منصوری: آشنایی ما با خانم آداما، یک شانس بزرگ بود!

پیمان منصوری
پیمان منصوری
دیشب آخرین اجرای اپرای « فلوت سحرآمیز» ساخته فولفگانگ آمادئوس موتسارت توسط گروه اپرای آیو به رهبری پیمان منصوری و همراهی آرا کاراپتیان به عنوان سرپرست خوانندگان و رهبر کُـر و کارگردانی داینا آداما در تالار وحدت به اجرا گذاشته شد و با استقبال خوب علاقمندان اپرا، مواجه شد. پیش از اجرای این اپرا، در یکی از تمرین ها حاضر شدم و گفتگویی با رهبر این اپرا تهیه کردم که می خوانید:
از خودتان بگویید…
من متولد سال ۶۳ هستم. فارغ التحصیل کارشناسی موسیقی، ساز تخصصی ام پیانو بوده و یک دوره جدی کار آهنگسازی می کردم. اساتیدی مثل استاد هوشنگ استوار داشتم و خانم چیستا غریب، خانم تامارا و یکی دو سال پیش، رهبری ارکستر را تحت‌نظر آقای کریستین شولتس در انجمن فرهنگی اتریش کار کردم و ایشان رهبری این اپرا را تایید کردند تا کار جلوتر برود. یک سی‌دی هم به نام «چند قطعه» منتشر کردم که در بازار است؛ این اثر در ارمنستان ضبط شده و آقای آرام تالالیان اجرا کرده است. یک سری کوارتت زهی، تیریو، دوئت و تنور – پیانو است.

کدام انتشاراتی منتشر کرده است؟
انتشارات ارغنون منتشر کرده است که الان در بازار و شهر‌ کتاب است.

آهنگسازی خودتان است؟
آهنگسازی خودم است. در یکی از قطعات پیانو زده ام ولی سه قطعه دیگرش که ساز زهی دارد، در ارمنستان ضبط شده است که آقای آرام تالالیان تیم اش را جمع کرده است.

چطور شد که تصمیم به اجرای این اپرا گرفتید؟
این پروژه تقریبا دو سال پیش استارت خورد و شروعش با پیشنهاد آقای کریستین شولتس بود. ما وابسته به انجمن فرهنگی ایران و اتریش هستیم و بخشی از تمریناتمان در آنجا بوده و تصمیم گرفتیم که این اپرا را روی صحنه ببریم.

یعنی این ارکستر، آن ارکستر OKF است؟
نه، آن ارکستر نیست. بعد از یک مدتی ما تصمیم گرفتیم که کل اپرا را روی صحنه ببریم یعنی حدود هفت، هشت ماه پیش تصمیم جدی گرفتیم که با آرا کاراپتیان -که سرپرست خواننده ها بود- کل اپرا را روی صحنه ببریم و من هم قرار شد که ارکستر را جمع کنم و گروهی درست کنیم که بتوانیم کار را جلو ببریم. من و آرا به صورت دو نفره این قضیه را شروع کردیم. یک ارکستر دیگر جمع کردیم؛ ترکیب ارکسترمان تقریبا سه ماه پیش ثابت شد و تقریبا سه ماه است که تمرین می کنیم. ارکستر هم تقریبا ارکستر کاملی است منتها قطعا ممکن است یک سری از سازهای بادی را کمتر داشته باشیم ولی در مجموع ارکستر کاملی داریم.

جای چه سازهایی خالی است؟
به خاطر هزینه ها مجبور شدیم یک سری سازها را نداشته باشیم، مثلا هورن دو را نداریم و تنها هورن یک داریم. ما چون در کار، پیانو هم داریم یک سری ساپورتهای صدایی هم پیانو انجام می دهد.

یعنی همراه با ارکستر پیانو هم می نوازد؟
پیانو همان ریداکشن پارتیتور هست ولی به خاطر بحث هزینه ها ما نتوانستیم یک سری سازها را اضافه کنیم و برای نوازنده ها پرداختی داشته باشیم ولی در مجموع میشود گفت ارکستر کاملی است؛ تعداد بچه های خواننده هم از حدود ۷، ۸ ماه پیش تغییر میکرد، یک سری اضافه و کم می شدند، ولی حدود ۶ ماه پیش تقریبا ترکیب اش ثابت شد و بعد تصمیم گرفتیم که اینکار را روی صحنه ببریم. بعد از عید شانس آوردیم و با یک کارگردان به نام داینا آداما برخورد کردیم. ایشان کارگردان اپرا هستند و در اتریش تحصیل کردند و روی صحنه کار برده اند.

خودشان کجایی هستند؟
اهل لیتوانی هستند.

ایران زندگی می کنند؟
بله، همسرشان ایرانی هستند، به همین خاطر ایران زندگی می کنند و می توانم بگویم که ایشان از عید در پروژه وارد شدند و از آن موقع پروژه خیلی جدی تر شد و کار ما رفت به این سمت که می بینید.

2 دیدگاه

  • ناشناس
    ارسال شده در تیر ۷, ۱۳۹۳ در ۹:۳۵ ق.ظ

    کارشون عالی بود. دستشون درد نکنه.

  • بهار موسوى
    ارسال شده در آذر ۲۸, ۱۳۹۶ در ۹:۱۱ ق.ظ

    سلام وقتتون خوش
    من تجربه دیدن اپرا رو در هانوور آلمان نصیبم شد و از اون تاریخ به بعد مشتاقانه در انتظار اپرایى با کیفیت در کشور خودم بودم که خیلى اشتیاق دارم زودتر اجراى گروه سنا رو ببینم و امیدوارم این اجرا آغازى باشه براى اپراهاى بیشتر و شناخت بیشتر مردم با این هنر .
    موفق باشید

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (VI)

این جنبه اجتماعی شامل موسیقی در مدارس و دانشگاه سیر روزافزون و بهبودی مداوم داشت در تمامی دهه‌های بعد از ۱۹۲۰٫ بهتر بگویم از آن زمانی که آقای وزیری بعد از چهار سال تحصیل در فرنگ به کشور برگشت و مدرسه موسیقی را تشکیل داد.

آلبوم «به یاد لطفی» منتشر شد

آلبوم به یاد لطفی با اجرای گروه نهفت به سرپرستی جهانشاه صارمی و خوانندگی پوریا اخواص از سوی موسسه فرهنگی و هنری آوای گنبد نیلی منتشر گردید. جهانشاه صارمی که علاوه بر ۲۲ سال سرپرستی گروه نهفت، تالیف کتاب های آموزش تار و سه تار، همکاری در چندین کتاب معتبر موسیقی، انتشار چندین آلبوم صوتی و تصویری، تجربه بیش از سی سال آموزش موسیقی به ویژه در گروه سنی کودک و نوجوان را در کارنامه هنری خود دارد، در بخشی از بروشور این آلبوم می نویسد: «این آلبوم با هدف تجلیل از یکی از فرهنگ سازترین موسیقی دانان ایران و نیز ثبت توان اجرایی نسل دوم گروه نهفت منتشر می گردد.»

از روزهای گذشته…

به استقبال شب فیلیپ گلس در تهران (II)

به استقبال شب فیلیپ گلس در تهران (II)

کوارتت های زهی گلس شاید دربرگیرنده شخصی ترین و درونی ترین موسیقی های او باشند. آثاری که از طریق آنها آهنگسازی که احتمالا مهمترین اصلاحگر اپرا در عصر ما و پشتیبان ثابت قدم موسیقی تئاتر در مقیاس بزرگ است، آینه ای در برابر خود قرار می دهد و به خود و شیوه آهنگسازی اش نظری درونگرایانه می افکند.
جایگاه موسیقی در عهد ساسانیان (II)

جایگاه موسیقی در عهد ساسانیان (II)

یکی از وقایع مهم دوران بهرام گور پیدا شدن گنج جمشید است که به گنج گاوان نیز معروف است و موجب پدید آمدن آهنگی به همین نام است که جزء یکی از الحان باربد است و داستانش به شرح زیر است: می گویند دهقانی مشغول آبیاری زمین خود بود که ناگاه متوجه چاله ای شد که همه ی آبها در آن فرو می رفت. نزدبهرام آمد و موضوع را با او در میان گذاشت، بهرام به آنجا رفت و دستور داد زمین راکندند. مجسمه ی دو گاو میش را پیدا کردند که از طلا ساخته شده بود و چشم هایشان از یاقوت قیمتی پر شده بود و شکم هایشان پر از نار و سیب و میوه های زرین و درون میوه های زرین پر از مروارید بود. در جلوی سر گاو میشها آخوری از طلا بسته شده بود.
آقای حجاریان! دچار سؤتفاهم شده‌اید

آقای حجاریان! دچار سؤتفاهم شده‌اید

چندی پیش محسن حجاریان مقاله‌ای منتشر کرد به عنوان «چرا به نادرستی شعر را موسیقی می دانند؟» و ادعا کرد شفیعی کدکنی در کتاب «موسیقی شعر» به خطا رفته است و استفاده از تعبیر «موسیقی شعر» از آن رو که شعر پدیده‌ای بیرون از صوت و نغمه است و ماهیتی متفاوت از موسیقی دارد به هیچ روی موجه نیست. علاوه بر مطلب یاد شده حجاریان در نقد خود بارها همه کتاب‌ها و مقاله‌هایی را که بر اساس نظریه «موسیقی شعر» شفیعی کدکنی نوشته شده است، مردود و غیرعلمی توصیف کرد. این موضوع سبب شد که به عنوان پژوهشگر ادبیات دست به قلم ببرم و نکاتی را روشن کنم.
کلارا ویک شومان

کلارا ویک شومان

خانم کلارا جوزفین ویک شومان موسیقیدان آلمانی، یکی از پیانیست های برتر زمان، آهنگساز و همسر روبرت شومان (Robert Schumann) آهنگساز بود. کلارا شومان از سن ۵ سالگی از محضر پدرش، فردریش ویک (Friedrich Wieck) استاد مشهور پیانو، تمرین می دید. شروع یادگیری موسیقی او در حالی بود که کلارای جوان در سن ۴، ۵ سالگی تنها چند کلمه می توانست صحبت کند! در واقع همه چیز برای او تا سن ۸ سالگی کاملا بی اهمیت بود. تاخیر به گفتار آمدن کلارا و برتریهایش در زمینه موسیقی قابل مقایسه با پیانیست بزرگ آرتور روبنشتاین (Arthur Rubinstein)، فیزیکدانان آلبرت انیشتن (Albert Einstein) و ریچارد فینمان (Richard Feynman) و ریاضی دان جولیا رابینسون (Julia Robinson) در بین دیگر بزرگان می باشد.
رابین گیب

رابین گیب

رابین گیب برادر دوقولوی ماریوس یکی از سه عضو گروه Bee Gees در دسامبر سال ۱۹۴۹ ، چهل و پنج دقیقه پس از برادرش در انگلستان بدنیا آمد.
مقدمه‌ای بر تجربۀ شنیداری معماری (III)

مقدمه‌ای بر تجربۀ شنیداری معماری (III)

مطالعاتی که دربارۀ هرم‌های اقوام مایا صورت گرفته‌است، حضور مفاهیم معماری شنیداری را در این فرهنگ نمایش می‌دهد. بررسی‌ها مشخص کردند که بازدیدکننده‌هایی که در پله‌های پایینی هرم مایا ایستاده‌اند، به‌جای شنیدن صدای پاهای سایر بازدید‌کنندگانی که از پله‌ها بالا می‌روند، صدای افتادن قطره‌های باران در دلو آب را می‌شنوند.
نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (III)

نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (III)

احمد عبادی فرزند میرزا عبدالله فراهانی و هنر آموخته به روش سنت آموزشی شفاهی موسیقی دستگاهی است و با اینکه بعضی از موسیقی دانان هم دوره وی از طریق مدرسه موسیقی نظام و یا هنرستان موسیقی با خط نت آشنا شده بودند، وی آشنایی با این روش آموزش نداشت و خود نیز سه‌تار را به صورت شفاهی آموزش می داده است.
حسرت دیدار، مرئی و نامرئی

حسرت دیدار، مرئی و نامرئی

لحظه ی دیدار، لحظه ی ظهور است و حسرت دیدار ما همین جا رخ می نماید. من سال هاست در انتظار لحظه ای مانده ام که خاطره اش بیشتر به یاد می ماند. حال ما به سوی آن لبریخته ای می ایستیم که نامش فاصله را از میان مشروطه برداشته و در کنار ما به خاک سپرده است. تنها می ماند مهجوری و دلتنگی که آن هم متعلق به این چند سال اخیر است. ما آن صدا را وقتی شنیده ایم و باز ایستاده ایم و زمانی در مقابل آن باز آفرینی واقع شده ایم که راوی ما، از روایت جلوه ای بیشتر یافته بود. راوی ما نقصان را به روی دیگر سکه می کشاند و به آن جلوه ای دیگر می دهد.
رابرت فارنون : افسانه ای در عرصه موسیقی لایت ( بخش اول)

رابرت فارنون : افسانه ای در عرصه موسیقی لایت ( بخش اول)

رابرت فارنون را می توان بزرگترین آهنگساز موسیقی لایت نیمه دوم قرن بیستم در جهان به شمار آورد. این آهنگساز کانادایی الاصل که آثار برجسته ای در زمینه موسیقی فیلم نیز ارائه کرده، بدون شک در صورت اقامت در هالیوود به شهرت و ثروت قابل توجهی دست می یافت، اما در کمال ناباوری و برخلاف تصور همگان، کشور انگلستان را به عنوان محل اقامتش برگزید.
درباره‌ی پتریس وسکس (III)

درباره‌ی پتریس وسکس (III)

سبک وی ترکیبی از تم‌های قدیمی، مردمی و محلی لتونی با دینامیک‌ها و زبان جدید موسیقی معاصر است. او در بیشتر قطعات خود به تقلید از موسیقی محلی لتونی پرداخته که بیشتر در قطعات سمفونیک او یافت می‌شوند مانند قطعه‌ی لودا، کنسرتو برای انگلیش هورن، کنسرتو برای ویولنسل، دیستنت لایت، کنسرتو برای ویولن و ارکستر زهی و سمفونی دومش. موسیقی لتونی در موسیقی او بسیار قوی و پرافتخار معرفی می‌شود مانند قطعه‌ی کانتوس. در قطعات او تم‌ها بیانی رمانتیک و اندیشمندانه دارند. او در قطعه‌ی موسیقی برای پرندگان زودگذر، از موسیقی محلی لتونی استفاده کرده است که برای اولین بار تم این قطعه به عنوان سنبلی از آزادی و وجدان شناخته شد و به همین دلیل از اهمیتی مهم برخوردار است. صدای پرندگان در قطعات او سنبلی است که به وفور یافت می‌شود مانند چشم‌انداز (Landscape)، سمفونی شماره‌ی یک (Symphony No.1 Voices 1991)، موسیقی بهار (Spring Piano Music 1995) و غیره. به گفته‌ی خود او «صدای پرندگان نگرشی است از گرمایی که جهان را احاطه می‌کند، طبیعت، وطن و مردم.»