موسیقی و نابینایان (II)

یکی از دغدغه های من ارزیابی جایگاهی ست که هر فرد می تواند در مقابل موسیقی اتخاذ کند. بر این اساس نابینایی یکی از آن وضعیت هایی است که در نظر من میتواند تقسیم بندی و رتبه بندی دیگری از هنر ارائه دهد.

به زعم من وضع برای نابینایان به گونه ای دیگر است.

برای ما هنوز هم شاید موسیقی انتزاعی ترین نوع هنر باشد. می توانیم در حین شنیدن آن چشمانمان را ببندیم انگار که از هر چه تصویر و شی رها شده باشیم. اما یک نابینا، هم از نخست تنها چیزی که داشته است صدا بوده است.

صدای خودش، خنده ها و گریه هایش، صدای مادرش، پدرش، اطرافیان، صدای موسیقی و… تلقی چیزی به عنوان “عنصر انتزاعی ” توسط بینایان، بدان سبب است که انگار در میان این همه تصویر تنها صداست که پنهان است، در حالی که در نزد نابینایان دیدن تصاویر امری محال و دست نیافتنی است.

می توان انگاشت که برای فرد نابینا، تصویر عنصری به غایت انتزاعی تر می نماید. او هیچگاه توان نگیریستن به چیزی را نداشته. پیش از آنکه لمس کند گوش داده است. حسرت در نزد او همواره متوجه تصویر بوده است. چنانچه شاید بتوان در فرد ناشنوا این حسرت را متوجه موسیقی نمود. ناشنوا می داند موسیقی چیست. ؟ چه مثالی از موسیقی در ذهن دارد؟ چگونه این موضوع را برای او تفهیم میکنند؟

دریچه ی فکر نابینا و جایگاهشان سویی دیگر است.

از یک نابینا بخواهید که یک درخت را نقاشی کند. شاید از حسرت آکنده شود..شاید غرقه در اشک شود… اما در مورد صدا ما با نابینایان در یک نقطه مشترک قرار داریم.

هیچ کدام از ما صدا را نمی بینیم. انگار قرار نبوده است صدا قابل دیدن باشد.

البته آنان منبع صدا را هم نمی بینند. لیکن با ندیدن منبع صوتی همه ما می دانیم که به هیچ وجه صدا را از دست نداده ایم.اما در مورد نقاشی و در اصل هنر های تجسمی با چشمان بسته هیچ چیز برای ما مشخص نخواهد شد.

رنگ ها را نمی توان با لمس کردن تشخیص داد. اصولا نقاشی دغدغه ی نگریستن و دیدن دارد و نه لمس کردن. به عبارت دیگر لمس کردن مدیوم نقاشی نیست. همچنین یک مجسمه را تنها می توان دید و در مورد عکاسی نیز آشکار است که حتی با لمس نمودن یک عکس هیچ چیز دستگیرمان نخواهد شد!

از همین رو میتوان گفت نظریه ی شوپنهاور در باب موسیقی برای انسان هایی که از قوه ی بینایی برخوردار هستند ملموس تر است. زیرا یک نابینا همانگونه که پیش تر گفته شد تصوری که از انتزاع خواهد داشت با تصوری که یک شخص بینا از انتزاع دارد متفاوت است. البته در این جا سخن از برتری گروهی بر گروه دیگر نیست.

شاید حال باید به خود تلنگری بزنم و بگویم چه میگویی؟ اصلا مگر هنری چون نقاشی و عکاسی می تواند معنایی برای نابینا داشته باشد؟ پیش خود چه میگوید؟ لابد پیش خود میگوید چیزهای هست که سایرین آن را هنر می دانند ولی من آنها را نمی بینم. آیا اصلا در نزد نابینا نقاشی می تواند یک هنر باشد؟ وقتی آنرا نمی بیند؟

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

امیرآهنگ: تقریبا تمام کتاب های آموزشی موسیقی نظری غربی ایران کپی است

با قاطعیت می توان گفت بجز چند مورد بسیار نادر و اِستثنایی، تقریباً تمامِ کتاب ها و مِتُد های آموزشی ای که در خصوص آموزشِ تئوری موسیقی عمومی، سُلفِژ، هارمونی و غیره توسط موسیقی دانان ایرانی نوشته شده و چاپ شده اند، رونویسیِ دوباره و کپی برابر با اصل بطور عینی از کتاب های تألیفیِ نویسندگان خارجی آن هم اغلب بطور ناقص ارائه شده اند. آن هم بدونِ در نظر گرفتن اینکه آیا اصلا طریقه و شیوه موردِ نظرِ آموزش از نظر طریقه بیان در آن کتابِ مربوطه متناسب با درک و فهم هنرجوی ایرانی می باشد یا نه؟!

گزارش مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (II)

کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی»، نگارش مرجان راغب نیز ازجمله کتاب‌های پژوهشی نشر خنیاگر است که به تحلیل آثار و سبک‌شناسی عارف قزوینی پرداخته و در تابستان ۱۳۹۶ توسط نشر خنیاگر منتشر شده است. این کتاب در اصل پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد خانم راغب در رشتۀ نوازندگی ساز ایرانی است که در سال ۱۳۹۲ با استادراهنمایی دکتر هومان اسعدی ارائه شده بود.

از روزهای گذشته…

نقدی بر هارمونی زوج (III)

نقدی بر هارمونی زوج (III)

تاکید نویسنده در این مقاله بر روی درجه های زوج بوده و در ادامه خواسته است آن را اثبات کند اما درجه ی پنجم در موسیقی کلاسیک ایرانی چندان هم بی ارزش نیست چون شاهد بسیاری از شاه-گوشه ها (واژه ای که استاد عمومی برای گوشه های اصلی یک دستگاه نام برده است) درجه ی پنجم شاهد درآمد دستگاه ها هستند و هیچ دستگاهی نیست که در درجه پنجم یک تا چند گوشه ی مهم نداشته باشد. مثلا:
تمرین بداهه نوازی و همراهی

تمرین بداهه نوازی و همراهی

از روشهای بسیار کارآمد برای فراگیری و کسب مهارت بیشتر در بداهه نوازی همراهی با موسیقی است که قبلآ اجرا و ضبط شده است. کمتر کسی است که امروزه در منزل ساز داشته باشد اما نوار یا CD سبک مورد علاقه موسیقی اش را نداشته باشد، پس می توانیم به راحتی شروع به کار کنیم.
سجاد پورقناد

سجاد پورقناد

متولد ۱۳۶۰ تهران نوازنده سه تار سردبیر مجله گفتگوی هارمونیک sadjad.p@gmail.com
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (IX)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (IX)

در مورد دوره‌ی پس از اسلام تا حدودی وضعیت بهتر است، گرایش‌های دایره‌المعارفی در سده‌های نخست پس از استقرار اسلام موسیقی را نیز بخشی از دانش‌هایی می‌دانست که باید گردآوری شود. از سوی دیگر اقبال دربارها (مخصوصا عباسی) به موسیقی بسیار زیاد بود، بنابراین کسانی مایل بودند که وقایع موسیقایی را ثبت کنند. همچنین برخی از وقایع موسیقایی نیز در خلال ثبت و تاریخ‌نگاری وقایع دربارهای بزرگ باقی مانده است.
نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (II)

نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (II)

سلطانی در ادامه می گوید: “وامداران این دو گروه (نیما و شهریار) نیز هرکدام سمت و سویی یافتند، ادامه دهندگان راه نیما مانند احمد شاملو به زبانی اعتراضی روی آوردند و پیروان شهریار مانند هوشنگ ابتهاج زبانی آهنگین پیدا کردند.” اینکه ادامه دهندگان شعر نو در ابتدا پیرو نیما بودند درست است اما اینکه بگوییم پیروان نیما فقط به شعر اعتراضی روی آوردند جای بحث دارد. در صورت پذیرش این مطلب باید سهراب را نادیده گرفت زیرا در بیان سهراب عاشق پیشگی و عشق به طبیعت و زندگی فوران می کند.
اطلاعیه دوم  مسابقه کشوری گیتار  جَز – بلوز (پاییز ۸۷)

اطلاعیه دوم مسابقه کشوری گیتار جَز – بلوز (پاییز ۸۷)

اطلاعیه دوم مسابقه کشوری جز و بلوز : در این اطلاعیه نحوه ثبت نام و مهلت زمانی مربوط به آن مشخص شده است. زمان ثبت نام یک مرداد ماه الی ۱۵ مرداد ماه سال ۱۳۸۷ میباشد .
باغسنگانی: دیگر باید کتاب به دست در خانه ها رفت!

باغسنگانی: دیگر باید کتاب به دست در خانه ها رفت!

به نظرم تنها راه در حال حاضر همین روایت است. استاد بزرگوار دکتر زرین کوب به خوبی بر این نکته واقف بوده است. نسل غالب امروز را دیگر نمی توان با متن علمی خشک و بمباران اطلاعات حاصل از متن به این اصول رو به نابودی رهنمون شد. نسل امروز ما نسل توییتر و فیس بوک و گذری و نظری است. پس وقتی می توان با این نسل گفتگو کرد که دقیقا در همان موقعیتی قرار بگیریم که گذر این نسل به آن موقعیت به وفور می افتد. متاسفانه دیگر گذر این نسل، کتابخانه و مسجد و منبر نیست. یعنی سی سال است که این حرفها تمام شده. حالا باید ما هم برای مسلمان کردن خیلی ها قرآن در دست خانه به خانه برویم و مثل راهبان و کشیشان قرآن هدیه بدهیم و ملت را بیاوریم پای منبر و صندلی کتابخانه. نکته اینجاست که بنیاد ها، شکل و رنگ عوض کرده. این نسل، نسل اندروید و تلگرام و صد البته فست فود است و با هیچ کسی هم شوخی ندارد. چه موضوع می خواهد سیاسی باشد چه دینی و فرهنگی. از فروشگاه شما خوشش نیاید عمراً اگر دوباره رویش را ببینی! وقتی رفت، به کل رفته است. با این حال همین نسل، نیازهای عمیقی در ذات خودش دارد که در حال حاضر تنها و تنها با ادبیات داستانی و تکنیک های مختلف این گونه ادبی قابل تحریک است.
نگاهی به اندیشه‌های محمدرضا لطفی، از خلال نوشته‌هایش (III)

نگاهی به اندیشه‌های محمدرضا لطفی، از خلال نوشته‌هایش (III)

تغییر از درون و دریافت درون متنی موسیقی ایرانی دیگر نکته‌ی کلیدی اندیشه‌ی لطفی را تشکیل می‌دهد. این موضوع در دو جنبه بیشتر نمود دارد؛ نخست زمانی که وی به زیباشناسی موسیقی ایرانی می‌اندیشد -بویژه در برابر اندیشه‌ی وزیری- معتقد است که قواعد زیباشناسانه‌ی موسیقی ایرانی باید از دل خود این موسیقی استخراج شود به گونه‌ای با هنجار‌های زیباشناختی دیگر هنرهای ایرانی تطبیق داشته باشد هر چند در این گروه نوشته‌ها از وی کمتر کاری در این زمینه به چشم می‌خورد، اما در بحث‌های مرتبط با شیوه‌ی وزیری آن‌جا که وزیری به انتقاد از موسیقی ایرانی می‌پردازد، در جواب، این مسئله طرح می‌‌شود که قواعد زیباشناخت یک موسیقی را باید از خودش گرفت نه از جای دیگری.
نوربخش: رسالت استاد، پرورش هنرمند در نوازندگی است

نوربخش: رسالت استاد، پرورش هنرمند در نوازندگی است

من معتقدم هنر در جریان آموزش نوازندگی باید به تدریج در فرد پرورش یابد؛ در صورتی نوازندگی دارای ویژگی ها و شاخصه های هنری می گردد که در طی دوران و سالیان آموزش ساز، در این زمینه برای شخص تلاش شده باشد و در واقع این امر را یک روند تدریجی می دانم و در این راستا فکر می کنم کلاس نوازندگی، صرفا نباید به کلاس تدریس “تکنیک نوازندگی” ساز تبدیل شود.
گزارشی از نشست اپرا مولوی در دانشگاه بین المللی قزوین

گزارشی از نشست اپرا مولوی در دانشگاه بین المللی قزوین

شنبه ۱۸ اردیبهشت دانشگاه بین المللی قزوین میزبان چهار تن از دست اندرکاران اپرای مولوی بود. در این برنامه کارگردان اپرا بهروز غریب پور و سه تن از خوانندگان آن محمد معتمدی، حسین علیشاپور و سجاد پورقناد حضور داشتند. در هنگام برگزاری این نشست قرار بود بهزاد عبدی آهنگساز اپرا و همایون شجریان خواننده نقش شمس حضور داشته باشند که به دلیل سفر بهزاد عبدی از ایران و مشکل مجوز برای حضور همایون شجریان در دانشگاه، جلسه بدون حضور این دو هنرمند اجرا شد.