نقدی بر عملکرد چند سالۀ اخیر پرویز مشکاتیان

پرویز مشکاتیان
پرویز مشکاتیان
مطمئنا نام و آثار پرویز مشکاتیان آنچنان با فرهنگ موسیقی معاصر ایران عجین گشته که می توان وی را از بزرگترین و تاثیرگذارترین نوازندگان وآهنگسازان سه دهۀ اخیر ایران به حساب آورد.

بی شک نام وی در کنار بزرگانی چون: ابوالحسن صبا، روح الله خالقی، علی نقی وزیری، فرامرز پایور و… می درخشد.

البته من در این گفتار قصد پرداختن به این مقوله را ندارم ولی مسلما هنگام صحبت از بزرگان هنر ذکر مقدماتی هر چند کوتاه واجب و لازم است.

بدون تردید یکی از عواملی که باعث جلوه و تاثیرگذاری هنرمندان در جامعه می شود، عامل مخاطب یا مردم است.چرا که این مردم و مخاطبان هستند که هنرمندی را بر سر زبانها می اندازند و با عنایت و توجه خود موجبات ماندگاری نام و آثار وی را فراهم می آورند (هرچند نباید از ارزش درونی خود آثار نیز غافل شد چون گاهی مخاطبان نا آشنا با محتوا و ساختار های هنری گاهی نیز آثار بی ارزش و کم ارزش را مورد توجه خود قرار می دهند).

ولی باید ببینیم چه بر سر هنرمندان می آید که پس از مدتی مردم (این مهمترین و بزرگترین حامیان) را از یاد برده و نسبت به آنها بی تفات می شوند. سوالی که پیش می آید این است که مگر بی توجهی و کم لطفی و عدم همکاری مقطعی بعضی از مسوولین می تواند بهانه ای برای کم کاری و بی توجهی به مخاطبین باشد؟

همیشه و در همه جا مسوولین اعم از دولتی یا غیر دولتی در تغییر هستند و هر زمان تفکری خاص در جامعه ای جاری می باشد، ولی این هنرو هنرمندان هستند که همیشه نام و یادشان در اذهان باقی می ماند و با گذر زمان خدشه ای بر نام و آثار آنها وارد نمی شود چرا که تاریخ بهترین قاضی زمان است.

مطمئنا پرویزمشکاتیان به خاطر ذوق و خلاقیت و توانایی های بسیاری که در زمینۀ آهنگسازی، تصنیف سازی، نوازندگی، ادبیات و فلسفه دارد، توانسته خیل عظیمی از مشتاقان و علاقمندان را به سوی خود جذب کند.

بالاخص نسل جوان که شاید کمتر بتوان در دوره ای پیدا کرد که اینگونه به موسیقی جدی و سخت پسندی چون موسیقی ایرانی علاقمند شوند، ولی به راحتی می توانیم جوانان بسیاری را بیابیم که با آثار پرویز مشکاتیان زندگی کرده و با آن ارتباط خاصی بر قرار می کنند.

ولی گاهی هنرمندان ما یادشان می رود که برای که می خوانند یا برای که می سازند و می نوازند. آیا مخاطبین واقعی پرویز مشکاتیان مسوولین دولتی و غیر دولتی هستند یا مردم و جوانان مشتاق که ایشان اینگونه نسبت به آنها بی تفاوت شده اند؟ آیا انزوا، خلوت و کم کاری پرویز مشکاتیان آن هم در این برهۀ فرهنگی از زمان کاریست جایز و منطقی و ایشان فکر می کنند این کار بهترین گزینه است؟ پس مخاطبین و مشتاقان چه می شوند؟ مگر همین مخاطبان حمایت خود را از ایشان در کنسرت ها و برنامه های اخیرشان نشان ندادند؟

به تازگی شاهد برنامه ای بودیم تحت عنوان بزرگداشت و نکوداشت فعالیت های هنری پرویز مشکاتیان که عده ای در آن داد سخن دادند و عده ای هم نواختند. سوالی که برایم پیش می آید این است که آیا ایشان به مرحله ای رسیده اند که باید میزبان چنین برنامه هایی باشند؟

هنوز هستند بسیاری از بزرگان که آنچنان که باید و شاید درشان مقامشان بزرگداشتی برگزار نشده بزرگانی چون حسین دهلوی، جلیل شهناز، حسن کسایی، منصور نریمان، پرویز یاحقی، داریوش صفوت، فرامرز پایور، فرهنگ شریف، محمد موسوی، هوشنگ ظریف و…

فکر می کنم مخاطبان واقعی دوست دارند هنوز پرویز مشکاتیان را روی صحنه ببینند نه در پایین صحنه در میان شنوندگان و تماشاگران… چرا باید مخاطبان و علاقمندان واقعی به جایی برسند که برای دیدار هنرمند محبوبشان در چنین جلساتی به خود اجازۀ شرکت و حضور دهند؟

کنسرت گروه عارف
شاید هم دلتنگی از دوری و عدم دیدار ایشان روی صحنه های بزرگ باعث شده تا مردم و مخاطبین به دنبال بهانه ای برای دیدار ایشان باشند. متاسفانه بی توجهی آقای مشکاتیان علاوه بر مردم و مخاطبین، شامل حال دانشجویان و هنرجویان موسیقی نیز شده است.

ایشان سالهاست که از عرصۀ آموزش فاصله گرفته اند و ظاهرا قرار هم نیست در این رویه تغییری صورت پذیرد. آیا ایشان به تداوم و انتقال هنر به نسل های بعد اعتقادی ندارند؟ آیا این صحیح است که ایشان در اکثر مواقع در دسترس نباشند و هنرجویان نتوانند به هیچ طریقی با ایشان در ارتباط باشند؟

آیا نمی شود ماهی یک روز در حد ۳-۴ ساعت را به این مهم اختصاص داد؟ مگر وقت هنرمندان خاص به چه می گذرد که در ماه یک روز هم برای اینگونه دیدار ها فرصت نشود؟

آیا آقای مشکاتیان به ضرورت آموزش و پرورش استعداد های جوان و ارتباط با نسل های بعد واقف نیستند؟

مگر این نسل چه تفاوتی با نسل اساتیدی چون نورعلی برومند، علی اکبر شهنازی، عبدالله دوامی،سعید هرمزی و… دارد که آنها تا سنین کهولت در خدمت آموزش موسیقی و انتقال هنر و فرهنگ به نسل بعد بودند ولی این نسل در گوشه نشینی و کنج عزلت… !؟

تقریبا این را اکثر مخاطبان هنر می دانند که همیشه یک هنرمند نباید در دوران اوج خلاقیت خود باشد،، شاید هم آقای مشکاتیان از نظر خودشان دراین دوران گذرا سیر می کنند و شاید به خاطر تفکر مطلق گرایی که دارند به خودشان اجازۀ کار جدید نمی دهند و شاید در انتظار الهام و رسیدن نغمه ای جدید هستند. ولی یادمان نرود ایشان آثار اجرا نشده و منتشر نشدۀ بسیاری دارند که مسلما شنوندگان زیادی مشتاق این آثار هستند، هنوز نوار های بسیاری از ایشان اجرای زنده نشده و فقط در حد ضبط استودیویی باقی مانده است.

آیا اجرای آثار گذشته نیاز به بازگشت به دوران اوج خلاقیت دارد؟ آیا نمی توان به خاطر این سیل مشتاقان هنر دست از بی انگیزگی و بی تفاوتی کشید و وارد وادی عمل شد.

شاید مهمترین فعالیت پرویز مشکاتیان در این چند سالۀ اخیر برگزاری کنسرت گروه عارف در تالار وزارت کشور باشد. کنسرتی که دو شب بیشتر دوام نیافت و خیلی زود نوازندگان آن هر یک به سویی متفرق شدند.

مطمئنا تشکیل گروههای بزرگ وبا پشتوانۀ موسیقی درماندۀ ۱-۲ نوازندۀ بیمار از لحاظ هنری، فکری و اجتماعی نیست که به واسطۀ سم پاشی ها و عدم همکاری آنها بخواهد تشکیلاتی از هم بپاشد و به فعالیت خود پایان دهد.

هستند جوانانی که در عین گمنامی و بی ادعایی بسیار بهتر و توانا تراز آن مدعیان پوشالی به کار هنر بپردازند و افتخار همکاری با گروه عارف را داشته باشند. متاسفانه به واسطۀ همین سم پاشی ها و فضا سازی ها گروه عارف دست از فعالیت کشید و اعضای آن هر یک به سویی رفتند غافل از اینکه گروه عارف به ۲-۳ نفر ختم نمی شد تا به واسطۀ عدم همکاری آنها کل گروه بخواهد متوقف شود.

تعداد زیادی از اعضای قدیمی این گروه از جمله کیوان ساکت رسما حمایت خود را از این گروه اعلام کردند و در مقالات و خبر های متعدد صحبت از تداوم این تشکل کردند. آیا اینگونه حمایت ها اهمیتی نداشت؟

این درست که بعضی از جوانان بی ادعای گروه از طرف برخی از بیماران هنری – اجتماعی، مبتدی تلقی می شدند ولی این را خیلی ها می دانند که همین جوانان بی ادعا که از نظر این دوستان دکور تلقی می شدند، از ارکان اصلی اجرایی گروه بودند. یادمان نمی رود که آقای مشکاتیان در بسیاری از مطبوعات و رسانه ها از جمله رادیو وعدۀ اجرا در حدود ۲۰ شهرستان را داده بودند. جوانان و مشتاقان بسیاری که حتی نام شهر هایشان نیز ذکر شده بود در انتظار برنامه ای مدون و متفاوت بودند و دوست داشتند هنرمندان مورد علاقۀ خود را پس از سالها در شهر و دیار خود به روی صحنه ببینند، ولی به هیچ یک از آن وعده ها عمل نشد !

امید است در آیندۀ نزدیک شاهد تغییر رویه و عملکرد هنری هنرمندی چون پرویز مشکاتیان باشیم. چرا که ادامۀ فعالیت هنری چنین هنرمندانی می تواند تاثیر و بازتاب گسترده ای داشته باشد.

و امید است سایر هنرمندان شاخص و تاثیر گذار نیز مصلحت عمومی و فرهنگی جامعه را به مصلحت شخصی خود ترجیح داده تا باز هم بتوانیم شاهد اتفاقهای بزرگ هنری در ایران باشیم.

15 دیدگاه

  • کیارش
    ارسال شده در اسفند ۵, ۱۳۸۵ در ۱۱:۲۱ ب.ظ

    بسیار برای من که همواره به استادمشکاتیان به دیده احترام نگریسته ام و تقریبا خود راازشنوندگان پروپاقرص گروه عارف میدانم جالب بود که نویسنده مقاله که خود از همان به قول خودشان جوانان گمنام هستند اینچنین راحت و اسوده خود را بی ادعا نامیده وحتی در مقام مقایسه خودرا به عنوان جوان بی ادعا ودیگران به عنوان اساتید پوشالی مطرح مینمایند معنی بی ادعا را هم نمردیم و فهمیدیم.شاید حالا بتوان نقاط ضعفی که موجب افت کیفی گروه عارف گردید را دریافت.راحت است هنرمند جوان بی ادعابودن آنهم با قلم خوداما کاش ازاستادان واقعی و موسیقی شناس این مرزوبوم شاهد می آوردیدآقای (…) تاهنرمندشدن به اندازه یک دریاغرورودوران کودکی فاصله دارد

  • سیما
    ارسال شده در اسفند ۶, ۱۳۸۵ در ۵:۳۵ ب.ظ

    با کیارش موافقم. نقد شما، آقای جواهری، بی ادعا و بی غرض نبود. هرچند نکات درستی هم در آن وجود داشت.

  • الهه
    ارسال شده در اسفند ۶, ۱۳۸۵ در ۷:۳۲ ب.ظ

    بسیار غم انگیز است که ایرانیان هنوز ادبیات نقد را نمی شناسند و می نویسند : “نقد شما، آقای جواهری، بی ادعا و بی غرض نبود. هرچند نکات درستی هم در آن وجود داشت. ” بدون اینکه کوچکترین دلیلی ارائه کنند…

  • ...
    ارسال شده در اسفند ۹, ۱۳۸۵ در ۳:۳۰ ب.ظ

    hame omidvarand dobare parviz meshkatian varede arseye honar shavad be omide an ruz

  • فرهاد
    ارسال شده در اسفند ۲۱, ۱۳۸۵ در ۳:۱۵ ق.ظ

    متاسفم که بگویم صاحب این قلم اصلا در حد و اندازه های قلمفرسایی در مورد استاد مشکاتیان نبوده و نیست .
    در اینکه استاد مقصرند و مخاطبین را رها کرده اند بحثی نیست ولی آقای نویسنده شما به برگزار کنندگان بزرگداشت و … چه کار دارید .
    متاسفم این متن نه سر داشت نه ته .

  • ارسال شده در اسفند ۲۵, ۱۳۸۵ در ۴:۲۲ ب.ظ

    اولا در ابتدای متن آمده که نام مشکاتیان در ردیف بزرگانی چون فرامرز پایور قرار دارد ولی در ادامه آمده چون برای استاد پایور بزرگداشتی گرفته نشده پس نباید برای ایشان هم این کار را کرد.این تناقض جالبیه.دوما اگه کسانی مثل عبدالله دوامی و نو رعلی برومند به واسطه شرایط زمانی خود راحت تر تدریس می کردند نه مثل پرویز مشکاتیان در زمانه ای بیایند که جوانانش فقط به واسطه پول در آوردن و کلاس گذاشتن وارد موسیقی شده و تا یک کتاب ردیف را تمام می کنند خود را جزو خداوندگاران موسیقی می پندارند.در ضمن نام نویسنده این متن علیرضا جواهری می باشد و با توجه به اینکه یکی از بزرگترین شاگردان استاد مشکاتیان و گرد آورنده اکثر کتابهای نت وی دقیقا همین نام را دارد مرا به فکر وا می دارد.

  • !!!!!!!!!!!!
    ارسال شده در فروردین ۵, ۱۳۸۶ در ۳:۲۶ ب.ظ

    گروه موسیقی «عارف» در نظر دارد در شش ماهه دوم سال جاری به اجرای کنسرت بزرگی در تهران بپردازد.

    گروه موسیقی عارف به سرپرستی «پرویز مشکاتیان» در نظر دارد در شش ماهه دوم سال جاری با ترکیب جدیدی به اجرای کنسرت بزرگی در تهران پرداخته و پس از آن کنسرت‌هایی را در شیراز، اصفهان، اهواز، کرمانشاه و فضای باز آرامگاه خیام برگزار کند. این گزارش حاکی است «شهرام ناظری»، آواز‌خوان، «عارف» را در این برنامه‌ها یاری خواهد داد. گفتنی است «پرویز مشکاتیان» آهنگساز و نوازنده چیره دست سنتور، پس از هفت سال دوری از صحنه سال گذشته در سالن چهار هزار نفری وزارت کشور به اجرای کنسرت پرداخت. دی وی دی کنسرت سال گذشته این گروه چندی قبل به بازار موسیقی عرضه شده است که «شهرام ناظری» به شدت از کیفیت پایین آنها ابراز ناخشنودی کرد.

  • علی شجاعی
    ارسال شده در فروردین ۱۸, ۱۳۸۶ در ۱:۲۸ ق.ظ

    واقعا جای بسی تعجب و تاسف است که کسانی با علیرضاجواهری مخالفت می کنند که شناختشان از استاد مشکاتیان اخلاقش افکارش و آثارش یک هزارم او هم نیست
    کیست در بین ما که ادعا کند بیشتر از علیرضا جواهری به استاد خدمت کرده است و یا وابستگی و عشقش به مشکاتیان بیشتر از اوست
    مجموعه تصانیف و چکاد و … را اصلا دیده اید ؟
    بعید می دانم این کاسه های داغ تر از آش از نت نویسی و بهتر بگویم از موسیقی چیزی بدانند.بسیاری از این مخالفین مودب متعصب شناختشان از مشکاتیان تنها یک نام حک شده بر روی چند کاست است که گهگاهی تصادفی و اتفاقی در حالی که تنقلات میل می کردند گوشه هایی از آن را شنیده اند.
    آنها اصل ماجرارانفهمیده اند این مقاله ی سوزنده و تکان دهنده توهین و تحقیر و تکفیر نبود بلکه شرح فراق بود. در این نظرسنجی علیرضا جواهری وکسانی که با او موافق بوده اند عاشق و دلباخته و حامی واقعی پرویز مشکاتیان و هنر والای او هستند زیرا عاشق دلسوخته نمی تواند دوری و هجران یار را تاب آورد و فریاد برمی آورد و از کم لطفی او شکوائیه سر می دهد اما آنان که بودونبود مشکاتیان و نغماتش تاثیری در روح و روان و زندگیشان ندارد از سکوت او نه تنها غمی به دل راه نمی دهند – طالبان وصال او را هم که از کم لطفی استاد می نالند به انواع جرم متهم می کنند

  • علیرضافارسی
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۲, ۱۳۸۶ در ۸:۰۴ ب.ظ

    علیرضافارسی
    آفرین به آقای علی شجاعی ،حقیقتا جواب انتقادات به علیرضاجواهری رابطورجامع وکامل دادند.دقیقاانتقاد علیرضابه استادشرح فراق است.من تمام کتابهای استاد راکه جواهری عزیزجمع آوری کرده دارم و تقریبا ۶۰ درصد از هرکدام راکارکرده ام دیوارهای اتاقم پوشیده ازپوسترهای استادمشکاتیان است وقتی قطعه ای از استاد راتمرین میکنم خدا گواه در این فکرمیروم که این ملودیهای اسمانی زیبا حقیقتابه استاد الهام میشودواین نشان ازیک ذوق واستعدادمعمولی نیست جالب اینجاست که هرچه دراجرامتبحرترمیشوی زیبایی آن صدچندان میشود.ازتکرارآن خسته نمیشوی هرچه عمیقتر میشوی زیباترمیشودو…غرض اینستکه چنین شخصی(استاد)بواسطه این ودیعه الهی مسولیت سنگینی به دوش دارد.درصورت ادامه این روندشایدتاریخ موسیقی ایران ازاستادبه خوبی یاد نکندهمانطور که ازحبیب سماعی به خاطرجلوگیری ازضبط قطعاتش وانتفال آن به ماآنچنان شایسته وبایسته یادنمیکند.کاری که علیرضاجواهری کردخدمت به استاد نبود بلکه خدمت به موسیقی ایران وارتقاسطح کیفی کسانی همچو من ناچیزکه دستم ازاستاد کوتاه است بود.انتقادش هم به جا ودلسوزانه بود.علیرضاجان دستت رامیبوسم وازصمیم قلب آرزوی سلامتی وموفقیت برایت دارم.

  • محمدرضا شاکرپور
    ارسال شده در اردیبهشت ۳۰, ۱۳۸۶ در ۱۱:۵۵ ق.ظ

    به نظر من استاد مشکاتیان یک انسان شگفت انگیز است.هیچگونه اظهار نظری درباره ایشان غیر از اینکه بگویم شگفت انگیزاست ندارم.

  • علي
    ارسال شده در مهر ۲, ۱۳۸۶ در ۱۱:۱۰ ق.ظ

    با سلام و احترام
    بسیار اندوهگینم از این که بسی دیر سایت زیبای فعلی را در کاویدن ها یافتم و گویی دیرگاهی است که به روز نگردیده است.باشد که دوباره از سر گرفته شود.
    اما بعد-
    در این باره که مقوله ی نقد در ایران چونان آفتی است جزام وار،و اگر تو را رسید،چاره ای جز سوختن نخواهی داشت تردیدی نیست.اما این که چه کسی و چگونه و بر اساس چه نظریه ای این مهم را به انجام رساند،حرف و حدیث فراوان است که در این مجال نمی گنجد.
    درپاسخ به سخنان آقای جواهری باید اینگونه گفت که دوران شکوفایی هر هنرمندی محدود است و این محدوده بر اساس مواردی گونه گون و بسیار،برای هر هنرمندی متفاوت.به عنوان مثال در عالم بیکران شعر ممکن است شاعری تنها با سرودن یک شعرشاخص نام خود را در تاریخ ثبت کند مانند “هاتف” با ترجیع بند مشهورش و یا چونان حضرت حافظ که شعرش “همه بیت الغزل معرفت است”.
    در موسیقی نیز چنین است.موارد شاهد -با دریغ بسیار- فراوان است.(کنسرت اخیر آقای لطفی در مقایسه با اثری چون”عشق داند” یا کارهای اوایل انقلاب شاهد مناسبی است)
    استاد پرویز مشکاتیان نیز از این قاعده ی تلخ مستثنا نیستند.در تکنوازی و جواب آوازهای بداهه گونه”آستان جانان”هرگز تکرار نشد.در تنظیم،پیش درآمد چهارگاه”دستان”و همینطور در آهنگسازی.بنابر این باید گفت که اتفاقآ از سر هوشمندی است که هنرمندی در اوج قدرت،با افتخار از صحنه بدرود بگوید.اما مهمترین نکته اینجاست که وظیفه ی هنرمند تنها ساخت قطعه و برگزاری کنسرت و ضبط نوار…نیست بلکه موسیقی دان علاوه بر چنین وظایف بزرگی،رسالت آموزش و پرورش استعدادها،تنظیم آثار گذشتگان و بازخوانی انها و بسیاری موارد بزرگ دیگر را بر عهده دارد…(با پوزش فراوان به زودی ادامه ی مطلب را خواهم نگاشت)

  • شهریار
    ارسال شده در دی ۷, ۱۳۸۶ در ۲:۵۱ ب.ظ

    خوب دوست عزیز جناب علی اگر یک بار درست نقد را می خواندید نیازی نبود نظر ارائه دهید چن نظر شما عینا نظرات همان نقد بالاست

  • سيامك
    ارسال شده در مهر ۲۴, ۱۳۸۸ در ۶:۰۳ ب.ظ

    بعد از او چه کنیم با خزان موسیقی…!؟

  • علاقمند موسیقی
    ارسال شده در آبان ۱۷, ۱۳۹۷ در ۱۱:۱۳ ق.ظ

    پس از سالها مطالب قدیمی سایت گفتگوی هارمونیک را مطالعه می کردم و این مطلب نکته ی جالبی برایم داشت و آن هم تفاوت استاد بی همتا پرویز مشکاتیان با بسیاری از همطرازانش بود و اینکه بسیاری از آنها نوچه تربیت می کردند ولی پرویز مشکاتیان معدود شاگردان خود را به نحوی بار آورد که به راحتی حتی خود او را نیز نقد کنند حال حساب کنید کدام شاگرد استاد پایور جز مدح و ستایش جرات نقد استادش را داشت؟ علاقمند موسیقی از آلمان

  • علاقمند موسیقی
    ارسال شده در آبان ۱۷, ۱۳۹۷ در ۱۱:۱۸ ق.ظ

    مشکل اصلی استاد مشکاتیان با حکومت بود و عدم توجه حکومت به مسائل فرهنگی و هنری از صدا و سیما گرفته تا مدارس و دانشگاه ها برای همین ایشان گوشه نشینی و کنج عزلت اختیار کردند ولی مردم و خیل عظیم جوانان مشتاق چه گناهی کرده بودند که نمی توانستند حتی کوچکترین ارتباطی با هنرمند مورد علاقه ی خود داشته باشند با توجه به اینکه هنرمندی مثل پرویز مشکاتیان از جنس آن سلبریتی های نخ نمای امضاء بده ی شبکه باز نبود ، بنابراین بهتر بود مردم و مخاطبان علاقمند از مسیر حکومتی ها جدا می شدند و آنگونه مورد تحریم فکری و هنری واقع نمی شدند به هر روی سالها گذشت و فقدان این بزرگوار شدیدا در جامعه ی هنری ما احساس می شود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (IV)

صداقت‌کیش ادامه داد: در امر دراماتیک اما این گونه نیست و درون و بیرون با هم یکی می‌شوند. اگر اجازه دهید مثالی در مورد امر هنری بزنم. کسانی که تئاتر بازی می‌کنند رابطه‌شان با متن نمایشی درونی است. یعنی نمی‌توانیم این رابطه را به درونی و بیرونی تقسیم کنیم و بگوییم این شخصیت واقعا وجود دارد و آن شخصیت فقط روی صحنه وجود دارد، همه‌شان وجود دارند. بنابراین این نظام باید با یکدیگر یکی و ادغام شده باشد. اگر به موضوع دادن پول به فروشنده به عنوان یک کنش برگردم، نمی‌توانیم بگوییم الان بیرون این نظام ارتباطی هستیم و نظام داخلی آن با نظام بیرونی‌اش متفاوت است. اگر کسی هم از بیرون به این رویداد نگاه کند فقط در حال نگاه کردن به یک کنش است و مانند موضوع داستان نیست که نتواند داخل آن شود، او هم می‌تواند وارد این کنش شود و مرزی ندارد.

شهرام صارمی از مدیریت اجرایی جشنواره موسیقی فجر استعفا کرد

در پی استعفای اعتراض آمیز علی ترابی، شهرام صارمی مدیر اجرایی سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر، یک روز پس انتصاب مدیر جدید دفتر موسیقی وزارت ارشاد با انتشار نامه‌ای سرگشاده از سمت خود استعفا کرد.

از روزهای گذشته…

نقدی بر نقد کتاب «پیوند شعر و موسیقی» (II)

نقدی بر نقد کتاب «پیوند شعر و موسیقی» (II)

علینقی وزیری و شاگردش روح الله خالقی، در تئوری های خود از علامت های رایج موسیقی کلاسیک غرب استفاده کردند و هر کجا علامتهای موسیقی غربی کارایی مناسب را نداشت، بدون تعصب از علامت های ابداعی استفاده می کردند؛ اتفاقا این نکته نشاندهنده شعور بالا و دوری از تعصب ایرانی و غربی آنهاست؛ مسئله ای که بسیاری از موسیقیدانان (مانند منتقد مورد بحث ما) نتوانستند بر آن فائق آیند. هیچ دلیل منطقی وجود ندارد که یک موسیقیدان دست به تولید علامت جدیدی برای نت نگاری بزند وقتی چنین علامتی برای نت نگاری قبلا بوجود آمده و در اقصی نقاط جهان نیز شناخته شده است.
نگاهی به آثار و توانایی های حسین خواجه امیری (I)

نگاهی به آثار و توانایی های حسین خواجه امیری (I)

هدف از ارائه این مقاله ومقالات آتی ، معرفی بیشتر خواننده ای است که بسیاری از اهالی متخصص در موسیقی ایرانی و همچنین بسیاری از مخاطبین موسیقی از او و آثارش شناختی ندارند و از او تنها به عنوان خواننده فیلمهای فارسی یاد میکنند! در صورتی که آثاری که او در فیلمها اجرا کرده بخش بسیار کوچک از فعالیتهای بیشمار او بوده که بر خلاف اذهان عموم آن آثار نیز بسیار قابل تامل می باشند.
«رو به آن وسعت بی‌واژه» برای نی و ارکستر

«رو به آن وسعت بی‌واژه» برای نی و ارکستر

ارکستر مجلسی لوس‌آنجلس در روزهای سوم و چهارم نوامبر ۲۰۰۷ اثری از رضا والی را خواهد نواخت. این قطعه «رو به آن وسعت بی‌واژه» نام دارد که با الهام از سروده‌های سهراب سپهری آفریده شده است.
اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (V)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (V)

سال ۱۹۸۳ کلود لُلوش (Claude Lelouch) ، کارگردانِ فرانسوی، فیلمی به نام «ادیت و مارسل» (Édith et Marcel) ساخت که این بخش از زندگی پیاف و رابطه ی بسیار عاشقانه اش را با این ورزشکار که کمتر از دو سال به طول انجامید، ترسیم می کرد. هنرپیشه فرانسوی اِولین بوایکس (Évelyne Bouix) در این فیلم نقش پیاف را بازی کرد. کلود لُلوش در مورد این دو شخصیت چنین گفته است: «سِردان به من زندگی را آموخت، پیاف به من عشق ورزیدن را آموخت و هر دو آن ها به من مرگ را آموختند.»
جواب آواز (I)

جواب آواز (I)

از فرمهای اصلی موسیقی کلاسیک ایران، فرم آواز است. در مورد جایگاه آواز و نقش آن در بیان حالات موسیقی و نیز ارزش آواز در حفظ ملودیها و نواهای اصیل موسیقی ایرانی، به قدر کافی بحث شده شده ولی آنچه که بصورت علمی و هنری به آن پرداخته نشده، مقوله جواب آواز است. در آواز، همراهی یک ساز تنها یا چند ساز با آواز، از ارکان این فرم محسوب میشود.
ظرایف ویولن (I)

ظرایف ویولن (I)

گاهی سال ها با ویولنی مشغول به تمرین و نواختن هستیم، اما از توجه به نکات حیاتی مرتبط با حفظ سلامتی بدن و جلوگیری از بروز بیماری و نیز نگهداری سالم ساز و همچنین عواملی که باعث کمک به صحیح تر نواختن ساز می گردد و باید بدان ها توجه داشته باشیم، غافل هستیم که معمولا این غفلت به دلیل عدم اطلاع و آگاهی ماست.
«عاشق می­‌شویم» رونمایی می شود

«عاشق می­‌شویم» رونمایی می شود

«عاشق می­‌شویم» مجموعه‌ای عاشقانه است متشکل از ۱۱ ترَک، که از این میان ۴ ترَک، ۴ تصنیف این آلبوم را تشکیل می‌دهند. «عاشق»، «معشوق»، «آتش دل» و «عاشق مشو» نام این تصنیف­‌هاست که اشعار آنها به ترتیب از غلامرضا سلیمانی، ضیاءالدین ناظم­‌پور، پژمان بختیاری و رضا ثابتی است. دو تصنیف اول به طور کامل متعلق به پیمان سلطانی است و در ساخت دو تصنیف «آتش دل» و «عاشق مشو» از دو ملودی قدیمی استفاده شده است و بر روی آنها آهنگسازی و تنظیم مجدد صورت گرفته است. ملودی اولیه «آتش دل» متعلق به مرتضی نی‌­داوود است و محمود ذوالفنون هم صاحب ملودی دوم «عاشق مشو» است.
کریمی: ویبراسیون سونوریته ساز را بهتر نمیکند!

کریمی: ویبراسیون سونوریته ساز را بهتر نمیکند!

طبق معمول مثل سال گذشته قطعات مختلفی داریم از دوره های مختلف؛ مثل سال گذشته با یک قطعه باروک شروع می کنیم، من هم این قطعه را با سر فلوت چوبی اجرا می کنم تا صدای گرم موسیقی باروک با ویبراتوی کم تولید شود. سوناتی اجرا می کنیم از تلمان در فا مینور که خیلی زیباست و بعد از جولیانی میزنیم و بعد قطعات کلاسیک داریم، امپرسیونیسم و اسپانیش داریم، موزیک مثل یک باغ است که شنوندگان باید وارد این باغ بشوند و از عطرهای مختلف لذت ببرند.
بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (IV)

بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (IV)

بدین‌ترتیب، می‌توان دانگ‌های ماهور را ادامه داد و دانگ سومی را نیز برای آن متصور بود و بسیاری از گوشه‌های ماهور با تأکید بر این دانگ سوم شکل گرفته است. در این میان، برخی این دانگ را دانگ دوم و دانگ سل‌ـ دو روی سیم زرد تار و سه‌تار را پیش‌دانگ می‌دانند (توکلی ۱۳۸۸: ۲۸). نکته‌ای که در این میان مغفول مانده این است که پیش‌دانگِ تعریف‌شده‌ی وی برای ماهور به‌هیچ‌وجه، از نظر نقش و کاربرد، همچون پیش‌دانگ دستگاهی چون همایون نیست، بلکه خود دانگ سلـ دوِ سیم زرد، با تمامی نت‌هایش، در عمل نیز نقش نسبتاً پررنگتری در مقایسه با پیشدانگ دستگاههای دیگر دارد.
درباره مشکل کوک

درباره مشکل کوک

اگر در جمع موسیقیدانان موسیقی ایرانی باشید، حتما” شنیده اید که گاهی نوازندگان به هم توصیه هایی راجع به بالاتر یا پائینتر بردن پرده های سازها می دهند و بعد از تغییر دستگاه، دوباره نوازنده را می بینیم که پرده ها را به جای اولیه خود باز می گرداند! حتما” این سوال برای شما پیش آمده که آیا جایگاه مشخصی برای نتهای مختلف در موسیقی ایرانی وجود ندارد؟ بهترین جواب برای این پرسش اجراهای دقیق جلیل شهناز و احمد عبادی است.