گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

علاوه بر این، کاربست روش‌های روان‌شناسانه (و نه روان‌کاوانه) که نزدیکی با دانش تجربی را ناگزیر می‌سازد، باعث می‌شود که داوری بر پایه‌ی آن، عینیت و حتمیتی فراتر از یک نقد امروزی بیابد.

سجاد پورقناد در این مورد گفت ممکن است با چنین مطالعاتی بتوانیم برخی قواعد جهانشمول برای ویژگی‌های موسیقایی بیابیم و تحلیل‌های خود را بر آن استوار سازیم؛ مثلاً از تعمیم واکنش‌های مشابه به ریتم (منظور رفتار حرکتی- فیزیولوژیکی در واکنش به ویژگی‌های زمانی موسیقی است).

اما مدرس گفت که تاکنون چنین امری میسر نشده است. درست است که روان‌شناسی موسیقی (به‌ویژه گرایش‌های تجربی‌تر) برپایه‌ی چنین عینیت‌هایی ساخته شده است اما هرگز ادعای تعمیم همین عینیت به دنیای خارج از خود (برای مثال نقد یا…) را ندارد.

گذشته از آن دشواری‌های بنیادی که حاصل تفاوت‌های موسیقی با دیگر هنرهاست، یک اشکال عملی هم در نقد روان‌شناسانه‌ی موسیقی ممکن است رخ بنماید. دشواری آشنایی با نتیجه‌ی مطالعات روان‌شناسی و روان‌کاوی موسیقی و نیز یافتن راهی برای بهره‌گیری از آن در حالی که نقد موسیقی به مفهوم مرسوم، عادت به استفاده به روندهایی زیباشناختی و موسیقی‌شناختی دارد.

شاید همین امر است که باعث می‌شود نقدهای روان‌شناسانه‌ی موسیقی دشوار و کمیاب باشد.

قاسم آفرین با شرح یک تجربه پرسشی دیگر درباره‌ی داوری مطرح کرد. وی تعریف کرد که هنگامی که مشغول تماشای یک کنسرت از «محسن سبحانی» (از گروه کیوسک) بوده و بلافاصله بعد هم اجرایی از «محسن نامجو»، احساس کرده اولی [به لحاظ موسیقایی] راست می‌گوید و دومی دروغ.

آیا این را می‌توان یک داوری بر اساس روان‌شناسی (روان‌کاوی) موسیقی دانست؟ مدرس از وی خواست منظورش را از راست یا دروغ موسیقایی روشن‌تر بیان کند. وی توضیح داد که مثلاً احساس می‌کند که کسی همان چیزی را نمی‌خواند که درون اوست بلکه به دلایلی (مثلاً مشهور شدن و…) تظاهر به آن می‌کند.

مدرس گفت: معمولاً این تعبیری را که شما بیان کردید به‌عنوان صداقت در هنر مطرح می‌کنند. فرض کنیم که این تعبیر درستی باشد شما چطور متوجه شدید که یکی از نمونه‌ها صادقانه و دیگری کاذب است؟ «آفرین» گفت که من همان‌طور که گوش می‌دهم می‌فهمم.

اگر چیزی به دلم بنشیند صادقانه است. در حقیقت با شهود خودم فهمیدم. مدرس گفت این شهودی که از آن صحبت می‌کنید معنای وارد کردن داوری بر اساس روانشناسی موسیقی نیست. شما احتمالاً سلیقه‌ی شخصی و احساسات لحظه‌ای خودتان را ملاک قرار داده و چنین نتیجه‌ای گرفته‌اید.

این با بحثی که ما در اینجا داریم متفاوت است. برای مثال شما ممکن بود این گزاره‌ی داورانه‌ی خود را با اطلاعاتی روان‌کاوانه از محسن نامجو یا محسن سبحانی و ویژگی‌هایی از موسیقی‌شان ترکیب کنید و آنگاه به نقد روان‌شناسانه یا روان‌کاوانه به معنای مورد بحث کلاس نزدیک‌ شوید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

میکس و مستر به زبان ساده تحت برنامه کیوبیس (V)

دینامیک در موسیقی های قدیمی بیشتر است و در موسیقی امروز محدودتر. دینامیک کار نهایی عملی است که مهندس مستر انجام می دهد.

ریتم و ترادیسی (XIV)

رایج ترین روش واقع نمای بازنمایی موسیقایی ذخیره سازی مستقیم موج صداست. ساز و کارِ متداول ذخیره-سازی آنالوگْ نوارهای کاست و ضبط های اِل پیْ هستند. فنون متداول ذخیره سازی دیجیتالْ شکل موج را نمونه برداری کرده و سپس بازنمودی از نمونه ها را بر نوار مغناطیسی، در قالب نوریِ آنْ بر سی دی، یا در حافظه ی یک رایانه ذخیره می کند. تمامی این فن آوری ها تغییرات صدا را در یک موجِ فشار صوتی هنگام رسیدن آن به میکروفُن ضبط می کند.

از روزهای گذشته…

Richard William Wright I

Richard William Wright I

ریچارد ویلیام رایت در ژولای سال ۱۹۴۵ در شهر لندن بدنیا آمد. خانواده او که شامل پدر، مادر و دو خواهر می شد از وضعیت رفاهی خوبی برخوردار بود. پس از پایان تحصیلات ابتدایی در سن ۱۷ سالگی برای ادامه تحصیل به کالج معماری رفت و در آنجا بود که با یک نوازنده گیتار بیس بنام راجر واترز (Roger Waters) و یک نوازنده درامز بنام نیک میسون (Nick Mason) آشنا شد. آنها در همان کالج یک گروه موسیقی برپا کردند و پس از گذشت شش ماه نوازنده گیتار سید برت (Syd Barrett) را به جمع خود پذیرفتند.
کلاسهای محسن الهامیان در فرهنگسرای ارسباران

کلاسهای محسن الهامیان در فرهنگسرای ارسباران

دوره های جدید آهنگسازی محسن الهامیان در اواخر پاییز در فرهنگسرای ارسباران شروع خواهد شد و علاقمندان میتوانند با مراجعه به فرهنگسرای ارسباران ثبت نام را انجام داده و در صورت نیاز، بصورت حضوری و یا تماس با واحد موسیقی فرهنگسرا، سوالات خویش را در این زمینه مطرح سازند.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (XIII)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (XIII)

از همه‌ی اینها مبهم‌تر و ناگشوده‌تر مطالعات تاریخی مربوط به گونه‌های مختلف موسیقی مردم‌پسند یا عامیانه‌ در ایران است، به‌ویژه نمونه‌های ترکیبی با موسیقی غربی که اصطلاحا «پاپ» نامیده می‌شود. چند دلیل می‌توان برای این موضوع ذکر کرد که به گمان ما مهم‌ترینشان حساسیت شدید ایدئولوژیک حکومتی نسبت به این گونه‌های موسیقایی است (دست‌کم تا اواسط دهه‌ی ۱۳۷۰) که باعث می‌شود در مراکز رسمی کمتر کار پژوهشی‌ای بتوان در مورد آن انجام داد. دیگری موضوع دخالت زیباشناسی در نوشتن تاریخ هنر و تقابل هنر نخبگان و توده است.
شریفیان: چرخش را در سردمداران آوانگارد می بینید

شریفیان: چرخش را در سردمداران آوانگارد می بینید

بله. شما بولز را در نظر بگیرید که یکی از بزرگترین سردمداران آوانگاریسم و مبتکرجریان سریال انتگرال بوده است، سی سال است فعالیت اصلی اش رهبری است و کارهای بتهوون، شومان، دبوسی، مالر و… را اجرا می کند! این چرخش را در سردمداران این گرایش کاملا می بینید. به نظر من این قابل تحسین است که اغلب این آهنگسازان آوانگارد قبلی شجاعت اعلام به بن بست رسیدن خود را داشته اند و تعییر مسیر خود را اعلام عمومی کرده اند. ولی هستند افرادی که در طی آن بیست و پنج سال این سبک را فراگرفته اند و توانایشان فقط در همین سبک است، و در مراکز آکادمیک جمع شده اند و به شدت و به شکل متعصبانه ای این سیستم را سعی درحفظ کردن دارند.
گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (I)

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (I)

عصر جمعه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۷ به اهتمام باشگاه موسیقی فرهنگسرای ارسباران و مسئول موسیقی فرهنگسرای ارسباران، شهرام صارمی، مراسم رونمایی از جلد اول کتاب «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی (منتظم‌الحکما)» که به‌تازگی با تصحیح و اجرای آرشام قادری، و ویرایش نُت و بازنویسی آرشام قادری و شهاب مِنا توسط نشر خنیاگر منتشر شده است برگزار شد. در این مراسم به‌ترتیب شهاب مِنا، کیوان ساکت، سیّد‌علیرضا میرعلینقی، دکتر هومان اسعدی و آرشام قادری دربارۀ این کتاب سخنرانی کردند.
گفتگو با ند رورم (IV)

گفتگو با ند رورم (IV)

امشب به کنسرت میلتون بابیت (Milton Babbitt) می روم. او ۹۰ ساله است و امروز تولد اوست. الیوت کارتر (Elliott Carter) این روزها اجراهای بیشماری دارد. او خداست، نه برای من اما برای بسیاری از مردم اینچنین است. برای کسانی که tone row می نویسند که تونال ننویسند. بنابراین هر شنونده ای در هر سنی حتی اگر هیچ آشنای با موسیقی نداشته باشد نقطه اوجی را در یک اثر می شنود.
نگاهی به زندگی هنری گرشوین (I)

نگاهی به زندگی هنری گرشوین (I)

در ۲۶ سپتامبر سال ۱۸۹۸، جورج گرشوین یکی از بزرگترین موسیقیدانان آمریکایی در نیویورک متولد شد. او به همراه برادر خود آیرا (Ira) زیباترین و ماندگار ترین ترانه های مردمی و قطعات ارکسترال آمریکایی را ساخت. اهمیت کارهای گرشوین به حدی بود که در کتابخانه بزرگ جفرسون اطاقی بنام او وجود دارد و بطور دائم نمایشگاهی از کارهای این دو برادر در آنجا دایر می باشد. امروزه آوردن نام گرشوین در محافل موسیقی یادآورد دوران شکوه موسیقی آمریکا در دهه های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ می باشد.
درباره کتاب «شورانگیز» (II)

درباره کتاب «شورانگیز» (II)

به‌منظور سهولت در نت‌نوازی و ارتباط‌برقرارکردن بیشتر مخاطبْ تمام محتوای کتاب در لوح فشردۀ همراه کتاب به‌طور آموزشی توسط نگارنده نواخته‌‌ شده است. ضربی‌ها برای جلوۀ بیشتر با تنبک همنوازی شده‌اند و علاوه‌بر‌این هر ضربی با تنبک و صدای آهستۀ سنتور نیز درج شده است تا هنرجو پس از تسلطْ هر قطعه را با همراهی تنبک نیز تمرین‌کند. در تصنیف‌ها از نوشتن هجا به هجای اشعار زیر نت‌ها صرف‌نظر، و به‌جای آن در لوح فشردۀ همراه کتاب یکایک تصنیف‌هابه‌صورت باکلام اجرا شده تا نحوۀ تطابق شعر و موسیقی برای هنرجو گویا شود و علاوه‌بر‌این هر تصنیف به‌صورت بی‌کلام (با سنتور و تنبک) نیز همنوازی شده است.
گفتگو با آرش محافظ (II)

گفتگو با آرش محافظ (II)

الان خوشبختانه یکسری افراد شروع به آهنگسازی کرده‌اند. به اینکه متد موسیقی صفوی یا تیموری داشته باشیم که یاد دهیم، نیازی نیست هرچند شاید زمانی این کار را بکنیم. من در ترکیه که کار میدانی می‌کردم راجع به مقام‌ها و ریتم‌ها با ده‌ها استاد مصاحبه کردم که مثلا فلان دور یا مقام را چگونه آموزش می‌دهید؟ همگی جوابشان این است که آهنگسازی یا تقسیم‌زدن را یاد نمی‌دهند، شاگرد فقط باید قطعه بزند. شما در موسیقی ایرانی به‌سختی برای هر دستگاه می‌توانید ۲۰ قطعه کلاسیک درجه یک پیدا کنید. یاد گرفتن اینها یک متد بیشتر ندارد؛ باید نواخت. کم‌کم قوانین آن به دست‌تان می‌آید که ارتباط این ملودی با آن ریتم چیست؟ ۳۰ قطعه در شوق نامه و ۷۰ قطعه در کتاب عجملر وجود دارند و موارد دیگر. متد خاص نه‌تنها در ایران بلکه در جاهای دیگر هم وجود ندارد. شاید زمانی برسد که در آهنگسازی شرقی مثل آهنگسازی غربی بتوانیم همه چیز را تئوریزیه کنیم. غیرممکن نیست و حتما مفید هم هست. اما الان مسأله این نیست که چون متد نداریم، چکار کنیم؟ مقام را باید زد تا یاد گرفت.
با هم به راه افتادیم، بی او برگشتیم (II)

با هم به راه افتادیم، بی او برگشتیم (II)

وقتی از گورستان ظهیرالدوله بیرون می‌آمدیم، ساعت نزدیک به دو ساعت از ظهر گذشته بود. بازگشت ما دو تفاوت عمده با رهسپاری‌مان به‌سوی گورستان داشت. اول اینکه، بازگشت‌مان برخلاف رفتن که جماعت در جمع بودند، بسیار پراکنده بود. دوم اینکه، در رهسپاری‌مان از خانه‌اش با او بودیم و اینک در بازگشت، بدون او. همه‌ی ما به او فکر می‌کردیم و به هنر و دانشش که در لابلای خاک، پیچیده ماند.