گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XI)

۱۴- آقای شجریان گفته اند: « …نوازندگان امریکایی بی نهایت از این ساز ها استقبال کرده اند، چند تن از برجسته ترین نوازندگان ویلن و چللو (ویلنسل) امریکایی سازهای مرا برده اند و با آنها قطعات مختلفی نواخته اند ولی نوازندگان ایرانی همیشه با دیده ی تردید به آنها می نگرند و بجای “انتقاد سازنده” (عین واژه ی استاد را به کار میبرم) آنانرا تحریم می کنند.» نوازندگان غربی از سازی استقبال بکنند یا نکنند ملاک کیفی خوبی نیست؛ آیا استقبال آنها به این معنی بوده که این ساز قابل قیاس با یک ساز استاندارد است؟ (البته این توانایی را ممکن است تنها یک سازنده ساز آشنا به آکوستیک داشته باشد ولی اجرایی که کردند با ارکستری از این سازها نشان میدهد چقدر این سازها توانایی دارند؛ Audio File به فیلم کنسرت ایشان با پورناظری ها توجه کنید! یک ارکستر زهی از خانواده ویولون حتی با سوردین اینقدر صدای ضعیفی ندارد)

ضمنا واقعا فکر می کنید استاد شجریان منتظر شنیدن نقد هستند؟ داستان دعوت به نقد کردن ایشان هم شبیه به دعوت به نقد آقای (…) است که یک روز پس از دعوت به نقد، اولین منتقدش را زندانی کرد! اگر روزی که جلسه نقد سازهای استاد در خانه هنرمندان برگزار شد شرکت داشتید، شاهد می بودید که چطور با منتقدان برخورد می کنند. اگر جریان آن جلسه را نشنیدید بفرمایید من و دوستان دیگری که حضور داشتیم برای شما بگوییم که چه ها که نکردند!

۱۴- شما از سویی می فرمایید که من یک نقاد هستم و ساز را نقد می کنم، بدون تعریف و تمجید و بدون آوردن نام استاد یا هنرمند فلان، اما از سوی دیگر انتقادات خود را وارد میدانید از چه رو؟ چون به گفته ی شما استاد شجریان سواد تئوریک کافی ندارد! آیا این خود خواهانه نیست؟ من که آن مصاحبه ای که فرمودید را به یاد نمی آورم، گیرم که درست می فرمایید، آیا بهتر نیست چنانچه خودتان فرمودید استاد و هنرمند را کنار بگذاریم و فقط در مورد ساز صحبت کنیم؟ تصور نکنید من انتقادی به این ساز ندارم…. خیلی انتقاد دارم و همه را با شکل روی کاغذ کشیده ام و قصد دارم به “سازنده” تقدیم کنم.

۱۴- شما فرمودید: «شما از سویی میفرمایید که من یک نقاد هستم و ساز را نقد می کنم بدون تعریف و تمجید و بدون آوردن نام استاد یا هنرمند فلان، اما از سوی دیگر انتقادات خود را وارد میدانید از چه رو؟ چون به گفته ی شما استاد شجریان سواد تئوریک کافی ندارد! آیا این خود خواهانه نیست؟» درست متوجه منظورتان نشدم. انتقادات بنده اشکالش کجا بوده؟ مگر از خود تعریف غیر منطقی کردم که می گویید خودخواهی کردم؟ نمونه ای که آوردم هم فقط به این دلیل بود که شما را با واقعیتی مواجه کنم که در پشت تعارفات است. مردم ما ظاهرا همه دوستدار علم هستند ولی سرانه مطالعه اینقدر پایین است. در مورد خیلی از استادان هم چنین است؛ ظاهرا دوست دار نقد علمی هستند ولی در جایی که می بینند منتقد کاربلد حضور دارد، متاسفانه تمام تلاششان را می کنند که او نتواند صحبت کند.

۱۴- حال ملاحظه بفرمایید آیا شما الان دارید ساز ایشان را نقد می کنید یا اینکه خود ایشان را فینگر پوینت (FINGER POINT) می کنید؟ من علاقه ای به دانستن ندارم ولی اگر شما مایلید بفرمایید تا همه بدانند که ایشان در آن جلسه چه ها که نکردند…

۱۴- اینجا اشاره بنده به نوشته شما بود که در آن به روحیه ایشان در علاقه به شنیدن نقدهای فنی اشاره شده بود و قصدی نداشتم به جز اینکه بگویم، این حرفهای زیبا در واقعیت (متاسفانه)‌ جایی ندارد.

مروری بر آلبوم «اپرای رستم و سهراب»

رستم و سهراب، این تراژیک‌ترین قله‌ی حماسه‌های فارسی را لوریس چکناوریان به هیات اپرایی درآورده و برای دومین بار منتشر کرده است. اجرای پیشین (ضبط سال ۲۰۰۰) را انتشارات هرمس سالی پس از ضبط منتشر کرده بود. این اجرای تازه با تکخوان‌هایی متفاوت (و به همین دلیل با لهجه‌ی برآمده از آواخوانی و تاکید متفاوت) و البته همان ارکستر و کر و احتمالا رهبری خود آهنگساز، گویا نسبت به اجرای پیشین نسخه‌ای دگرگون شده است (۱).

تاریخ ادبیات عالمانه در موسیقی (II)

در نوشته‌های فارسی امروزی وقتی حرف از ادبیات و موسیقی به میان می‌آید عادت کرده‌ایم دنبال تحقیقاتی برویم که عمدتاً در پی رد پای اصطلاحات موسیقایی در آثار ادبی به مفهوم هنری آن هستند اما این کتاب از آن نوع نیست. در مقام مقایسه کتاب فلاح‌زاده کم و بیش رویکردی معکوس در پیش می‌گیرد و دگرگونی‌های ادبی متن‌های تخصصی موسیقی را در کانون توجه می‌آورد و تطور زبان آنها را بررسی می‌کند.

از روزهای گذشته…

فضای اجرای موسیقی ایرانی باید صمیمی باشد (II)

فضای اجرای موسیقی ایرانی باید صمیمی باشد (II)

در اغلب قطعاتی که ساخته یا بداهه نواخته‌ام، طرحی از موسیقی را در ذهن پرورانده‌ام که بی‌شباهت به طراحی فضا در معماری نمی‌دانمش؛ به این ترتیب که گویی قرار است شنونده‌ام را از فضاهایی با اندازه‌ها و فرم‌ها و رنگ‌های مختلف عبور دهم. نگاه دیگری را هم در این کار تجربه کرده‌ام؛ این‌که موسیقی‌ای را که می‌سازم، مثل یک قطعه فیلم از اجراکنندگانش در یک فضای معماری خاصْ ببینم. مثلاً اخیراً برای یک مجموعۀ ادبی موسیقی ساخته و نواختم که برگزیده‌ای از نثر احمد غزالی و عمدتاً از کتاب «سوانح العشّاق» اوست و بنا بود بین متن‌هایی که با صدای مصحّح آثار غزالی ضبط شده بود، با قطعاتِ موسیقی کوتاهی فاصله‌گذاری شود.
رنگ و بافت در موسیقی

رنگ و بافت در موسیقی

برای داشتن یک تنظیم خوب و نهایتا” یک موسیقی زیبا آگاهی از اصول رنگ امیزی در ارکستر امری بدیهی است که برای آهنگسازی هم باید ان را مد نظر داشت. هنگامی که یک ملودی با دو ساز و با دینامیکی یکسان اجرا میشود تاثیرات بیانی متفاوتی پدید می آورد و موجب تمییز دادن آن دو صدا از هم میشود که از آن به عنوان رنگ صوتی (timbre) یاد میکنند.
حمید متبسم: با لشکر کشی مخالفم

حمید متبسم: با لشکر کشی مخالفم

من کاملا مخالف بی دلیل بزرگ کردن یک ارکستر با پیش فرض اینکه حجم ارکستر بیشتر شود، هستم؛ چراکه حجم ارکستر با اضافه کردن تعداد ساز ایجاد نمی شود و ما نمی توانیم با آوردن نامحدود از یک نوع ساز حجم ارکستر را بزرگتر کنیم.
اپرای راخمانینف

اپرای راخمانینف

حتما راجع به بیوگرافی سرگئی راخمانینف در روزنامه ها و سایتها و مجلات مطالب زیادی خوانده اید ولی در مورد اپراهای این موسیقیدان بزرگ، کمتر گفته شده است.
شارون بیزالی، پاگانینی فلوت!

شارون بیزالی، پاگانینی فلوت!

توصیف شده توسط روزنامه تایمز: “خداوند هدیه ای را به دنیای نوازندگی فلوت هدیه کرد!” شارون بیزالی توسط prestigious Klassik Echo آلمان و در سال ۲۰۰۲ به عنوان نوازنده سال انتخاب شد و در سال ۲۰۰۳ جایزه جوانترین هنرمند سال را از سوی Cannes Classical از آن خود نمود. مجله Classics Today از او با عنوان فلوتیستی غیر زمینی که همتای دیگری ندارد یاد میکند و آثار و اجراهایش را فراتر از دیگر نوازندگان میدانند؛ چه در اجرا، چه در بیان، نبوغ و زیبایی ای در نواختنش وجود دارد که موجب تحسین همگان شده است.
فقط یک دقیقه سکوت !

فقط یک دقیقه سکوت !

گروه Qeen که پس از درگذشت فردی مرکوری در سال ۱۹۹۱، با خواننده جدید خود بنام پاول راجرز (Paul Rodgers) مجددا” مشغول به فعالیت می باشد، با وجود آنکه احتمال لغو شدن کنسرت خود را به علت مرگ پاپ می داد، روز دوشنبه هفته جاری وارد شهر رم شد.
فیلیپ گلس (I)

فیلیپ گلس (I)

فیلیپ گلس متولد ۱۹۳۷ در آمریکا است؛ خانواده او از مهاجران اوکراینی به آمریکا بودند. با وجود آنکه پدر وی صاحب یک مغازه صفحه فروشی از سبکهای مختلف بود، اما مجموعه صفحه های فیلیپ جوان اغلب شامل صفحه های فروش نرفته موسیقی مدرن مانند آثار هیندمیت (Hindemith)، بارتوک (Bartók) و شوستاکوویچ (Shostakovich) و موسیقی کلاسیک مانند کوارتتهای زهی بتهوون و تریوهایی با دو پیانو از شوبرت (Schubert) بود.
مستر کلاس های خسرو علمیه برگزار می شود

مستر کلاس های خسرو علمیه برگزار می شود

خسرو علمیه در سال ۱۳۳۳در خانواده ای با فرهنگ در تبریز چشم به جهان گشود. جد پدری ایشان از اولین پایه گذاران صنعت چاپ کشور می باشند. عشق و علاقه به هنر آواز و موسیقی و استعداد شگرف در ایشان از همان دوران کودکی تبلور یافت، بطوریکه در ۵ سالگی در محافل عمومی از جمله مدرسه اردیبهشت تبریز به تشویق مدیر مدرسه خانم تیموری هنر نمایی می نمود.
نگاهی گذرا به جریان بندی های موسیقی ایران؛ به بهانه سالروز درگذشت پرویز مشکاتیان (II)

نگاهی گذرا به جریان بندی های موسیقی ایران؛ به بهانه سالروز درگذشت پرویز مشکاتیان (II)

پایور چهره ای بی بدیل در زمینه آهنگسازی و موسیقیدانی است و دو گروه بسیار مهم در موسیقی ایران به سرپرستی او تشکیل شده است؛ گروه پایور و گروه اساتید. گروه پایور که با همکاری وزارت فرهنگ و هنر آن زمان به فعالیت می پرداخت در واقع اولین گروه موسیقی ایرانی است که به شکل گروه های امروزی و به صورت چندصدایی موسیقی ایرانی را ارائه می داد (که هنوز آثار به جای مانده از این گروه دارای کیفیتی برجسته و قابل تحسین است). از دیگر اساتید هنرستان ملی در دوره های مختلف می توان به علی تجویدی (ویولون)، حسین تهرانی (تنبک)، محمد اسماعیلی (تنبک)، هوشنگ ظریف (تار)، رحمت الله بدیعی (ویولن و کمانچه)، حسن ناهید (نی) و… اشاره کرد.
گروه ریمونز (IV)

گروه ریمونز (IV)

به عقیده جانی، اجراهای همراه با بارک که نامش به الویس ریمون (Elvis Ramone) تغییر یافته بود، فاجعه بودند! بارک بعد از دو اجرا اخراج شد زیرا درام نوازی وی به هیچ وجه به کیفیت دیگر اعضای گروه نبود. پس از آن مارکی که الکل را ترک کرده بود، خود به گروه بازگشت. دی دی ریمون بعد از آلبوم “تهی مغز” (Brain Drain) سال ۱۹۸۹ که توسط ری تولید شد گروه را ترک کرد و بیل لازول (Bill Laswell) سولو نواز توانست صاحب نام “شاه دی دی” شود.