قاسمی: به دروغی به نام استعداد، اعتقاد ندارم!

ارکستر زهی فرهنگسرای ارسباران <br />به رهبری مهدی قاسمی
ارکستر زهی فرهنگسرای ارسباران
به رهبری مهدی قاسمی
دوستان زیادی داریم که کارشان چیز دیگری هست و بعد از ظهر در استودیو ضبط میکنند، در این حد! یا آهنگسازان زیادی داریم … از روز اول این انگیزه در من بود که کر آماتور به معنی بد بودن کیفیت کار نیست و شغل بچه ها موسیقی نباشد، چون وقتی آنها شغلشان موسیقی نیست و عشقشان موسیقی است، توقع حقوقی ندارند می آیند به فرهنگسرای بهمن میگویند که فقط به ما یک سالن دهید تا تمرین کنیم.

این باعث نمیشود که عمر گروه به خاطر مشکل مالی کم شود؟
طبیعتا این هست، وقتی بخاطر علاقه کسی در کر عضو میشود، ممکن است، بخاطر، شغل، به خاطر کار و ازدواج به خاطر درس، نتواند به علاقه اش برسد. همینطور است! عمر مفید اعضای گروه ما شاید بتوانم بگویم دو و نیم تا سه سال است.

پسر ها هم باید زودتر بروند؟
بله، مخصوصا پسرها… البته ما هنوز کسانی را داریم که از روز اول تا کنون با گروه همکاری دارند، یعنی از سال ۷۸ آمده اند و در آینده هم خواهند ماند، ولی این عده کم هستند. ما این موضوع را پذیرفته ایم که این یک جریانی است که عدده ای می آیند و پس از مدتی میروند و ما نه تنها باید این جریان را نگه داریم، بلکه باید سعی کنیم که در هر کنسرت کیفیت آن را هم بالا ببریم و این کار سختی است چون همینطور افراد جدید وارد گروه میشودند و ما انتظار داریم که آنها سطح بالاتری نسبت به گذشتگان داشته باشند.

این افراد جدید چطور (از نظر صدایی) با افراد قبلی بالانس میشوند؟
ما یک دوره آموزشی میگذاریم که از ابتدای کار که شروع کردیم هم همین آموزش ها را دادیم.

حالا باید اینجا (داستان) شروع فعالیت گروه را بگویم… از سال ۷۸ که من از ارمنستان برگشتم دیدم که کر و ارکستری در کار نیست؛ من به مسئولین فرهنگسرا پیشنهاد دادم که بیایید و یک کر آماتور تربیت کنید.

شما رهبری کر خواندید؟
من رهبری عمومی خواندم، رهبری در ابتدا کار با چوب است و پارتیتورخوانی؛ پس فرقی نمیکند که کر است یا ارکستر. در مرحله بعدی است که رهبری تقسیم میشود به رهبری کر و ارکستر؛ رهبر کر روی ادبیات کرال فکوس میکند و رهبر ارکستر روی موسیقی ارکستر. نه! من تا این حد کار نکردم و تا اینجا کار کردم و تکنیک دست را کار کردم و پارتیتور خوانی.

استاد ایرانی نداشتید؟
در ایران یک مستر کلاس بود، زمانی که آقای داووید تازه آمده بودند تهران (فکر میکنم حدودا” سال ۱۳۷۴ بود) خیلی ها در آن مستر کلاس شرکت کردند، تا آنجایی که به یاد دارم، آقای هومن خلعتبری، ارسلان کامکار، حمید دیبازر بود و بنده هم شرکت کردم. البته این مستر کلاس، بسیار جمع و جور بود و من در ارمنستان فرصت بیشتری برای کار داشتم.

پس با ارکستر بزرگ هیچ وقت کار نکردید؟
در انتهای مستر کلاس با ارکستر کار کردیم ولی کاری در واقع نمایشی بود و فرصت اینکه درست با ارکستر کار کنیم نشد. در ارمنستان با پیانیست کار میکردیم و گاهی با دو پیانیست.

کوارتت نمی آوردند؟
نه، کار با پیانو بود. با یک پیانیست و بعضی از کارهای بزرگتر با دو پیانیست.

برای اشاره به سازها …
نه تقریبا همین کار را با پیانو هم میشود کرد…

من به فرهنگسرا این پیشنهاد را دادم که این کر از ابتدا تربیت شود و جالب است که به اینکه گفتیم ما بدون هیچ هزینه ای بعد از ۶ ماه یک کر تحویل شما میدهیم و بعد از یکسال کنسرت میدهیم، (نمیدانم شاید باورشان نمیشد یا دلشان نمیخواست!) خیلی سخت این پیشنهاد را پذیرفتند و به ما اجازه دادند، شروع کنیم. تبلیغات را ما خودمان انجام دادیم و فرهنگسرا هیچ کاری نکرد.

فایل صوتی از مصاحبه :

Audio File قسمت دوم
ما در همه دانشگاهها و مراکز فرهنگی یک تبلیغ خیلی ساده سیاه و سفید … در سال ۷۸ یک فراخوان اعلام کردیم برای عضویت در این گروه تازه تاسیس. حدودا ۱۰۰ نفر آمدند و بدون تست، همه را قبول کردم!

چرا؟
چون روش آموزشی که من به آن اعتقاد دارم و روی آن کار کردم هیچ عقیده ای به دروغی به نام “استعداد” ندارد! استعداد چیزی است که وجود خارجی ندارد. هوش عمومی وجود دارد “IQ”، سخت کوشی آدمها هم مطرح است و آموزش های مستقیم یا غیر مستقیمی که گرفتند. کسی هست که چند سال پیانو زده یا سه تار زده؛ یک نفر چیزی نزده ولی در خانه شان پدرش آواز می خوانده؛ یک نفر هیچ کاری نکرده ولی زیاد موسیقی شنیده… اینها همه آموزش غیر مستقیم است.

این نظر شخص من نیست و نظر تمام کسانی است که به این روش اعتقاد دارند؛ چیزی که مردم به عنوان استعداد میشناسند، برآیندی است از هوش، سخت کوشی و آموزش غیر مستقیم. بنابراین من به چیزی به نام استعداد اعتقاد نداشتم…

شما در هیچ رشته ای به استعداد اعتقاد ندارید؟ معروف است که میگویند، یک خواننده خوب کر، کسی است که سروقت سرکارش بیاید و برای کارش وقت بگذارد و دقت در تمریناتش داشته باشد؛ ولی ممکن است یک آهنگساز، اگر تمام این کارها را هم انجام دهد باز نتواند کار خوبی بنویسد!
خوب خلاقیت بحثی دیگر است.

ولی به همه اینها میگویند استعداد!
بله، ولی خلاقیت جداست. ممکن است دو آهنگساز تکنیکی برابر داشته باشند و به یک اندازه، هارمونی، کنترپوان و سازشناسی بدانند و سبکهای موسیقی را بشناسند، ولی کارهای یکی جذاب تر از دیگری باشد. البته این را هم باید بگویم که این هم چیزی نیست به جز خوب بسط دادن تم و واقعا این هم تکنیک است! ممکن است الان نتوان آموزشش داد و معلم بگوید نمیدانم چه کاری میکنی ولی این کار را بکن… اما اینها ایراد شیوه های آموزشی است. خود آقای شریف لطفی، اساسا” موزیکالیته را آموزش میداد، موزیکالیته یا حس موسیقی را بعضی ها فکر میکنند آموزش دادنی نیست و فطری است. در صورتی که شما میتوانید، یک جمله موسیقی را آنالیز کنید و روی آن بحث کنید…

خوب در ادیت هم همین کار را میکنند.
نه من منظورم زنده است، یعنی می آییم میگوییم این جمله را، اینجا را قوی تر یا ضعیف تر کن، اینجا را قطع نکن ببند …

بله، در ادیت هم اینها وجود دارد، از فورته پیانو ها گرفته تا حتی سرعت ویبراسیون و همه این چیزها را میتوانیم در آن توضیح دهیم. در قطعات مدرن ویولن هم این چیزها کاملا دیده میشود.
بله، خلاصه چیزهایی مثل موزیکالیته را که قبلا میگفتند آموزش دادنی نیست، امروز میشود آموزش داد. حالا یک نفر که واقعا” زمینه دارد، خیلی زود تر راه می افتد ولی کسی هم که زمینه ندارد بالاخره راه می افتد.

10 دیدگاه

  • ارسال شده در اسفند ۲۴, ۱۳۸۵ در ۷:۲۴ ب.ظ

    سفارش می‌کنم کسی که مایل است نظریه‌ای جدید انتشار دهد ابتدا با الفبای کار آشنا شود. بهترین کتابی که می‌توانم توصیه کنم به مطالعه برای تعریف استعداد و هوش، اصول روانشناسی تالیف نرمان ال مان است. در ضمن نظریه‌های دانشمندان ممکن است اشتباه باشد و با یافته‌های بعدی اصلاح شود، ولی به قطع و یقین “دروغ” نیست.

  • حامی
    ارسال شده در اسفند ۲۵, ۱۳۸۵ در ۳:۰۲ ب.ظ

    ممنون سدجاد …مطالب مفیدی بود…
    با سپاس.

  • راوی
    ارسال شده در اسفند ۲۵, ۱۳۸۵ در ۴:۴۷ ب.ظ

    آقای فاریا
    دید و دانش شما محدود به آن چیزهاییست که در کتابها خوانده اید.همین و بس.
    بنابراین کمی از جایگاه رفیعی که برای خود ساخته اید و بر آن تکیه می کنید پایین بیایید و اینقدر از آن بالا « سفارش » و « توصیه » نکنید.انتشار نظریه نیازی به الفبای خاصی که شما از کتابهایی که خواندید یاد گرفتید ندارد.هرکس می تواند با الفبای خاص خودش نظر بدهد، ِنظریه منتشر کند و …حتی می تواند ادعا کند نظریات روانشناسانه ی آنان که شما سفت و سخت قبولشان دارید چیزی بجز یک مشت دروغ نیست.و شما فقط حق دارید بگویید با این نظر مخالف هستید.
    شما نظر آقای قاسمی را دریافتید و همین کافیست. چرا خودتان را اسیر این چارچوب ها می کنید.و انتظار دارید همگان در این چارچوبهای مدنظر شما حرکت کنند و جالبتر اینکه همواره چارچوب خودتان را چنان برتر می انگارید که توصیه و ارشاد و سفارش را هم واجب می دانید و گمان می برید لطف بزرگی می کنید که همگان را به آنچه می کنید ارجاع دهید.به ماهیت کلمه ی ارجاع دقت کنید.ببینید چقدر نگهدارنده بازدارنده و ایستاست.
    متاسفم که بعضی از افراد همیشه در حال ارجاع هستند.و هیچوقت جلو نمی روند.
    با تشکر

  • ارسال شده در اسفند ۲۵, ۱۳۸۵ در ۹:۵۱ ب.ظ

    راوی گرامی، بنا نداشتم جز برای نویسنده مطلب کامنت بگذارم، ناگزیرم، برای قضاوت درست جوانانی که می‌خوانند مطلب را. من نظر علمی را تا وقتی خلافش ثابت نشده درست می‌دانم، که حرفه‌ام چنین اقتضا دارد. اگر هم روزی نظری جدیدتر مطرح شد، نظر قبلی را اشتباهی می‌خوانم که تصحیح شده و نه “یک مشت دروغ”. صد البته دید و دانش من محدود است، و محدودش می‌کنم به قصد، به آنچه می‌خوانم و نه آن که غیر متخصص می‌گوید. بزرگوارید که حق بنده دانسته‌اید با نظری مخالف باشم، ولی آیا حق ندارم برای مخالفتم مرجع معرفی کنم باز به اقتضای حرفه‌ام؟ باید به سنت، پاشنه کفش بخوابانم و یخه بدرانم؟ این روش علمی است؟ فارغ از روشهای علمی، اگر بنا داشتم نقدی بنویسم، که راستش در این قسمت تبجری ندارم، عرض می‌کردم که مصاحبه شونده تنها با واژه‌ها بازی کرده، چنان که در سطر آخر اگر به جای “زمینه” استعداد بگذارید چیزی عوض نمی‌شود. بسیار خوشحال خواهم شد که به این گفت وگو با ایمیل ادامه دهیم، که بسیار مؤدبانه نوشته‌اید از بخت من، و می‌توانید اثرگذار باشید.

  • ارسال شده در اسفند ۲۶, ۱۳۸۵ در ۱:۰۳ ب.ظ

    بنده یک دوستی دارم که سه تار را را بعد از دو ماه از استادش هم بهتر مینواخت (به گفته خود مربی)با وجود این که دو سال بیشتر نیست ویلون میزنه هر استادی که میبنه ساز زدن اون را خیال میکنه که ده سال داره ویلون میزنه من از برادر هم بهش نزدیکتر هستم و سالهاست اون را میشناسم و میدونم که بسیار کم تمرین میکنه به این واقعا استعداد میگن

  • سهیل
    ارسال شده در فروردین ۱, ۱۳۸۶ در ۶:۰۴ ب.ظ

    احمد شاملو در یکی از مصاحبه هایش در توضیح اینکه چرا هنر و شعر به رکود افتاده گفت: “میخواهند چیزی را که از درون باید تراوش کند، از بیرون کسب کنند”.
    من کاملاً به این موضوع اعتقاد دارم. البته نقش تمرین و ممارست را نادیده نمیگیرم، تمرین و پشتکار میتواند تا حدی نبود استعداد را جبران کند ولی جای آن را نمیگیرد.
    از طرف دیگر متأسفانه افراد با استعداد هم معمولاً پشتکار و ممارست کافی را ندارند که استعدادشان آنها را به “ستاره” تبدیل کند.

  • محسن
    ارسال شده در فروردین ۱۳, ۱۳۸۶ در ۷:۳۸ ق.ظ

    کامنت ساناز برادر زاده ام را من ارسال کردم چون از کامپیوتر ایشان استفاده میکردم فراموش کردم اسمم را بنویسم از این که سایتتون را بیخود شلوغ کردم عذر میخواهم همچنین در این سال نو ارزومند داشتن سالی خوب وخوشی برای جامعه موسیقی هستیم

  • ناشناس
    ارسال شده در آبان ۲۹, ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۱ ب.ظ

    بنده به توهین و فحش اعتقادی ندارم بنظرم باید واقعیات را از استادان صادق و صاحب نظر پرسید
    ایرانیان از زبان های مختلف که بیشترین آن زبان فارسی و ترکی تشکیل می دهد
    من خود ترک زبان هستم اما اگر خود بیان نکنم چون فارسی نوشته ام مرا فارس قلم داد می کردید
    همه ترک زبانان تحصیل کرده فارسی حرف می زنند چون مجبورند
    چون در اداره جات و سر کار قانون این است
    من قواعد فارسی را یاد می گیرم نه زبان ترکی را مهد کودک ها به بچه های ترک زاده فارسی می آموزند
    هر روز کلمات عربی و فارسی جایگزین زبان ترکی می شود چون آموزش زبان فارسی است
    و اگر اینگونه پیش رود باز شهرهای ترک زبان دیگری به زبان فارس مبدل خواهند شد و اسمهای ترکی جای خود را با نامهای فارسی عوض خواهند کرد و مثلاً طبق آمار جمعیت فارس زبانافزایش و جمعیت ترکزبان کاهش خواهد یافت و شاید روزی دیگر نتواند قد علم کند …
    آیآ شما انتضار دارید که من ترک زبان که نمی توانم موسیقی (Mogham) خود را یاد بگیرمچون دولت محترم ایران آن را ممنوع و در محدوده خاص قرارداده است بیایم و موسیقی شمافارسها را گوش دهم
    گروه اکستر در جشنهایی که دو زوج ترک برگزار می کنند بیشتر فارسی می خوانند و..

  • ناشناس
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۹, ۱۳۸۹ در ۱۱:۱۸ ق.ظ

    این شخص شخیص احتمالا ازکمبودی به نام استعداد رنج می برندیاخاطره ای ایشان راعذاب می دهد چون طی تحقیقاتی که حتی روی پرندگان !!!انجام شده محققان وجوداستعداد را درهرکاری تایید کرده اند

  • مرضیه شعبانی
    ارسال شده در آذر ۱۵, ۱۳۸۹ در ۸:۵۹ ب.ظ

    ba salam
    mikhastam bedonam ke ma to iran chizi be name ya shabihe opera ham darim ?
    ke takkhan ya solo dashte bash?
    man sedae kheli khobi daram va asheghe opera hastam vali nemidonam chejori shoro konam va koja bayad beram?
    man 25 sale karaj
    mamnon misham age rahnamim konid

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی به غلبه موسیقی پاپ بر موسیقی کلاسیک در کنسرت «ارکستر سازهای ملیِ» جدید

به یاد می آورم پس از اولین کنسرت ارکستر سمفونیک تهران با عنوان جدید «ارکستر سمفونیک ملی ایران»، غوغایی در جامعه موسیقی به پا شده بود و طرفداران طرح علی رهبری (که تعطیلی ارکستر ملی و ادغام آن با ارکستر سمفونیک تهران و تغییر نام این ارکستر بود) و فرهاد فخرالدینی (که خواستار تشکیل ارکستری مجزا از ارکستر سمفونیک تهران به مانند سالهای گذشته با عنوان ارکستر ملی بود) در مقابل هم صف کشی کرده بودند؛ در نهایت برنده این بحث رهبر سابق ارکستر ملی فرهاد فخرالدینی بود و به سرعت طی برگزاری جلسه ای، ارکستر ملی تقریبا با همان ترتیب سابق شکل گرفت البته با این تفاوت که قرار شد با دعوت از رهبران میهمان، وضعیت تک بعدی ارکستر ملی که به شدت تحت تاثیر موسیقی سبک ارکسترال ایرانی بود تعدیل یابد. *

پویان آزاده: قصد ضبط «چهارگاه برای پیانو و ارکستر» را دارم

در اولین روز برگزاری جشنواره موسیقی فجر، ارکستر ملی به رهبری فریدون شهبازیان، اثری از حسین دهلوی را به روی صحنه برد که بر اساس قطعه ای از جواد معروفی ساخته شده بود. این قطعه که برای یک پیانو و ارکستر با نام «چهارگاه برای پیانو و ارکستر» تنظیم شده بود، با تکنوازی پیانوی پویان آزاده به اجرا رسید. به همین بهانه امروز با پویان آزاده گفتگویی کرده ایم که می خوانید:

از روزهای گذشته…

از گربه ها گفتید از شیرها هم بگوئید (II)

از گربه ها گفتید از شیرها هم بگوئید (II)

برای دست یابی به تعریفی دقیق تر از موسیقی های زیر زمینی در جهانِ حاضر باید چیستیِ این نوع موسیقی را در کشورهایی جستجو کرد که در آن هنرمندان با وجود اینکه محدودیتی به نام اخذ مجوز ندارند، با این حال موسیقی های زیر زمینی در آنها به شدت رواج دارند.
U2 ، موفق ترین برنده گرمی

U2 ، موفق ترین برنده گرمی

با وجود آنکه ماریا کری (Mariah Cary) بیشتر توجه قبل از مراسم اهدای جوایز گرمی (Grammy) را بخود اختصاص داده بود، اما این گروه U2 بود که توانست شب چهارشنبه پنج جایزه از جمله دو جایزه برای بهترین آلبوم سال یک جایزه برای بهترین آهنگ سال را نصیب خود کند.
صبا از زبان سپنتا (I)

صبا از زبان سپنتا (I)

استاد ابو الحسن صبا در سال ۱۲۸۱ هجری‌ شمسی در تهران تولد یافت. پدر او کمال السلطنه‌ که مردی ادیب و هنرمند بود، ابو الحسن خان‌ شش ساله را برای فراگرفتن سه تار نزد میرزا عبد الله‌ هدایت کرد. صبا سه تار را از استاد زمانه میرزا عبد الله و درویش‌خان، سنتور را از میرزا علی اکبر شاهی، تنبک را از حاجی خان، کمانچه را از حسین خان اسماعیل‌زاده، فلوت را از اکبرخان و ویلن را از حسین هنگ آفرین فرا گرفت.
عمومی: مردم با نظریه های جدید در ابتدا مخالفت می کنند

عمومی: مردم با نظریه های جدید در ابتدا مخالفت می کنند

من در سال ۱۳۴۲ وارد دانشگاه شدم و سال دوم دانشکده بودم که در اردوها شرکت کردم و همان موقع بود که با اساتید آشنا شدم و به دنبال آن به هنرستان رفتم و به کلاس‌های استاد محمود کریمی برای فراگیری ردیف رفتم و تئوری و سلفژ را با استاد فرهاد فخرالدینی کار کردم؛ در همان موقع بود که من به گروه آقای فرامرز پایور رفتم یعنی من حدود ۵۰ سال پیش، سال ۴۵ یا ۴۶ به گروه سازهای ملی آقای پایور که تأسیس شده بود پیوستم. ایشان کنسرت من را در پایان سال تحصیلی یا هنرستان دیده بودند و از استاد کریمی خواسته بودند که من را دعوت کنند تا به گروه ایشان بپیوندم.
ویژگی های یک سنتور خوب (VIII)

ویژگی های یک سنتور خوب (VIII)

جدای از مسائل فنی در ساخت ساز، موارد دیگری که می توان به آن اشاره کرد نحوه ی استفاده و نگهداری نوازنده از ساز می باشد. به عبارت دیگر چگونگی کارکرد استفاده کننده در راستای بهبود یک ساز خوب که در شماره ی گذشته کمی به آن پرداختم و حال ادامه ی آن:
الا فیتزجرالد، بانوی اول آواز (II)

الا فیتزجرالد، بانوی اول آواز (II)

از سال ۱۹۴۶ به طور منظم به کار با ارکستر جز فیلارمونیک نورمن گرنز (Norman Granz) پرداخت. گرنز به زودی مدیربرنامه های فیتزجرالد شد. در این دوره تغییری اساسی در آوازخوانی فیتزجرالد ایجاد شده بود.
کتابی در اقتصاد موسیقی (VII)

کتابی در اقتصاد موسیقی (VII)

محیط موسیقایی ایران متأثر از فرهنگ و سیاست، شرایط ویژه‌ای دارد که حرکت به سمت رشد و توسعه در این شرایط خاص می‌بایست با در نظر گرفتن مقتضیات آن صورت گیرد. کتاب حاضر نیز بویژه در فصل آخر، با محور قرار دادن عنصر فرهنگ، ضمن بازگویی نظریه های مرتبط با این موضوع، به درستی به این مسأله اذعان دارد که الگوبرداری کشورهای درحال توسعه از کشورهای توسعه یافته‌ای که فرهنگی متفاوت دارند، نهایتاً کشور الگوپذیر را با چالش هایی مواجه خواهد کرد. همچنین از موانع موجود بر سر راه توسعه فرهنگی در ایران، خصوصاً در مورد هنر و موسیقی، به مواردی همچون حضور و نقش دولت در عرصه فرهنگ و وجود نظام ارزیابی دولتی بر تولیدات موسیقی و نیز وجود این تفکر در جامعه که اقتصاد و هنر را جدا از هم می داند و ورود یکی در عرصه دیگری را ضد ارزش می پندارد، اشاره شده است. (۹)
نگاهی به آثار ضبط شده جناب میرزا حسینقلی (II)

نگاهی به آثار ضبط شده جناب میرزا حسینقلی (II)

هامبارسوم تاجر مسیحی روسی الاصل (پدر لورتا هنرپیشه سینما) با مشارکت و سرمایه گذاری جهت بدست آوردن امتیاز نمایندگی فروش صفحات گرامافون، پنج تن از هنرمندان را برای ضبط صفحه راهی پاریس می کند:
بررسی اجمالی آثار شادروان <br>روح الله خالقی (قسمت سیزدهم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت سیزدهم)

نوائی که تنهایی و دوری از همهِ فریب افزارهای حیات، یعنی خلوص و وارستگی رندِ عافیت سوز را هنرمندانه مجسّم می سازد و راز و نیازش را با عالم بالا در مراوده اش با ارکستر شاهدیم. گفتگویی پر رمز و راز و عجیب آرام و ملایم که نوعی عبادتِ خاموش بودائیان را در ذهن متصوّر می سازد. گفتگوی ویولون تنها با ارکستر مملوّ از حالاتی است که در شعر وصف می شوند.
رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (V)

رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (V)

دیبازر ادامه داد: بنظر من در شرایط فعلی همه ی شرایط به گونه ای سخت است که اساسا نباید اثری انتشار پیدا کند؛ انتشار یک اثر دارای مجموعه ای است که کل مجموعه باید مثل پازل کنار هم قرار گیرند تا کار دست انجام شود. خوشبختانه بخشی از پازل که مربوط به آهنگسازان است کار به خوبی انجام می شود و امیدوارم بقیه تکه های پازل ازجمله ناشر، پخش، مخاطب و… کنار هم قرار گیرند و مطمئنم این فعالیت فرهنگی با توجه به امکانات کمی که محیط در اختیارشان گذاشته است و جسارت زیادی که خودشان دارند، قطعا تاثیرات خود را می گذارند و من خیلی خوشحالم که این اثر در این شرایط تولید شد و به رپرتوار پیانویی کشورمان اضافه شد.