بادی گای، سمبل شیکاگو بلوز (II)

Buddy Guy
Buddy Guy
بادی گای بلوز مدرن را آفرید، او بدون حذف ذره ای از اصول بنیادین و ریشه های کهن این سبک ، موجبات پیشرفت و توسعه آن را فراهم آورد. هر چند نام گای با “شیکاگو بلوز” عجین شده ، اما سبک نوازندگی او کاملا منحصر بفرد است و دامنه فعالیت هایش بسیار گسترده .

تعداد کثیری از منتقدان موسیقی بر این عقیده اند که بهترین سری موجود از آثار گای طی سال های ۱۹۶۰ تا ۱۹۶۷ در “چس رکوردز” منتشر شده است. چنین برداشتی در حقیقت اجراهای زنده بادی گای و آلبوم هایی چون American Folk Blues Festival را به نوعی زیر سئوال می برد، همان جنبه ای از شخصیت گای که نوازندگانی چون اریک کلپتون، جف بک و جیمی پیج در اوایل دهه ۶۰ به شدت آن را ارج نهادند.

از میان آلبوم های منتشر شده گای شاید بتوان گفت آلبوم های The Very Best of Buddy Guy، Blues Singer، Hoodoo Man Blues، A Man & The Blues و I Was Walking Through The Woods برای طرفداران بلوز قدیمی و آلبوم های دیگری چون Slippin’ In، Sweet Tea، Stone Crazy، Buddy’s Baddest: The Best Of Buddy Guy، Damn Right، I’ve Got The Blues و D.J. Play My Blues برای طرفداران راک و بلوز مدرن، بسیار حائز اهمیت است. DVD های مختلفی از اجراهای زنده گای از جمله Lightning In a Bottle,، Crossroads Guitar Festival، Eric Clapton: 24 Nights، Festival Express و A Tribute to Stevie Ray Vaughan که در تقدیر از استیو ری اجرا شده، منتشر شده است.

بسیاری از ترانه های مشهور گای توسط افرادی چون لد زپلین Led Zeppelin، اریک کلپتون، رولینگ استون، استیو ری واگان Stevie Ray Vaughan، جان مایال John Mayall و جک بروس Jack Bruce مجددا اجرا شده اند. شاید بتوان گفت عمده شهرت گای در تفسیرهای خلاقانه ای است که بر روی ترانه های مختلف انجام می دهد.

اجراهای گای الهام بخش نوازندگانی چون جیمی هنریکس بوده است، به طوری که حتی هنریکس در بسیاری از موارد کنسرت هایش را لغو می کرد تا در اجراهای گای که همواره جهت بازبینی مجدد آنها را ضبط می کرد، شرکت کند.

گای معمولا در اجراهای زنده و مهیج خود، گیتار را با پاها و دندانهایش می نواخت، گاهی نیز از چوب درام برای نواختن ساز استفاده میکرد، او از پشت سر نیز گیتار را با مهارت کامل می نواخت. استفاده از هر دو دست با مهارت و سرعتی یکسان، از ویژگی های منحصر بفردی است که در اغلب کنسرت هایش به نمایش می گذارد.

تام لوین Tom Lavin در مورد اولین ملاقاتش با گای می گوید :” اولین کنسرتی که گای در دانشگاه ما برگزار کرد، اواسط اجرا، زمانی که به تک نوازی مشغول بود، تصمیم به در آوردن ژاکتش گرفت. در کمال ناباوری حضار او با یک دست گیتار نواخت و یکی از آستین هایش را درآورد، سپس بدون کوچکترین اشتباهی دستش را عوض کرد و با دست دیگر به تک نوازی ادامه داد تا آستین دیگرش را در آورد، در حالیکه از تعجب نفس تماشاگران در سینه ها حبس شده بود، او حتی یک نت را ار دست نداد. دیدن چنین صحنه ای یکی از ماندگارترین و بهترین خاطرات زندگی ام بوده و هست. شاید این همان کاری بود که توانایی انجامش از آرزوهای دیرینه من بود. ”

گای بیش از پنجاه سال به اجرای کنسرت های پر شور و هیجان بلوز و بلوز- راک اند رول پرداخته، او در زمره نوازندگانی است که تاثیر قابل توجهی بر نسل جدید هنرمندان بلوز و راک به جای گذاشته است.

DJRadiohead در مصاحبه ای می گوید:”مسلما راک اند رول بدون حضور گای نمی توانست به صورت امروزی وجود داشته باشد. ”

به جرات می توان بادی گای را به عنوان پل اتصال بلوز و راک برشمرد، ارتباطی که او بین نوابغی چون مادی واترز Muddy Waters و هاولین ولف Howlin’ Wolf به عنوان پرچمداران بلوز و نوازندگان محبوب و مردمی مانند اریک کلپتون، جف بک، جیمی هنریکس و جیمی پیج ایجاد نمود، به منزله انقلابی در عرصه بلوز بود. شاید به همین دلیل است که استیو ری معتقد است :” اگر بادی گای نبود، هیچ گاه استیو ری ها بوجود نمی آمدند.”

نشریه گیتاریست در مورد گای می گوید:” بی شک، بدون حضور بادی گای، بلوز و راک هیچگاه از اعتبار کنونی برخوردار نمی شدند.”

6 دیدگاه

  • ارسال شده در بهمن ۲, ۱۳۸۵ در ۷:۱۶ ب.ظ

    خیلی خوبه. واقعا باعث خوشحالیه که شما این مطالب را ترجمه و منتشر می کنید. به نظر من کمک بزرگیه به موسیقی ایران .

  • محسن
    ارسال شده در بهمن ۶, ۱۳۸۵ در ۲:۳۵ ق.ظ

    متشکرم که درمورد این گیتاریست بزرگ مطلبی گذاشتین بی نهایت از شما سپس گذارم

  • محسن
    ارسال شده در بهمن ۶, ۱۳۸۵ در ۲:۳۸ ق.ظ

    البته من پوزش میخوام برای اینکه چند بار از شما درخواست کردم که از بادی گای مطلبی بزارین کم کم نا امید می شدم از در خواستم تا اینکه امشب مشهده کردم

  • ناشناس
    ارسال شده در فروردین ۱۶, ۱۳۸۶ در ۵:۱۰ ب.ظ

    salam mamnon az matalebe khobeton

  • ارسال شده در خرداد ۱, ۱۳۸۶ در ۲:۴۴ ب.ظ

    من یه موزیک باز حرفه ای هستم(این ادعا بی ربط نیست) تو مطبوعات ایران هم فعالم.از موسیقی می نویسم.واقعاً تشکر می کنم ار مطالب شما.خیلی خوبه خیلی خوبه.ما واقعاً کمبود منابع داریم تو ایران وا این کار شما به لحاظ فرهنگی بسیار ارزشمنده.

  • سیامک
    ارسال شده در دی ۱۹, ۱۳۸۶ در ۱۲:۳۹ ب.ظ

    مطلب های جالبی نوشتین اکه ممکن درباره chris rea هم بنوسین

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (II)

با وجود آوردن عنوان و تقسیم‌بندی موضوعی، خواننده‌ی پژوهش‌گر گاه نیازمند است بیشتر بداند، چرا که بسیاری از اوقات عنوان، گویای تمامی بار اطلاعات یک مقاله یا کتاب نیست. همچنین تقسیم‌بندی موضوعی هر چقدر هم دقیق باشد نمی‌تواند خواننده را کاملا راهنمایی کند که در مقاله چه چیزی خواهد یافت. به همین دلیل توصیف و چکیده‌نویسی یا به عبارت دیگر کتاب‌شناسی توصیفی ضرورت می‌یابد. اولین مسئله‌ای که کتاب‌شناسی‌های توصیفی را از یکدیگر متمایز می‌کند روش چکیده‌نویسی است؛ زیرا یک چکیده‌ی خوب می‌تواند ضمن فشرده بودن، اطلاعات زیادی را منتقل کند. از این دیدگاه هر چه اطلاعات منتقل شده نسبت به طول چکیده‌ی نوشته شده (تعداد کلمات) بیشتر باشد کارآیی بیشتر است.

متبسم: با الهام از اقدام پایور ونوشه را نوشتم

روز 27 تیر ماه قرار است ارکستر سازهای ملی ایران با تکنوازی حمید متبسم و رهبری اسماعیل تهرانی و همراهی محمد معتمدی و وحید تاج به عنوان خواننده، در تالار وحدت به روی صحنه برود. اجرای دوباره قطعه ونوشه اثر مهم و مشهور حمید متبسم باعث شد امروز گفتگویی با این هنرمند داشته باشیم.

از روزهای گذشته…

بیانیه هیات داوارن چهارمین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی

بیانیه هیات داوارن چهارمین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی

چهارمین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی را در شرایطی به اجرا در آوردیم که ضرورت حضور اهل هنر و به ویژه هنر موسیقی در چنین فعالیت هایی بیشتر و بیشتر احساس می شود. حضور اهل قلم و اندیشه در عرصه موسیقی می تواند بهتر از هر اقدام دیگری ارزش های این هنر معنوی را آشکار سازد، بویژه که امسال هیات داوران با مقالاتی بهتر و عمیق تر در شاخه های مختلف موسیقی روبرو گردیدند.
کلاف سردرگم (I)

کلاف سردرگم (I)

جشنواره‌ها به عنوان فعالیت جمعی مرتبط با مسائل فرهنگی و هنری، بخشی از چرخه‌ی تولید و مصرف را در جامعه‌ی امروز تشکیل می‌دهند. بخشی که بیشتر مربوط به فرآیند معرفی تولیدات یا تولیدکنندگان است. اما جشنواره‌های موسیقی در ایران از ابتدا با مشکل بنیادی مواجه بوده‌اند درست به این دلیل که چنین هدفی نداشته‌اند یا اگر هم در نظر و بر روی کاغذ چنین هدفی در میان بوده به دلایلی هرگز عملی نشده است.
گفتگو با حسین علیشاپور (V)

گفتگو با حسین علیشاپور (V)

آوازخوان بدون نوازنده و ارکستر فایده ای ندارد. بخش عمده ای روایت ارکستر ایرانی بدون خواننده هم می لنگد چون موسیقی ما موسیقی روایی است، موسیقی کلام است. ما وقتی می خواهیم در موسیقیمان درخصوص یک واقعه ای صحبت کنیم، آثار بسیار معدودی وجود دارد که به صورت بدون کلام روایتگر باشند.
نگاهی به اپرای مولوی (VI)

نگاهی به اپرای مولوی (VI)

سبک خوانندگی خاص علیشاپور به حدی در این اپرا به زنده شدن نقش او کمک کرده که گویی تا به حال علیشاپور برای خواندن این نقش روی این سبک کار میکرده است! نوع بیان او، نوع تحریر ها و محبتی که در این صدا وجود دارد، سلطان العلما را با قدرت در ذهن مخاطبان حک کرده است.
پرآرایش و رامش و خواسته (III)

پرآرایش و رامش و خواسته (III)

سابقه ی گروه نوازی در موسیقی ایرانی، با رعایت و توجه به قواعد مرسوم آن به گروه مرحوم فرامرز پایور بازمیگردد. سازبندی این گروه به استانداردی برای گروه نوازی در موسیقی ایرانی بدل شد: یک کمانچه و یک قیچک (به عنوان سازهای زهی کششی، و قیچک به عنوان قسمتی از صدای آلتوی گروه)، نی، تار، عود، سنتور، رباب و بالاخره تنبک که تکنیکی ترین ساز کوبه ای در موسیقی ایرانیست. به دلیل سابقه ی کم گروه نوازی، سازهای موسیقی ایرانی بی توجه به چنین نیازی ساخته شده اند؛ به گونه ای که با دقت در سازهای ارکستر سمفونیک درمی یابیم که در هیچ یک از سه گروه سازهای آن سازی مضرابی (به عبارت بهتر، سازی با صدای غیر ممتد) وجود ندارد و حتی پیانو نیز جزو سازهای ارکستر نیست.
بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (V)

بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (V)

معنی این نوع نگارش – هرچند کشش‌ها در نغمه‌نگاری ردیف نسبی و بسته به شرایط زمان اجرا است – این است که از دیدگاه بهجت (دست‌کم در نغمه‌نگاری) ریزهای با کشش نت سیاه باید پرتر اجرا شوند. به‌علاوه در مورد تک ریزها هم کتاب منا طیف گسترده‌تری از امکانات را در اختیار قرار می‌دهد. از نظر کشش تک‌های پیش از ریز هم این نوشته‌ها با یکدیگر یکسان نیستند؛ بهجت در بیشتر ریزهای سیاه، تک را دولاچنگ و ریز را مجموعه‌ی سه‌لاچنگ‌های سکستوله می‌آورد (به جز – بهجت: 1379: 13 شماره‌ی 24)، ندیمی هم با این که از سکستوله استفاده نمی‌کند تک ریز را به همین گونه تفسیر کرده در حالی که منا در همین ریزها همه جا تک را چنگ و ریزها را سه‌لاچنگ می‌گیرد که نتیجه‌اش ایجاد تضاد بیشتر میان تک‌ها و بدنه‌ی ریز است.
نگاهی به موسیقی قاره آفریقا (II)

نگاهی به موسیقی قاره آفریقا (II)

شاید بسیاری از انواع موسیقی آفریقایی برای ما قابل درک و یا حتی خوش‌آهنگ نباشد. البته جای تعجب نیست، زیرا هدف تولیدکنندگان آن هم خلق زیبایی نبوده است. موسیقیدان‌های سنتی آفریقا برای لذت بردن، صداها را با یکدیگر ترکیب نمی‌کنند. هدف آن‌ها بیان همه‌ی جنبه‌های زندگی از طریق عنصر صداست.
تکنیک های نی و محدودیت های آن (I)

تکنیک های نی و محدودیت های آن (I)

در مباحث گذشته بیشتر در خصوص شیوه های نوازندگی نی و راههای تولید صدا و نیز انواع صداهای نی بحث شد. در این مقاله سعی خواهد شد راجع به قابلیت های تکنیکی ساز نی و توانائیهای این ساز در اجرای قطعات و تکنیکهای مختلف سازی بحث شود. قبل از ورود به بحث اصلی این نکته یادآور میشود که این مقاله بر اساس قابلیت های نی هفت بند سنتی که بصورت دندانی نواخته میشود، نگاشته شده و در مواردی یک تکنیک یا حتی اجرای یک نت بوسیله این نی غیر ممکن و یا بسیار مشکل است ولی با نی کلید دار و یا بصورت لبی قابل اجراست این تفاوتها و وجه تمایزها توضیح داده خواهد شد.
هارمونی زوج (I)

هارمونی زوج (I)

هارمونی زوج، هارمونی ابتکاری شخص مرتضی حنانه بر روی موسیقی ایران بود که در ایران آثار بسیاری خلق کرد و بر عواطف بسیاری از ایرانیان تاثیر فراوانی گذاشت. این اولین قدم برای صاحب سبک شدن در موسیقی کشورمان بود؛ یک سبک هارمونیک و زبان موسیقی شخصی که در ایران کاملا منحصر به فرد شد.
وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (III)

وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (III)

تمی به روشنی معرفی می‌شود اما با فاصله‌ی کوتاه شکلی خلاصه‌ و خلاصه‌تر یافته و در طرح‌واره‌هایی پخش شده میان سازها تکرار می‌گردد. یعنی نوعی دگره‌سازی کاهنده که با سماجت هر چه بیشتر پاره ملودی وام گرفته شده را تا سرحد امکاناتش تکرار می‌کند و آن را تا جایی پیش می‌برد که جز جوهر فواصل پایه‌ای هیچ باقی نماند، مانند فراز پایانی «پشت پا». یا از طریق دگرگونی در شدت‌وری، جمله‌بندی و گاه رنگ‌آمیزی اندک حرکتی به آنها می‌دهد تا جریان موسیقی که در تکرار مصرانه‌ی تم به دام افتاده است حرکتی رو به جلو بیابد، مانند آن‌چه در موومان سوم «بلوچ»، «گواتی ذوالجلال»، رخ می‌دهد.