گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XII)

۱۵- آقای شجریان گفته اند: «ویلن چندصدسال قدمت دارد، روی این ساز افراد مختلف کار کرده اند تا اینکه “آنتونیو استرادیواری” در ایتالیا به شکل و صدای نهایی آن دست پیدا کرده است… اما این سازهای من مثل یک نوزاد تازه متولد شده هستند؛ باید به تدریج روی اینها کار کرد تا به کمال خود نزدیک شود و این حمایتی است که نوازندگان ایران باید انجام دهند.» به این مورد بنده بارها و بارها پاسخ داده ام مخصوصا زیر این مطلب.

این مسئله ای که آقای شجریان و خیلی دیگر از دوستان مطرح می کنند یک مغلطه است؛ با مثالی منظورم را می رسانم: فرض کنید کسی هواپیمایی ساخته و بدون استفاده از فناوری روز هواپیما را راهی آسمان کرده و متاسفانه این هواپیما به زمین خورده و همه سرنشینان آن از بین رفته اند؛ حالا بنده از سازنده هواپیما سئوال میکنم آیا مسئول این سقوط نادانی شما در استفاده از تکنولوژی روز نیست و او میگوید: مگر برادران رایت پشتوانه علمی در این زمینه داشتند؟ مگر همه هواپیما های آزمایشی سالم به زمین نشستند؟ مگر چند نفر در ایران بر اساس اصول و علم طراحی هواپیما ساخته اند؟ چند عالم و آدم آکادمیک در این زمینه داریم؟ از این هم بگذریم اصلاً آیا در این مورد چقدر تحقیق و کار علمی می شود؟

پاسخ این جنس پرسش ها این است:
اولا شما تجربه قدما را در این زمینه دارید و نیازی نیست از اول چرخ را اختراع کنید. دوم شما چرا هنوز در مرحله آزمایش هستید؟! ما از دانش گذشتگان استفاده میکنیم که تجربه ها را از صفر شروع نکنیم، آنها تجربه ای گذشتگان را نداشتند و ناچار بودند ولی آیا ما هم هیچ منبعی نداریم؟! سوم در ایران سازندگان ماهری داشته ایم در زمینه ساز، آنها سازهایشان را اختراع نکرده اند بلکه چند درصد نسبت به نسل قبل پیش برده اند و اصلاح کرده اند، طراحی با اصلاح بسیار متفاوت است، اگر کسی بخواهد سازی را از صفر طراحی کند و هیچ استفاده ای از دانش گذشتگان نکند، احتمال بسیار قوی طرحش با شکست مواجه می شود یا اگر هم نشود در چندین نسل تکامل ممکن است چیزی از آن در بیاید ولی به طور آنی هرگز!

چهارم چند نفر داریم مهم نیست، مهم این است که ما این علم را داریم یا خیر! ممکن است هزاران نفر داشته باشیم یا یک نفر هم نداشته باشیم وقتی مشغول به کاری می شویم باید به فن آن تسلط داشته باشیم.

پنجم، اگر فرض بگیریم که در ایران هیچ آکوستیسین و سازنده با سوادی نداریم که فرضی غلط است و اگر فرض بگیریم که این پشتوانه هم در حد صفر است؛ یا باید خودمان مشغول شویم به پیاده کردن مبانی علمی جهانی آن (چون آکوستیک علمی جهانشمول است و مخصوص سازهای منطقه خاصی نیست) یا دست از کار بکشیم چون دانش و صلاحیت لازم را نداریم.

اینکه یک ساز ناقص بسازیم و «از همسایه ها کمک بخواهیم» که در آینده به جایی برسد از بنیان اشتباه است! مگر ساکسیفون یک ساز مدرن نیست؟ چرا نسخه اولیه آن با نسخه فعلی آن فرق چندانی ندارد؟ چون از ابتدا گروهی کار بلد روی آن کار کردند. سازهای آقای شجریان هم هر کدام برگرفته از سازی است، همانطور که خودتان اشاره کردید، پس راه برای استفاده از تجربیات دیگران هم زیاد بوده ولی متاسفانه علاقه ای به این کار نبوده. آقای شجریان در همان جلسه نشان دادند چقدر به شنیدن نظر کارشناسان علاقه دارند!

۱۵- سجاد عزیز، من در این یک سالی و اندی که اینجا در امریکا هستم، به چشم خود دیدم که این امریکایی ها تا چه حد از نوآوری استقبال می کنند… نوازندگان امریکایی ساز را می برند، می نوازند، بررسی می کنند و ثبتش می کنند… ما ایرانی ها این کارها را نکردیم دوست عزیز و دانشمندم… ولی در عوض تا دلت بخواهد نقد های گران داریم…

۱۵- بنده هم عرض نکردم استقبال نمی کنند؛ اتفاقا نه در زمینه اختراع که در هر زمینه ای یادگرفته اند که به ایده های جدید توجه کنند و حتی اگر مطابق میلشان نباشد احترام بگذارند ولی این به معنی قبول آن نیست. همین افراد بودند که پشت پرده ویولون های جدید را به جای ویولون های استراد نواختند و استادان طراز اولشان را امتحان کردند و نمره رد آنها را در جامعه منتشر کردند. همین ها هستند که در انستیتوهای صداشناسی، بی رحمانه سازهای قدیمی و جدید را نقد می کنند و چنان بی پروا در مورد آنها مطلب می نویسند که یک کلکسیونر را مجبور می کنند، سازی را از موزه خارج کند و به خانه ببرد!

چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (II)

ایستگاه میدان انقلاب: در ایستگاه متروی میدان انقلاب، دو نقطه بیش از هر مکان دیگری محلّ تجمع نوازنده‌ها بوده است. اوّلی همکف ایستگاه دقیقاً پس از عبور از ورودی تنگ ایستگاه و پشت به سوپرمارکتی است که در یکی دوسال اخیر باز شده است. تنها دفعاتی که دیده‌ام نوازندگانی در این نقطه به اجرای موسیقی بپردازند دو نوازندهٔ دف و سه‌تار بوده است. این دو نوازنده یک زن و مرد حدوداً سی و چند ساله بودند. مرد سه‌تار می‌نواخت و زن هم دف. بعد از چند بار متوالی که آن‌ها را دیدم، دیگر هیچ‌گاه آن‌ها را ندیدم. ازدحام و سروصدای آن نقطه آن‌قدر زیاد است که نوازندهٔ سه‌تار همواره با میکروفون می‌نواخت و نوازندهٔ همراهش هم به‌جای آنکه مثلاً تنبک‌نواز باشد دف‌نواز بود؛ احتمالاً‌ هم برای آنکه صدای سازش راحت‌تر شنیده شود و هم اینکه ظرائف تنبک در آن فضا قابل شنیدن و درک کردن نبود.

قطعاتی برای آموزش موسیقی

پنج شش سال پیش مقاله ای نوشتم در ارتباط با این موضوع که در سایت گفتگوی هارمونیک منتشر شد. به طور خیلی خلاصه می توانم بگویم که هدف از نوشتن آن مقاله که مقاله حاضر نیز در ادامه آن است آموزش نکاتی در موسیقی از طریق قطعاتی بود که به همین منظور ساخته بودم. پس از چند سال فرصت، انگیزه دوباره ای به وجود آمد برای پی گرفتن دوباره این جریان که قرار بود به نوشتن کتابی با همین محتوا ختم شود و به نوعی این مقاله مقدمه ای بر مجموعه مقالاتی است که در نهایت –در صورت مثبت بودن شرایط- به صورت کتاب منتشر خواهند شد.

از روزهای گذشته…

ریچارد اشتراوس (IV)

ریچارد اشتراوس (IV)

ریچارد اشترائوس ضبطهای فراوانی را از آثارش انجام داده، همانند اجرای موسیقی از آهنگساز آلمانی – اتریشی هارولد شوئنبرگ (Harold C. Schonberg). با آنکه اشترائوس رهبر بسیار توانایی بود اما دقت فراوانی را برای ضبطهایش به خرج نمی داد. در سال ۱۹۲۹ اپراهای تیل النسپیشل و دون خوان را به همراه ارکستر اپرای برلین اجرا کرد که به عنوان یکی از بهترین آثار اولیه ضبط از نوع الکتریکی شناخته شده، اگرچه اصل آن بر روی دیسکت ۷۸ rpm ضبط شده بود، صدای عالی نیز داشت و برای آن دوره و نوازندگان و اجرا کنندگان بسیار فوق العاده و هیجان انگیز بود، (علی رغم اشتباه فاحش یکی از سولیستها در اجرای بسیار معروفی ازتیل النسپیشل!)
پدر موسیقی ساده و ماندگار

پدر موسیقی ساده و ماندگار

در دنیای موسیقی امروز، یک آلمانی به پدر موسیقی ساده شهرت پیدا کرده است. او کسی نیست جز برت کامپفرت، کسی که گروه بیتلز را کشف کرد و بسیاری از ملودی های زیبایی دنیای موسیقی پاپ و Jazz به او تعلق دارد و همه روزه میلونها نفر این ملودی های زیبا را گوشه و کنار دنیا گوش می دهند. او در باره موسیقی خود می گوید : “اگر مردمی که موسیقی من را می شناسند احساس کنند که این موسیقی کافی است، خوشحال هستم چون تمامی آنچیزی است که می خواهم بگویم.”
Richard William Wright II

Richard William Wright II

یک سال بعد پینک فلوید آلبوم More و Ummagumma را تهیه کرد. گروه تصمیم گرفت که در آلبوم دوم بسیار آزاد و بصورت زنده کار کند، آلبوم چهار قسمت داشت و هر قسمت توسط یک نفر ضبط شد. سهم ریچارد رایت از این آلبوم چهار قسمت بود که Sysyphus نام یکی از مشاهیر افسانه ای یونان نام گرفت.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XIV)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XIV)

موسیقی پس از این قسمت، به ضرب سه – چهار وارد میشود تا شنونده را برای شنیدن صحنه ی دراماتیک ایمان آوردن جرونتیوس آماده سازد. این ایمان آوردن، یک صحنه ی پر از اشتیاق است نه یک نیایش زاهدانه! “به نظرم جرونتیوس هم کسی مثل ما بوده، نه یک انسان مقدس و یا یک کشیش. او یک گناهکار بوده. به خاطر همین من این قسمت را از آواهای کلیسایی مملو نساختم بلکه از نت هایی بسیار زمینی و سراسر شور و اشتیاق استفاده کردم”. این ها قسمت هایی از گفته های الگار به دوست خود جاگر می باشد.
از گربه ها گفتید از شیرها هم بگوئید (II)

از گربه ها گفتید از شیرها هم بگوئید (II)

برای دست یابی به تعریفی دقیق تر از موسیقی های زیر زمینی در جهانِ حاضر باید چیستیِ این نوع موسیقی را در کشورهایی جستجو کرد که در آن هنرمندان با وجود اینکه محدودیتی به نام اخذ مجوز ندارند، با این حال موسیقی های زیر زمینی در آنها به شدت رواج دارند.
درک تصویر صوتی

درک تصویر صوتی

دریافت ایده از تصویر صوتی (Soundscape) یک قطعه موسیقی کاملا” به توانایی های شما در دیدن و تشخیص دادن بهتر شکلها و Object ها در یک قطعه موسیقی دارد. در اینجا لازم است قبل از ادامه بحث به ارائه چند تعریف بپردازیم.
جان بری اسطوره موسیقی فیلم

جان بری اسطوره موسیقی فیلم

هر چند جان بری John Barry (متولد ۱۹۳۳ در نیویورک) آهنگسازی است که تا ابد به خاطر نقش مهمش در موسیقی متن مجموعه فیلمهای جیمز باند در یاد خواهد ماند اما نباید شهرت فراوان او در زمینه ساخت موسیقی مناسب برای هر نوع (ژانر) فیلم را نادیده گرفت.
نخستین موسیقیدان حرفه ای جامعه بانوان ایران

نخستین موسیقیدان حرفه ای جامعه بانوان ایران

متن زیر حاصل گفتگوی وبلاگ مضراب با خانم ارفع اطرایی نوازنده و مدرس با سابقه سنتور و نخستین موسیقیدان حرفه ای جامعه بانوان هنرمند ایران است که توسط آقای سعید کمالی دهقان به دست ما رسیده . در این مطلب با سوابق و فعالیتهای این هنرمند آشنا می شوید و در مطلب بعدی مصاحبه ای با ایشان را می خوانید.
درباره کتاب «گلهای جاویدان» (I)

درباره کتاب «گلهای جاویدان» (I)

کتاب «گلهای جاویدان» (دل انگیز طلیعه ای بر موسیقی ایران) توسط علی شریفی و با مقدمه دکتر شاهین فرهت منتشر شد. این کتاب در قالب پنج فصل اولین برنامه از سلسله برنامه های رادیویی «گلها» را بررسی می نماید.
“مثل رولینگ استون”

“مثل رولینگ استون”

باب دیلن درژوئن ۱۹۶۵ پس از نوشتن و ضبط بهترین آهنگ زندگی خود می گوید : “بالاخره آنرا نوشتم، موفق شدم، کار چندان مشکلی هم نبود”. درباره ترانه Like a Rolling Stone هیچ توصیفی بهتر از اجرای متحول کننده مرد جوان خالق این آهنگ که بیست و چهار سال بیشتر نداشت، نبوده و نیست.