گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

مدرس بحث را با بررسی نمونه‌هایی از این نقد پی‌گرفت. و ابتدا اشاره کرد که هیچ نمونه‌ای که به مفهوم کامل نقد روان‌شناسانه‌ی اثر موسیقایی باشد در فارسی نمی‌شناسد.

در ایران مطالعات مربوط به روان‌شناسی موسیقی با گرایش‌هایی مانند پیوند با پزشکی (درمانگری و…)، دانش اعصاب و مانند آن امروزه انجام می‌شود اما این مطالعات فعلاً به شکلی نیستند که راه خود را به نقد یا موسیقی‌شناسی ما باز کرده باشند.

از جمله‌ی پژوهشگرانی که در این حوزه مطالعاتی پیگیر انجام داده‌ است می‌توان به «علی زاده‌محمدی» اشاره کرد که ابتدا کارهایی در زمینه‌ی موسیقی درمانی (اعم از ترجمه و تالیف مقاله و کتاب) از وی منتشر شد و سپس به تدریج مطالعات/گردآوری‌های مروری مانند «مقدمه‌ای بر موسیقی، عصب و روان» (با همکاری فرزانه پولادی) یا مطالعات موردی مربوط به موسیقی ایرانی مثل «موسیقی شهودی و شیدایی ایران» و… . این مطالعات هنوز جایی گسترده در گفتمان موسیقی‌شناختی ایران (و به همان نسبت نقد) باز نکرده است و برای دیدن نتایج آن باید منتظر سال‌های آینده ماند.

از این مجموعه مطالعات علمی که ممکن است روزی بسترهای لازم را برای نقد روان‌شناسانه‌ی موسیقی در ایران فراهم کند که چشم بپوشیم، شاید به‌عنوان یکی از نادر نقدهای نوشته شده در زبان فارسی که بستری از روان‌شناسی را به‌کار می‌گیرد بتوان به نقد «بابک بوبان» بر مکتب آموزشی فرامرز پایور، «باهوش موسیقی یا با هوش موسیقی؟» (فرهنگ‌وآهنگ شماره‌ی ۲۳ و ۲۴)، اشاره کرد که نظریه‌ی هوش‌های هشت‌گانه را برای نقد یک مکتب آموزش موسیقی برمی‌گزیند. اما چنان‌که در گذشته هم اشاره شد، این نقد موسیقی نیست بلکه نقد روش آموزش موسیقی است.

مطابق درس چند جلسه‌ی گذشته چند نمونه به زبان انگلیسی از جمله «A quantitative analysis of Beethoven as self-critic: implications for psychological theories of musical creativity»، «Listening Subjects: Semiotics, Psychoanalysis, and the Music of John Adams and Steve Reich» و مثال‌هایی از کتاب «Listening Subjects: Music, Psychoanalysis, Culture» به‌طور خیلی مختصر معرفی شد و مورد بحث قرار گرفت.

پس از این بحث و به‌عنوان آخرین بخش این جلسه، تحلیل زبان‌شناسانه‌ی موسیقی بررسی شد. مدرس درباره‌ی آوردن این مبحث در این جلسه گفت: از آنجا که همپوشانی‌ زیادی میان «سطح تحلیل شناختی» (یکی از سه سطح تحلیل گفتار و موسیقی) در مقاله‌ی «آزیتا افراشی» با عنوان «تحلیل موسیقی از دیدگاه زبان‌شناسی» منتشر شده در فصلنامه‌ی خیال شماره‌ی ۱۲ (و البته در منابع دیگر نیز) و درس جلسه‌ی گذشته (نشانه‌شناسی) و درس امروز (روان‌شناسی) وجود دارد، تصمیم گرفته شد که به این موضوع بپردازیم و بخش‌هایی از آن مقاله را مورد بررسی قرار دهیم. به این ترتیب بازخوانی و بررسی مقاله‌ی یاد شده پایان‌بخش جلسه‌ی دوازدهم بود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XXIII)

مقارن با این تحولات نوار کاست به عنوان یک وسیله ارتباط جمعی جدید و مستقل از تشکیلات دولتی در ایران رایج شد. دو گروه شیدا و عارف نیز خود نوارهای موسیقی خودشان را با کیفیت بسیار خوب به بازار عرضه کردند. گروه های شیدا و عارف همگام با انقلاب کنسرت هایی با مایه های سیاسی و اجتماعی ترتیب دادند که با استقبال مردم به خصوص گروه های دانشجویی روبرو شد. در این میان کنسرت های گروه شیدا با آهنگ های محمد رضا لطفی (بشارت و سپیده) و پرویز مشکاتیان (ایرانی) همراه با اشعار هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه) و آواز محمد رضا شجریان، خاطره درویش خان، ملک الشعرا بهار و حسین طاهرزاده را زنده می کرد.

نگاهی به کتاب «موسیقی ایرانی»شناسی (II)

پیش از انتشار این کتاب، استادانی بودند که موسیقی ایرانی را اول با گوشه‌های مدال ردیف درس می‌دادند؛ کسی که مجدانه در این زمینه تا امروز فعال بوده، حسین عمومی نوازنده و مدرس موسیقی دستگاهی است. عمومی در کلاس‌هایش قبل از آموزش کل ردیف، درسی به نام «پیش‌ردیف» را تدریس می‌کند که در زمانی حدود ۲۰ دقیقه، کل گوشه‌های مدال ردیف را پشت هم می‌خواند. (۵)

از روزهای گذشته…

هنر خیابانی، موسیقی (II)

هنر خیابانی، موسیقی (II)

درست است که برطرف شدن نیازهای مادی هنرمند، اولین عاملِ به‌صحنه‌ی خیابان کشاندن وی است. اما همه می‌دانیم برای این امرار معاش راه‌های دیگری نیز وجود دارد، به‌خصوص برای کسانی که از بضاعت خوبی در هنرشان برخوردار هستند. در انتخاب این حضور، بارزترین نمودی که دیده می‌شود، طغیان و رهاشدگی‌ست. اصولن در برابر هر نوع فشاری می‌توان طغیان کرد. فشار مالی، شاید از اولین‌ها باشد، اما قطعن تنها عامل برای چنین طغیانی نیست. دیده شدن جسورانه، دلیل محکم‌تری برای این حضور در خیابان‌ها به‌نظر می‌رسد.
قول و غزل یا قول و غزل (V)

قول و غزل یا قول و غزل (V)

به عبارت دیگر مدگردی ها در این بخش بر بستر نغمات صورت نگرفته اند بلکه تغییر ریتم به عنوان کاتالیزوری عمل کرده و در این راستا از ساز عود بهره گیری ریتمیک شده است. برای بازگشت به چهارگاه نیز دقیقاً همین ترفند مجدداً بکار رفته است.
انتشار دو نوازی ها با گیتار

انتشار دو نوازی ها با گیتار

بالاخره پس از گذشت، چهار سال از برگزاری کنسرت مشترک حامد پورساعی و فروغ کریمی، بخشی از برنامه اجرا شده در آن کنسرت به صورت سی دی به بازار عرضه شد. ضبط این آثار مربوط به آخرین سفر فروغ کریمی به ایران بوده و پیش از اجرای کنسرت، کار ضبط صورت گرفته است. البته در سی دی حاضر که با نام “دشت گریان” (دو نوازیهای موسیقی کلاسیک) توسط انتشارات ماهور (کارگاه موسیقی) به بازار عرضه شده است، سه همنوازی دیگر هم جای گرفته که با ویولونسل، آکاردئون و پن فلوت است.
مجید کیانی و «طبیعت در هنر موسیقی» (II)

مجید کیانی و «طبیعت در هنر موسیقی» (II)

کلدانیان از ۶۲۶ تا ۵۳۸ قبل از میلاد در سرزمین حاصل خیز بین النهرین استقرار داشتند. از زمان سومریان معابد مرکز عمده کاهنان ٬ شاعران ٬ ریاضی دانان و منجمان بود. بر اساس نوشته های برخی مورخان قدیمی مانند Plutarch در زمان کلدانیان با توجه به گسترش نجوم و ارتباط موسیقی نظری با اخترشناسی و ریاضیات عقایدی مانند اعتقادات زیر مرسوم گردید:
کنسرت «آواز خاکستر»

کنسرت «آواز خاکستر»

کنسرت «آواز خاکستر» با اجرای مهران مهرنیا نوازنده تار و سه تار و آهنگساز، هاشم احمدوند خواننده و پیمان ناصح پور نوازنده تنبک در تاریخ ۵ دی ماه سال جاری در فرهنگسرای نیاوران اجرا شد.
مردان حرفه ای آواز (V)

مردان حرفه ای آواز (V)

در جوامعی که سازگاری میان هنرمند و جامعه، وجود نداشته باشد، کوشش هنرمند به عنوان همدردی با جامعه اش، انجام نخواهد بود و آن چه تولید یا خلق می شود، متکی بر نظریه ی هنر برای هنر است. مانند شاعران پارناسی که به خصوص در اوایل کارشان به دوام استقلال مطلق هنر می اندیشند. منظور از بیان این نظریه در راستای رسیدن به نحوه ی نگرش به آزادی هنر و یا آزادی اندیشه، در پذیرش هنر است. آیا شنونده ی موسیقی آوازی ایران، به این سطح از انتخاب و تاثیر متقابل هنر رسیده که بتواند در برابر فایده گرا بودن یا نبودن هنر، عصیان کند؟
بحیرایی: از ایده های جدید استقبال میکنم

بحیرایی: از ایده های جدید استقبال میکنم

همونطور که اشاره کردید تا حال سه آلبوم در بازار موسیقی عرضه شده اند که من هم در شکل گیری آنها نقش داشتم. در واقع دو آلبوم با صدای بنده به نامهای خوان هشتم که یک آلبوم صوتی است، به آهنگسازی آقای وحید طارمی و بر روی شعری از مهدی اخوان ثالث و آلبوم تصویری شهان آسمانی که از دوشب کنسرت با گروه شاهو به آهنگسازی آقای حامد صغیری منتشر شده است و آلبوم دیگر که به نام سرخانه بر اساس طرحی از آقای فاطمی است بنده یک تراک آن آلبوم را که به آهنگسازی آقای پیام جهانمانی است را اجرا کردم.
در جستجوی موسیقی سنتی (II)

در جستجوی موسیقی سنتی (II)

تصویر سورآلیستی ای در نظرم آمد که قافله ای از چندین و چند شتر همه سی دی های سمفونی کوه البرز را بار کرده از دروازه های ارمنستان قدم در جاده ابریشم گذاشته و “سی دی ها را روانه بازار” می نمایند و به هر شهر و دیاری که می رسند جمیع مشتاقان، سی دی پلیر به دست، دم دروازه ها منتظر رسیدن قافله ایستاده اند و هلهله می کنند! (البته این استقبال بی سابقه مشتاقان موسیقی سمفونیک از این آثار را باید بیشتر مرهون نقد جانانه ای دانست که در فصلنامه ای وزین به قلم منتقد و و موسیقی شناسی برجسته نوشته شده و در آنجا خواندم که اثر به سبک آثار ریشارد واگنر ساخته شده و با آنها کوس برابری می زند و بسیار عالی و جهانی است.)
مهرداد دلنوازی: آثار منتشر نشده زیادی دارم

مهرداد دلنوازی: آثار منتشر نشده زیادی دارم

در هنرستان ما ارکستری داشتیم که بنده آن را اداره کرده بودم و در واقع یک ارکستر دانشجویی بود، پس از فارغ التحصیل شدن از هنرستان موسیقی ملی، با همکلاسی های که داشته ایم مثل آقای سعید ثابت، آقای حسین بهروز نیا، آقای ضرغامی و دوستان دیگر، ما علاقه مند شده بودیم که فعالیت های خود را گسترده تر کنیم؛ به گوشمان رسید که در رادیو میدان ارگ، امتحانی می گیرند برای نوازندگی و جذب نوازندگان برای صدا و سیما. آنجا رفتیم و در آزمون شرکت کردیم و خدا را شکر کارمان مورد قبول واقع شد و ارکستر در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی که وابسته به صدا و سیما بود تشکیل شد. نام این گروه خالقی بود که غالبا دوستانی که آهنگ خودشان را می آوردند، سرپرستی آن را به عهده داشتند و فعالیت از سال ۵۸-۵۹ آنجا شروع شد.
منبری: کیستم من را برای ارکستر مضرابی نوشتم

منبری: کیستم من را برای ارکستر مضرابی نوشتم

آقای مشایخی به من گفتند قطعه ای برای فلوت بنویسم. پرسیدم فقط فلوت تنها؟ گفتند فعلاً فقط فلوت تنها. گفتم استاد برای ارکستر و فلوت بنویسم؟ گفتند نه فقط برای فلوت. من قطعه ای برای فلوت سلو در شوشتری نوشتم. سعی کردم به لحاظ ریتم و ملودی مونوتون نباشد. کار متفاوتی بکنم. ایشان کار را گام به گام می دیدند و نظراتی می دادند، وقتی تمام شد، گفتند در فرهنگسرای نیاوران اجرایی داریم که می خواهم قطعه تو هم اجرا شود. کسی را می شناسی که فلوتش را بزند؟ من دوستم ناصر رحیمی که نوازنده حرفه ای فلوت هستند را معرفی کردم و با اجرای ایشان کار اجرا و ضبط شد.