گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

جلوگیری از فشار بیش‌از‌حدِ دست چپ در نواختن گیتار کلاسیک (II)

پس چه کنیم؟ پیشنهاد می‌کنم در این مرحله که ضربه‌های قوی دست راست سبب فشار بیش از حد انگشتان دست چپ شده است تا می‌توانید سرعت را کم کنید و کم‌کم فشار انگشتان دست چپ را به حالتی که دست راست ضربه‌های ضعیف‌تری می‌زد و دست چپ کمتر دسته را می‌فشرد، نزدیک کنید؛ البته قرار نیست با یکی، دو بار تمرین همه‌چیز درست شود، بلکه لازم است این تمرین را هر روز چندین‌بار انجام دهید و بعد از موفقیت در سرعت‌های کم، به‌تدریج سرعت را افزایش دهید. موفقیت در این تمرین یعنی به‌اندازه فشار‌دادن سیم‌ها در حدی که خودتان راضی باشید.

پس چه کنیم؟ پیشنهاد می‌کنم در این مرحله که ضربه‌های قوی دست راست سبب فشار بیش از حد انگشتان دست چپ شده است تا می‌توانید سرعت را کم کنید و کم‌کم فشار انگشتان دست چپ را به حالتی که دست راست ضربه‌های ضعیف‌تری می‌زد و دست چپ کمتر دسته را می‌فشرد، نزدیک کنید؛ البته قرار نیست با یکی، دو بار تمرین همه‌چیز درست شود، بلکه لازم است این تمرین را هر روز چندین‌بار انجام دهید و بعد از موفقیت در سرعت‌های کم، به‌تدریج سرعت را افزایش دهید. موفقیت در این تمرین یعنی به‌اندازه فشار‌دادن سیم‌ها در حدی که خودتان راضی باشید.

حالا برویم سراغ یک تمرین دیگر و باز هم روی گام. از دست چپتان بخواهید که به‌جای فشردن کامل سیم به دسته، فقط آن را لمس کند. بله! صدای درستی نخواهید شنید -چیزی مثل تپ‌تپ!- اما همین کار را ادامه دهید. دست راست قوی ضربه بزند، اما دست چپ فقط فِرِت‌هایی را که برای اجرای گام لازم است لمس کند. خوب به فشار انگشتان، شانه و گردنتان توجه کنید. تا می‌توانید عضله‌ها را رها و شل کنید و اکنون کم‌کم فشار انگشتان دست چپ را روی سیم بیشتر کنید.

ممکن است در چند مرحله‌ی نخست همچنان صدای شفافی نداشته باشید و صدای گِز بشنوید، اما از لحظه‌ای که صدای نرمال و عادی ایجاد شد -یعنی با کمترین فشار- باید دست چپ خود را در همان حد فشار نگه دارید. می‌توانید چندبار این تمرین را از نخست تا این نقطه انجام بدهید و دوباره احساس رها‌بودن دستتان را تجربه کنید. به‌نظر من ثبت ذهنی نوازندگی بدون تنش اضافی بسیار مهم است. به این ترتیب شما می‌توانید به معیاری شخصی و درونی از تقسیم نیروهای انگشتان، شانه و گردن دست یابید.

برای مثال، من هر چقدر یه یک هنرجو بگویم رها باش و سعی کن تا بیش‌از‌حد دست‌ها و بدنت را منقبض نکنی، شاید او در ذهنش درک درستی از این خواسته‌ی من نداشته باشد. درست است که من می‌توانم خود روی دستانم این کار را به او نشان بدهم، ولی با تمرین‌های یاد‌شده می‌توانیم تا حدود زیادی حسِ رهایی از تنش ماهیچه‌ای را تجربه و منتقل کنیم.

پس تا اینجا دو راه را بررسی کردیم. یکی اجرای گام از صدای ضعیف تا قوی و کنترل انگشتان دست چپ برای اینکه وقتی صدا قوی شد بیش از حد دسته را فشار ندهیم و روش دوم نیز تمرین گام با نیروی بسیار کم، به‌طوری‌که در ابتدا تپ‌تپ، بعد گِز و بالاخره صدای شفاف ساز را بشنویم. در اینجا دو نکته را یادآوری کنم: یکی اینکه انگشت‌گذاری گامِ انتخابی به‌گونه‌ای باشد که سیم آزاد نداشته باشد (یعنی حتماً برای ایجاد نت‌ها از انگشت‌های دست چپ استفاده کنید) و دوم اینکه در هر مرحله به توازن نیروها و وضعیت دست و فشار ماهیچه‌ها توجه و فکر کنید. در ضمن می‌شود این تمرین را به‌نحو ساده‌تری به‌شکل اجرای ۴ نت بر ۴ فرت متوالی روی هر یک از سیم‌ها پیش برد؛ مثلاً از سیم ۶ شروع کنید و به ترتیب انگشت‌های ۱ و ۲ و ۳ و ۴ را استفاده کنید، سپس به سیم بعد بروید و تا سیم ۱ ادامه بدهید.

اگر گمان کنیم همین دو تمرین قرار است مشکل فشار اضافی دست چپ ما را برطرف کند، کمی ساده‌لوحانه اندیشیده‌ایم! این دو تمرین قطعاً ما را در کاهش این فشار یاری می‌کنند، ولی باید راه‌های دیگری را هم کشف کرده و تمرین کنیم.

بابک ولی پور

۱ نظر

بیشتر بحث شده است