موسیقی بلوز (V)

Jimmy Reed , 1925 - 1976
Jimmy Reed , 1925 - 1976
فرم و مشخصه های ملودی و هارمونی
آهنگهای فولک یا کلاسیک صرفاً یک ملودی ساده نیستند بلکه آکوردهایی دارند که در برخی موارد همراهشان نوشته می شود. مثلاً در نمونه آهنگی که در مطلب قبل نمایش داده شدآکوردهای متنوعی استفاده شده که به سرعت (تقریباً هر دو ضرب یکبار) عوض می شود و بدین ترتیب در یک آهنگ ۲۰ میزانه حدود چهل بار آکوردها تغییر می کنند. به همین خاطر آزادی ملودیک این آهنگها کمتر و محدود به آزادی هارمونیک است.

اما در بلوز آزادی هارمونیک فدای آزادی ملودیک شده است. استفاده از تنها سه آکورد و تغییرات کم آنها ( ۷ـ۶ بار در هر ۱۲ میزان) دست نوازنده را در نواختن سولوهای متنوع باز می گذارد. به همین جهت ملودی های بلوز معمولاً از قبل نوشته (Composed) نیست و نوازنده سولوهای خود را به صورت بداهه (Improvised ) می نوازد.

برای این کار هم باید تعدادی جملات کوتاه (Lick) بداند تا بتواند همراه با آکوردهای مربوطه در هر بخش خاص از چرخه ۱۲ تایی به کار ببرد. اغلب نوازندگان صاحب سبک Lick های مخصوص به خود را دارند و سبک هر نوازنده هم تا حدودی بستگی به Lick هایی دارد که از آنها بیشتر استفاده می کند.

مهمترین عاملی که به منسجم کردن این Lick ها و تبدیل آنها به یک آهنگ واحد کمک می کند استفاده از اصول Phrasing و Articulation در سولوها است. Phrasing باید به گونه ای باشد که هر عبارت (Phrase) زمینه را برای عبارت بعدی فراهم کند و به روان بودن ملودی کمک نماید. در بلوز برای رسیدن به این هدف اغلب از روش سؤال و جواب (Question & Answer) در درون سولو استفاده می شود. در هنگام سؤال (Question) عبارتی نواخته می شود که بتدریج از نت پایه دور شود و حالت تعلیق و انتظار در شنونده ایجاد کند. درجه پنجم گام در ایجاد این حالت نقش مهمی دارد. این انتظار موسیقیائی با جواب (Answer ) برآورده می شود و عبارت بعدی دوباره به سمت نت پایه حرکت می کند. به مثال ساده زیر توجه کنید:

Question & Answer in a Blues Melody

موسیقی بلوز را در یک کلام می توان همین کشاکش دائمی ملودیک دانست که با طرح سؤال و ایجاد تنش (Tension) شروع می شود و با دادن جواب به رفع تنش منجر می شود. هر چه این تنش ملودیک بیشتر باشد موسیقی مورد نظر درگوش شنونده بیشتر حالت Bluesy به خود می گیرد.

راه دیگر Bluesy کردن ملودی استفاده از «نتهای آبی» (Blue Notes) است. این نتها جزو نتهای آکورد نیستند و با آن ناهماهنگ یا متنافر (dissonant) هستند. به همین جهت حالتی از بیقراری و تنش در شنونده بر می انگیزند که تنها با برگشتن به نتهای همان آکورد بر طرف می شود.

نمونه ای از یک گام بلوز روی سل و مقایسه آن با سل ماژور

مهمترین این نتها در یک گام ماژور فواصل سوم بمل (flatted 3rd) ، پنجم بمل (flatted 5th) و هفتم بمل (flatted 7th) هستند با این نتها می توان یک «گام بلوز » (Blues Scale) تشکیل داد. اگر بخواهیم گام بلوز را با گام ماژور مقایسه کنیم باید بگوییم که گام بلوز از هفت نت تشکیل می شود که در آن فواصل دوم و ششم حذف می شوند، فواصل سوم و هفتم بمل می شوند و یک فاصله پنجم بمل هم به نتهای گام اضافه می شود.

برای مثال اگر گام سل ماژور (G Major Scale) به شکل زیر باشد :

G A B C D E F# G


گام سل بلوز (G Blues Scale) به صورت زیر خواهد بود:

G Bb C Db D F G


همان طور که می بینید تنها دو نت پایه (Root) و نمایان ( Dominant) که درجات اول و پنجم گام ماژور می باشند، بین گام سل بلوز و آکورد I (سل ماژور) مشترک هستند و سایر درجات گام بلوز با نتهای آکورد I ناهماهنگ یا متنافر (Dissonant) هستند.

مزیت گام بلوز این است که می توان آن را برای نواختن سولو در کل ساختار ۱۲ تایی بلوز بکار برد چون با هر یک از آکوردهای I و IV و V دو نت مشترک دارد که یکی از آنها نت پایه آکورد مورد نظر است. مثلاً اگر تنالیته آهنگ سل ماژور باشد، گام سل بلوز با آکوردI در نتهای D وG مشترک است، در آکورد IV با نتهایC وG و در آکورد V با نتهای F و D اشتراک دارد.

به این ترتیب درحالی که ریتم زمینه در قالب استاندارد ۱۲تایی ادامه پیدا می کند، نوازنده سولو می تواند در هر آکورد با نواختن نتهای آبی (Blue Notes ) تنش ایجاد کرده و با کمک نتهای مشترک ( به ویژه نت پایه ) تنش حاصله را فرو نشاند. به یک نمونه از سولوی هارمونیکا با اجرای David Barrett توجه کنید:

audio file I’m Ready

آهنگی که شنیدید بیشتر ویژگیهای اصلی بلوز را در خود گنجانده است:

با یک Riff یا Hook جذاب (به صورت G-F-G) شروع می شود و پس از حدود ۱۴ ثانیه سولوی اصلی در میزان آخر Turnaround چرخه قبلی شروع می شود و یک چرخه کامل ۱۲ تایی را طی میکند. در چرخه دوم (که از ثانیه ۳۹ شروع می شود) نوازنده سولو زمانی را که در آکورد I سپری می کند به ۸ میزان افزایش داده (تا ثانیه ۵۴) تا مجال بیشتری برای بداهه نوازی داشته باشد و بقیه چرخه را به صورت استاندارد ادامه می دهد. در واقع چرخه دوم به شکل ۱۶ تایی درآمده است.

دقت کنید که قسمت V-IV-I Transition چرخه دوم (از ثانیه ۶۲ تا ۶۸) تقریبا به طور کامل با نتهای تریپلت (Triplet) اجرا شده که از مشخصات بارز بلوز است. در پایان سولو هم نواختن Hook از سر گرفته می شود. ریتم آهنگ ۴/۴ است و نوازنده نتهای چنگ (۱/۸) را به شکل سوئینگ بیان می کند. از نتهای آبی (Blue Notes) هم در آن زیاد استفاده شده است. این آهنگ را می توان نمونه کلاسیک سبک Chicago Blues دانست.

نکته مهمی که باید متذکر شد این است که گام بلوز بسیار شبیه گام مینور پنتاتونیک است و برخی آن را با گام بلوز اشتباه می گیرند. مثلاً گام سل مینور پنتاتونیک به شکل زیر است: G Bb C D F G

این گام از شش نت تشکیل شده که همگی با گام بلوز مشترک است ولی فاصله پنجم بمل (flatted 5th ) {نت Db در اینجا} را ندارد و به همین جهت نمی توان آن را گام بلوز دانست چون این نت یکی از مهمترین نتهایی است که برای ایجاد تنش در بلوز بکار می رود.

در پایان باید گفت که فواصل دوم و ششم گام ماژور هم گاهی در نواختن سولوها بکار می رود و می توان آن ها را جزئی از یک گام بلوز بزرگتر (Extended Blues Scale ) قلمداد کرد. فاصله دوم ( نت Aدرگام G ماژور) عمدتاً به عنوان درجه پنجم آکورد Vکاربرد دارد. از فاصله ششم ( نت E در گام G ماژور) هم با توجه به صدای شادتری که دارد گاهی استفاده می شود تا فضای سولو خیلی تیره و غمناک نباشد.

زیستن با هنر سلوکی عاشقانه (III)

انتشار آلبوم بیداد با تکنوازی تار استاد غلامحسین بیگجه خانی و پس از آن درگذشت استاد در فروردین ماه سال هزار و سیصد و شصت و شش باعث شد که توجه بسیاری از نوازندگان دوباره به شیوه ایشان جلب شود. من به شیوه نوازندگی ایشان علاقمند بودم و به همین دلیل، وقتی جناب داوود آزاد از تبریز به تهران آمدند حدود یک سال البته به طور پراکنده درخدمت ایشان، بعضی از بخش های ردیف موسیقی و تعدادی از آثار استاد بیگجه خانی را نواختم که البته فراگیری آثار خیلی برایم مهم نبود؛ بلکه لحن و شیوه نوازندگی ایشان برایم اهمیت بیشتری داشت. پس از آن نیز به تدریج به آوانگاری تعدادی از آثار استاد بیگجه خانی پرداختم.

از بحران اندیشه تا نااندیشیدگی بحران در موسیقی ایران (IV)

در چنین شرایطی حتی امر هنری که دیگر نقش وجودی خود را از کف داده و با فاصله گرفتن از نقش اثرگذار و هستی بخش خود، تنها به یک ابزار در دست قدرتها و یا حتی یک شیء تزئینی بدل شده است، ناتوان از ایجاد بسترهای یک جریان تاریخی نوشونده و پویا به ورطه های تکرار و فراموشی فرومیغلتد و فرد مصداق جریان کلی جامعه، اندک اندک خود را در مغاک توهم غرقه می یابد: از نگاه اراده گرایانه و کوشش بیهوده برای اعمال آن به واقعیت جریان تاریخی، تا اشکال گوناگون جزم اندیشی و حتی غرقه شدن در بسترهای فروبستۀ تجرید و تفکر محدود انتزاعی، همه و همه به نظر می رسد که محصول چنین وضعی باشند.

از روزهای گذشته…

دو مضراب چپ (قسمت چهارم)

دو مضراب چپ (قسمت چهارم)

دومضراب چپ همان طور که قبلاً هم معرفی شد، یکی از تکنیک های متداول در سنتور نوازی است که از دو مضراب اقتباس شده و حالت اجرایی آن شبیه سرمضراب است.
ارکستر سمفونیک تهران در اغما

ارکستر سمفونیک تهران در اغما

پس از سی سال ارکستر سمفونیک تهران به خوابی عمق فرو رفته… بسیار غم انگیز است! ارکستری که در دوره اول از کمبود بازدید کننده و مقرون به صرفه نبودن کنسرتها، مشکلات مادی و معنوی جنگ جهانی دوم، خروج نوازندگان کلیدی از ارکستر، کمبود ساز و در دوره دوم تحریم های مربوط به موسیقی، خروج دوباره نوازندگان خبره، مشکلات مادی و معنوی زمان جنگ هشت ساله و … صدها مشکل دیگر تا به امروز حیات خود را حفظ کرده بود؛ در دوره ای که بیش از همیشه طرفدار دارد و بلیط کنسرتها هم در بالاترین حد خود است، به خاطر سوء مدیریت باید تعطیل شود!
به بهانه انتشار کنسرت ارکستر مضرابی (III)

به بهانه انتشار کنسرت ارکستر مضرابی (III)

“چهارمضراب دشتی” با اجرای گروه سنتور ارکستر مضرابی، دهمین قسمت از این کنسرت است که یکی از چشمگیرترین قسمتهای این برنامه است. این چهارمضراب یکی از چندین چهارمضراب دشتی فرامرز پایور است که محبوب نوازندگان این ساز است و قطعه ای به غایت زیبا و تکنیکی برای سنتور نوازان؛ انتخاب این قطعه برای اجرا با این تعداد سنتور، نشان از جسارت بالای گروه و رهبر آن دارد.
مصائب اجرای دوباره (IV)

مصائب اجرای دوباره (IV)

به طور کلی در نی نوا نمونه‌های دیگری نیز از فیگورها وجود دارد که تاکیدگذاری یا بیان اجراییشان بر جریان موسیقی (پس از خودشان) تاثیر می‌گذارد. ممکن است بتوان شیوه‌ی بسط مواد موسیقایی را در نی نوا مسئول این قضیه دانست (۹). تکنوازی سازهای مختلف نیز یکی از ویژگی‌های نی نوا است که اجرا را گاه بسیار دشوار می‌کند.
فراخوان دوازدهمین جشنواره موسیقی نواحی ایران منتشر شد

فراخوان دوازدهمین جشنواره موسیقی نواحی ایران منتشر شد

فراخوان دوازدهمین جشنواره موسیقی نواحی ایران با تکیه بر اجرای آثار با کلام مبتنی بر منظومه‌های تغزلی از شاعران کهن ایران زمین، همچنین شاعران بومی (با گویش‌ها و زبان‌های محلی) منتشر شد. دوازدهمین جشنواره موسیقی نواحی ایران از تاریخ ۱۶تا ۱۹ آبان ماه ۱۳۹۸ در شهر کرمان و در گستره ملی توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و به صورت غیررقابتی برگزار خواهد‌شد. فراخوان حاضر بنا بر اهداف و ماموریت‌های مشخص شده در آیین‌نامه برگزاری جشنواره و شناسایی، ظرفیت‌سازی و حمایت از فعالیت‌های خلاقانه هنرمندان موسیقی بومی سراسر کشور با اولویت معیارهای هنری و اصالت‌های فرهنگی – موسیقایی هر منطقه تهیه و تنظیم شده است.
آفرینندگی اعداد (I)

آفرینندگی اعداد (I)

«ارتعاشاتی مکانیکی که در محیطی ارتجاعی منتشر می شوند»؛ این تعریفی است از «صوت». حال اگر این صوت دارای ارتعاشی ثابت و منظم باشد، «نت موسیقایی» خواهد بود. اگر دو ارتعاش صوت به طور هم زمان به گوش انسان برسند، بسته به نسبت فرکانس دو ارتعاش، گوش احساس ملایمت (Consonance) یا عدم ملایمت (Dissonance) خواهد کرد. هر چه نسبت فرکانسی دو صوت، به صورت یک کسر ساده تر باشد، برای گوش ملایم تر خواهد بود. با نواختن یک نت موسیقی، «هارمونیک»هایی به گوش خواهد رسید که هارمونیک های دورتر از نت اصلی ناملایم تر می شوند.
جمال الدین منبری پس از سالها سکوت به روی صحنه می رود

جمال الدین منبری پس از سالها سکوت به روی صحنه می رود

ارکستر ملی ایران به رهبری فریدون شهبازیان و خوانندگی جمال الدین منبری و پوریا اخواص، ۱۶ اسفند ماه ۹۷ ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه در تالار وحدت به روی صحنه می رود. این برنامه آخرین کنسرت سال ۹۷ ارکستر ملی با رهبری شهبازیان خواهد بود.
روش سوزوکی (قسمت پنجاه و دوم)

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و دوم)

چرا بیشتر انسان ها به این می‌اندیشند که کاری را انجام دهند اما در پایان آن را انجام نمی‌دهند؟ چرا آنها قدرت آن را ندارند که آن کاری را که در مغزشان می‌خواهند به آن عمل کنند عمل نمی‌کنند اگر آدم به انجام آن کار فکر کند باید به اجرای آن کار عمل کند.
منتشری: از ده سالگی تهران بودم

منتشری: از ده سالگی تهران بودم

دلیل اصلی آن، این است که من از سنین ۱۰-۱۱ سالگی از شهرستان [لنگرود] به تهران آمدم و بقیه سال های زندگی ام را در این شهر بودم. یعنی منزل ما یا در سه راه سیروس یا بازار آهنگرها بوده است و با افرادی همراه بودم که همین لحن را شنیده ام و “بیات تهران” که می خوانم را تهرانی اصیل هم نمی تواند بخواند. “هفت سین” و “چهارشنبه سوری” و “کوچه باغی” و… مربوط به تهران است که استاد بعدا این ها را با ردیف های آوازی تطبیق داده بود.
نگاهی به اپرای مولوی (XIII)

نگاهی به اپرای مولوی (XIII)

در پاسخ مولوی، همسرش می خواند: «بی نوا گردی ز یاران وابری، خار گردی و پشیمانی خوری» که می شنویم خواننده نقش همسر مولوی با اشاره به Fa # در گوشه «اوج» شور این گوشه را به بیات راجع اصفهان تبدیل می کند که گویا برای تاکید بر عدم درک متقابل احساسات طرفین اینگونه خوانده شده است. در ادامه نغمه “فا دیز” به “فا بکار” تبدیل شده و سئوال و جواب ها در دو گوشه مختلف یک دستگاه ادامه پیدا می کند؛ این رویه تا حدی ادامه پیدا می کند که همسر مولانا هم با او یکدل می شود.