- گفتگوی هارمونیک Harmony Talk - http://www.harmonytalk.com -

عرض اندام دوباره حفظ و اشاعه ای ها (III)

۴- نکته ای که برای شنونده سخنان حسین علیزاده پرسش برانگیز بود، این بود که طرح موارد فوق چه ارتباطی با این مراسم داشت و آیا علیزاده تاکنون تریبونی برای بیان منویات خود نداشته؟ نکته دیگر این که چرا لحن و شیوه پرداخت کلامی شخص حسین علیزاده آن هم در چنین مراسمی، عامیانه بود و نه تناسبی با خود ایشان و نه داریوش طلایی و نه حاضرین سالن داشت؟
۵- سخنرانی مجید کیانی متاسفانه علی رغم بار علمی، تناسبی با این مجلس نداشت و بیشتر میل کیانی به قرار دادن خود در جایگاه استاد و تفسیر و تایید کننده آثار طلایی را به ذهن متبادر می نمود.
مطالب بیان شده از طرف کیانی مطالبی بود که برای متخصصان و دانشجویان مکرر بود و این بیانات ضمن خسته کردن این گروه از حضار، برای علاقه مندان غیر موسیقیدان حاضر در سالن چون زبانی بیگانه می نمود و تقریبا بیشتر حاضرین سالن را خسته و کلافه کرده بود.
این گونه استفاده از مجلس برای اساتیدی که خود در کلاس هایشان رعایت حال مجلس و مناسب خوانی را تدریس می نمایند کمی تعجب برانگیز می نماید.
۶- سخنرانی ساسان فاطمی را می توان مناسب ترین و در عین حال آکادمی پسند ترین سخنرانی را در بین اساتید مدعو دانست.
۷- سخنرانی ارشد طهماسبی انشاء وار و با میلی به نمایش توانمندی در مهندسی آهنگ کلام و تسلط در سخنوری، از روی متن بود که بی شباهت به تمجید و تملق نبود.
۸- نکته جالب توجه اینکه طلایی که اصولا فردی بی نهایت خونسرد و مسلط بر خویش است، در مقطع این برنامه به طور استثنا به وجد آمده بود تا جایی که (علی رغم گفته خودش که: «می خواهم منسجم حرف بزنم و نتیجه بگیرم») نمی توانست مطالب را طبقه بندی نمایند و کلام ایشان هیجانی و بی ارتباط منطقی و موضوعی با هم بود.
۹- نکته شایان توجهی که در پایان به آن اشاره می کنم این است که تقریبا تمامی سالن که اکثرا یکدیگر را می شناختند دانشجویان ورودی اوایل دهه هشتاد و متولدین دهه شصت به قبل بودند. نسلی که برایشان شرکت در این مراسمات علی رغم همه مشکلات و نقدهای وارده یک نوستالژی می باشد و حضور نداشتن نسل جدید در این مراسم ها و تشکل ها و پای کرسی این موسیقی و موسیقی دان ها نکته ای است که می بایست عمیقا مورد توجه اصحاب فرهنگ و هنر موسیقی قرار گیرد.

***

این برنامه را می توان، انسجام بازماندگان مرکز حفظ و اشاعه و عرض اندام هنرمندان آن در فضای کنونی موسیقی در ایران دانست. نسلی که با در دست داشتن سه دهه کرسی های اجرا، آموزش، مدیریت، پژوهش و… اکنون به دهه ششم زندگی و پس از آن رسیده اند.

به نظر می رسد درگذشت محمدرضا لطفی تلنگری بر مسئولان فرهنگی و اساتید بود تا قدر یکدیگر را بیشتر بدانند و با برپایی چنین مراسمی، ضمن اعلام موجودیت موسیقی و موسیقی دان سنت گرا در جامعه ایران امروز، فرصتی برای استفاده علاقه مندان از کلام و پیام هنرمندان فراهم آورند.