«دردانۀ دریای عاشقی»

احمد عبادی
احمد عبادی
می خواهم از عبادی بگویم. از زخمه های شفّاف و زلال این دُردانۀ دریای بیکرانِ موسیقی شریف و نجیب ایران. زخمه هایی که قطرۀ اشکی را می مانََد که می نشیند به دیدۀ عاشقان و سالکان این دیار رازآلود و غریب. از نغمه هائی که سحر است و افسون و به لای لای می ماند و زمزمۀ جویبار. از مردی که سالیانی را عاشقانه زیست و زیباترین نغمه ها را ساز کرد.

نغمه در نغمه، ترانه در ترانه، سرود در سرود؛ با زخمه ای بر ساز ظریف و خوش نوائی چون سه تار. سازی که هر نغمه اش طریق سلوک بوده است و معرفت و از دیر باز آویخته بر دیوار خانۀ هر عاشقی آشنا با زبان عشق که این همه نه از آسوده خیالی بوده است و ساده اندیشی که دردی جانکاه بوده است و زبان گویای هر هنرمندیست آشنا با فرهنگ و هنر وعرفان و هر جا آمیخته است به بوی خوش حضرت دوست.

راستی عبادی را می گفتم که بسیار نواخت و سرود و جان مردم این سرزمین را به ساز و نوا کوک کرد. وی وارث و یادگار نسلی از بزرگان و راویان فرهنگ شفاهی موسیقی ایران بود که به «خاندان هنر» معروف شدند. «شاه ولی فراهانی» سر سلسلۀ این خاندان می باشد که می گویند از شاگردان و سر سپردگان به حضرت «مشتاق علیشاه اصفهانی» بوده است و فرزندش «آقا علی اکبر فراهانی»از نوازندگان تار دورۀ ناصری و از دست پروردگان مکتب پدر بوده است.

وی عارفی بود دلسوخته، که شبی بر بام خانه اش در احوال راز و نیاز و نواختن سازی که قلندر می نامیدش، به جوار حضرت حق شتافت.

audio file بشنوید اجرایی در ابوعطا را با سه تار احمد عبادی

فرزندانش «میرزا عبدالله» و «میرزا حسینقلی» بعدها آنچه را که از پدر و بعدها از شاگردان پدر مثل عموزاده شان «میرزا غلامرضا» آموخته بودند به شکل مدّون و منسجمی در آورده وردیف موسیقی ایران را بدین شکلی که امروزه وجود دارد تدوین کردند. تقسیم بندیهای موسیقی دستگاهی موسیقی سنّتی ایران نیز مبنی بر هفت دستگاه وپنج آواز از این زمان رواج پیدا می کند. فرزندان « میرزا حسینقلی» «علی اکبر و عبدالحسین خان شهنازی» بودند که هر کدام در نوازندگی تار دارای سبک و سیاقی خاص بودند.

فرزندان «میرزا عبدالله» دو دختر به نامهای مولود و ملوک و دو پسر به نامهای جواد و احمد. جواد در جوانی فوت می کند. مولود و ملوک محضر پدر را درک کردند و نوازندگی سه تار را از پدر آموختند. ولی احمد که کوچکترین فرزند بود در هنگام مرگ پدر حدود هفت سال بیشتر نداشت و بیش از چند جلسه نتوانست از محضر درس پدر استفاده کند و از این نعمت محروم ماند ولی بعدها نوازندگی سه تار را از خواهران خود خصوصاً ملوک خانم که سه تار را به شیوۀ پدر می نواخت فرا گرفت.

audio file بشنوید اجرایی در اصفهان را با سه تار احمد عبادی

استاد احمد عبادی مدّتی را در مشاغل دولتی سپری کرد. وی مدّتی نیز در شهربانی کلّ کشور گذراند و بعد از سال ۱۳۲۰ به وزارت اقتصاد ملّی انتقال یافت. نخستین اثری که از استاد احمد عبادی ضبط شده صفحاتی است که در سال ۱۳۱۰ توسط کمپانی پولیفون تهیه گردیده است. یکی تکنوازی سه تار در دستگاه ماهور و دیگری در دستگاه شور که audio file رضا قلی ظلّی نیز همراه با آواز با ساز استاد عبادی همراهی می کرد. (رضا قلی ظلّی خواننده در سال ۱۳۲۴ بر اثر بیماری سل در گذشت.)

«استاد احمد عبادی»در سال ۱۳۲۷ توسط استاد اسماعیل نوّاب صفا به رادیو دعوت می شود و برای اوّلین بار در مرداد ماه سال ۱۳۲۷ صدای روح نواز سه تار عبادی از رادیو پخش می شود. شیوه نوازندگی استاد عبادی پس ورود به رادیو تغییر می کند. زیرا در آن هنگام شیوۀ قدما در نوازندگی سه تار بدین شکل بود که تمامی سیمها با یکدیگر به صدا در می آمد وعبادی بزودی تشخیص داد که اینگونه نوازندگی برای نواختن در رادیو مناسب نیست چرا که صداها در می پیچید و از وضوح وشفّافیّت صدا کاسته می شد.

audio file بشنوید اجرایی در همایون را با سه تار احمد عبادی

از اینرو با ملایمت بر روی سیمها نواخت و مضرابهایی مانند «تک سیم» بیشتر مورد استفاده قرار گرفت. وی با کم کردن فاصلۀ سیمها تا صفحۀ ساز و نیز با تغییراتی که در فاصلۀ سیمها با یکدیگر می داد وهمچنین نوع سازهائی که برای نواختن استفاده می کرد، به شیوه و سبک جدیدی در نوازندگی سه تار دست یافت که بسیار منحصر بفرد و ممتاز بود.

«استاد احمد عبادی» به کشورهائی مانند آلمان؛ایتالیا،واطریش سفر کردند و برنامه های متعددی را به اجراء در آوردند. خود ایشان در این مورد گفته اند:«من هیچ فکر نمی کردم که این ساز کوچک من بتواند در میان این همه جمعیّت در اروپا این همه مردم را تحت تأثیر قرار بدهد. امّا دیدم که پس از هر اجراء چند بار دیگر به روی صحنه دعوت شدم و به اجرای برنامه پرداختم.» استاد عبادی بداهه نوازی بسیار چیره دست بود.

audio file بشنوید اجرایی در بیات ترک را با سه تار احمد عبادی

چنانکه خاصیّت و اوج هنر موسیقی شرق است که هنرمند همان لحظه وهمان آنِ خویش را با توّجه به احساس و نوع نگرش خود با نغمه هائی که ساز می کند، حکایتی تازه تر می کند و استاد عبادی از این حیث بسیار چیره دست و متبحر بودند چنانکه حتی در برخی از گوشه های کوچک از دستگاهی خاص، زمان زیادی را به تکنوازی می پرداختند بطوریکه جمله ها و ملو دیها شبیه یکدیگر نبودند و هر جمله از طراوت و تازگی خاصی بر خوردار بود. از دیگر ویژگیهای سبک استاد می توان به تک مضراب های واضح و خوش صدا به سکوتهای عمیق و بجا در بین فواصل جمله ها و چهار مضراب ها و قطعاتی که در اکثر گوشه های دستگاهها گردش می کرد و نیز استفاده از تمامی امکانات صدایی ساز می باشد.

از استاد احمد عبادی آثار بسیاری در زمینۀ تکنوازی و گروه نوازی بجا مانده است. استاد تغییراتی در کوکهای سه تار بوجود آورده اند و کوکهای جدیدی را برای این ساز ابداع کرده اند که شامل دو کاست به نام «کوکهای سه تار» به دوستداران و علاقمندان به هنر نوازندگی سه تار تقدیم گردید. استاد احمد عبادی در روزگار خویش تنها زیست و اما امروز می بینیم که بسیارند کسانیکه میخواهند عبادی وار بنوازند و از هر کسی که می پرسی«سه تار چه کسی را خوشتر می داری »؟ بیدرنگ می گوید: «استاد احمد عبادی»

استاد احمد عبادی این دُردانه دریای عاشقی در هفدهم اسفند ماه هزار و سیصد هفتاد و یک به جوار حضرت حق شتافت.
روحش شاد.

18 دیدگاه

  • فرید
    ارسال شده در اسفند ۱۷, ۱۳۸۵ در ۷:۱۳ ب.ظ

    با تشکر از استاد فراهانی که خود از سرسلسله فرهنگ پرور فراهان هستند. خود دارای شیفتگی هایی هستند که اینچنین توانستند شیفتگی ها و شوریدگی ها عبادی را بیان کنند.

  • محمد
    ارسال شده در اسفند ۱۷, ۱۳۸۵ در ۸:۵۴ ب.ظ

    خواهشمندم اگر در مورد سایر هنرمندان نوازنده تار وسه تار مطلب و اثر شنیدنی دارید برای من ارسال فرمائید. البته همه آثارشان شنیدنی است. اساتیدی همچون شهنازی، شهناز، فروتن، لطف الله مجد، سرخوش و نیز دیگران. با تشکر

  • فرشاد محمودی
    ارسال شده در اسفند ۱۸, ۱۳۸۵ در ۱:۲۱ ق.ظ

    با تشکر از استاد هوشنگ فراهانی مثل همیشه عالی بود.

  • ارسال شده در اسفند ۱۸, ۱۳۸۵ در ۸:۴۸ ب.ظ

    aghar honarmandane emruse ma betavanand ebadivar sendegi konand jaye basi eftekhar ast moteassefane ebadi yeki bud va moteassefane yeki khahad manddaste shoma dard nakond ke asin bosorgvare honare mamlekat ghamsadeye ma yadi kardid

  • ...
    ارسال شده در اسفند ۱۹, ۱۳۸۵ در ۱۱:۴۳ ق.ظ

    بسیار از خواندن این نوشته لذت بردم ساز استاد عبادی بسیار دلنشین و جملات و نغمات ایشان آسمانی
    تشکر از جناب فراهانی کاش این نوشته ی زیبا در روز تولد استاد منتشر می شد

  • شریفی
    ارسال شده در اسفند ۱۹, ۱۳۸۵ در ۲:۲۰ ب.ظ

    آقای فراهانی دست مریزاد مقالات یکی از یکی زیباتر سنجیده تر و گویاتر برای شما آرزوی توفیق بیشتر دارم.

  • فردین
    ارسال شده در اسفند ۱۹, ۱۳۸۵ در ۲:۲۴ ب.ظ

    کاش نوازندگان سه تار امروز می توانستند یک جمله از این کارها را بنوازند همه با وقاحت تمام افتادن به دنبال نواختن سه تار با طبلای هندی و گیتار و یک ریش بزی هم می گذارند و سرشان را میگرند بالا و وای بر سرنوشت موسیقی ایران….

  • ارسال شده در اسفند ۲۰, ۱۳۸۵ در ۱:۱۹ ق.ظ

    besiyar
    aali
    bood
    motshakerm

  • ...
    ارسال شده در اسفند ۲۱, ۱۳۸۵ در ۵:۳۶ ق.ظ

    besyar neveshteye zibayist

  • roshanak
    ارسال شده در اسفند ۲۱, ۱۳۸۵ در ۷:۲۹ ق.ظ

    ba tashakkor az honarmande gerami jenabe aghaye hooshange farahani babate talashe arzandatoon
    roshanak maghsoudlou

  • مهرداد فلاحي
    ارسال شده در اسفند ۲۴, ۱۳۸۵ در ۱۲:۳۳ ب.ظ

    با تشکر از جناب استاد هوشنگ فراهانی بخاطر مقالات زیبایشان و زحمات قابل تقدیری که برای هنر موسیقی کشیده اند.

  • قربانی
    ارسال شده در اسفند ۲۴, ۱۳۸۵ در ۱۱:۱۶ ب.ظ

    با سپاس و تقدیر فراوان از جناب استاد هوشنگ فراهانی بابت تلاشهای بی دریغشان در راه حفظ و اعتلای موسیقی ملی کشورمان.

  • فرزانه
    ارسال شده در اسفند ۲۵, ۱۳۸۵ در ۴:۴۹ ب.ظ

    مرسی خیلی زیبا بود…

  • ارسال شده در فروردین ۶, ۱۳۸۶ در ۴:۰۵ ب.ظ

    khob

  • سينا حسيني
    ارسال شده در اردیبهشت ۳, ۱۳۸۶ در ۹:۲۸ ق.ظ

    ‌آقای فراهانی شما درباره اساتیدی مطلب می نویسید که خواننده را مجبور کند به شما بگوید : دست مریزاد. عالی بود.

  • shadi
    ارسال شده در دی ۱۵, ۱۳۸۶ در ۱:۳۱ ق.ظ

    ba salam khedmate modiriate mohtarame site.
    man yek navazande mobtadie setaram se sale mizanam .mikham foghe sherkat konam age mishe azatun khahesh mikonam manabe foghe navazandegie mosighie sonatiro vasam befrestid.kheili mamanun dar panahe khoda.

  • ارسال شده در فروردین ۲۸, ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۷ ق.ظ

    اشک من بیا منو یاری بکن
    گونه هام خشکیده شد کاری بکن
    غیر گریه مگه کاری میشه کرد
    کاری از ما نمی یاد زاری بکن
    اون که رفته دیگه هیچ وقت نمی یاد
    تا قیامت دل من گریه می خواد

  • ترانه
    ارسال شده در شهریور ۲۴, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۰ ب.ظ

    قرن ما شاعر اگر داشت هوا بهتر بود
    خار هم کمتر نبود از گل ، بسا بهتر بود
    وای بر ما که تصور کردیم عشق را باید کشت
    در چنین قرنی که دانش حاکم است
    عشق را از صحنه دور انداختن:
    دیوانگیست
    درماندگیست
    شرمندگیست
    با سپاس فراوان از شما استاد محترم که مانع کشته شدن عشق به موسیقی ناب و اصیل ایرانی میشوید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (I)

ریتم و ترادیسی دو روشِ فهم نظم های زمانی در جهان پیرامونِ ما را در تباین با هم قرا می دهد: فهم مستقیم به-واسطه ی قوه ی ادراک، و فهم غیر مستقیم به واسطه ی تجزیه و تحلیل. «ریتم» به دستگاه ادراکی ای که امکان مشاهده و دریافتِ بی دردِسرِ پدیده های ریتمیک را در اختیار افراد قرار می دهد گریز می زند، درحالیکه «ترادیسی» ابزارهای ریاضی ای را که برای کشف نظم ها و مطالعه ی الگوها مورد استفاده قرار می گیرد پیشِ روی می گذارد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (II)

بیرون‌رفتن مردم از خانه و برگرفتن و دورافکندن کلوخ در آخرین روز ماه شعبان به احتمال فراوان به نشانه ترک عیش و عشرت و باده‌نوشی در ماه مبارک روزه‌گیران و دورکردن دیو گناه باده‌نوشی از خود بوده است و این آیینی بازمانده از دوره پیش از اسلام بوده که با دگرگونی نظم و روال زندگی عادی مردم در تغییر ماه همراه بوده است (۲) و یا جشن «هالووین» در فرهنگ غربی. «هالووین» یک جشن مسیحیت غربی و بیشتر سنتی می‌باشد که مراسم آن سه شبانه‌روز ادامه دارد و در شب «۳۱ اکتبر» (نهم آبان) برگزار می‌شود. بسیاری از افراد و مخصوصا کودکان و نوجوانان در این شب با چهره‌های نقاشی شده، لباس‌های عجیب یا لباس‌های شخصیت‌های معروف، چهره و ظاهری که آن به‌نظرشان ترسناک باشد خود را آماده جشن می‌کنند و برای جمع‌آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران می‌روند. این جشن را مهاجران «ایرلندی» و «اسکاتلندی» در سده نوزدهم با خود به قاره آمریکا آوردند. (۳)

از روزهای گذشته…

احمدیان: پدرم اشتباه کرد!

احمدیان: پدرم اشتباه کرد!

همزمان با پایان جنگ در سال ۱۳۶۷، تصویری میهمان خانه های ایرانیان خسته از جنگ شد که تا امروز در خاطر بسیاری مانده است. جوانی خوش چهره و خوش صدا که برنامه ای از ارکستر سمفونیک صدا و سیما را معرفی و با عوامل آن برنامه مصاحبه می کرد؛ این جوان خود از اعضای ارکستر سمفونیک تهران و به گفته اهالی فن، از با استعدادترین هنرمندان فاگوت نواز جوان آن روزگار بود؛ محمدرضا احمدیان… محمدرضا احمدیان در اواسط دهه ۶۰ از ارکستر سمفونیک تهران به ارکستر صدا و سیما پیوست و در این سازمان بود که فعالیت های خود را در زمینه آهنگسازی آغاز کرد. زمانی که هنوز به دهه سوم زندگی خود نرسیده بود به مقام معاونت موسیقی سازمان صدا و سیما رسید (۱) که آنزمان مدیریت موسیقی این سازمان با دکتر بهمن ریاحی، پدیده آهنگسازی آن دوران بود. شاید درخشان ترین دوران موسیقایی رادیو پس از انقلاب، مربوط به دوره مدیریت دکتر ریاحی در این سازمان باشد.
یاد بود استاد حسن کسایی (II)

یاد بود استاد حسن کسایی (II)

دکترعمومی سپس به تعریف خاطراتی از استاد کسایی پرداخت (لحن و صدای وی در هنگام صحبت درباره استاد خود به قدری متاثر کننده بود که تمام حاضرین را تحت تاثیر قرار می داد) سپس بخشی از مصاحبه خود با استاد حسن کسایی را برای حاضرین پخش کرد. در این مصاحبه حسن کسایی به اهمیت شعر در موسیقی ایرانی می پردازد و می گوید: “ساز زدن بدون توجه به شعر معنایی ندارد. من در سازم شعر می خوانم”. او معتقد است مطلبی که در شعر وجود دارد، باید با کمک موسیقی و بوسیله نوازنده بیان شود. دکتر عمومی ضمن تاکید حرف های استاد کسایی، به بیان اهمیت شعر در موسیقی ایرانی پرداخت و آشنایی با شعر فارسی را برای موسیقیدانان از نکات پر اهمیت دانست.
موسیقی بلوز (II)

موسیقی بلوز (II)

بلوز از شاخص ترین فرمهای هنری موسیقی غرب به شمار می رود که بر سایر سبکهای موسیقی و به خصوص موسیقی راک تاثیرات عمیقی داشته است. به همین جهت شناخت دقیق تر بلوز و تامل در ریشه های تاریخی آن امری ضروری به نظر می رسد.
لئوپاد آئور (II)

لئوپاد آئور (II)

آئور به اجرای سونات به همراه بسیاری از پیانیستهای بزرگ ادامه داد. پیانیست همنواز مورد علاقه وی آنا یسیپوآ (Anna Yesipova) بود که به همراه وی تا سال مرگ این هنرمند ۱۹۱۴ به اجرا پرداخت. از دیگر همنوازانش: آنتون روبینستین، تئودور لشیتسکی (Theodor Leschetizky)، رائول پونگو (Raoul Pugno)، سرجی تانیف (Sergei Taneyev) و ایوگن دآلبرت (Eugen d’Albert) بودند.
اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (XII)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (XII)

ادیت پیاف، میراث دار گاورُش (Gavroche شخصیتِ رمان بینوایان اثرِ ویکتور هوگو)، در دوران کودکی خود پاریس را پیموده بود، پاریسِ مردمی، محله هایی مثلِ پیگَل (Pigalle)، مونمانتر (Montmartre)، کلیشی (Clichy)، باربِس (Barbès)، مِنیلمونتا (Menilmontant)… در شبکیه ی چشم های او تصویرهایی ثبت شده بود که بعد ها، موضوعِ اصلیِ ترانه های او را تشکیل داد. در طول سال ها پیاف خیابان را به صحبت کردن، آواز خواندن و فریاد کشیدن واداشته بود و خیابان و مردم حاضر در آن با او یکی شده بودند.
همگون و ناهمگون (IV)

همگون و ناهمگون (IV)

تفاوت شیوه نقش‌خوانی نقش‌خوانان نسبت به نسل قبل تنها در لحن و بیان حسی است و در سایر زمینه‌ها نقش‌خوانی بدون هیچ کم و کاست و هیچ دخل و تصرف، عیناً مانند نسلهای قبل خوانده و گفته می‌شود. بخشهای غنایی نقش‌خوانی که بسیار محدود، گه‌گاه و اتفاقی است، به حافظه موسیقایی، دانش آوازخوانی، سونوریته، توانایی حنجره و مهارت خواندن بستگی دارد که کاملاً سلیقه‌ای و شهودی است و گاه چندان ادامه می‌یابد و به درازا می‌کشد که به خارج از موضوع نقش‌خوانی می‌کشد. این بخش از موسیقی قالیباف‌خانه‌ای به دلیل عدم تکرار و حسی بودنِ بیش از حد در حافظه‌ها باقی نمی‌ماند و غیرقابل انتقال است.
about violin design – طرح و مدل (I)

about violin design – طرح و مدل (I)

در این قسمت از مباحث ساخت ویلن، به مرحله ای می رسیم که از دقت و توجه خاصی برخوردار است. این موضوع مشخصا در تمام متد های آموزشی ساخت ساز، بخشی مهم و قابل پردازش است. در طول تاریخ سازگری نظرات متفاوتی در راستای چگونگی عملکرد برای ورود به عرصه ظهور ماهیت فیزیکی ساز مطرح بوده است.
در نکوهش خواننده سالاری

در نکوهش خواننده سالاری

دیرگاهیست دوستان اهل قلم، هر از گاهی از آنچه به بحث علمی شدن موسیقی ایرانی در همه عرصه ها بوده، یاد می کنند و هر از چند گاهی از گوشه و کنار چنین میرسد که بعضا عزیزانی با این مقوله ها سر سازگاری ندارند و آن را آب در هاون کوفتن می انگارند.
کیتارو(II)

کیتارو(II)

اگر بخواهیم موسیقی کیتارو را مورد بررسی قرار دهیم، میتوانیم از روند حرکت ملودی در قطعه و تاثیر آن بر مخاطب آنالیز را آغاز کنیم… تکرار جمله ها در این سبک بسیار پدیدار میباشد و این نوع روند تکرار که در ملودی وجود دارد، نوع موسیقی او را منحصر به فرد میکند.
مروری بر «کنسرت آنسامبل کانتوس»

مروری بر «کنسرت آنسامبل کانتوس»

اکنون در خلال هر کنسرتی که نام و رنگی از «موسیقی معاصر» بر خود دارد صدایی طنین‌انداز است، صدایی نه موسیقایی که پرسشگری پرسان از نسبت ما با آن زبانِ به میراث رسیده‌ی رهایش و نوگرایی سده‌ی پیشین. صدا به آواز بلند می‌پرسد انسان امروز را با این زبان چه‌کار؟ هر کنش موسیقایی، هر آفرینش، هر قطعه، هر آلبوم که گفته و ناگفته با برچسب‌های «نو»، «معاصر»، «آوانگارد» و … نشان‌دار شده باید متضمن مکاشفه‌ی چنین پرسشی باشد. و چنانچه صدای بلند پرسش از دل آثار به گوش نرسد و هر اثر پاسخی یگانه به آن فراهم نیاورد آنگاه نوبت از آنِ دیگری خواهد بود. ناگزیر همان صدای پرسنده، رساتر از قلمرو نقد برمی‌آید. هر چه رویدادها پرشمارتر، پرهیاهوتر و فراگیرتر این صدا نیز از هر دو سو بلندتر و کوبنده‌تر باید تا آنگاه که پاسخی بیابد و بر لکنت امروزین غالب بر این گستره چیره شود.