نیکل بک ، گروه محبوب راک کانادایی

نیکل بک
نیکل بک
نیکل بک (Nickelback) یک گروه موسیقی راک، اهل کشور کاناداست که در سال ۱۹۹۵ در آلبرتا (Alberta)، با حضور “Chad Kroeger” ،”Mike Kroeger” و “Ryan Vikedal” شکل گرفت. آهنگ “How You Remind Me” از سومین آلبوم این گروه که “Silver Side Up” نام داشت، توانست در رده اول محبوب ترین آهنگ های کانادایی قرار گیرد و همزمان جزو صد آهنگ برتر بیلبورد (Billboard Hot 100)، چارت هفتگی مجله آمریکایی مشهور “بیلبورد” شد.

این موفقیت که اولین بار نصیب گروه موسیقی کانادایی “The Guess Who” در آلبوم “American Woman” شده بود، برای دومین بار توسط گروه نیکل بک تکرار شد.

از میان جوایز معتبری که این گروه تا کنون موفق به دریافت آنها شده می توان به : نه جایزه از “Juno Awards”، بزرگترین جشنواره موسیقی کشور کانادا، یک جایزه “American Music Award”، جایزه MTV Video Music Award برای آهنگی در فیلم “قهرمان” (Billboard Music Awards) و جایزه “World Music Award” برای پرفروش ترین آلبوم راک، اشاره نمود. نیکل بک علاوه بر موارد فوق که با دریافت جایزه همراه بود، در رشته های متعدد دیگری از جشنواره های مذکور نیز در لیست کاندیدها قرار داشته است. در چهارم دسامبر سال ۲۰۰۶ این گروه با کسب سه جایزه از پنج مورد کاندید شده در “Billboard Music Awards”، موفقیت خود را مجددا تکرار نمود.

آخرین آلبوم این گروه با نام All the Right Reasons تا کنون بیش از ۴٫۸ میلیون نسخه در سراسر آمریکا و بیش از ۷ میلیون نسخه در سراسر جهان به فروش رسیده است.

audio fileThis Is How You Remind Me

هر چند بنیان گذاران این گروه از آلبرتا، شهر کوچکی در شرق کلگری Calgary کانادا برخاستند، در حال حاضر در ونکوور، شهری در جنوب غربی بریتیش کلمبیای کانادا (British Columbia) ساکن هستند. نام این گروه برگرفته از نیکل “nickel”، سکه پنج سنتی کانادایی است که برادر “Mike Kroeger” در کافی شاپی که در آن مشغول کار بود، معمولا به عنوان بقیه پول به مشتریان بر می گرداند و همواره این عبارت را به کار می برد : “Here’s your nickel back” به معنای “این هم سکه پنج سنتی، بقیه پول شما”.

نیکل بک در ابتدا با حمایت قانون Cancon – قانونی که بر طبق آن هر گروهی جهت ورود به عرصه حرفه ای موسیقی کانادا، لازم است درصد مشخصی از آهنگ هایش از رادیوی سراسری این کشور پخش شده باشد- کارخود را آغاز نمود. آهنگ “Leader of Men ” اولین موفقیت این گروه بود که متعاقب آن آلبوم “Silver Side Up” را منتشر نمودند. آهنگ “How You Remind Me” از این آلبوم به عنوان محبوب ترین آهنگ سال ۲۰۰۲ برگزیده شد و نیکل بک را به اوج شهرت رساند. پس از آن، تا به امروز کلیه آلبوم های این گروه با موفقیت چشمگیری مواجه شده است.

آهنگ audio file“Photograph” نیکل بک نیز کاندید دریافت جایزه بهترین آهنگ سال در Juno Awards سال ۲۰۰۶ بود.

در ماههای مه و ژوئن سال ۲۰۰۶، نیکل بک با بون جووی (Bon Jovi)، در برگزاری بخش اروپایی تور (Have A Nice Day Tour) همکاری نمود که طی آن در کشورهایی چون آلمان، جمهوری ایرلند، هلند، اتریش، سوئیس و نهایتا نیز انگلستان به اجرای کنسرت پرداختند.

آخرین آلبوم این گروه، با کاندید شدن در شاخه های : محبوب ترین گروه راک، بهترین آلبوم پاپ – راک و بهترین گروه آلترناتیو، در رده های بالای جدول کاندیدای سی و چهارمین دوره “American Music Awards” که در ۲۱ نوامبر سال ۲۰۰۶ برگزار شد، قرار گرفت و توانست جایزه بهترین آلبوم پاپ – راک را به خود اختصاص دهد. در ۱۵ نوامبر سال ۲۰۰۶ مقارن با سی و دومین سالروز تولد Chad، نیز نیکل بک در جشنواره “World Music Award” جایزه بهترین گروه راک را به خود اختصاص داد.

در حال حاضر اعضای نیکل بک در حال تهیه و تدارک ششمین آلبوم خود به سر می برند که طبق برنامه قرار است در اواخر سال ۲۰۰۷ یا اوایل ۲۰۰۸ روانه بازار شود و تا کنون هیچگونه اطلاعاتی در مورد جزئیات این آلبوم منتشر نشده است.

پنج آلبوم این گروه تا به امروز عبارتند از : “Curb” که ماحصل کار نیکل بک طی سالهای ۱۹۹۶/۲۰۰۲ است، “The State” در سال ۲۰۰۰، “Silver Side Up” در ۲۰۰۱، ” The Long Road” در ۲۰۰۳ و “All The Right Reasons” در سال ۲۰۰۵٫ “Brandon Kroeger” نوازنده درام در سالهای ۱۹۹۶ و ۱۹۹۷ با گروه نیکل بک همکاری داشت، پس از او “Ryan Vikedal” از سال ۲۰۰۰ تا سال ۲۰۰۵ به عنوان نوازنده در این گروه فعالیت می کرد. در حال حاضر نیز اعضای گروه عبارتند از : “Chad Kroeger” خواننده اصلی و نوازنده گیتار دوم ، “Ryan Peake” نوازنده اصلی گیتار و خواننده دوم گروه، “Mike Kroeger” نوازنده گیتار، “Daniel Adair” نوازنده درام و پرکاشن.

en.wikipedia.org

27 دیدگاه

  • ارسال شده در بهمن ۲۷, ۱۳۸۵ در ۸:۱۶ ب.ظ

    آلبرتا شهر نیست، دومین استان غرب کاناداست و همسایه استان بریتیش کلمبیا. مسقط‌الراس گروه مورد بحث هم شهر کوچک هنا در این استان است. کلگری هم همراه با ادمونتون دو شهر بزرگ آلبرتا به شمارند. عجیب است، همه این اطلاعات را می‌شد با یک کلیک روی “هنا” یا “آلبرتا” در مرجع نوشته دید.

  • ناشناس
    ارسال شده در اسفند ۱, ۱۳۸۵ در ۳:۲۶ ب.ظ

    barikalla be shoma ke enghadr daghigh baladi, az in estedade khodet dar yek zamineye be dard bokhor tar az nickllback estefade koni kheili behtare

  • Mehran
    ارسال شده در اسفند ۱۰, ۱۳۸۵ در ۳:۳۳ ب.ظ

    Vaghan mishe goft shoma ba Darj in matlab yek gam beaghab baragashtid ! nickelback kamelan yek grouhe sade va daraye yek noe musighie klisheyi ast!

  • ارسال شده در اسفند ۲۸, ۱۳۸۵ در ۱۰:۴۸ ب.ظ

    خیلی خوشحال شدم که اطلاعاتی در این زمینه کسب کردم.
    و خیلی خوبه که آهنگ برای دانلود گزاشتید.
    متشکرم.

  • ناشناس
    ارسال شده در فروردین ۲۱, ۱۳۸۶ در ۱۱:۳۷ ق.ظ

    inja dar canada nickleback goroohe jadid va taghriban khoobie ke tarafdaraee ham dare. vali azin joor band ha ziad oomadano 2,3 sal bad napadid shodan vaghean nickleback goroohe ghabele tarifi nist (dar hade mamoolie)

    age shoma vaghean mikhain az goroohaye rock va ya progressive rock benvisid ke inja stadium 50 hezar nafari por mikonand berid soraghe DREAM THEATER va navazande haee mesle john petrucci

  • ارسال شده در اردیبهشت ۱۴, ۱۳۸۶ در ۷:۲۴ ب.ظ

    EXCELLENT

  • sina
    ارسال شده در دی ۱۵, ۱۳۸۶ در ۱:۵۹ ب.ظ

    nikel back gorohe khobie ama az on behtar ziad hast to kanada ama man dosesh daram lotfan rajebe gorohe Soul Nidus ham benevisid

  • neda
    ارسال شده در فروردین ۵, ۱۳۸۷ در ۸:۱۷ ب.ظ

    مرسی از آهنگ هایی که برای دانلود گذاشته بودیدو …

  • behzad
    ارسال شده در شهریور ۵, ۱۳۸۷ در ۷:۳۴ ب.ظ

    that was great . im a real fan of nickle back .i like saving me more than others even i like photograoh and miss u
    .u weew brilliant go on yout stuff and i hope u success.thx,behzad. this my id (eminem_m59)

  • kamal azad
    ارسال شده در مهر ۲۷, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۵ ق.ظ

    سلام. ممنون از مطلبتون خیلی مفید بود ضمنا کار خوبی میکنی آهنگ واسه دانلود میزاری

  • عارف
    ارسال شده در بهمن ۲۹, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۳ ب.ظ

    اتفاقا این گروه یکی از بهترین هاست

  • ناشناس
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۱, ۱۳۸۸ در ۹:۳۶ ب.ظ

    نیکل بک یک گروه فوق العاده است که میشه گفت از یکی از بهترین گروههای راک دنیاست.
    خیلی ممنون ازبابت اطلاعاتی که در مورد این گروه عالی در اختیار ما گذاشتین

  • morteza
    ارسال شده در مرداد ۸, ۱۳۸۸ در ۷:۴۱ ب.ظ

    MAN TAGHRIBAN TAMAME AHANGAYE NICKELBACKO GOOSH DADAM,KHODAMAM TOO KARE AHANG SAZIAM,MAN FEK MIKONAM KE NICKELBACK POTASIELESHO DARE KE TA CHAND SALE DIGE JOZVE BEHTAINAYE JAHAN BASHE

  • did man
    ارسال شده در مهر ۲۸, ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۲ ق.ظ

    ghabele goosh kardane chon taze kar hastan badak nist

  • amir ahmadzade
    ارسال شده در آبان ۱۹, ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۱ ق.ظ

    تعجب می کنم که بعضی از شما گفتین که نیکل بک یه گروه معمولیه و کارش هم کلیشه ای یه!!! بهتره که به لینکی که می گم برید.http://en.wikipedia.org/wiki/Nickelback
    اونجا نوشته شده که این گروه نامزد دریافت جایزه Grammy شده و تا حالا هم حدود ۳۰ میلیون آلبوم فروخته!!!گروهی که ۳۰ میلیون آلبوم بفروشه یعنی طرفداران زیادی داره.من در وحله ی اول طرفدار لینکین پارک هستم.اما ایوانسنس و متالیکا و کرن و نیکل بک رو هم خیلی دوست دارم.کسی که میگه کاره نیکل بک ضعیف تر از بقیه است باید بگم که از لحاظ نوازندگی به پای متالیکا نمیرسه.نه در همه ی موارد.

  • soruosh
    ارسال شده در بهمن ۲۷, ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۳ ق.ظ

    man ke kheyli ba ahanghaye in groh hal mikonam va nabayad karhaye in groh ro ba metalika va linkin park moghayese kard chon sabke motefaveti ro erae mide ke az nazare man bahaltare

  • sheida
    ارسال شده در شهریور ۷, ۱۳۸۹ در ۱۰:۲۷ ب.ظ

    salam man ham ba aghaye Amir movafegh hastam hame in goroho mishnasan mesle kheily az gorohaye dige mashhore be har hal man asheghe ahanghaye in goroh hastam.

  • آیدین
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۴, ۱۳۹۰ در ۶:۱۶ ب.ظ

    ممنون که این اطلاعات درست رو قرار دادین من یکی که عاشق Nickelback هستم

  • mamadjuster
    ارسال شده در خرداد ۲۴, ۱۳۹۰ در ۶:۰۵ ب.ظ

    man beshakhse ahanghaye in goroho kheyli dost daram va in sait ro ham baraye kasae ke nickelback ro dost daran doenload konan pishnahad mikonam http://www.mp3searchy.com

  • محمد
    ارسال شده در آبان ۱۱, ۱۳۹۰ در ۷:۲۵ ب.ظ

    به نظرمن نیکل بک یه گروه قابل احترامه که از ابتذال مصون مونده واهنگاش واقعا دلنشینه من خودم با آهنگهای این گروه خاطرات شیرینی دارم

  • آروین
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۹, ۱۳۹۱ در ۱۲:۳۱ ب.ظ

    من اهنگ های راک و اهنگ های خارجی زیاد گوش می دم ولی این اهنگ خیلی عال بود

  • رومینا
    ارسال شده در خرداد ۴, ۱۳۹۱ در ۱:۱۴ ق.ظ

    نیکل بک با متالیکا قابل مقایسه نیست البته هر یک جای خویش زیباان و هر ۲ گروهی قابل تحمل و خوب ان

  • حامد
    ارسال شده در مهر ۲۱, ۱۳۹۱ در ۳:۵۸ ق.ظ

    من عاشق این گروهم

  • شکوه
    ارسال شده در شهریور ۲, ۱۳۹۲ در ۱۲:۰۸ ق.ظ

    سلام . من هم این گروه رو دوست دارم و عاشق آهنگ savin me اونام . فوق العاده س …

  • جواد
    ارسال شده در آذر ۲۴, ۱۳۹۳ در ۸:۱۸ ب.ظ

    Salam man ashegh ahange lullaby az in gorooh hastam kareshoon harf nadare lotfan video lullaby ro baraye down loud bezarid

  • ارسال شده در فروردین ۱۱, ۱۳۹۴ در ۴:۵۷ ب.ظ

    متشکرم از بابت این اطلاعات گروهنیکل نیکل یک گروه پرهیجان و عالیه و من عاشق این گروهم

  • ارمین
    ارسال شده در آذر ۲۶, ۱۳۹۴ در ۷:۳۷ ب.ظ

    من تو فیلم مرد عنکبوتی ۱ با این گروه از طریق اهنگ hero که تو تیتراژ پایانی این فیلم اشنا شدم. اهنگش عالیه.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره‌ی پتریس وسکس (VI)

در آغاز این قرن در سال ۲۰۰۵ وسکس قطعه‌ی دیگری با عنوان کانتو دی فورتزه برای دوازده ویولنسل و فیلارمونیک برلین نوشت. او می‌گوید «این قطعه با قسمتی ساکن و خاموش شروع می‌شود. قلب کار شامل دو موج گسترشی است. ابتدا قطعه به آرامی فرود می‌کند و دور می‌شود تا با موفقیت به اوج برسد. سپس منجر به یک نقطه‌ی عطف می‌شود. در مقایسه، بیشتر قطعات و ترکیبات من در سکوت حل می‌شوند. نقطه‌ی اوج کانتو در فورتزه در یک فورتیسیمو بسیار پر قدرت وجود دارد. من متوجه شده‌ام که با موسیقی می‌توان جهان را متعادل نگه داشت.»

چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (II)

ایستگاه میدان انقلاب: در ایستگاه متروی میدان انقلاب، دو نقطه بیش از هر مکان دیگری محلّ تجمع نوازنده‌ها بوده است. اوّلی همکف ایستگاه دقیقاً پس از عبور از ورودی تنگ ایستگاه و پشت به سوپرمارکتی است که در یکی دوسال اخیر باز شده است. تنها دفعاتی که دیده‌ام نوازندگانی در این نقطه به اجرای موسیقی بپردازند دو نوازندهٔ دف و سه‌تار بوده است. این دو نوازنده یک زن و مرد حدوداً سی و چند ساله بودند. مرد سه‌تار می‌نواخت و زن هم دف. بعد از چند بار متوالی که آن‌ها را دیدم، دیگر هیچ‌گاه آن‌ها را ندیدم. ازدحام و سروصدای آن نقطه آن‌قدر زیاد است که نوازندهٔ سه‌تار همواره با میکروفون می‌نواخت و نوازندهٔ همراهش هم به‌جای آنکه مثلاً تنبک‌نواز باشد دف‌نواز بود؛ احتمالاً‌ هم برای آنکه صدای سازش راحت‌تر شنیده شود و هم اینکه ظرائف تنبک در آن فضا قابل شنیدن و درک کردن نبود.

از روزهای گذشته…

ارکستر سمفونیک آمریکا

ارکستر سمفونیک آمریکا

وقتی لئوپالد استوکوفسکی (Leopold Stokowski) ارکستر سمفونیک آمریکا را در سال ۱۹۶۲ یعنی در ۸۰ سالگی خود، پایه گذاری کرد، هدف جدیدی را برای این ارکستر متصور بود: نشان دادن استعداد های موزیسین های آمریکایی با برگزار کردن «کنسرت هایی از آثار برجسته و با قیمتی مناسب به گونه ای که همه بتوانند شرکت کنند». از آن زمان تا کنون، این ارکستر تمام تلاش خود را انجام داده است تا دامنه تعهدات خود را گسترده تر نموده و با نوآوری در زمینه فعالیت خود به مخاطبان موسیقی ارکسترال بیفزاید و از ابقاء فرم های موسیقی کلاسیک اطمینان حاصل کند.
نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی <br>متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت هشتم

نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی
متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت هشتم

رسم‌الخط مخصوصی را برای مکتوب ساختن برخی از اصطلاحات جا افتاده‌ی موسیقی به کار برده که در ابتدا باعث می‌شود خواننده کمی سردرگم شود. برای مثال: «سُپرآنُ» به جای سوپرانو و «آلتُ» به جای آلتو یا «مینُر» به جای مینور و ماژُر به جای ماژور (۱۲). در [۴] با وجود این‌که اشکالات زبانی کمتر است، اما گاه اظهار نظرهایی وجود دارد که خواننده را در مورد صحت متن ترجمه شده به شک می‌اندازد.
نقد آرای محمدرضا درویشی (I)

نقد آرای محمدرضا درویشی (I)

از اواخر دهه‌ی شصت، ناظر و پیگیرِ اتفاقات و جریان‌های فکریِ هنر در ایران بوده‌ام. به‌نظر می‌رسد، اغلبِ کسانی که حرفی نو در حوزه‌ی نظر و اندیشه‌ی هنر در ایران داشته‌اند، آن را از اندیشمندان علوم انسانی اخذ کرده‌اند و ترجمه و برگردانش را در حیطه‌ی هنر، بسط و نشر داده‌اند. البته هنرمندان صاحب‌فکر و اندیشه هم در هنرِ ایران دیده می‌شوند، ولی انگشت‌شمارند.
از گیتار تا زندگی

از گیتار تا زندگی

سالهای ۱۹۹۶ و ۹۷ شاید به یاد ماندنی ترین سالهای زندگی کاری فابیو زانون (Fabio Zanon) باشد؛ وقتی به فاصله چند هفته در دو مسابقه گیتار کلاسیک معتبر دنیا جایزه اول را می برد و در ادامه ۵۶ کنسرت در آمریکا و کانادا برگزار می کند و بالاخره ۲ آلبوم تکنوازی خود را پس از پایان همین تور بزرگ به بازار می فرستد.

در نظر اکثر مردم، یک نوازنده حرفه ای کسی است که بیشتر ساعات شبانه روز را با تمرین ساز می گذراند و چندان فرصتی برای پرداختن به دیگر هنرها و امور زندگی ندارد؛ اما زانون مثال جالبی برای رد این فرض است. او یک کتابخوان حرفه ای و البته مجموعه دار کتب هنری و فیلم است. درباره موسیقی می گوید: “موسیقی تنها بخش کوچکی از آن چیزی است که زندگی نام دارد.” زانون از علاقه اش به فلسفه می گوید و اینکه تمام آثار سارتر و دانته را چندبار خوانده!
سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (V)

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (V)

“آمی ین مارسلین می‌نویسد: مرگ یک شخص عادی نیز با موسیقی و رقص که جزء تشریفات سوگواری بود برگزار می‌گردید. گاهی یک آواز جمعی تشکیل می‌دادند و آواز و رقص هم بدان اضافه می‌کردند. این بازی‌ها را «دسته‌بند» می‌خواندند و ظاهراً چنین بوده است: دست یکدیگر را می‌گرفته و به شکل حلقه در آمده و می‌رقصیده‌اند و خود حلقه رقص نیز متحرک بوده و تغییر مکان می‌داده است.”
رژین کرسپین درگذشت

رژین کرسپین درگذشت

پنجم جولای، رژین کرسپین Régine Crespin یکی از تحسین برانگیزترین خوانندگان سوپرانوی جهان در قرن بیستم در سن ۸۰ سالگی درگذشت. و اکنون چهل روز از خاموشی این بانوی هنرمند و شاید بزرگترین خواننده اپرایی که در قرن بیستم از فرانسه به ثمر رسید، میگذرد.
موسیقی ایرانی برای گیتار کلاسیک (I)

موسیقی ایرانی برای گیتار کلاسیک (I)

توجه به سنت و آنچه که حافظه‌ی جمعی یک گروه آن را آشنا می‌پندارد ارزشش نه فقط در حفظ میراث گذشته، بلکه در انسجام جمعی و همگام با آینده‌ْ زیستن است. سنت نه چیزی محاط در گذشته، بلکه همه‌ی زیست ما از گذشته تا آینده را در بر دارد و گریزی از آن نیست. حذف‌ها و تغییرات در فرهنگ جمعی در طول تاریخ نشانگر بالندگی است و همین فرهنگ‌مداری است که قوام‌بخش معنای حیات جمعی است. بی‌شک یکی از خصوصیات زیستی مهم در روزگار ما، چندگانگی فرهنگی است که بهتر است به‌جای انکار یا نادیده‌گرفتن آن، به شیوه‌های مواجهه و همزیستی با آن بیندیشیم.
نگاهی گذرا به زندگی راخمانینوف

نگاهی گذرا به زندگی راخمانینوف

می توان گفت در موسیقی افکار چایکفسکی (Tchaikovsky) را دنبال می کرد و با وجود اینکه زندگی مرفهی در قرن بیستم بدست آورد، جزو موسیقیدانان محافظه کار و سنت گرا بود. علاقه بسیاری به موسیقی شوئنبرگ (Schoenberg) و استراوینسکی (Stravinsky) داشت، گوش دادن به کارهای آنها وی را از دنیای رومانتیک بیرون می آورد. در اول آوریل ۱۸۷۳ در اسمیونوو (Semyonove) در روسیه متولد شد، دروس موسیقی را در کنسرواتوآرهای مسکو و سنت پترزبورگ طی کرد و در تمام مراحل جزو شاگران ممتاز بود. خیلی زود توانست عنوان آهنگساز، رهبر و یک نوازنده جوان را برای خود تهیه کند.
مطالعه تطبیقی عود و گیتار (I)

مطالعه تطبیقی عود و گیتار (I)

ساز عود یا بربت تغییر شکل یافته و تکامل یافته ساز لیر است. اعتبار جهانی و اهمیت موسیقایی این ساز سبب شده است بسیار از کشورها که تاریخشان با این ساز مرتبط است به نوعی تبار آن را به زاد بوم خود برسانند. تاریخ پیدایش و استفاده از عود آنطور که آثار باستانی نشان می دهد به دوره بعد از سقوط بابل می رسد و از آن به بعد در سرزمین های دیگراستفاده از این ساز رواج یافته است. گمان می رود که تاریخ نواختن گیتار از دوران باستان در منطقه خاور نزدیک آغاز شده باشد. باستان شناسان در این منطقه سازها و تصاویری از آن ها کشف کرده اند که نشانه هایی از قلمرو نسبتا” ناشناخته پیدایش این ساز محسوب می شود. در میان مصنوعاتی که از طریق حفاری های شهر بابل بدست آمده است لوحه هایی گلی دیده شده که در آن پیکره های انسانهایی را نشان می دهد که در حال نواختن سازهایی هستند که برخی از آن ها شباهت کلی به گیتار دارند.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (IV)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (IV)

علیت‌یابی نداریم (یا کم داریم) و تصورمان از گذشته هم زمانی آویخته در میان زمان‌ها است. پس انتظارمان از تاریخ می‌شود این‌که وقایع‌نگاری کنیم و نه تحلیل. با وجود این‌که حضور مبهم زیباشناسی و جدل میان دو سبک اخیرا بیشتر شکل تاریخ‌نگارانه به خود گرفته، اما هنوز به دوره‌بندی منجر نشده است. تاریخ موسیقی ما هنوز تاریخ آدم‌ها و نظریه‌ها است و نه آثار موسیقی و روابط‌شان وقتی به نقطه‌ی عطفی تاریخی چون وزیری می‌رسیم بیشتر اوقات به نظم شخصی و توانایی‌های افسانه‌ای او اشاره می‌کنیم و به عکس، کمتر چیزی از دلایل تاریخی موفقیت‌اش می‌شنویم (۹).