ است که از هر صنفی در آن می توان یافت. از خواننده و آوازه خوان گرفته تا نجار و بقال و سیرابی فروش…
هارمونی یکی از کارهای التون جان

هارمونی یکی از کارهای التون جان

با وجود سادگی ظاهری و زیبایی مردم پسند کارهای التون جان، هارمونی موسیقی او اغلب خیلی هم ساده و پیش پا افتاده نیست. یکی از این ترانه ها Your Song است که می خواهیم راجع به آن صحبت کنیم.
کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (X)

کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (X)

او در انجام این کار با بوجود آوردن سریالیسم موفق شد و این افتخار بزرگی برای او در تاریخ موسیقی محسوب می‌شود. اما او خیلی سخت به ساختار داخلی موسیقیش وفادار ماند. سریالیسم به عنوان روشی منظم برای تهیه سری‌ها، منظره صوتی موجود را درهم ریخت و شنوندگان را با دنیای صوتی نو آفریده‌اش بیگانه کرد. در حقیقت موسیقی شوئنبرگ علی‌رغم اینکه برای تکوین یافتن نیازمند ساختار بود همین ساختار موجب تیرگی و ابهامش می‌شد. در نتیجه سریالیسم منجر به یک زیباشناسی جهانی نشد.
تحول در موسیقی ایرانی از قاجار تا کنون (I)

تحول در موسیقی ایرانی از قاجار تا کنون (I)

در پایان دوره قاجار و ورود به دوره انتقالی قدرت در ایران که به عنوان عصر مشروطه شناخته می شود؛ تحولات زیادی در موسیقی ایران بوجود آمد که این تحولات با روی کار آمدن شاگردان و پیروان مکتب علینقی وزیری، سرعت بیشتری گرفت. این تحولات تاثیرات زیادی در فیزیک سازها، نحوه نوازندگی، نحوه خوانندگی، آهنگسازی و… گذاشت.
اینک، شناخت دستگاه‌ها (IV)

اینک، شناخت دستگاه‌ها (IV)

تا اینجا نمونه‌ی ایرانی و غیر ایرانی هر دو یک نیازمندی اولیه دارند؛ آشنایی با پایه‌های نظریه‌ی موسیقی، اما یک تفاوت عمده کار مولف ما را سخت‌تر کرده است؛ میزان سواد موسیقایی عمومی. وقتی موضوع کارمان موسیقی کلاسیک غربی است از جغرافیایی صحبت می‌کنیم که به احتمال زیاد مردم در مدرسه اندکی موسیقی می‌آموزند و این یعنی دست‌کم با نت خوانی و بعضی اصول اولیه‌ی دیگر آشنا هستند.
بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (VIII)

بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (VIII)

جمله «بطلمیوس» و «تامسطیوس» (۲۱) اشاره می‌کند، از سوی دیگر نام «فیثاغورث» را چندین بار بر سبیل نقد نظرات‌اش می‌آورد. اگر همین روش بررسی جزء به جزء را ادامه دهیم خواهیم دید که علاوه بر توافق در مبادی روش‌شناختی در موضوع مورد بررسی علم موسیقی، در «صناعت نظری موسیقی» نیز با آریستوگزنوس شباهت تام می‌یابیم:
عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (V)

عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (V)

آیا هر ماده برای جنبش، نیاز به نیرویی برتر و خارج از خود دارد، یا تلنگری از بیرون دارد؟ و آیا این تلنگر و نیروی بیگانه از طبیعت و ماده خاستگاهش مو سیقی است و مخاطب باید با موسیقی دریفی ایران از سکون به در آید؟ تمامی فعالیت پراتیک و علمی بشر ثابت می کند که هم ماده و هم کل جهان هستی، تنها با تحرک و تغییر و تکامل است که هستی دارد. شاید موسیقی ایران نگران گسست فرایند هستی است ، یا بیمناک آن است که مبادله ی میان موجود زنده و محیط پیرامون او متوقف بماند؟