عرض اندام دوباره حفظ و اشاعه ای ها (I)

نقد-گزارشی از برنامه بزرگداشت استاد داریوش طلایی
برنامه چهارم از مجموعه برنامه های در مکتب هنرمندان که به همت پژوهشکده هنر فرهنگستان هنر برگزار می گردد، به بزرگداشت داریوش طلایی نوازنده چیره دست تار و سه تار، ردیف دان، محقق و مولف موسیقی اختصاص داشت.

این برنامه با استقبال چشمگیر علاقه مندان و شاگردان داریوش طلایی و اساتید حاضر در مراسم مواجه شد تا جایی که ردیف های راهروی کنار صندلی ها نیز از جمعیت پر شده بود. در میان جمعیت چهره های نام آشنای موسیقی همچون مهدی آذر سینا، محمود فرهمند، عماد حنیفه، بیژن بیژنی و از میان مدیران موسیقی آقایان ترابی و بابک رضایی دیده می شدند.

برنامه طبق کنداکتور و بدون هیچگونه حاشیه و خللی آغاز شد؛ در ابتدا مجری به اعلام بخش های مختلف برنامه پرداخت. خیر مقدم معاون پژوهشی پژوهشکده هنر دکتر ناهید عبدی پایان بخش مقدمات برنامه بود. در قسمت اول حسین علیزاده با زبانی دوستانه به نقل خاطرات دوران تحصیل در هنرستان موسیقی و آشنایی با داریوش طلایی پرداختند. لحن علیزاده تا آنجا صمیمی شد که طلایی را بی نیاز از بکارگیری القابی چون دکتر و استاد… داریوش خطاب نمود.

حسین علیزاده در مورد طلایی گفت: طلایی کسی بود که یک تنه موسیقی ایرانی را در خارج از کشور اشاعه داد. علیزاده با انتقاد از اشاعه نگاه ژورنالیستی در موسیقی به این نکته اشاره نمود که اقبال عمومی مردم نشان دهنده خوب یا بد بودن موسیقی و هنر نیست.


علیزاده با اشاره به نقش طلایی در عوام زدایی کردن در موسیقی ایرانی، مبحثی را به عنوان عوامگرایی و عوام زدایی در موسیقی آغاز نمود و به مواردی به عنوان شاخصه عوام زدگی و ابتذال اشاره نمود:
«دکتر نامیدن خود با داشتن مدرک درجه یک هنری فرهنگستان»، «گرفتن رونمایی برای آلبوم و تعریف از خود»، «پول پرداخت کردن به نوازندگان خارجی و شرکت در جشنواره های سطح پایین برای همنوازی و کسب اعتبار»، «یکی شدن دیدگاه هنرمند، ناشر، مردم، فروشنده و… در مورد آثار موسیقایی»، «بی ریشه بودن یا در ریشه پوسیدن هنرمند»، «سو استفاده رسانه ای از هنرمند در زمان مراسم درگذشت هنرمند دیگر» و «اشاعه عباراتی همچون گیرنده و… در ادبیات هنرمندان!»

قسمت بعدی برنامه سخنرانی مفصل و طولانی مجید کیانی بود که در آن به تحلیل تئوری های مطرح شده در کتاب های طلایی پرداخت.

قسمت بعدی این برنامه همنوازی تار بابک راحتی و نی محمد میرزایی بود. اجرایی کلاسیک و پایبند به سنت و مناسب برنامه که با تشویق حاضران بدرقه شد.

سخنران سوم در این برنامه دکتر ساسان فاطمی بود؛ در صحبت های خود به نکات مهمی اشاره نمود، منجمله اینکه: «داریوش طلایی از مهم ترین نقش آفرینان جریان بازسازی تئوریک موسیقی ایرانی بوده». ایشان طلایی را از بهترین شاگردان مکتب و جریان حفظ و اشاعه موسیقی و نیز استاد علی اکبر خان شهنازی نام برد.

ارشد طهماسبی سخنران دیگر این مراسم بود که علی رغم اشاره به این نکته که آشنایی مستقیم ایشان با داریوش طلایی به سه هفته گذشته یعنی زمان برگزاری مراسم ختم زنده یاد لطفی در گرگان برمی گردد، حدود بیست دقیقه مطلبی از پیش یادداشت شده را در مورد داریوش طلایی که ظاهرا نشان از آشنایی صمیمی تر و دیرپا تری می داد را خواند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

شجریان؛ پدیده‌ی اجتماعی (III)

در حقیقت آنچه اهمیت دارد در سیمای این پدیده ژرف‌کاوی کنیم نه فضیلت‌های اخلاقی یا منش‌های پسندیده‌ای است که یک خواننده/انسان برای برقرار نگه‌داشتن مسیر حرفه‌ای‌اش به کار بسته تا در دورانی پر فراز و نشیب آلوده‌ی بسیاری از چیزها نشود و متضاد اینها، یعنی سرمشق‌ها و منش‌های نکوهیده (گرچه همه‌ی اینها در جای خود شایسته‌ی توجه‌اند)، بلکه بیش از آنها وضعیت جامعه‌شناختی است که یک پدیده (ولو از جنس هنر و طبعاً درگیر مسائل درونی ارزش خودبسنده‌ی هنری و …) در تلاطم حوادث می‌پذیرد.

پاسخ پیمان سلطانی به نامه سرگشاده سیاوش بیضایی

آقای پورقناد با من تماس گرفتند و از من خواستند تا در مورد ادعاهای (به زعم من کاذب و هیاهوی دوباره) آقای بیضایی درباره ی قطعه ی «ایران جوان» متنی را بنویسم. اینجانب اعلام‌ می کنم قطعه ی «ایران جوان» که قبلا خود من از آن به عنوان «نخستین سرود ملی ایران» نام برده ام ساخته ی اینجانب است. از آنجا که ملودی استفاده شده در بخش آوازی این اثر قدیمی است هر موزیسین علاقه مندی حق دارد و می تواند آن را برای هر آنسامبلی هارمونیزه، ارکستره و تنظیم کند کما اینکه چندین آهنگساز قبل و بعد از لومر نیز بر اساس این تم‌ قدیمی آثاری را ساخته اند لذا همین جا اعلام‌ می کنم که این ملودی متعلق به آقای لومر نیست و اسناد آن در اختیار اینجانب است.

از روزهای گذشته…

علوانی فقط یک آواز نیست (III)

علوانی فقط یک آواز نیست (III)

پس در چنین وضعی مردی از روستای برومی از توابع اهواز از خانواده شعر دوست و با فرهنگ و از طبقه فقیر در سال «۱۲۷۷ هجری» بنام «علوان الشویع» به دنیا می آید. (۷) تا بتواند بخش کوچکی از این فرهنگ را از خطر نابودی حفظ کند.
قدمت زمین و سهم موسیقی در آن

قدمت زمین و سهم موسیقی در آن

اگر به کتاب های تاریخ تمدن رجوع کنیم در خواهیم یافت که حدود ۲۰۰ میلیون سال پیش تمام قاره های کنونی به هم پیوسته بودند و بقولی یک ابر قاره را که مرکز آن آفریقای کنونی بود تشکیل می دادند. شاید برای شما جالب باشد که بدانید این نظریه بسیار مهم فقط حدود ۲۰۰ سال است که توسط یک زمین شناس آلمانی مطرح شده است. براستی جایگاه و سهم موسیقی در این ۲۰۰ میلیون سال چه مقدار و کجا بوده است؟ بخصوص اگر در نظر بگیریم که طبق برآورد دانشمندان قدمت زمین حدود ۴٫۵ میلیارد سال می باشد موضوع پیچیده تر می شود.
سونات

سونات

یک تعریف ساده برای سونات می تواند به اینصورت باشد : “قطعه موسیقی که معمولآ برای یک یا دو ساز نوشته شده و در بیش از یک موومان اجرا می شود”. اما فرم و نحوه تنظیم سونات از قرن هفدهم تا کنون در مقاطع مختلف زمانی دستخوش تغییرات بسیاری شده است که سعی می کنیم در این نوشته به توضیح آن بپردازیم.
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه پنجم (III)

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه پنجم (III)

هر مقالۀ علمی با یک مقدمه شروع می‏ شود که به طور مختصر به بیان کلیات تحقیق و بررسی مختصری از پیشینۀ آن می‏ پردازد. در مقدمۀ مقاله مسئله تحقیق و ضرورت انجام آن و اهداف آن از نظر بنیادی و کاربردی به صورت مختصر بیان می‏ گردد و سپس به بررسی سوابق پژوهشی که به طور مستقیم به موضوع تحقیق مرتبط است، پرداخته می ‏شود. مقدمه باید یک سیر منطقی اساسی را در تحقیق بیان کند و به خواننده نشان دهد که چرا این تحقیق ادامۀ منطقی گزارش‏های پیشین است. در این بخش پس از نتیجه ‏گیری از پژوهش‏های بررسی شده، محقق باید پرسش‏های پژوهش خود را به صورت استفهامی بیان کرده و به تعریف متغیرهای تحقیق به صورت عملیاتی بپردازد.
بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (X)

بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (X)

در ادامه، ملُدی به حوزه‌ی دانگ‌های انتقال‌یافته‌ی دوم و سوم ماهور به یک اکتاو بالاتر وارد می‌شود و تا درجه‌ی پنجم پیشروی می‌‌کند و سپس در حرکتی پایین‌رونده، با ایست روی درجه‌ی سوم و سپس درجه‌ی اول، به دانگ اول راک (R1) می‌رسد. البته، با توجه به پیشروی ملُدی تا نت سل پایین‌دسته و کمرنگ بودن نقش دانگ سوم ماهور در این پیشروی ـ مانند آنچه در گوشه‌ی داد اتفاق می‌افتد ـ می‌توان نت سل را صرفاً پس‌دانگِ دانگِ دوم ماهور دانست و ملُدی فقط به آن اشاره‌ای می‌کند. بااین‌حال، به‌دلیل زیرایی بالای این نت در ملُدی، نسبت به سایر نت‌ها (آکسان تنال) ، و نیز واقع‌شدن آن در ابتدای جمله (تأکید دینامیک)، نقش آن در ملُدی و سیر گوشه پررنگ است. این نت در تصویر بعدی با دایره‌ مشخص شده است.
درباره‌ی آلبوم «نه فرشته‌ام نه شیطان» (I)

درباره‌ی آلبوم «نه فرشته‌ام نه شیطان» (I)

خوب اگر گوش بخوابانیم، یا نه، حتا بدون تیز کردن گوش‌ها نیز، می‌شنویم چیزی در موسیقی ما دارد تغییر می‌کند. نکته‌ای خزنده و پنهان رو که حسین علیزاده با سخنانش، محمد موسوی با یادداشتش و حتا ساسان فاطمی به بهانه‌ی نقد کنسرتی دیگر پیدایی و چیرگی آن را بر سپهر موسیقی ایران هشدار داده‌اند. موسیقی کلاسیک ایرانی یا چنان که قبلا شهرت داشت، سنتی، یا بهتر بگوییم، برخی مجریان اش دارند گام به وادی‌های تازه‌ای می‌گذارند. این وادی‌های تازه، تازگی‌شان را لزوما از موسیقی‌ای که اجرا می‌شود، نمی‌آورند که اگر چنین بود نامش را به سادگی «نوآوری» موسیقایی می گذاشتیم و می‌گذشتیم یا نمی‌گذشتیم. اما اینجا چیزکی در رابطه‌ی موسیقی‌دان و شنونده دارد دگرگون می‌شود.
دانیل بارنبویم – نوازنده پیانو و رهبر ارکستر

دانیل بارنبویم – نوازنده پیانو و رهبر ارکستر

رهبر ارکستر و نوازنده پیانو آرژانتینی – اسرائیلی دانیل بارنبویم Daniel Barenboim در ۱۵ نوامبر سال ۱۹۴۲ در شهر بوینس آیرس کشور آرژانتین متولد شد. والدینش از یهودیان روس بودند. بارنبویم در ابتدا به عنوان نوازنده چیره دست پیانو به شهرت رسید و هم اکنون نیز در مقام رهبر ارکستر، به همان اندازه محبوبیت جهانی دارد. ناگفته نماند که همکاری این هنرمند با ارکسترهای عربی – یهودی و متفکر صاحب نام معاصر فلسطینی- آمریکایی، ادوارد سعید Edward Said، در محبوبیت او بی تاثیر نبوده است. او تبعیت کشورهای آرژانتین، اسرائیل و اسپانیا را داراست.
متبسم: من فرزند گروه های پیشین هستم!

متبسم: من فرزند گروه های پیشین هستم!

اگر بخواهیم مقایسه ای بین گروه دستان و گروه های موجود در ایران داشته باشیم قطعا باید از نظر تفکر آهنگسازی و تاثیر آهنگساز این موضوع را بررسی کنیم. در همین راستا می توان دستان را با ارکستر سازهای ملی به سرپرستی فرامرز پایور مقایسه کرد و البته اینکه من جنس کارهای حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان را می پسندم و باید بگوییم که دستان فرزند این گروه ها است که در یک روند طولانی و با یک آنسامل کوچک تر حرکت کرده است؛ حال ممکن است از نظر صدادهی قابل مقایسه با یک گروه ۱۰ نفره نباشد اما از نظر تفکر آهنگسازی این گونه است.
نشانه های نبوغ در موتسارت

نشانه های نبوغ در موتسارت

هر چند او کودکی بیمار حال و شکننده بود، اما خوشبخت بنظر می آمد. موسیقی در مرکز فکر و دنیای او بود. در درسهای دیگر هم هوشیار و تند ذهن بود، در یادگیری زبان ایتالیایی و علم حساب استعداد درخشانی داشت.
گفتگو با جیمز دپریست (IV)

گفتگو با جیمز دپریست (IV)

از تجارت دوری کنند! مقدار کار زیاد نیست حتی برای ما که سالهاست در آن قرار داریم. واقعا نمی توان به جوانها توصیه ای کرد. اگر بتوانید، آنها دیگر نباید رهبر شوند! من موسیقی دانان فوق العاده با استعدادی را دیده ام که رهبری می کنند اما کار دشوار، پیدا کردن ارکستری است که بتوانند به همراه آن کارهای خوبی ارائه دهند و پایه های حرفه ای خود را بسازند.