گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (IV)

۴- فرمودید: «حتی نوازندگان ویلن ایرانی هم از سیم های زه استفاده نمی کنند و اغلب یک پارچه ی بزرگ به ویلن وصل می کنند تا شفافیت صدا را کم کنند و صدای ویلن را از حالت اصلی خود به صدای تودماغی کمانچه نزدیک کنند میدانید چرا؟ چون ساز زدن با این سیمها مشکل است چون فالش نزدن با این سیمها مشکل است چون فالشی ها به بهترین شکل شنیده میشود در حالیکه وقتی شما با کمانچه فالش میزنید مردم خوششان هم می آید» البته در همه موارد اینطور نیست، بسیاری از نوازندگان مطرح ویولون کلاسیک از سیم های متال هم استفاده می کنند چه ایرانی و چه غیر ایرانی (حتما در فیلم ها دیده اید)‌ پارچه انداختن روی ویولون هم مشکل فالشی را حل نمی کند، فقط کمی (بسیار کم)‌ ارتعاش را دمپ می کند و این اتفاق باعث خاموشی هارمونیک هایی می شود که شدت کمتری دارند. ضمنا کسی از کمانچه فالش بیشتر از کمانچه ژوست خوشش نمی آید، اگر اینطور بود الان شاگردان استادان از استادان بیشتر طرفدار داشتند (گمان می کنم این قسمت را به مزاح گفتید!)

۴- منظورم از هارمونیکهای بالا همان است که باید باشد یعنی هارمونیکهای بالای هر نتی. مثلا در ویلن و پیانو میدانیم که همه ۱۶ فرکانس هارمونیک، در هر نت وجود دارد البته به اشکال مختلف… اما در سازهای ایرانی خیر…(اگر شما نظر دیگری دارید بفرمایید.)

۴- البته متخصص امور هارمونیک ها، استاد من آقای مهاجری عزیز هستند! فرمایش شما به طور کلی صحیح است ولی نباید یک نکته را فراموش کرد که چه در سازهای غربی و چه در سازهای ایرانی، در بخشهای مختلف ما شاهد قوی و ضعیف شدن شدت هارمونیک ها هستیم، مثلا شما در پوزسیون ۱۰ ویولون روی سیم می، هارمونیک های کمتری می شنوید تا پوزسیون یک روی همین سیم؛ ضمن اینکه تنها شنیده شدن هارمونیک ها هم نمی تواند معیار کافی برای بهتر یا بدتر بودن یک ساز باشد، هارمونیک های هر ساز باید نسبت به کیفیت صوتی همان ساز شدت و ضعف داشته باشند. احتمالا شما هم با سازهایی برخورد کردید که هارمونیک های بالایشان بسیار پرصدا بوده و به اصطلاح زنگ صدای آنها بیش از حد زیاد بوده است؛ خب این سازها چندان گوش نواز نیستند، با اینکه ممکن است شدت بعضی از هارمونیک هایشان نسبت به سازی دیگر بالاتر باشد.

۵- مطلب را چنانکه در بالا عرض کردم خواندم و در مورد آن هم خواهم نوشت در ادامه همین بخش.

۵- …گویا به همان اندازه که شما دانش موسیقی دارید، بنده به موسیقی گوش کرده ام… اینکه عرض کردم مردم از فالش زدن کمانچه خوششان می آید شوخی نیست؛ عین واقعیت است… من می توانم ده نمونه کار برای شما بیاورم که کاملا فالش نواخته میشود (حتی عمدا) و هیچکس اعتراضی ندارد…

۵- اینکه هیچ کس اعتراضی ندارد با اینکه کسی از فالشی بیشتر از ژوست بودن لذت ببرد تفاوت بسیار دارد. یک مثال ملموس می زنم تا منظورم را بهتر متوجه شوید، شما حتما آن تست معروف رنگ را دیده اید که یک تصویر حرف A سفید رنگ را در میان رنگ سیاه و یک حرف A سفید را در میان رنگ خاکستری قرار می دهند و می پرسند آیا این دو را یکسان می بینید؟ تقریبا همه پاسخ می دهند اولی سفید نیست و تیره تر از دومی است ولی وقتی آن دو را کنار هم می گذارید به یکسان بودن رنگ آنها پی می برید.

همین اتفاق برای گوش های ضعیف تر اتفاق می افتد. وقتی آنها صدای کمانچه ای را که کمی فالش میزند می شنوند، به دلیل کم دقتی در تشخیص فرکانس متوجه مشکل نمی شوند ولی اگر همان لحظه نوازنده دیگری همان جمله را ژوست بنوازد، نه تنها متوجه مشکل می شوند، بلکه تشخیص می دهند که دومی بهتر صدا می دهد. اگر غیر از این باشد عجیب است چون طبع انسان نسبت به بعضی از فواصل (البته بعضی از فواصل!) دارای حساسیت است. اتفاقا آقای مهاجری در این مورد تحقیقات زیادی انجام داده اند و نتایج پژوهشهایشان را در یک سخنرانی اخیرا منتشر کرده اند که این پژوهشها نشان می دهد که این عدم تشخیص و تشخیص ها، تا حد زیادی تابع علم آکوستیک است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جان کیج و ذن بودیسم (III)

او به زودی خود را مستغرق میان دنیای سریالیسم شوئنبرگ و نئوکلاسیسیسم «استراوینسکی» پیدا کرد و عمیق ترین تآثیرات را از کلاس های آهنگسازی «هنری کاول» پذیرفت. در ۱۹۳۴ به بهترین شاگرد کلاس شوئنبرگ بدل شد. یک بار شوئنبرگ در باره ی او گفت: او برای من نه تنها بهترین شاگردِ آهنگسازی که افتخارِ کشفِ یک نبوغ است.

میکس و مستر به زبان ساده تحت برنامه کیوبیس (V)

دینامیک در موسیقی های قدیمی بیشتر است و در موسیقی امروز محدودتر. دینامیک کار نهایی عملی است که مهندس مستر انجام می دهد.

از روزهای گذشته…

سعیدی: هیچ آدمی تکرار نمی شود

سعیدی: هیچ آدمی تکرار نمی شود

شما ببینید آقای عبادی که سه تار می‌زدند، آدم منقلب می شود. این بنا به آن تجربه و آن کار دراز مدتی است که او انجام داده است. شاگردان من اکثراً خوب هستند یعنی اگر من شاگردی را می دیدم که کار نمی‌کرده رد کرده‌ام، یعنی شاگردی که پیش من کار کرده است واقعاً خوب بوده است. من شاگردان خیلی خوبی الآن تربیت کرده‌ام که در جاهای مختلف در حال تدریس هستند در آموزشگاه‌های مختلف در هنرستان ها، خودم در هنرستان پسران یکی از پسرهایم {شاگردان پسر} را گذاشته ام، (یعنی شاگردانم، پسرهایم را، بچه‌های موسیقی را می گویم فرزندان هنری‌ام هستند!) در هنرستان دخترها هم در کنار خودم هستند.
گئورگی سندلر لیگتی (I)

گئورگی سندلر لیگتی (I)

گئورگی سندلر لیگتی (György Sándor Ligeti)٬ آهنگساز مجار یهودی تبار در ۲۸ می ۱۹۲۳ در رومانی متولد و بعد ها شهروند اتریش شد. عمده معروفیت آثار وی در حوزه موسیقی کلاسیک است لیکن عامه مردم وی را از اپرای معروفش Le Grand Macabre و قطعات مختلفی که برای فیلم های استنلی کوبریک٬ همچون ۲۰۰۱: ادیسه فضایی (۲۰۰۱: A Space Odyssey)٬ درخشش (The Shining) و چشمان کاملا بسته (Eyes Wide Shut) ساخته٬ می شناسند.
پدرخوانده (۱۹۷۲)

پدرخوانده (۱۹۷۲)

“پدرخوانده” محصول سال ۱۹۷۲ به عقیده بسیاری از منتقدان و تماشاگران حرفه ای سینما یکی از بهترین فیلمهایی است که در طول تاریخ فیلمسازی آمریکا تهیه شده است، نمونه واقعی از یک فیلم کلاسیک آمریکایی. کارگردانی کاملا” حرفه ای فرانسیس فورد کوپلا (Francis Ford Coppola) و بازی زیبای مارلون براندو (Marlon Brando) و آل پاچیونو (Al Pacino) در نقش ویتو کورله اونه (Vito Corleone) و کوچکترین پسرش مایکل از جمله دلایل موفقیت فیلم محسوب می شوند.
هستی و شناخت در منظر هنر (I)

هستی و شناخت در منظر هنر (I)

شناخت حاوی مثلثی از خیال، تجربه و عقل است. هر شناختی از خیال آغاز، سپس به تجربه و در فرجام به عقل یا همان مجموعه منطق های زاییده شده فرجام پیدا می کند. حذف هر یک از این سه قلمرو منجر به ابتر ماندن شناخت خواهد شد. خیال نیرو و انگیزه تحرک برای شناخت را فراهم می کند، بستر ظهور عشق و کنجکاوی است، نیرویی است که انسان را وا می‌دارد تا از تسلط خطرناک تکرار برخود رها شود، قدرتی است پرسش آفرین.
باس نوازی با بزرگان!

باس نوازی با بزرگان!

تال ویلکنفیلد (Tal Wilkenfeld) سال ۱۹۸۶ در شهر سیدنی استرالیا بدنیا آمده و نوازنده گیتار باسی است که در سبکهای چون راک، جز و جز فانک فعالیت های بسیاری را انجام داده است. وی دبیرستان خود را نیمه تمام رها ساخت و در سال ۲۰۰۲ به امریکا مهاجرت نمود. در ابتدا در شهر لس آنجلس مدتی را سپری نمود اما پس از مدتی کوتاه به نیویورک رفت و در آنجا ساکن شد.
توضیحی درباره آوانگاری ابجد در موسیقی قدیم ایران

توضیحی درباره آوانگاری ابجد در موسیقی قدیم ایران

نگارنده بنا به ضرورت و اهمیت رسالت احترام به شعور مخاطب فهیم واجب می داند به تصحیح اشتباهی در یکی از مقالات خود با نام «آوانگاری ابجد در موسیقی قدیم ایران» بپردازد که در فروردین ماه سال جاری در ژورنال محترم گفتگوی هارمونیک منتشر گردید.
مهرداد دلنوازی: آثار استاد پایور را برای تار ترجمه کردم

مهرداد دلنوازی: آثار استاد پایور را برای تار ترجمه کردم

بنده از سن ۱۰ سالگی وارد هنرستان موسیقی ملی شده ام و به توصیه استاد حسین دهلوی که آن زمان رییس هنرستان بودند و ساز کلارینت برای بنده انتخاب شد ولی من زیاد علاقه ای به ساز کلارینت نشان ندادم؛ البته یک حادثه ای هم برای بنده در حین شیطنت های که در بازی ها برایم رخ داد و موجب شد لبم چند تا بخیه بخورد و یک الی دو ماهی نمی توانستم ساز بزنم و همین موضوع باعث شد سازم را تغییر بدهم و آموزش تار را خدمت استاد هوشنگ ظریف شروع کردم.
متبسم: فرهنگ غلطی در گروه نوازی ما وجود دارد

متبسم: فرهنگ غلطی در گروه نوازی ما وجود دارد

یا اینکه ساز سنتور یک ساز پر تحرکی است که پرش زیاد دارد و ممکن است یک نوازنده قطعه ای بنویسد و از گروه درخواست کند که آن قطعه را با هم بزنند اما اگر نوازنده ای سازشناسی نداند، نمی داند در این قطعه چه سازی چه بخشی را بزند و چه سازی توانای زدن آن خط را ندارد.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br>روح الله خالقی (قسمت شانزدهم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت شانزدهم)

بسیاری از سرودهای ساخته شده بوسیلهِ خالقی بنا به تقاضای سازمان یا تشکیلاتی خاصّ بوده و طبیعتاً متناسب با آنزمان ساخته شده اند. به همین علّت جای تعجب نیست که این سروده ها به ندرت شنیده شده اند یا امروزه در دسترس عموم قرار ندارند. امّا تردیدی نیست که جمع آوری و حفظِ همگی این ساخته ها در مجموعهِ آثار آهنگساز از اهمیتی تاریخی برخوردار است، بویژه آنکه در ساخت و پرداختِ تمامی این آثار دقت و ظرافتی کم نظیر بکار رفته است.
صهبایی: ما فعلا” در ایران یک اکول خاص نداریم!

صهبایی: ما فعلا” در ایران یک اکول خاص نداریم!

بدنبال تهیه مطالب “آخرین پرچمدار” و “ترجیح میدهم بیشتر آثار ایرانی ضبط شود” اینک در این مطلب قسمت دوم مصاحبه با منوچهر صهبایی موسیقیدان معاصر را میخوانید.