آلریو دیاز و گنجینه موسیقی آمریکای لاتین (II)

آلریو دیاز
آلریو دیاز
مانوئل ماریا پونسه (Manuel Maria Ponce) که امروزه آثارش در رپرتوار گیتار کلاسیک از ارزش و استقبال بالایی برخوردار است، از اولین آهنگسازان غیر اروپایی ست که دعوت سگوویا را مبنی بر ساخت قطعه برای گیتار پذیرفت.

موسیقی پونسه ی مکزیکی در فرم های پذیرفته شده موسیقی کلاسیک به خوبی از سوی سگوویا حمایت شد و در دهه سی (۱۹۳۰) اجرا و ضبط شد. همچنین آگوستین باریوس منگوره (Agustin Barrios Mangore) آهنگساز و نوازنده پاراگوئه ای در آن خطه با اجراهای متعدد سهمی تاریخی را در معرفی موسیقی لاتین بر عهده گرفت؛ نقش دیاز اما در معرفی موسیقی لاتین بیشتر از نظر تنظیم و انتشار و اجرای کنسرتهای متعدد در اروپا قابل بررسی است.

دیاز به خوبی از ارزش موسیقی فولک و به ویژه موسیقی مردمی ونزوئلا آگاه بود و همواره در جهت ثبت و انتشار این موسیقی تلاش کرد. ویسنته امیلیو سوخو (Vicente Emilio Sojo) و آنتونیو لائورو (Antonio Lauro) دو آهنگساز سرشناس ونزوئلایی بودند که کارهایشان توسط دیاز برای گیتار کلاسیک، هارمونیزه و تنظیم شد. سوخو در زمان تحصیل دیاز در کاراکاس یکی از معلم های هارمونی او بود و لائورو هم از دوستان نزدیک دیاز به شمار می آمد.

سفرهای مرتب بین اروپا و ونزوئلا مبین رسالتی است که دیاز برای خودش در ثبت موسیقی کشورش تعیین کرده بود. او علاوه بر انتشار نُت، مقالاتی را در روزنامه ها درباره اهمیت ثبت موسیقی لاتین تحریر کرد و بیشتر ضبط های استودیویی خود را به همین نوع موسیقی اختصاص داد.

امروزه رپرتوار موسیقی لاتین در برنامه گیتاریستهای کلاسیک جایگاه قابل توجهی دارد که بی شک این پذیرش، حاصل تلاش افرادی همچون دیاز و آهنگسازانی همچون باریوس، پوسنه، مورل (Morel)، ویلالوبوس (Villa-Lobos) و دیگر بزرگان موسیقی آن دیار است. جان ویلیامز و دیوید راسل، دو نوازنده سرشناس گیتار کلاسیک آثار متعددی از موسیقی لاتین و به ویژه آنتونیو لائورو را ضبط کرده اند. جان ویلیامز لقب “اشترواس گیتار” را به لائورو داده است. لائورو که اولین معرفش در اروپا دوست دوران جوانیش، دیاز است.

خواکین رودریگو که بخش مهمی از آثارش به رپرتوار گیتار کلاسیک تعلق دارد، قطعه ای با عنوان “Invocación y Danza” را در سال ۱۹۶۱ به دیاز تقدیم کرد. این اثر دراماتیک که مهارت تکنیکی بالایی از سوی نوازنده طلب می کند، همواره در سالنهای مختلف دنیا اجرا شده و از محبوبترین آثار این آهنگساز است. این اثر در سال ۱۹۶۴ با ضبط دیاز وارد بازار شد.

audio file بشنوید قسمتی از “Carora” اثر لائورورا با نوازندگی آلریو دیاز

دیاز در اجراهایش به ویژه در اروپا، قطعات لاتین را در کنار آثار ماندگاری همچون شاکون باخ روی صحنه می برد و جدای از محتوای موسیقیایی کنسرتهایش اغلب به دلیل تکنیک بالایش مورد تمجید قرار می گرفت.

الیوت فیسک (Eliot Fisk)، گیتاریست تحسین شده امریکایی و از شاگردان آندرس سگوویا درباره دیاز چنین می گوید: “آشنایی من با موسیقی آمریکای لاتین توسط ویرتوز بزرگ ونزوئلایی، آلریو دیاز انجام گرفت. من برای مدت کوتاهی در کلاس او بودم اما او اثر ماندگاری بر مسیر نوازندگی من گذاشت. آلریو چیزی کاملا نو برای گیتار آورد، ریتم ها و صداهای شگفت انگیز، موسیقی مردمی اما جالب و پیچیده با ریتم های متنوع. دیاز این موسیقی را با چنان طراوت و جوششی می نواخت که همه ما را مدهوش خود کرد.”

دیاز در دوران حرفه ای نوازندگی با رهبران بزرگی مانند “سرجیو چلیبی داکه” (Sergiu Celibidache)، لئوپولد استوکوفسکی (Leopold Stokowski) و آندره کوستلانتز (André Kostelanetz) همکاری کرد. او در کتاب اتوبیوگرافی خود به شرح آنچه بر زندگی شخصی و موسیقیاییش گذشت پرداخته و از مشقات و کشمکش هایی که در راه انتشار موسیقی کشورش متحمل شده، سخن گفته است. از آلریو دیاز بیش از ۳۰ آلبوم گیتار نوازی منتشر شده است و هر ساله به پاس زحمات او گردهمایی در ونزوئلا به نام “مسابقه گیتار آلریو دیاز” برگزار می شود که به برگزیدگان آن “مدال دیاز” اهدا می شود.

منابعی که در نگارش این متن مورد استفاده قرار گرفتند:
کتاب:
A Concise History of the Classic Guitar by Graham Wade. Amazon Pub
سایتهای:
aliriodiaz.net
aliriodiaz.org
duke.edu

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (XIV)

استفاده سیاسی از هنر به مثابه یک وسیله در شوروی سابق باعث افت شدید ظهور آثار جاودان در این کشور شد و به همین نحو استفاده همچون یک وسیله از هنر در امریکا و غرب توسط اقتصاد، آن را به اندازه یک وسیله تبلیغی برای حضور یک کالا ساقط کرد و با گرایش به ابزارگرایی در هنر دیگر اثری جاندار چون آثار آلن پو و نظیر آن در امریکا خلق نمی شوند.

پیروزی قهرمان نامراد

هیچ مبالغه ای درکار نخواهد بود اگر بگوییم که تاریخ موسیقی کشورما، به قبل و بعد از علی نقی وزیری تقسیم می شود، تاریخی که عملا هنوز نوشته نشده است. تاریخی که از گسستگی های فراوان دوره های تاریک و خالی از هرگونه اطلاع و دوره های پربار و کم سند و کم استناد، انباشته شده است.

از روزهای گذشته…

صحنه هاى به یادماندنى

صحنه هاى به یادماندنى

چچیلیا بارتولى، پس از موفقیت چشمگیر آلبوم ویوالدى، به اجراى آثار گلوک پرداخت. کریستوف ویلیباد گلوک آهنگساز آلمانى- بوهمى نقش تاثیرگذارى در تاریخ موسیقى داشت. او در سن ۱۴ سالگى خانه اش را براى تحصیل موسیقى به مقصد پراگ ترک کرد و در آنجا به نواختن ارگ پرداخت. مدتى هم در لندن زندگى کرد، در آن زمان شنیدن آثار هندل دید تازه اى به او داد. در سال ۱۷۵۲ مجدداً به وین رفت و در آنجا کنسرت مایستر، ارکستر دربار شد.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XV)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XV)

البته هنوز خطرها در کمین اند: روح جرونتیوس صداهای خوفناک دیو ها را که همراه با خنده هایی هجوآمیز اند به وضوح می شنود. وقتی که دیو ها میگذرند، روح در می یابد که او تنها صدای آنها را شنیده و خود آنها را ندیده است. آیا او قادر به دیدن خدا خواهد بود؟ فرشته می گوید که روح می تواند خدا را ببیند اما اخطار می دهد که شعله های عشق ِ جاویدان او را برای همیشه خواهد سوزاند.
رابرت فارنون : افسانه ای در عرصه موسیقی لایت ( بخش اول)

رابرت فارنون : افسانه ای در عرصه موسیقی لایت ( بخش اول)

رابرت فارنون را می توان بزرگترین آهنگساز موسیقی لایت نیمه دوم قرن بیستم در جهان به شمار آورد. این آهنگساز کانادایی الاصل که آثار برجسته ای در زمینه موسیقی فیلم نیز ارائه کرده، بدون شک در صورت اقامت در هالیوود به شهرت و ثروت قابل توجهی دست می یافت، اما در کمال ناباوری و برخلاف تصور همگان، کشور انگلستان را به عنوان محل اقامتش برگزید.
بیژن کامکار: پدرم تحت تاثیر صبا بود

بیژن کامکار: پدرم تحت تاثیر صبا بود

ظاهرن‌ پدرم با پول تو جیبی‌هایش ساز می‌خریده و پدرش چند بار سازش را شکسته بود ولی باز پدرم ادامه می‌داده است. به هر حال در آن دوره، موسیقی را مطربی می‌دانستند و اصلاً شأن خوبی نداشته است. با تکنیک کمانچه‌ای که داشت و نُت هم می‌دانست شروع کرد به زدن قطعه‌های محلی و کُردی با ویولن تا اینکه برای یک دوره‌ی موزیک نظام از طرف ارتش به تهران می‌آید. ‌
هنر خیابانی، موسیقی (III)

هنر خیابانی، موسیقی (III)

گاهی این نوازنده‌ها می‌خواهند از فضای عمومی شهری برای نشان دادن توانایی و استعدادشان استفاده کنند. گاهی موسیقی آنها، موسیقیِ اعتراض است؛ اعتراض در مقابل مضیقه‌های اقتصادی، فرهنگی، فردی، اجتماعی و… . گاهی نوازندگی در خیابان برای بعضی از آنها، جنبه‌ی مالی دارد. گاهی این خیابان‌های شهر هستند که جای خالیِ اجراهای رسمی را برای نوازندگان و خوانندگان پر می‌کنند. گاهی دغدغه‎‌ی شادی بخشی به جامعه، مدنظر است و البته گاهی هم نه نیاز مالی وجود دارد و نه مشکلی برای اجرا. اما بدون شک ارتباط مستقیم و نزدیک با مخاطب، یکی از اهداف مشترک تمام مجریانِ موسیقیِ خیابانی‌ست و حس و حال چنین اجراهایی به هیچ وجه قابل مقایسه با هیچ کنسرتی هم نیست. خیابان‌، فضای فرهنگ غالب جامعه است و هنرمندانی که به خلق در چنین فضایی دست می‌زنند و به نشر کارشان اصرار دارند، در حقیقت به دنبال دیدن بازتاب فعالیت‌شان بین عموم مردم هستند.
کتابی در اقتصاد موسیقی (III)

کتابی در اقتصاد موسیقی (III)

ادبیات اقتصادی کتاب پیروِ هدف‌گذاری آن، با زبانی ساده، جنبه‌های اقتصادی تولید و عرضه‌ی موسیقی را بیان می‌کند. برای نمونه در پس جمله‌ای از کتاب، که پیش‌تر نقل شد، این پیش‌فرضِ نانوشته است که هدفْ کسب سود اقتصادی از فعالیت موسیقی است و نه درآمد. در حقیقت، در جملاتی همچون جمله مذکور منظور از درآمد همان سود اقتصادی است؛ زیرا می‌دانیم اگر برای مثال ۱۰۰ ریال هزینه‌ی کل تولید یک اثر موسیقی باشد، صاحب اثر با کسب ۹۰ ریال درآمد هنوز متضرر است و محصول تولیدی با شکست مواجه است. بنابراین موفقیت نهایی زمانی خواهد بود که درآمد کسب‌شده از فروشِ اثر موسیقی، افزون بر اینکه کل هزینه‌های آشکار و پنهان تولید اثر را پوشش می دهد، از آن نیز فراتر رود و سود مدنظر را محقق کند. این نوع ساده‌گویی‌های زبانی و اجتناب از تخصصی‌ترشدن مباحث اقتصادی در دیگر بخش‌های کتاب نیز مشهود است.
منتشری: روایتگر ردیف مهرتاش هستم

منتشری: روایتگر ردیف مهرتاش هستم

الان دست استاد مهرتاش از این دنیا کوتاه است. ۹۰ درصد آواز خوان های امروز شاگرد مهرتاش بودند. خود آقای لطفی گفت: به نظر من بهترین استاد آواز در ۱۰۰ سال اخیر، استاد مهرتاش بوده است و این گفته من نیست. آقای لطفی همان ردیف بنده را تدریس می‌کند که البته ردیف من نیست و ردیف استاد مهرتاش است که من روایتگر آن هستم. روزی متوجه شدم که دو نفر از شاگردانش همین ردیف من را می خوانند؛ همان شور “هر صبحدم نسیم گل از بوستان توست / الحان بلبل از نفس دوستان توست” که گفتم این ردیف من است و آن ها گفتند که آقای لطفی در کلاسشان همین ردیف شما را درس می دهد.
والی: در هنرستان عالی به سبک فرانسه درس میدادند

والی: در هنرستان عالی به سبک فرانسه درس میدادند

همانطور که از طریق این سایت اطلاع پیدا کردید، دوشنبه گذشته جلسه نقد نغمه به هارمونی ایرانی پرداخت و نظراتی در این رابطه به نقد گذاشته شد. هارمونی در موسیقی ایرانی و چالش های پیش روی آن در زمینه ساخت آکورد و نیز توالی آکوردها در انواع این هارمونی مورد بررسی قرار گرفت و گرایشات مختلفی مطرح شد؛ اما به دلیل کمبود وقت تنها یک گرایش مطرح نشد و آن گروهی بودند که اصولا با استفاده از هارمونی در موسیقی ایرانی موافق نیستند؛ این طیف شامل افرادی با گرایش های سنتگرا در موسیقی دستگاهی و همینطور موسیقیدانانی تحصیل کرده با در اروپا و آمریکا است که تحت تاثیر این گروه سنتگرا، به تاکید بر موسیقی ایرانی در آثارشان گرایش پیدا کرده اند.
برنامه های ۲۸ و ۳۱ خرداد در فرهنگسرای ارسباران

برنامه های ۲۸ و ۳۱ خرداد در فرهنگسرای ارسباران

فرهنگسرای ارسباران در تاریخ ۲۸ و ۳۱ خرداد، دو نشست انتقادی را برگزار می کند که اولی با عنوان “نگاهبان شعله یا پاسدار خاکستر؟” به سخنرانی محمدجمال سماواتی، موسیقیدان و منتقد موسیقی و دیگری، هفتمین جلسه از سلسله نشست‌های «گفتمان ضرب اصول» با موضوع «نقد و بررسی عملکرد دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» است.
بنیادهای موسیقی (II)

بنیادهای موسیقی (II)

هدف از این توضیح در مقدمه ای شاید پیچیده این نبود که مفهوم ساده بیان و شنود را گنگ و ناهموار سازیم بلکه معرفی معنای حقیقی آنرا به سبب فضا – زمان و مکانی که در آن محصوریم خالی از آگاهی و عمل ندیدیم. چنین شد که ضرورت شکافتن و نظاره آن موجب طرح نادیده ها شد. در ادامه لازم می بینم برای معرفی عمیق و گام به گام به ساختار فیزیکی اعضاء بپردازم.