گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

مشکلات رایج رفتاری در گروه های موسیقی

اگر تجربه همکاری و یا نوازندگی با یک گروه موسیقی را داشته باشید، بدون شک متوجه مشکلات کاری موجود در این گروه ها شده اید. چرا که فعالیت در یک گروه موسیقی تحت هر عنوانی، کاری است بسیار جدی و تفاوتی با کار در یک شرک عادی را ندارد. بنابراین در درون یک گروه موسیقی نیز همانند یک شرکت مشکلات مخصوص به خود وجود خواهد داشت. در این مطلب به بررسی اجمالی چند مشکل رایج در این زمینه می پردازیم.

اگر تجربه همکاری و یا نوازندگی با یک گروه موسیقی را داشته باشید، بدون شک متوجه مشکلات کاری موجود در این گروه ها شده اید. چرا که فعالیت در یک گروه موسیقی تحت هر عنوانی، کاری است بسیار جدی و تفاوتی با کار در یک شرک عادی را ندارد. بنابراین در درون یک گروه موسیقی نیز همانند یک شرکت مشکلات مخصوص به خود وجود خواهد داشت. در این مطلب به بررسی اجمالی چند مشکل رایج در این زمینه می پردازیم.

فعالیت و نوازندگی در یک گروه موسیقی کاملاً شبیه به زندگی مشترک گروهی از دوستان یا دانشجویان برای مدت طولانی با یکدیگر است. بخصوص اگر افراد تصمیم به ماندگار نگاه داشتن گروه را داشته باشند، این ارتباط کاری شباهت بسیاری به حفظ و بقای یک رابطه خانوادگی خواهد داشت. بنابراین زمانی که صحبت از در کنار هم ماندن برای مدت طولانی در یک گروه به میان می آید، قوانین حاکم بر یک خانواده با گروه موسیقی کاملاً به یکدیگر شبیه خواهند بود.

بیماری خود بزرگ بینی
در یک گروه موسیقی معمولا نوازنده Lead (پیانو، گیتار و …) یا خواننده اصلی گروه به چنین مشکلی دچار می گردد. خود بزرگ بینی هر یک از اعضاء عامل مهلکی برای یک تیم است که جلوه بیرونی آن می تواند در لباس بدخلقی و سلطه جویی ظاهر گردد.

در چنین شرایطی مهمترین قدم، نحوه رویایی با مشکل است. زمانی که یکی از اعضاء دچار خود بزرگ بینی می گردد، اولین و بهترین اقدام ارزیابی عکس العمل های فردی در مقابل شخص مربوطه است.

به صحبت های درونتان گوش بسپارید، به سخنانی که بر زبان نمی آورید بیندیشید و دریابید که آیا حس خود بزرگ بینی شخص مزبور در مقابل حس خود بزرگ بینی شخصیت شما قرار گرفته است یا خیر؟ از آنجائیکه شما قادر به کنترل افراد دیگر نیستید، بهترین و مناسب ترین روش را برای کنترل شخص خود، بیابید و آن را به عنوان اولین قانون در این راه مد نظر قرار دهید.

برای حل مشکل چند حالت مختلف را در نظر بگیرید؛ یک روش این است که ارزش کار را به گروه بدهید و نه شخص بنابراین به آسانی از این رفتارها صرفنظر کنید، آن را نادیده بگیرید و با آرامش کامل به کار خود ادامه دهید و احساس بزرگ بینی شخص مربوطه را رفتاری کودکانه از جانب او تلقی نمایید. اگر شما نیز دچار مشکل شخصیتی نباشید و با شخصیت درونی خود کنار آمده باشید، انجام چنین کاری بسیار ساده و به معنای علاقه وافر شما صرفا به موسیقی و گروه خواهد بود.

فرض کنید گروه شما از لحاظ حرفه ای به درجه مورد نظرتان رسیده است، در چنین شرایطی مطرح کردن مشکلات کوچک و حاشیه ای کاملا غیر منطقی است، هر چند ممکن است در بسیاری موارد آسان به نظر نرسد، اما بهتر است تنها در شرایطی که واقعا ارزش درگیر شدن دارد، وارد عمل شویم، در غیر اینصورت از کلیه مشکلات پیرامونی صرفنظر نماییم.

فرد مبتلا به خود بزرگ بینی مطمئنا به دلیل خاصی دچار این احساس شده است. آیا او مدیر گروه با ایده های مختص به خود است؟ آیا تا به امروز شما همیشه نقطه نظرات او را تایید نموده اید؟ اگر هر دو جواب مثبت است، بهتر است با اندکی دقت و تیز بینی خود را از ماجرا کنار بکشید، از خود بپرسید آیا چشم انداز روشنی مد نظر دارید یا خیر؟

چه بسا مشکل بیش از اینکه به فرد دیگری مربوط باشد، از درون شخص شما نشات گیرد. اگر در کند و کاوهای شخصیتی به این نتیجه رسیدید که با اعمال و آرزوهای خود، دچار کشمکش شدید و آنها را در مقابل ایده های دیگران یافته اید، در این صورت قدم مثبتی به جلو خواهید داشت.

دربسیاری از مواقع ما به ناچار ناراحتی و فشار را متحمل می شویم، زیرا فکر می کنیم راه دیگری وجود ندارد و در برخی موارد نیز متاسفانه ترس از پیش روی به جلو، باعث این کار می گردد.

نبود تعهد کاری در افراد
این حالت مشکل بسیار جالبی است؛ یکی از افراد گروه به دلایل نامعلوم از موفقیت گروه شما چندان خوشحال و راضی به نظر نمی رسد. درست مانند ازدواج که در آن ارتباط دو طرفه کلید اصلی است، در یک گروه موسیقی نیز لازم است اهداف تک تک اعضای گروه در هر قدم، به اشتراک گذاشته شود تا بتوان در جهت دستیابی به یک هدف مشترک پیش رفت.

بسیار مشاهده شده که اعضای گروه در ابتدا با این عقیده که تا حد ممکن به روند شخصی کار خود بیندیشند، فعالیتشان را آغاز می کنند و کم کم نوازندگی به عنوان یک شغل برای آنان تلقی می گردد، چنین رخدادی احساس تعهد – و فداکاری – را از نوازنده می گیرد.

پیش از ایکه چنین مشکلی بوجود بیاید، تنها در صورتی که بین اعضای گروه ارتباطی صادقانه و صمیمی وجود داشته باشد، افراد گروه در صدد حل آن چاره ای می اندیشیدند که به احتمال بسیار به مشکل بعدی منتهی می گردد.

کسب معاش
زمانی که یک گروه به شهرت رسید و طرفدارانش را بدست آورد، ممکن است یک یا تعدادی از اعضای گروه با هدف پرداختن کامل به موسیقی، تصمیم بگیرند که کار روزانه خود را کنار بگذارند.

شاید دلیل دیگری که در کنار عشق به پیشرفت و شهرت وجود دارد، این باشد که به نظر می رسد درآمد حاصله از موسیقی بیشتر از کار روزانه است.

هر چند در وحله اول، همه چیز خوب به نظر می رسد، اما جالب است بدانیم مشکل دقیقا از همین نقطه آغاز می گردد. کل توجه نوازنده به درآمد بیشتر و پرداخت های بالاتر معطوف می گردد.

از این پس موسیقی که به عنوان علاقه شخصی آنرا آغاز کرده اید، تبدیل به منبع درآمد شده است. چنین شرایطی یک بحران روحی برای افراد گروه به همراه خواهد داشت و باعث ایجاد تفرقه در بین آنان می گردد.

طبیعتا انصاف نیست که فشار و مشکلات شخصی خود را به دیگر اعضای گروه منتقل کنیم، در نتیجه بهترین روش برای مقابله با این مشکل، ارتباط برقرار کردن با سایر اعضا، حفظ اتحاد و هماهنگی لازم برای اتخاذ تصمیم های گروهی و مشترک است.

هر یک از افرد گروه در قبال تصمیم ها و مشکلات شخصی و نیز گروهی که در آن به فعالیت مشغولند، مسئول هستند. برای دستیابی به اهداف مشترک، ارتباط تنگاتنگ، صمیمی و بی شائبه کلیه اعضاء لازم است، اتحاد اعضای گروه کلید موفقیت و پیشرفت آن است.

کامیار عباسی

دیدگاه ها ۵

بیشتر بحث شده است