والی: ردیف یعنی رپرتوار استاد

رضا والی
رضا والی
چرا وقتی اینها با هم ترکیب می شوند ما باید اصطلاح غربی – شرقی را به کار ببریم؟ اگر این ترکیب، منجر به یک موسیقی یکدست می شود و این دو موسیقی به خوبی یک موسیقی جدید بوجود می آورند، چه دلیلی دارد که از آن اجتناب کنیم؟ مثلا آقای همایون رحیمیان که اتفاقا با شما هم در هنرستان همکلاس بودند، موسیقی هایی سمفونیک نوشته اند بر روی دستگاه های ایرانی، به طور گسترده هم از تکنیک های هارمونی و کنترپوان و ارکستراسیون غربی بهره گرفته اند ولی به صورتی که همنشینی خوبی با موسیقی دستگاهی داشته است، در این میان حتی به آکوردهای جدیدی هم رسیده اند که به خاطر فواصل خاص موسیقی ایرانی بوجود آمده؛ حالا یک موسیقی جدید داریم، نه غربی است و نه کاملا ایرانی، تنها یک موسیقی خوب است!
این کار خیلی خوب است. من در مورد کار خودم صحبت می کنم و می گویم معتقدم سیستم دستگاهی، یک سیستم کامل و مستقل است. بعضی هستند که می خواهند دو سیستم مختلف را ترکیب کنند، بعضی هم می خواهند سیستمی بوجود بیاورند که بازدهی مخصوص به خودشان را داشته باشد.

موسیقی ایران سه خصوصیت مهم دارد، استقلال، گستردگی و قدمت. دلیلی هم ندارد که ما حتما از سیستم ردیف بهره ببریم، ردیف یعنی رپرتوار استاد؛ ما لازم نیست با انسجامی که یک استاد قدیمی پیشنهاد کرده است، موسیقی خودمان را تولید کنیم، اصلا به همین خاطر است که به آن می گویند ردیف! یعنی شما اگر بخواهید ردیف میرزاعبدالله بزنید باید همانطور که میزاعبدالله گفته است ردیف را بزنید، اگر نزنید دیگر آن ردیف نیست. ولی دلیلی ندارد که شما اگر ردیف نزنید داخل دستگاه نباشید. من در آثار خودم از دستگاه به صورت تجریدی استفاده می کنم در حالی که موسیقی ام ردیفی نیست.

شما گفتید ما می توانیم از موسیقی دستگاهی به صورت آتونال هم استفاده کنیم، در حالی که ما وقتی ماژور می زنیم نمی گوییم ماهور زدیم و باید قواعد خاص ماهور را رعایت کنیم، حتی در قطعات وزیری هم می بینیم که یک قطعه را مثلا نوشته سل ماژور ولی دیگری را نوشته است ماهور سل.
بله، موسیقی ایرانی دارای وسعت بسیار زیادی است و ما می توانیم از یک سیستم با روش های مختلفی بهره برداری کنیم. سیستم دستگاه که دانگ ها هستند بر خلاف موسیقی غربی است که بر مبنای مینور و ماژور هست، مینور و ماژور هم بر اساس سیستم عمودی استفاده می شود، در سیستم افقی ما مدهای دورین، فریژین و… داشته ایم که امروز استفاده نمی شود. موسیقی ایرانی موسیقی افقی است و عمودی نیست.

البته عمودی هم می تواند باشد!
بله می تواند، این موضوع بحث مفصلی را می طلبد. شما اگر بتوانید از درون این سیستم و کشف خصوصیت های موسیقی دستگاهی و ارتباطاتی که دانگ ها و تتراکوردها با هم دارند، روش های جدید چندصدایی کشف کنید، می توانید دست به تولید موسیقی های جدیدی بزنید؛ چه بر اساس موسیقی عمودی و چه افقی. موسیقی دانان امروزی ایران در همه زمینه ها، مشغول کار هستند و فرقی که بین موسیقیدانان این دوره با دوره گذشته بوجود آمده، این است که بعضی از آنها امروز سعی می کنند، از درون خود سیستم موسیقی ایرانی، یک موسیقی جدید بوجود بیاورند ولی در دوره قبلی موسیقیدانان ایران زیر بنایشان موسیقی غربی بود ولی روبنا موسیقی ایرانی. امروز این موسیقی از زیر بنا می خواهد تغییر کند. حالا هر کس به سلیقه خود کارهایی می کند.
ممنون از اینکه وقت خود را به ما دادید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (VIII)

هشترودی در زمانی که هنوز جهان درگیر جنگ سرد بود و مسائل مربوط به جهانی شدن مطرح نشده بود این نکته مهم را عنوان کرد که هویت اصلی یک ملت و قدرت حضور آن در جهان، بیشتر تابعی از زایش هنری و فلسفی اوست تا صرفاً پیوستگی مجرد به علم و مباحث آن. در حقیقت او به درستی روی این نکته دست می گذارد که جریان جهانی شدن جریانی سطحی و مبتذل از فروریزی فرهنگ ها در درون حوزه یی از قدرت علمی – فنی نیست. هر فرهنگی با هویت خود که همان ظرفیت هنری و فلسفی خود است وارد این میدان می شود و حضورش نیز به اندازه همین ظرفیت صاحب ارزش می شود.

مکتب و مکتب داری (IV)

نمونه ای دیگر، کنسرت گروه اساتید (به کوشش فرامرز پایور) در مایه دشتی به سال ۱۳۵۸ همراه صدای محمدرضا شجریان است. در آلبوم «پیغام اهل راز» استاد فرامرز پایور، روایتی دیگر و برداشتی خاص از تصنیف «خون جوانان وطن» اثر عارف را ارائه داده و یکی از زیبا ترین اجراهای استاد اسماعیلی در همین آلبوم است. ارتباط شنونده این آثار باصدای ضرب (تنبک) استاد، ارتباطی ناخودآگاه است. مانند ارتباط شنونده ارکستر سمفونیک با صدای کنترباس ها و ویولونسل ها و دست چپ پیانو.

از روزهای گذشته…

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (IV)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (IV)

از طرف دیگر در بررسی های تاریخی – ادبی می بینیم که در دوره های مختلف تاریخی، زبان های فارسی و عربی در جهان متمدن قدیم، مانند زبان های فرانسه و انگلیسی در قرن اخیر، زبان های بین المللی بوده اند و حدودشان بر محدوده های فرهنگ های ایرانی یا عربی منطبق نبوده است. شاعران فارسی گویی مانند امیر خسرو دهلوی، هندی و رودکی، ترک سمرقندی بوده اند و همان طور که اشاره شد، عده ی زیادی از شاعران ایرانی نژاد و فارسی زبان هستند که آثارشان به زبان عربی و در حیطه ی تاریخ ادبیات عرب است. (۴)
Il Carlo IX di Francia del 1566 (قسمت دوم)

Il Carlo IX di Francia del 1566 (قسمت دوم)

از نظر زیبایی شناسی بسیار پویا و انسانی مطابق با فرمهای طبیعی در حرکت بودند ونوای ویلن ها در خانواده آماتی از شکوهی عمیق خبر می دهد که به دور از جنجال ها و هیاهوی محیط حضور خود را تثبیت می کند و چه زیبا که هنر ویلن با آماتی ها بنیان گذاری و ادامه یافت ما همچنان گذشتگان خاندان آماتی را سپاس می گذاریم و کوشش آنان را در ایستایی این پدیده شگرف احساس می کنیم هر چند که شاید نامی از آنها در تاریخ نباشد.
روش سوزوکی (قسمت سی چهارم)

روش سوزوکی (قسمت سی چهارم)

دانشمندان طراز اول، هنرمندان، بازرگانان و سیاستمداران تنها زمانی در کارشان موفق می‌شوند که انسان هایی ممتاز، عالی و طراز اول باشند. برای بدست آوردن موفقیت باید در وهله‌ی اول انسانی عالی مرتبه بود، باید شخصیتی داشت. در چهار سال تحصیلی یعنی از سال اول تا سال آخر، من سخنگوی کلاس بودم، باید بگویم که من خیلی هم با هوش نبودم و نمره‌ هایم به ندرت خوب می شدند اما تک تک شاگردان کلاسمان را دوست داشتم و برایشان احترام قائل بودم و آنها هم مرا دوست داشتند و چون شخصیتی مددکار و یاری دهنده داشتم، همواره مورد تایید و انتخاب آنها بودم.
طبقه بندی تکنیک های تنبک (II)

طبقه بندی تکنیک های تنبک (II)

این مشخصه مربوط به نحوه اجرای تکنیک و تولید صدا می باشد. به طور کلی در تنبک نوازی می توان چندین نوع مختلف از شکل اجرا را تشخیص داد:
زمان با شکوه نقطه اوج (III)

زمان با شکوه نقطه اوج (III)

سلوک در موسیقی چه در خلق آن با این همه کوره راه های خطرناک و چه در شنیدن آن با هجوم حجم عظیم صدا در این زمان، نیاز به تجربه ای دارد که ما نامش را تجربه سلوک در زمانی می نامیم که با پرسشی آغاز و با پرسشی دیگر پایان میگیرد اگر اثری ناتوان از پرسش نهایی نباشد، یا سطحی است یا دروغ است راز جاودانگی اثر در همین استمرار خلاق زایش پرسش های جدید است هنگامی که اثری از این توان تهی شد، به معنی آن است که عمرش به پایان رسیده است.
نیکل بک ، گروه محبوب راک کانادایی

نیکل بک ، گروه محبوب راک کانادایی

نیکل بک (Nickelback) یک گروه موسیقی راک، اهل کشور کاناداست که در سال ۱۹۹۵ در آلبرتا (Alberta)، با حضور “Chad Kroeger” ،”Mike Kroeger” و “Ryan Vikedal” شکل گرفت. آهنگ “How You Remind Me” از سومین آلبوم این گروه که “Silver Side Up” نام داشت، توانست در رده اول محبوب ترین آهنگ های کانادایی قرار گیرد و همزمان جزو صد آهنگ برتر بیلبورد (Billboard Hot 100)، چارت هفتگی مجله آمریکایی مشهور “بیلبورد” شد.
سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (IX)

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (IX)

برای بیچام موزار «قلب موسیقی اروپا» به شمار می رفت و بنابراین برای آهنگ های موزار احترام بیشتری قائل بود تا اکثر آهنگ سازان دیگر. او رکوئیم ناتمام را ویرایش کرد و دست کم دو اپرای بزرگ را ترجمه کرد و بدین ترتیب مخاطبان کاونت گاردن را با Cosi fan Tutti، The Impressario و Abduction from Sergalio آشنا کرد.
زوج هنری باربیرولی (II)

زوج هنری باربیرولی (II)

جان باربیرولی در طی پخش مجموعه کنسرتهای یکشنبه از رادیو NBC مخاطبان زیادی را جذب خود نمود. از جمله مجموعه کنسرتهای مطرح وی به همراه این ارکستر (فیلارمونیک نیویورک)، در هالیوود بال بود که با استقبال زیادی مواجه شد. در سال ۱۹۴۲ با جنگی که در وطن اش اتفاق افتاد به شدت زجر کشید و دلتنگ دیار و برای خانواده خود نگران بود. او از طریق دریا از آمریکا به بریتانیا رفت و در این سفر طولانی کنسرتهایی را به همراه ارکسترهای مختلف رهبری نمود.
روش سوزوکی (قسمت پنجاه و دوم)

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و دوم)

چرا بیشتر انسان ها به این می‌اندیشند که کاری را انجام دهند اما در پایان آن را انجام نمی‌دهند؟ چرا آنها قدرت آن را ندارند که آن کاری را که در مغزشان می‌خواهند به آن عمل کنند عمل نمی‌کنند اگر آدم به انجام آن کار فکر کند باید به اجرای آن کار عمل کند.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (I)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (I)

می‌دانیم، می‌دانیم که دانش معاصر به شکلی همگن توزیع نشده است و اگر بخواهیم آن را امری اخلاقی تلقی کنیم خواهیم گفت در جهان امروز دانش توزیعی عادلانه ندارد. به یاد نداریم زمانی در طول تاریخ در دسترس، دانش کاملا «عادلانه» میان بخش‌های مختلف جهان توزیع شده باشد، اما از طرفی هرگز –با وجود امکانات انتقالی بیش از هر وقت دیگر در تاریخ- به ناهمگنی امروز نیز نبوده است.از آن‌سوتر در ذهنمان چیزی سرک می‌کشد که جهت این توزیع ناعادلانه به زیان ما است، یعنی که بیشترین بهره‌ی دانش را در هر رشته‌ای ما تولید نمی‌کنیم و دست‌بالا، اگر بتوانیم، مصرف کننده‌ی آن هستیم.