گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XIII)

۱۶- آقای شجریان گفته اند: «با این سازها اینجا در امریکا چند نوازنده برجسته زیر نظر یک پروفسور موسیقی، صداهای عالی ایجاد کرده اند، این سازها برای اجرای آثار باروک (موسیقی قرن هفدهم اروپا) خیلی عالی هستند. (استاد شجریان قطعاتی را با لپ تاپ خودشان برایم پخش کردند که کوارتت زهی متشکل از همین سازها قطعات باروک میوزیک را مینواختند که صدایی فوق العاده زیبا داشت و کاملا با آن موسیقی همخوانی داشت.» طبیعی است که این ساز برای اجرای موسیقی بدوی تر بهتر صدا می دهد، چراکه سازهای آن دوره نیز مانند امروز تکامل یافته نبوده اند.

۱۶- با مثالی که زدید موافق نیستم… این که ما سازی را با ساز دیگر مقایسه کنیم به نظر من اشتباه است و مثال هواپیما که شما زدید، مقایسه ی چیزی با چیز دیگر نیست بلکه با خودش است… شما می فرمایید که هواپیما قبلا اختراع شده… ولی این ساز متفاوت است…

شما حس نمی کنید اما جمله “طبیعی است که این ساز برای اجرای موسیقی بدوی تر بهتر صدا می دهد چراکه سازهای آن دوره نیز مانند امروز تکامل یافته نبوده اند” اگر چه در ظاهر خیلی عاقلانه به نظر می رسد اما در بطن خود حس تمسخر و تحقیر را به همراه دارد و این همان چیزی است که به نقد خوب شما حس دیگری می دهد و لابد اینگونه بیانات می تواند احساسات را تحریک کند. به عنوان کسی که عاشق ایران است و عاشق هنر ایران و موسیقی ایرانی است، می توانم ناراحتی حاصل از درک نشدن تلاش استاد توسط دوستانی چون شما و علت عکس العمل ایشان را که اشاره فرمودید، بفهمم ولی البته شما و نقد شما را بسیار محترم می شمارم…

۱۶- بله متفاوت است، ولی این تفاوت چقدر است؟ آیا این تفاوت ایجاد شده منطقی است و در مسیری صحیح است؟ مثلا اگر من کاسه تنبک را مثلث بسازم به جای دایره، تفاوتی در آن ایجاد کرده ام ولی این تفاوت چقدر مفید است؟

شاید نوع گفتار من لحن خوبی نداشته و موجب کژتابی شده است. پس گفته ام را به گونه ای دیگر مطرح می کنم؛ شما اگر به سازهای دوره رونسانس و اوایل باروک توجه کنید، متوجه می شوید که خصوصیات مشترک زیادی با بعضی از سازهای ایرانی دارند، مثلا به جای اینکه کاسه طنینی آنها طوری طراحی بشود که قابلیت ارتعاش مطلوب و ایجاد هارمونیک ها را با شدت مناسب داشته باشد، کاسه ای سنگین با چگالی بالا با محیطی ضلع دار و… دارد؛ حالا این نقیصه با چند وسیله ساده به طور نیمه کاره جبران میشده، یکی استفاده از پوست بوده و دیگری استفاده از سیم رزونانس. همانطور که می دانید با تکامل سازها در اروپا کم کم این سازها کنار رفتند و جایشان را به سازهای دیگر دادند که به جای این روشهای غلط، اشکال را از ریشه حل می کردند.

البته در میان سازهای پیشرفته هم (از میان سازهای ملودیک) معدود سازهایی ماندند که پوستی بودند ولی دیگر این پوست کاربرد سابق را نداشت و رل دیگری را بازی می کرد.

نباید تعارف داشته باشیم، وقتی ساز ما بدوی است، وقتی فضا پیمای ما بدوی است یا… اگر نگوییم بدوی است، اول به علم و بعد به مردم دروغ گفته ایم.

۱۵ و ۱۶- با این مقایسه ها که می فرمایید من باز باید مثال تیم برزیل را تکرار کنم و باز هم وارد یک سیکل معیوب شوم…

۱۵ و ۱۶- امیدوارم با توضیحاتی که در شماره ۷ دادم این مشکل حل شده باشد.

پیروزی قهرمان نامراد

هیچ مبالغه ای درکار نخواهد بود اگر بگوییم که تاریخ موسیقی کشورما، به قبل و بعد از علی نقی وزیری تقسیم می شود، تاریخی که عملا هنوز نوشته نشده است. تاریخی که از گسستگی های فراوان دوره های تاریک و خالی از هرگونه اطلاع و دوره های پربار و کم سند و کم استناد، انباشته شده است.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (VII)

موسیقی‌های انتخاب‌شده از سوی من برای این نوشته عبارت‌اند از: «بوی خوب گندم» با آهنگ‌سازی و تنظیم واروژان، ترانه‌ی «شهیار قنبری» و صدای «داریوش اقبالی»، «پُل» با آهنگ‌سازی و تنظیم واروژان، ترانه‌سرایی «ایرج جنتی عطایی» و صدای «فائقه آتشین»، «هفته‌ی خاکستری» با آهنگ‌سازی و تنظیم واروژان، ترانه‌سرایی شهیار قنبری و صدای «فرهاد مهراد»، «اسمر اسمر‌جانم» و «بارون بارون» از ترانه‌های فولکلور ایرانی با تنظیم واروژان و صدای «پریرخ شاه‌یلانی» (پری زنگنه).

از روزهای گذشته…

درباره‌ی نقد نماهنگ (XI)

درباره‌ی نقد نماهنگ (XI)

نخستین نامزد «برآوردن» غنا و ژرفای معنایی یک نماهنگ است (مقصود اهمیت یا ارجمندی داستانی که بازگو می‌شود یا به عبارتی سطحی‌ترین معنای برداشت شده از آن نیست). ژرفا و غنایی که از برخورد سه زبان موسیقایی، کلامی و تصویری برمی‌آید. هر چه زیباشناسی پیوند برآورده‌شده‌تر باشد تنیدگی منسجم‌تری در میان آن زبان‌ها برقرار است و در نتیجه ارزش بیشتری هم می‌توان به آن داد. این اندیشه به‌راستی ما را به پرسش از وضوح معنا می‌کشاند. ژرفا و غنایی که می‌گوییم یک سوی روشنشی هم دارد. اما آیا خود این روشنش ارزش ذاتی دارد؟ اگر در سوی جهان موسیقی ایستاده باشیم شاید نه (و البته چنین جایگاهی ممکن است از نو مستلزم نقض رابطه‌ی جزء و کل نماهنگ باشد). اما اگر جز این باشد چنان که دیدیم فرآیند روشنش در دل خود همان ارزش زیباشناختی‌ را حمل می‌کند که ورزیدن هر زبان دیگری. پس مساله می‌شود میزان کشف و عینیت‌بخشیدن به امکانات زبانی فروخفته.
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (I)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (I)

تاریخ نگاری در مقوله ی هنر، در فرهنگ ایرانی و فارسی بیشتر به شعر و ادبیات اختصاص یافته و تنها در این بخش است که بررسی های تاریخی مفصل، معتبر و متنوع موجود است. بررسی های تاریخی در هنرهای دیگر، از جمله موسیقی، کم یاب اند و آنچه که هست (چنان که در این نوشته بررسی خواهد شد) چندان معتبر و مفصل نیستند.
یادمان هفتاد و دومین زادروز شاعر تمبک «ناصر فرهنگ فر» در فرهنگسرای ارسباران برگزار می شود

یادمان هفتاد و دومین زادروز شاعر تمبک «ناصر فرهنگ فر» در فرهنگسرای ارسباران برگزار می شود

یادمان هفتاد و دومین زادروز شاعر تمبک «ناصر فرهنگ فر» در تاریخ پنجشنبه ۹ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۱۸ در فرهنگسرای ارسباران برگزار خواهد شد. در این یادمان، گروه تمبک به سرپرستی آرش فرهنگ فر، دونوازی سنتور و تمبک (محمد موحد نیا و آرش فرهنگ فر)، تک نوازی تمبک و ضربی خوانی (آرش فرهنگفر)، دو نوازی تار و تمبک (سیاوش برهانی و آرش فرهنگ فر) به اجرای موسیقی خواهند پرداخت. سخنران برنامه یاد شده میرعلیرضا میرعلینقی است. همچنین پخش تصاویری از اجراهای ناصر فرهنگفر و سخنان بزرگان موسیقی ایران درباره این هنرمند فقیر از دیگر بخش های برنامه است.
موسیقی هند و مقایسه آن با موسیقی ایران (I)

موسیقی هند و مقایسه آن با موسیقی ایران (I)

موسیقی شمال و جنوب هند از هم متمایز است ولی نباید آنرا دو نوع موسیقی دانست. در حقیقت هند دارای یک موسیقی است که به دو سبک در شمال و جنوب جلوه گر شده است. مهمترین موجبی که سبب رونق موسیقی هند شده این است که موسیقی و رقص دو هنریست که از لحاظ مذهبی اهمیت دارد چنانکه داستان موسیقی هند از میان تاریخ و افسانه های زیبای قدیمی به چشم می خورد. «ساراس واتی» را خدای هنر و دانش می دانند. شیوا آفریننده ساگنیت یعنی موسیقی و رقص و دارم است.
گفتگو با جیمز دپریست (II)

گفتگو با جیمز دپریست (II)

جواب دادن به این سئوال بسیار مشکل است. اولین سمفونی باربر (Barber) در سال ۱۹۳۶ آهنگسازی شد، در حدود هجده دقیقه، یک شاهکار است. به طور کل آثاری از شوستاکوویچ، بنجامین بریتن (Benjamin Britten)، الیوت کارتر (Elliot Carter)، آرون کپلند (Aaron Copland)، لئونارد برنستین به عنوان شاهکارهای موسیقی می توان نام برد، اما این آثار آنقدر تازه و معاصر هستند که باید به اندازه فاصله خورشید، زمانشان بگذرد تا بتوان درباره جاودانه و شاهکار بودن آنها قضاوت کرد.
گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (IX)

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (IX)

در اوایل دهۀ نود، آقای بهداد بابایی هم با من تماس گرفتند و گفتند در این پروژه دارند کارهایی انجام می‌دهند و قرار بوده که این ردیف را اجرا کنند. دوست مشترکی گفته‌ بودند که چون من (اسعدی) هم در این زمینه‌ها علاقه دارم کار مشترک در این زمینه انجام دهیم و چند جلسه‌ای ما با هم رفتیم و آمدیم. پس از چهار پنج جلسه به ایشان گفتم این پروژه خیلی سنگین است و به این سادگی نیست؛ دقت بیشتری می‌خواهد و باید ملایم‌تر پیش برویم و پس از مدتی گفتم فعلاً به دلیل مشغله‌های کاری نمی‌توانم ادامه دهم، مگر آنکه یک سال فرصت مطالعاتی داشته باشم و همۀ کارهایم را تعطیل کنم و بر این مجموعه متمرکز شوم، ببینیم می‌شود یا نه و این کار را ادامه ندادم. آقای بابایی هم داشتند قسمت‌هایی از این ردیف را اجرا می‌کردند ولی هنوز منتشر نکرده‌اند.
فرامرز پایور در قیاس با هم عصرانش

فرامرز پایور در قیاس با هم عصرانش

مطلبی که در پیش رو دارید سه سال پیش به مناسبت تولد فرامرز پایور در سایت موسیقی هنری ایران قرار گرفت. در این نوشته مقایسه ای بین فرامرز پایور با هنرمندان دیگر موسیقی، صورت گرفته است؛ مسلما” مقایسه دو هنرمند در دو رشته مختلف کاری دشوار است ولی می توان بصورت کلی از زاویه های مختلف، مقایسه ای به عمل آورد (همانطور که امروز بزرگانی مثل ابن سینا و داوینچی را از نظر خلاقیت و نوآوری با هم مقایسه میکنند) و در آخر معدلی از فعالیتهای موسیقی او به دست آورد.
نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (II)

نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (II)

چگونه منتقد محترم فراگیری مبانی اجرای موسیقی را عمل نمی دانند و از ارائه یک روش برای فراگیری مبانی اجرای موسیقی (هر نوعی از موسیقی) ایراد می گیرند؟ آیا فراگیری مبانی اجرا در موسیقی یک فعالیت بدنی (physical) و فکری (mentally) نیست؟ در هیچ کجای کتاب مورد نقد، اشاره­ای به این نکته شده که: «مثل…
ادامهٔ مطلب »
درباره حسین خان اسماعیل زاده (I)

درباره حسین خان اسماعیل زاده (I)

حسن مشحون در جلد ۲ تاریخ موسیقی ص ۵۴۳ می نویسد: «حسین خان معروف به اسماعیل زاده فرزند اسماعیل خان نوازنده می باشد و استاد اواخر عصر قاجاریه». حسین خان تحت زیر نظر پدر به نواختن کمانچه مشغول شد ولی بیشتر نوازندگی را از عموی خود قلی خان فرا گرفت. از نوازندگان حرفه ای کمانچه بود و محل کارش در محله سرپولک (بازار تهران) بود وی به اشاره ظهیرالدوله از جمع عوام خارج و با طبقات عالی و رجال دمساز شد و در جلسات انجمن اخوت حضور یافت و به تاسیس کلاس و تربیت شاگردان پرداخت. از شاگردان ممتاز وی در نوازندگی: رضا محجوبی، رکن الدین مختاری، ابوالحسن صبا، حسین یاحقی، ابراهیم منصوری، شهباز برمکی و حسین میرخانی را می توان نام برد.
پری ثمر (I)

پری ثمر (I)

مطلبی که پیش رو دارید، در سال ۱۳۴۸ درباره پری ثمر خواننده نامدار ایرانی اپرا نوشته شده است و در آن به شرح حال و فعالیت های او در آن برهه از زمان میپردازد. خواندن این مطلب استثنایی در مورد این خواننده اپرا که توسط نویسنده ای ناشناس در مجله کاوه مونیخ نوشته است، خالی از لطف نیست.