بزرگترین شخصیت Jazz سال ۱۹۸۳ (I)

آرامگاه پتروسیانی در پرلاشز پاریس
آرامگاه پتروسیانی در پرلاشز پاریس
“به عقیده من باید زندگی را به خوشی گذراند، هرگز اجازه نمی دهم چیزی مرا از انجام کاری که دوست دارم باز دارد.”

چنین طرز فکری ممکن است در وهله اول کاملا طبیعی به نظر برسد، اما زمانی که متوجه می شویم فردی چون میشل پتروسیانی (Michel Petrucciani) با حدود ۹۰ سانتیمتر قد و ۲۹ کیلوگرم وزن چنین دیدی به زندگی دارد، ممکن است کمی جاه طلبانه به نظر برسد.

اما واقعیت این است که پتروسیانی هیچگاه در جستجوی جایگاه والاتری در زندگی خود نبوده، چه در غیر اینصورت او می توانست ساز مناسب تری به جای پیانو مانند آکاردئون را با توجه به فیزیک بدنی خود انتخاب نماید.

بنابراین با این اوصاف شاید بتوان گفت که با مرگ او دنیای موسیقی یکی از بزرگترین و قدرتمندترین نوازندگان پیانو جز (Jazz) طی دو دهه اخیر را از دست داد.

از نکات مهم شخصیت پتروسیانی این بود که به هنگام نوازندگی بر نقص فیزیکی اش غلبه می کرد، او از کلیه مهارت های نوازندگان بزرگ برخوردار بود. در کار با فواصل کیبورد هیچ مشکلی نداشت و علیرغم پاهای کوچک و نحیفش به آسانی از پدال های – بالا آورده شده – ساز استفاده می نمود.

پتروسیانی به شدت احساساتی و برون گرا بود، مهارت و تسلط او در تک نوازی ها هرگونه احساس ترحم را از شنوندگان دور می کرد، احساسی که مطمئنا شخصیتی توانمندی چون او هرگز در جستجویش نبود.

از طرف دیگر نیز حاضرین در کنسرت نمی توانستند نوازنده ای را که به طرزی غیر معمول مقابل پیانو قرار می گرفت و به محض اینکه نوازندگی را آغاز می نمود، سرش درست مانند سیبی که در اقیانوسی پرتاب شده باشد به حرکت در می آمد به دید یک نوازنده سالم بنگرند.

او انسانی بود که در مقابل بیماری که نهایتا نیز او را به کام مرگ کشاند، لحظه ای تسلیم نشد و همواره در مقابل تماشاگرانی که برای تحسین هنر نوازندگی اش نزد او می آمدند، فاتحانه ایستاد.

اجرای فستیوال جز ۱۹۹۸ در شهر رم
خانواده ای علاقمند به موسیقی
پدرش، آنتونی پتروسیانی نوازنده گیتار جز بود او مادرزادی به بیماری پوکی استخوان مبتلا بود و در دوران حیاتش بارها و بارها از شکستگی استخوان ها رنج می برد. والدینش اهل موسیقی بودند و او از اوان کودکی با موسیقی جز آشنایی داشت و به محض اینکه به سن صحبت کردن رسید، قادر بود تک نوازی های وس مونجگومری (Wes Montgomery) را زمزمه کند.

به عنوان سرگرمی در خانه در کنار دو برادراش فیلیپ و لوئیس، که هر دو در آینده نوازنده گیتار شدند، با یک ست درام اسباب بازی به نوازندگی می پرداخت. میشل اولین بار در سن چهار سالگی با دیدن کنسرت پیانوی دوک الینگنون (Duke Ellington) از تلویزیون، تصمیم به نوازندگی پیانو گرفت. پس از آن پدر میشل برایش یک پیانو اسباب بازی خرید اما او که از ناتوانی جسمی خسته و مایوس بود، با چکش آن را خرد کرد و گفت: “این آن صدایی نبود که من از تلویزیون شنیدم.”

در پی این ماجرا پدر میشل که در یک پایگاه نظامی به کار مشغول بود، پیانوی اسقاطی را که از وسایل به جا مانده سربازان انگلیسی بود برای او به خانه آورد. میشل بعدها در این باره اظهار داشت: “هرچند این ساز وسیله تفریح سربازان بود و چندان سالم باقی نمانده بود اما صدایش واقعی بود.”

او در در سن هفت سالگی با همین ساز نوازندگی پیانو را فرا گرفت و پدرش ساز مناسب تری برای او خریداری کرد. پتروسیانی خود در این باره می گوید:

“در نوجوانی فکر می کردم کیبورد پیانو شبیه به داندانهایی است که مدام به من می خندند و از همان زمان تصمیم گرفتم به اندازه ای قوی باشم که پیانو در مقابلم احساس حقارت کند. این کار نیاز به تلاش بسیاری داشت. در آن زمان از پیانو برای اجراهای کلاسیک استفاده می شد نه Jazz. اساتید پیانو نیز در چارچوب های مشخص تکنیک های نوازندگی را می آموختند. قلمرو کلاسیک برای ذائقه موسیقیایی من چندان مناسب نبود.”

او می افزاید: “ولین باری که نوازندگی آرتور روبنشتاین (Arthur Rubenstein) را دیدم انگشتانش به قدری سریع روی ساز حرکت می کردند که مرا به یاد کارتون باگز بانی انداختند. در آن زمان با خود گفتم من هیچگاه نمی توانم به این خوبی ساز بزنم. همین اتفاق سبب شد که به موسیقی احساسی تر جز روی آوردم.”

او در سن ده سالگی به شدت تحت تاثیر سبک نوازندگی بیل ایونس (Bill Evans) بود، شخصیت هنری اولیه پتروسیانی با الهام از این نوازنده شکل گرفت. او علاقه اش به آثار بزرگانی چون باخ، دبوسی، راول، موزار و بارتوک را در تمام عمر حفظ کرد.

3 دیدگاه

  • حامی
    ارسال شده در اسفند ۲, ۱۳۸۵ در ۸:۱۴ ق.ظ

    میشل یه نابغه است.اون پیانو اجرا نمیکنه در حقیقت با سازش داستانهایی از jazzمیگه…
    واقا نممیشه یه شاهکارو توصیف کرد.
    با تشکر.

  • سعید
    ارسال شده در اسفند ۲, ۱۳۸۵ در ۸:۲۴ ق.ظ

    آدم وقتی این هنرمندها رو می بینی از خودش خجالت میکشه، همه چیز داریم و هیج چیز نشدیم :(

  • AMIR
    ارسال شده در اسفند ۲, ۱۳۸۵ در ۱:۰۷ ب.ظ

    FAGAT MISHE GOFT AFARIN

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (I)

ریتم و ترادیسی دو روشِ فهم نظم های زمانی در جهان پیرامونِ ما را در تباین با هم قرا می دهد: فهم مستقیم به-واسطه ی قوه ی ادراک، و فهم غیر مستقیم به واسطه ی تجزیه و تحلیل. «ریتم» به دستگاه ادراکی ای که امکان مشاهده و دریافتِ بی دردِسرِ پدیده های ریتمیک را در اختیار افراد قرار می دهد گریز می زند، درحالیکه «ترادیسی» ابزارهای ریاضی ای را که برای کشف نظم ها و مطالعه ی الگوها مورد استفاده قرار می گیرد پیشِ روی می گذارد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (II)

بیرون‌رفتن مردم از خانه و برگرفتن و دورافکندن کلوخ در آخرین روز ماه شعبان به احتمال فراوان به نشانه ترک عیش و عشرت و باده‌نوشی در ماه مبارک روزه‌گیران و دورکردن دیو گناه باده‌نوشی از خود بوده است و این آیینی بازمانده از دوره پیش از اسلام بوده که با دگرگونی نظم و روال زندگی عادی مردم در تغییر ماه همراه بوده است (۲) و یا جشن «هالووین» در فرهنگ غربی. «هالووین» یک جشن مسیحیت غربی و بیشتر سنتی می‌باشد که مراسم آن سه شبانه‌روز ادامه دارد و در شب «۳۱ اکتبر» (نهم آبان) برگزار می‌شود. بسیاری از افراد و مخصوصا کودکان و نوجوانان در این شب با چهره‌های نقاشی شده، لباس‌های عجیب یا لباس‌های شخصیت‌های معروف، چهره و ظاهری که آن به‌نظرشان ترسناک باشد خود را آماده جشن می‌کنند و برای جمع‌آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران می‌روند. این جشن را مهاجران «ایرلندی» و «اسکاتلندی» در سده نوزدهم با خود به قاره آمریکا آوردند. (۳)

از روزهای گذشته…

چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (I)

چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (I)


مطلبی که در ادامه میخوانید، یادداشتی است در واکنش به برخی صحبت های مطرح شده در مصاحبه ی سایت «سازباز» با احمدرضا احمدی. طبق رسم مالوف، از مسئولان سایت درخواست انتشار یادداشت خود در رابطه با این مصاحبه در خود ِ سایت سازباز شدم و پس از موافقت آنها با ارسال این نوشته، یادداشت نگاشته شد. با این حال، پس از ارسال مطلب به مسئولان سایت و دریافت نکردن پاسخی مبنی بر انتشار یا عدم انتشار این یادداشت در آن وب سایت پس از هشت روز (برخلاف رویه ی پیشین پاسخگویی مسئولان سایت)، آن را به هارمونی تاک سپردم.
“کلین با شور می نوازد”

“کلین با شور می نوازد”

“ناتالی کلین نوازنده ای با جذابیتی فوق العاده است که ذهن تماشاگران را با خود می برد، زمانی که اجرایش به پایان می رسد گویی شوکی به شما وارد می شود و خود را بار دیگر به دنیای واقعی بازگردانده می بینید.”
هم‌صدایی لحظه‌ها (IV)

هم‌صدایی لحظه‌ها (IV)

دگرگونی بسیار با اهمیتی در موسیقی جان کیج به ناچار او را به این نقطه رسانده بود. همان طور که پیش‌تر هم اشاره شد، جان کیج صدای غیرموسیقایی را به متن موسیقی خود راه داد و آن را با صدای موسیقایی برابر کرد. بدین ترتیب دست‌کم از زمان ساخته شدن قطعات برای پیانوی دستکاری شده کیج باید دریافته باشد که تنها راه ارتباط عمودی صداهای غیرموسیقایی با موسیقایی عاملی است که در هر دو مشترک باشد.
دویچه گرامافون (I)

دویچه گرامافون (I)

شعار Raucous در توصیف تکنولوژی نوین ضبط و پخش این بود: “قوی ترین٬ بلندترین و طبیعی ترین صدا”. ماشین سخنگو در ابتدا تنها در مغازه های دوچرخه و اسباب بازی فروشی یافت می شد اما امیل برلینر Emile Berliner ٬مخترع گرامافون و صفحه٬ قابلیتهای این ماشین خودکار را شناخت و ازاین تکنولوژی نوین برای راهیابی هنر وهنرمندان به خانه های مردمی سود جست که امکان دسترسی به موسیقی را نداشته اند.
خیام و موسیقی نظری، بررسی مقایسه ای (IV)

خیام و موسیقی نظری، بررسی مقایسه ای (IV)

مقام راست که یکى از مقام‏هاى دوازده گانه قدیم بوده است و امروز در دستگاه راست و پنج گانه ملاحظه مى‏شود، براساس همان گام اجرا مى‏شود. کریستن سن شرق شناس مشهور دانمارکى گوید: مقام‏هاى دوره ساسانى قبل از «باربد» موجود بوده است و آن استاد (باربد) اصلاحاتى انجام داد که آنها را باید منبع عمده موسیقى ایران و عرب بعد از اسلام دانست. یکى از الحان باربد که در کشورهاى شرق هنوز باقى است «راست». (۵)
درسی از استاد ایوان گالامیان

درسی از استاد ایوان گالامیان

در مطالب قبلی به اختصار به این موضوع پرداختیم که داشتن علم ادیت برای هر نوازنده اهمیت بالایی دارد که حتی میتوان گفت، نیاز آن برای نوازنده به اندازه داشتن تکنیک روی ساز است. نوازندگان زیادی هستند که به دلیل عدم شناخت روی ادیت ساز خود، اجراهایی بی احساس را به نمایش میگذارند و حتی گاهی مشکلات تکنیکی پیدا می کنند.
مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (VI)

مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (VI)

موتلو تورون هنگام تدریس در هنرستان این متد را تهیه کرده‌است. او گفته است روش خود را به ویژه با این نگاه نوشته است که مناطق صوتی متفاوت، به هنگام نواختن ساز به وضوح شنیده شوند. این متد اطلاعاتی درباره‌ی ساختار عود، کوک کردن، سیم انداختن، نگهداری و همچنین مجموعه‌ای از اتودهای مختلف را در سه فصل ارائه می‌کند. فصل اول شامل فنون مضراب زنی، فنون دست‌ باز، اتودهای پوزیسیون و اتود ستون (۷) اصلی است. در فصل دوم، ستون‌های جانبی و در فصل سوم، سبک‌ها، نُوانس، مدگردی و تقسیم عود ذکر شده است (Torun,1993).
نگاهی به جشنواره موسیقی محله

نگاهی به جشنواره موسیقی محله

روز جمعه ۱۸/۶/۸۴ اختتامیه اولین دوره جشنواره موسیقی محله بود. این جشنواره زیر نظر سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران با هدف یافتن استعدادهای جوان در تمام مناطق تهران برگزار شد. نحوه شرکت در این جشنواره بدین صورت بود که گروه های کر، سرود، کلاسیک و پاپ فرهنگسراهای مناطق مختلف تهران پس از اعلام آمادگی و تکمیل فرم و ارائه نمونه کار در دو مرحله به رقابت می پرداختند. مرحله اول به صورت منطقه ای بود و گروه های هر منطقه در فرهنگسرای مربوط به منطقه خود اجرای برنامه می کردند.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br>روح الله خالقی (قسمت بیست و دوم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت بیست و دوم)

در اینجا یادآوری این نکته ضروری است که همهِ قسمتهای تاکنونی آهنگ، فقط ساخته و پرداختهِ ذهن وقاد خالقی و دسترنج او میباشند و اجرای استاد نی داود اصولاً با ملودی اصلی آغاز میشود و فاقدِ همهِ این مقدمه هاست. این همان نکته ایست که در آغاز این مقال، از آن سخن رفت. اجرای خالقی قسمتهای دیگری هم دارد که در اجرای نی داود نیست.
روش سوزوکی (قسمت بیست و سوم)

روش سوزوکی (قسمت بیست و سوم)

با وجود تمرین‌های پیوسته و فشرده ی دائم او توانست از پنج تمرین، چهارتای آنها را به انجام برساند و در صورت بروز حتی یک اشتباه باید دوباره همه را از اول شروع می‌کرد و اتفاقاً همین تکرارهای مداوم بود که‌ توانست به او اطمینان و استحکام ببخشد. “در جواب سوال تو سرآرشه را می‌بینی درسته؟” همیشه جواب می‌داد “بله من می‌بینم.” این جواب چه معنی می‌داد؟ بعضی وقت‌ها واقعاً اشک در چشمان من جمع می شد وقتی که می‌دیدم از دهان کوچولوی تائیچی، کودکی که این جهان را نه می‌توانست ببیند و نه می‌شناخت، بطور ناخودآگاه چنین پاسخی برمی آید.