گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

«نوربرت الیاس» جامعه‌شناس که کارهایی نیز در زمینه‌ی جامعه‌شناسی هنر (و از جمله مستقیماً در مورد موسیقی) انجام داده در گزارشی می‌گوید: «[…] کنفرانسی ارائه می‌دادم و طی آن توسعه‌ی معماری گوتیک را نه به دلیل اعتلای معنوی که ارتفاع ناقوس‌ها را ایجاب کند، بلکه در نتیجه‌ی رقابت شهرها که می‌خواستند با قابل‌ رویت بودنِ عبادت‌گاه‌هایشان قدرتشان را به رخ بکشند، تبیین می‌کردم.» (نقل از الیاس در هینیک ۱۳۸۴). همان‌طور که در اینجا کاملاً قابل لمس است به جای تفسیر یک دگرگونی هنریِ منجر به شکل‌گیری سبک بر اساس دلایل دینی یا تقسیم‌بندی‌هایی براساس ذوق و سلیقه (زیباشناسی)، «پدیده‌ی هنری با علت‌های خارجی نسبت به هنر تبیین شده است، که هم «مشروعیت»شان کم‌تر است و هم ارزش معنوی‌شان» (همان‌جا).

چنین فرآیندی شامل دو زیرفرآیند مرتبط است: «استقلال‌زدایی» و «آرمان‌زدایی از هنر». هنر از دید جامعه‌شناسی نه پدیده‌ای کاملاً خودبسنده و بریده از کلیت جامعه است و نه چنان آرمانی که نتوان آن را به‌عنوان یک دست‌ساخته‌ی انسانی (چیزی مانند دیگر دست‌ساخته‌ها) در متن جامعه مورد بررسی قرار داد.

جامعه‌شناسی راه‌های زیادی برای مطالعه‌ی هنر به دست می‌دهد که می‌توان آنها را به شکل‌های گوناگون و از جمله بر اساس کانون توجه به سه دسته تقسیم کرد:
جامعه‌شناسی دریافت
که در آن توجه پژوهش‌گران بر سازوکاری است که از طریق آن جامعه‌ی هدف، اثر هنری را دریافت می‌کند.

جامعه‌شناسی میانجی (یا میانجی‌گری)
به‌ویژه در جوامع مدرن سازوکارهایی وجود دارند که میانجی میان محیط تولید و محیط مصرف هستند (مثلاً یک رسانه)، اینها میانجی‌های هنری‌اند. تلاش برای درک هنر از طریق بررسی جامعه‌شناسیک این میانجی‌ها شاکله‌ی دسته‌ی حاضر را تعریف می‌کند.

جامعه‌شناسی تولید
مطالعه‌ی سازوکارهای اجتماعی تولید هنری در مقابل دادن اهمیت نخست به زندگی‌نامه‌ی هنرمندان و…

تا اینجا می‌توان دید که یک نکته‌ی با اهمیت از دسته‌بندی‌ها و تعریف‌ها غایب است، نکته‌ای که برای منظور این کارگاه نهایت اهمیت را دارد و آن رویکرد جامعه‌شناسی به «خود» آثار است. برای رودررو شدن با آثار منفرد جامعه‌شناسی ابزاری نداشته است، بنابراین سه نتیجه ممکن است از چنین برخوردی حاصل شود:
۱- جامعه‌شناسی نگاهی برتری‌جویانه نسبت به دیگر روش‌های مطالعه‌ی هنر پیدا کند (این موضوع که جلسه‌ی گذشته در مورد روان‌شناسی هم نشان داده شد، می‌تواند با شدت بیشتری رخ بدهد).
۲- برای مطالعه‌ی آثار دیدگاه‌های یکسره بیگانه با جامعه‌شناسی را برگزیند و فقط پوسته‌ای از اصطلاحات جامعه‌شناسی را حفظ کند.
۳- بپذیرد که روشی حقیقتاً جامعه‌شناختی برای مطالعه‌ی آثار هنری هنوز وجود ندارد و بکوشد چنین چیزی را به‌وجود آورد.

اگر چه سه نتیجه‌ی بالا چندان مثبت نیستند اما جامعه‌شناسی هنر دستاوردهایی نیز داشته است که اهم آنها عبارتند از:
– در نظر گرفتن قشربندی‌های اجتماعی
– در ارتباط گذاشتن اشیای فردی با پدیده‌های جمعی یا ساختن پیکره‌های جمعی (هینیک ۱۳۸۴)
بر این اساس جامعه‌شناسی با نقد حوزه‌های مشترکی می‌یابد و مسایل مشترکی پیدا می‌کند. نخست و از همه مهم‌تر مساله‌ی ارزیابی است. برای اینکه نقدی شایسته‌ی عنوان جامعه‌شناختی یا جامعه‌شناسانه داشته باشیم ناگزیریم رهیافتی به مساله‌ی ارزیابی هنری بیابیم و به نظر می‌رسد جامعه‌شناسی از سه راه می‌تواند با نقد همکاری کند:
– شناسایی و تبیین فرآیندهای اجتماعی و ویژگی‌های فرهنگی که در ساختن ارزش هنری آثار سهیم‌اند (پاسرون ۱۹۸۶)
– یافتن دلیل جامعه‌شناختی برای ارزش آثار
– نادیده گرفتن قضاوت‌های سنتی (نسبی‌گرایی انتقادی)، به مفهوم آنکه بر اساس بررسی‌های جامعه‌شناختی داوری‌ها و معیارهای سنتی مورد نقد قرار گیرند. (هینیک ۱۳۸۴)

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (IX)

با این حال، حتی مفیدتر از فهرست های رویدادها، تجسم داده های MIDI به صورت پیانو-رُل مطابق شکل ۱۲ است. در این نوع ارائه، محور عمودی نشان گر شماره های نت MIDI است (مانند F2=53) و نت های متناظرِ شستی های پیانو به صورت گرافیکی بر هر دو طرف شکل نشان داده شده اند. زمان در طول محور افقی حرکت می کند، و با ضرب ها و میزان ها مشخص شده است. هنگام نمایش سازهای کوبه ای، هر سطرْ متناظر با یک ساز متفاوت (به جای یک نت متفاوت) است. برای مثال، در مشخصات کلی MIDI برای طبل، سطر متناظر با C1 طبل بزرگ با شماره ی نت MIDI برابر ۳۶ است، D1=38 طبل کوچک است و ۴۲=۱♯F و ۴۴=۱♯G و ۴۶=۱♯A انواع مختلف سِنج پایی هستند. این موارد در شکل همراه با شماره ی نت MIDI متناظرْ برچسب گذاری شده اند.

همه حق اظهارنظر دارند

با این جمله لابد بارها برخورد کرده‌ایم. وقتی از آن استفاده می‌کنیم که کسی به نظر کس دیگری اعتراض کرده باشد. مثلاً وقتی‌که کسی بگوید «این چه مطلب بیراهی است که فلانی نوشته». جمله‌ی لیبرال‌منشانه‌ای است که این روزها طرفدارهایش از گذشته هم خیلی خیلی بیشتر شده و به‌سختی ممکن است بتوانیم با آن مخالفت کنیم.

از روزهای گذشته…

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و پنجم)

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و پنجم)

یک مثال قدیمی ‌می‌گوید در آنجا که خواسته وجود دارد، برای آن راهش هم وجود دارد: چراکه به این سادگی به نظر می‌آید به این دلیل آن را مبادا که نپذیری و فکر کنی که به تو مربوط نیست! همه چیز به همه ما مربوط است.
انتخاب ساز- قسمت اول

انتخاب ساز- قسمت اول

فراگرفتن هنر نوازندگی با انتخاب نوع ساز آغاز می گردد و اگر این انتخاب در دوران کودکی اتفاق افتد، ساز از اولین خاطرات نوازنده می گردد و در پایان نیز، یاد گار بجای مانده از نوازنده، ساز و اجراهای های اوست.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (II)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (II)

برخی مسائل تاریخ‌نگاری موسیقی (و همچنین تاریخ هنر) با تاریخ عمومی یکی هستند و برخی نیز متفاوت. تاریخ هنر از لحاظ روش‌ها و قلمروهایی که بر آن‌ها تمرکز دارد شبیه تاریخ عمومی است؛ در این‌جا هم محک زدن منابع، روایت تاریخی، تغییرات و علیت‌ها، زندگی‌نامه و دوره‌بندی (۲) تاریخی رواج دارد، اما بین تلقی مدرن از تاریخ هنر و تاریخ عمومی یک تفاوت عمده هست و آن هم این که موضوع کار در این جا بیشتر اثر هنری است تا هر چیز دیگری.
موسیقی ایرانی برای گیتار کلاسیک (I)

موسیقی ایرانی برای گیتار کلاسیک (I)

توجه به سنت و آنچه که حافظه‌ی جمعی یک گروه آن را آشنا می‌پندارد ارزشش نه فقط در حفظ میراث گذشته، بلکه در انسجام جمعی و همگام با آینده‌ْ زیستن است. سنت نه چیزی محاط در گذشته، بلکه همه‌ی زیست ما از گذشته تا آینده را در بر دارد و گریزی از آن نیست. حذف‌ها و تغییرات در فرهنگ جمعی در طول تاریخ نشانگر بالندگی است و همین فرهنگ‌مداری است که قوام‌بخش معنای حیات جمعی است. بی‌شک یکی از خصوصیات زیستی مهم در روزگار ما، چندگانگی فرهنگی است که بهتر است به‌جای انکار یا نادیده‌گرفتن آن، به شیوه‌های مواجهه و همزیستی با آن بیندیشیم.
رابطه ساختارهارمونیک صدا و خوش صدایی

رابطه ساختارهارمونیک صدا و خوش صدایی

یکی از مهمترین مسایل در موسیقی و سایکوآکوستیک، تحقیق پیرامون خوش صدایی و بد صدایی است. تاکنون نظرات مختلفی در این مورد ابراز گشته است اما طبق نظر ویلیام ا.ستاریس (William A. Sethares) رابطه منطقی بین ساختار هارمونیک صدا و خوش صدایی در یک قطعه موسیقایی، در یک گام خاص وجود دارد.
مصائب اجرای دوباره (I)

مصائب اجرای دوباره (I)

اجرای مجدد، آن چه به گونه‌ای هنجار مسلط در موسیقی دستگاهی به حساب می‌آید (۱) به همین نسبت در موسیقی جمعی ما کمیاب است. رفتار جامعه‌ی موسیقی‌دان و شنونده‌ی ما در مقابل اجرای مجدد آثار آهنگسازی شده نوعی رفتار تناقض‌آمیز است. از یک سو اجرای مجدد الگوها در موسیقی دستگاهی به حدی نهادینه شده، حتا کسانی با اجرای مو به‌ مو (و بدون تفسیر شخصی) ردیف هنوز می‌توانند لااقل در ذهن بخشی از جامعه‌ی موسیقی به عنوان هنرمند مطرح شوند و از سوی دیگر عمل به همین رفتار در مقابل قطعات از پیش ساخته شده کمتر دیده می‌شود.
دو نمود از یک تفکر (IV)

دو نمود از یک تفکر (IV)

همین مساله سبب آن می گردد تا در درک و دریافت یک اثر معماری یا موسیقی ایرانی، با اتفاقی “آنی” طرف نباشیم و همه چیز با کشف و شهود، مراقبه و به صورت تدریجی انجام گیرد. کشف تفاوت ها و خصیصه های هر بنا، کشف جزییات تزیینات سر در یک بنا یا شبستان یک مسجد و یا کشف تفاوت های تاویل دو نوازنده یا موسیقی دان متفاوت در مواجهه با گوشه ای یکسان است که “تنوع” در عین “وحدت” را در هنر ایرانی معنا می بخشد. شاید این تفکر “کشف و شهود”ی، کلیدی باشد برای دریافت بیشتر بینش آثار هنری در شرق و به خصوص در ایران.
نشست خبری جشنواره وبلاگها و سایتهای موسیقی ایران برگزار شد

نشست خبری جشنواره وبلاگها و سایتهای موسیقی ایران برگزار شد

صبح امروز،‌ نشست خبری جشنواره وبلاگها و سایتهای موسیقی ایران در آمفی تئاتر انجمن صنفی روزنامه نگاران برگزار شد. در این برنامه که با حضور هیات داوران این جشنواره اجرا شد، فراخوان جشنواره و انگیزه و اهداف این مسابقه توسط دست اندرکاران این جشنواره اعلام شد.
سلطانی: مینی مالیسم کورتاژ را می توان مینی مالیسم جسورانه نامید

سلطانی: مینی مالیسم کورتاژ را می توان مینی مالیسم جسورانه نامید

مراحل اولیه ی مینی مالیسم همراه بود با روح مکاشفه و کشف مدل هایی از موسیقی خارجِ اروپا. هم زمان با یانگ که مشغول آموختن دروس هنری بود، ریچ طبالی غرب آفریقا را مطالعه کرده و در پی آن بود که بداند ساختارهای موسیقی ایجاد شده از ایده های پایه تا چه حد می توانند بسیط و گسترده شوند.
تأملی در آرای موسیقی خیام (III)

تأملی در آرای موسیقی خیام (III)

نگارنده، بر مبنای سنجش‏های آزمایشگاهی که روی قدیمی‏ترین آثار مضبوط استادان نوازنده چون: محمدصادق خان سرور الملک (رئیس گروه نوازندگان ناصر الدین شاه)، نایب اسد الله (استاد نی)، میرزا حبیب سماع حضور (استاد سنتور)، میرزا عبدالله و آقا حسینقلی (استادان تار) و دیگر نوازندگان دوره‏ی ناصری – که از استوانه‏های مومی حافظ الاصوات مورد بازیافت صوتی – انجام داده‏ام، ابعاد فواصل اجرایی آنها را نیز استخراج و با دستگاه‏های الکتروآکوستیک برآورد و بر مبنای واحد سنت، آن فواصل را تعیین و با گام‏های طبیعی (زارلن)، فیثاغورس و گام تعدیل شده‏ باخ مورد مقایسه قرار داده‏ام. (-:ساسان سپنتا ۱۳۷۷)