گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گذشته از پیوند دادن نتایج پژوهش‌های تجربی روان‌شناسی مدرن با نقد هنری آنچه بیشتر به‌عنوان نقد روان‌شناسانه (به‌ویژه در ادبیات) شهرت دارد برآمده از به‌کارگیری روان‌کاوی و روش‌ها و دست‌آوردهای آن در نقد ادبی سده‌ی گذشته است. اما پیش از پرداختن به نقد روان‌کاوانه‌ی موسیقی ناگزیر باید ببینیم رابطه‌ی روان‌کاوی و موسیقی چگونه است یا می‌تواند باشد. امروزه روان‌کاوی موسیقی حوزه‌های مطالعات مختص خود دارد و دیگر لازم نیست با مشابهت‌یابی زمینه‌هایی در ادبیات، آن را تاسیس کنیم:
– مطالعه‌ی درون‌نگر تجربه‌ی موسیقایی و رابطه‌ی آن با فرآیندهای ناخودآگاه
– مطالعه‌ی زندگی‌نامه یا خودزندگی‌نامه‌ی موسیقیدانان و آهنگسازان و شرح تجربیات آهنگسازانه‌شان با روش‌های روان‌کاوانه
– روان‌کاوی موسیقایی بیماران
– تجربه‌های موسیقایی که در تئوری‌های رشد اولیه‌ی شخصیت توضیح داده شده‌اند
– مطالعه‌ی عناصر اپرا و موسیقی فیلم (به‌ویژه شخصیت‌پردازی موسیقایی و مسایل مربوط به روایت و…)
– تجزیه و تحلیل قطعات، بدون ارجاع به شخصیت مولف
– در موسیقی درمانی
– در مطالعات فرهنگی؛ تجزیه و تحلیل باورها، پندارها و عادت‌های مرتبط با موسیقی برای آشکارسازی معناهای ناخودآگاه و الگوهای فکری (Lang 2005).

در این هنگام، «قاسم آفرین» پرسید که آیا نسبت دادن رنگ‌ها به یکی از ویژگی‌های موسیقایی و بررسی ویژگی‌های روان‌شناختی آنها بخشی از روان‌شناسی یا روان‌کاوی موسیقی است؟ مدرس پاسخ داد که این رویکرد بسیار ساده شده را به سختی می‌توان جزیی از مطالعات امروزی این شاخه‌ها به حساب آورد. «سجاد پورقناد» هم توضیح داد که چنین رویکردهای تفسیری در گذشته‌ی موسیقی کلاسیک مرسوم بوده است اما امروزه کمتر رواج دارد و اغلب شامل تلاشی برای دادن یک جنبه‌ی علمی به این نوع مشابهت‌یابی‌هاست.

در ادامه مدرس نشان داد که با در نظر گرفتن این حوزه‌های مشترک میان روان‌کاوی و موسیقی‌شناسی می‌توان نقدی را در نظر آورد که:
روش «خواندن» فروید و دیگر نظریه‌پردازان را برای تفسیر متن اقتباس کرده است. در این روش استدلال می‌شود که متن ادبی [و در اینجا بی‌آنکه از دقت این جمله کاسته شود «متن هنری»] نیز مانند رویا، میل ناخودآگاه نهان و اضطراب‌های مولف را بیان می‌کند و اثر ادبی (هنری) به‌عنوان جلوه‌ای از روان‌رنجوری خود مولف است.

این گونه‌ی نقد نیز مانند روش‌های دیگری که در جلسات گذشته معرفی شد هر چه از دنیای ادبیات که معنی، پندارها و تصورات در آن انتقال‌پذیرترند دورتر شده و به سمت هنرهای انتزاعی‌تر می‌رویم (مانند موسیقی) نیازمند رویکردهای ساختاری و پیچیده‌تری می‌شود. از جمله دشواری‌های بنیادینی که نقد روان‌شناسانه یا روان‌کاوانه‌ی موسیقی با آن روبه‌روست یکی مساله‌ی معناست. یا به بیان دیگر مرتبط کردن یک ساختار یا ساخته‌ی موسیقایی با فرآیندی روان‌شناسانه یا بازنمودی روان‌کاوانه.

این امر به‌ویژه از آن جهت اهمیت بیشتری می‌یابد که به خاطر آوریم معنای موسیقایی از دیدگاه روان‌شناختی با مساله‌ی عواطف (Emotion) و واکنش نسبت به آنها پیوندی ژرف دارد.

دوم، مساله‌ی داوری است. هر روش نقد باید حاوی سازوکارهایی باشد که بتواند آن را با داوری نقدگرانه پیوند بزند. نقد روان‌کاوانه، ارزش‌گذاری را در بعضی حالت‌ها با پیچیدگی روانی مولف و در بعضی حالت‌های دیگر با پریشیدگی روان وی یکسان می‌انگارد. این مشکل همان است که لوسین گلدمن در یکی از نوشته‌هایش به این صورت به آن اشاره می‌کند:
«توضیح [یا نقد] روانکاوانه، گذشته از کاستیهای دیگر، دارای دو ناتوانی اساسی است. یکی این ناتوانی که هرگز آثار برجسته را در کلیت آنها توضیح نمی‌دهد، بلکه شماری از داده‌های جزیی آنها را روشن می‌گرداند. ناتوانی دوم آن است که به علل مربوط به روش کارش، تفاوت بین جنبۀ بیمارگون و جنبۀ زیباشناختی، فرق بین رویا و هذیان یک بیمار روانی و شاهکاری داهیانه را نمی‌تواند روشن سازد.» (گلدمن، ص ۸۵).

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

امیرآهنگ: برای تردد با ساز در خیابان، نیاز به کارتِ مجوزِ حملِ ساز بود!

در آن زمان با خواندن این مطلب در مورد مرتضی حنانه در کتاب تاریخ موسیقی نوشته: سعدی حسنی، برایم این سوال پیش آمد: این آهنگ‌ساز که اعتقاد به هارمونی موسیقی کلاسیک غرب ندارد، چگونه اثرش را هارمونیزه می کند؟ کُنترپوان و ارکستراسیون او چگونه است؟ فرم موسیقی او چگونه است؟ و مهم تر اینکه صدا دهندگی موسیقی و خصوصا هارمونی و پولیفونی او چگونه است؟! توضیح آنکه من در آن زمان با وجود سنِ کم آثار فراوانی از موسیقی دانان دوره های مختلف موسیقی کلاسیک غرب (از دوره رُنسانس و باروک تا قرن بیستم) شنیده بودم؛ چون پدرم و مادرم هر دو از شنوندگان خوب موسیقی کلاسیک و موسیقی اصیل ایرانی بودند و آرشیو بزرگی (شامل بیش از هزار صفحه گرامافون و نوار ریل و کاست) در منزلمان داشتیم.

درباره مجموعۀ دوجلدیِ «رضا محجوبی: افسونگر نغمه‌پرداز»

مجموعۀ دوجلدیِ «رضا محجوبی: افسونگر نغمه‌پرداز»، پژوهش و نگارش محمدرضا شرایلی و شهاب مِنا، در دو مجلد و به‌همراه دو حلقه لوح فشرده توسط نشر خنیاگر منتشر شد.

از روزهای گذشته…

کنسرت مجدد زند آوه در خانه هنرمندان

کنسرت مجدد زند آوه در خانه هنرمندان

نوید زند آوه در تاریخ ۱۶ و ۱۷ تیر ماه سال جاری (۱۳۹۰) رسیتال دیگری را در خانۀ هنرمندان ایران برگزار خواهد کرد. زند آوه در این رسیتال آثاری از آهنگسازانی چون: ناروائز، سور، گرانادوس، باریوس، دوفایا و آلبنیز و چند قطعۀ ایرانی نوشته شده برای گیتار کلاسیک از ایشان و فرزان زحمتکش اجرا خواهد نمود که رپرتواری به نسبت متفاوت در مقایسه با اجرای ماه پیش وی میباشد.
اینک، شناخت دستگاه‌ها (V)

اینک، شناخت دستگاه‌ها (V)

برشمردن این ویژگی‌ها نباید موجب شود خواننده تصور کند که شناخت دستگاه‌های موسیقی ایرانی حاوی پرداخت ژرف یا ارائه‌ی راه حل برای چنین موضوعاتی است، امری که خواه نا خواه با اهداف این مجموعه در تضاد قرار می‌گرفت، بلکه بیشتر آن را به مثابه اشاراتی می‌یابیم که قرار است توجه مخاطب علاقه‌مند را به لحظه‌ای درنگ برانگیزد و شاید راه گفتگویی را نیز با دیگر همکاران باز کند.
کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ اثر موسیقایی (IV)

کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ اثر موسیقایی (IV)

اگر این استنباط درست باشد و بپذیریم که نویسنده‌ی آن گزیده‌ها منظوری جز این نداشته است، مشخص می‌شود که از همین ابتدا در مورد ظرفیت‌ها و کاربردهای روش آنالیز شنکری یک سوءتفاهم عمیق شکل گرفته است. درست است که این روش گاه گاه در رشته‌ی آهنگسازی نیز در کشورهای دیگر تدریس می‌شود (والبته قطعا بیشتر در رشته‌هایی مانند تئوری موسیقی و موسیقی‌شناسی) اما هدف، آن نیست که به دانشجو بیاموزاند چطور باید عمل آفرینش‌گرانه انجام بدهد. آنالیز شنکری چنان که از روند کار خود هاینریش شنکر و دیگر شاگردان و ادامه‌دهندگان راهش نیز برمی‌آید روشی است برای نظریه‌پردازان تا بتوانند ویژگی‌های ساختاری نهان یک اثر موسیقی را تفسیر (استخراج) کنند.
بیژن کامکار: مرکز حفظ و اشاعه  موسیقی را زندانی کرده بود

بیژن کامکار: مرکز حفظ و اشاعه موسیقی را زندانی کرده بود

من با آقای ناظری به یکی از بهترین استودیهای دنیا که در پاریس بود رفتیم. فضای استودیو چنان خلاءی بود که آدم وحشت می‌کرد. رفتیم و از صدای ایشان و صدای دف من نمونه‌هایی گرفتند که بر اساس آنها بروند میکروفون‌های مخصوص تولید کنند. یک میکروفون اختصاصی برای دف. من چهل سال است دف می‌زنم هیچ وقت نشده است که یک صدای درست از دف بشنوم. صدای دف خانقاه را در هیچ ضبطی نشنیده‌ام.
یک توالی آکورد هشت میزانی

یک توالی آکورد هشت میزانی

معمول این است که توالی آکوردهای زیبایی که آهنگسازان و نوازندگان موسیقی جز در کارهای خود بکار می برند، توسط سایرین بعنوان الگوی اولیه آهنگسازی یا بداهه نوازی استفاده می شود. در اینجا توجه شما را به یکی از توالی آکوردهای کارهای Bill Evans جلب می کنیم.
شهریار فریوسفی، صدای آشنای تار!

شهریار فریوسفی، صدای آشنای تار!

ساعاتی پیش با تماس یکی از دوستان موسیقیدانم، خبر درگذشت یکی از مشهورترین و خوش نام ترین نوازندگان تار و سه تار ایران را شنیدم… به طور اتفاقی دیروز این هنرمند را در خیابان دیدم و برایم قابل تصور نبود که فردای آن روز باید یادنامه ای برای درگذشتش بنویسم. ملاقات هایم با او به چند گفتگو بر میگردد در مرکز موسیقی صدا و سیما، درباره اجراها، سازهای مورد استفاده اش، نوع اجراهایش که باعث شده، بیشتر آهنگسازان از او برای نواختن قطعاتشان استفاده کنند.
از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (V)

از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (V)

آنچه موجب خلق اثری هنری و به ویژه موسیقی می شود، زایش درونی اثر و تجسد بیرونی آن است. علت نیز روشن است، هر اثری دارای دو ویژگی جوهره ی هنری و تکنیک های تجلی است. علم به اولی از راه معرفت شناسی و علم به دومی از راه منطق ها و عقل ویژه ی ساختاری به دست می آید. ما برای اولی دارای حس ویژه و خاص خود و برای دومی دارای احساس های پنج گانه ایم، دستگاه هایی که به تجربیات مشترک توجه دارند.
پرواز سیمرغ

پرواز سیمرغ

دیروز در برنامه مخصوصی که برای خبرنگاران موسیقی برگزار شد، برای اولین بار شاهد اجرای ارکستر بزرگ سیمرغ بودیم. ارکستر سیمرغ با حدود ۴۰ نوانده در حال حاضر بزرگترین ارکستر سازهای ایران کشور است و میرود تا در روزهای آینده پس از ماه ها تمرین پروژه بزرگ خود را به روی صحنه ببرد. نوازندگان این ارکستر با میانگین سنی ۲۵ سال، جوانانی با توانایی های بالای نوازندگی و از بهترین های امروز موسیقی ایران زمین هستند.
روش سوزوکی (قسمت پنجاه و نهم)

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و نهم)

به همین ترتیب کارهایی که ما می‌گفتیم با کودکش انجام می‌داد تا اینکه هیتومی ‌متقاعد شد که این یک بازی جمعی است. بله، این بهترین روش تعلیم و تربیت است و این یک نتیجه گیری است: کودک باید قابلیت و توانایی و مهارت فن کسب کند. اگر از ابتدا با کودک برخوردی جدی و سخت بشود از همان ابتدا به راهی غلط برده می‌شود. ابتدا باید ذهن و روحیه را پرورش داد و بعد از آن رشد توانایی و مهارت را در آنها جایگزین کرد. این یک روش درست و طبیعی است، به این گونه هیتومی‌ کازویا پیشرفت عظیمی‌کرد و در سال ۱۹۶۴ که فقط پنج سال داشت، ما را در آمریکا مشایعت کرد.
مصاحبه ای منتشر نشده با SRV (قسمت اول)

مصاحبه ای منتشر نشده با SRV (قسمت اول)

مصاحبه ای که ملاحظه می نمایید در تاریخ ۲۹ اکتبر ۱۹۸۵، یعنی پنج سال قبل از مرگ ناگهانی استیو ری انجام شده و اولین بار در تاریخ ۲۹ آگوست ۲۰۰۶ به چاپ رسیده است. طبق اظهارات نویسنده – استیون روزن (Steven Rosen)- پیش از این تنها بخش کوچکی از این مصاحبه در یک مجله ژاپنی به چاپ رسیده است.