قاسمی: به دروغی به نام استعداد، اعتقاد ندارم!

ارکستر زهی فرهنگسرای ارسباران <br />به رهبری مهدی قاسمی
ارکستر زهی فرهنگسرای ارسباران
به رهبری مهدی قاسمی
دوستان زیادی داریم که کارشان چیز دیگری هست و بعد از ظهر در استودیو ضبط میکنند، در این حد! یا آهنگسازان زیادی داریم … از روز اول این انگیزه در من بود که کر آماتور به معنی بد بودن کیفیت کار نیست و شغل بچه ها موسیقی نباشد، چون وقتی آنها شغلشان موسیقی نیست و عشقشان موسیقی است، توقع حقوقی ندارند می آیند به فرهنگسرای بهمن میگویند که فقط به ما یک سالن دهید تا تمرین کنیم.

این باعث نمیشود که عمر گروه به خاطر مشکل مالی کم شود؟
طبیعتا این هست، وقتی بخاطر علاقه کسی در کر عضو میشود، ممکن است، بخاطر، شغل، به خاطر کار و ازدواج به خاطر درس، نتواند به علاقه اش برسد. همینطور است! عمر مفید اعضای گروه ما شاید بتوانم بگویم دو و نیم تا سه سال است.

پسر ها هم باید زودتر بروند؟
بله، مخصوصا پسرها… البته ما هنوز کسانی را داریم که از روز اول تا کنون با گروه همکاری دارند، یعنی از سال ۷۸ آمده اند و در آینده هم خواهند ماند، ولی این عده کم هستند. ما این موضوع را پذیرفته ایم که این یک جریانی است که عدده ای می آیند و پس از مدتی میروند و ما نه تنها باید این جریان را نگه داریم، بلکه باید سعی کنیم که در هر کنسرت کیفیت آن را هم بالا ببریم و این کار سختی است چون همینطور افراد جدید وارد گروه میشودند و ما انتظار داریم که آنها سطح بالاتری نسبت به گذشتگان داشته باشند.

این افراد جدید چطور (از نظر صدایی) با افراد قبلی بالانس میشوند؟
ما یک دوره آموزشی میگذاریم که از ابتدای کار که شروع کردیم هم همین آموزش ها را دادیم.

حالا باید اینجا (داستان) شروع فعالیت گروه را بگویم… از سال ۷۸ که من از ارمنستان برگشتم دیدم که کر و ارکستری در کار نیست؛ من به مسئولین فرهنگسرا پیشنهاد دادم که بیایید و یک کر آماتور تربیت کنید.

شما رهبری کر خواندید؟
من رهبری عمومی خواندم، رهبری در ابتدا کار با چوب است و پارتیتورخوانی؛ پس فرقی نمیکند که کر است یا ارکستر. در مرحله بعدی است که رهبری تقسیم میشود به رهبری کر و ارکستر؛ رهبر کر روی ادبیات کرال فکوس میکند و رهبر ارکستر روی موسیقی ارکستر. نه! من تا این حد کار نکردم و تا اینجا کار کردم و تکنیک دست را کار کردم و پارتیتور خوانی.

استاد ایرانی نداشتید؟
در ایران یک مستر کلاس بود، زمانی که آقای داووید تازه آمده بودند تهران (فکر میکنم حدودا” سال ۱۳۷۴ بود) خیلی ها در آن مستر کلاس شرکت کردند، تا آنجایی که به یاد دارم، آقای هومن خلعتبری، ارسلان کامکار، حمید دیبازر بود و بنده هم شرکت کردم. البته این مستر کلاس، بسیار جمع و جور بود و من در ارمنستان فرصت بیشتری برای کار داشتم.

پس با ارکستر بزرگ هیچ وقت کار نکردید؟
در انتهای مستر کلاس با ارکستر کار کردیم ولی کاری در واقع نمایشی بود و فرصت اینکه درست با ارکستر کار کنیم نشد. در ارمنستان با پیانیست کار میکردیم و گاهی با دو پیانیست.

کوارتت نمی آوردند؟
نه، کار با پیانو بود. با یک پیانیست و بعضی از کارهای بزرگتر با دو پیانیست.

برای اشاره به سازها …
نه تقریبا همین کار را با پیانو هم میشود کرد…

من به فرهنگسرا این پیشنهاد را دادم که این کر از ابتدا تربیت شود و جالب است که به اینکه گفتیم ما بدون هیچ هزینه ای بعد از ۶ ماه یک کر تحویل شما میدهیم و بعد از یکسال کنسرت میدهیم، (نمیدانم شاید باورشان نمیشد یا دلشان نمیخواست!) خیلی سخت این پیشنهاد را پذیرفتند و به ما اجازه دادند، شروع کنیم. تبلیغات را ما خودمان انجام دادیم و فرهنگسرا هیچ کاری نکرد.

فایل صوتی از مصاحبه :

Audio File قسمت دوم
ما در همه دانشگاهها و مراکز فرهنگی یک تبلیغ خیلی ساده سیاه و سفید … در سال ۷۸ یک فراخوان اعلام کردیم برای عضویت در این گروه تازه تاسیس. حدودا ۱۰۰ نفر آمدند و بدون تست، همه را قبول کردم!

چرا؟
چون روش آموزشی که من به آن اعتقاد دارم و روی آن کار کردم هیچ عقیده ای به دروغی به نام “استعداد” ندارد! استعداد چیزی است که وجود خارجی ندارد. هوش عمومی وجود دارد “IQ”، سخت کوشی آدمها هم مطرح است و آموزش های مستقیم یا غیر مستقیمی که گرفتند. کسی هست که چند سال پیانو زده یا سه تار زده؛ یک نفر چیزی نزده ولی در خانه شان پدرش آواز می خوانده؛ یک نفر هیچ کاری نکرده ولی زیاد موسیقی شنیده… اینها همه آموزش غیر مستقیم است.

این نظر شخص من نیست و نظر تمام کسانی است که به این روش اعتقاد دارند؛ چیزی که مردم به عنوان استعداد میشناسند، برآیندی است از هوش، سخت کوشی و آموزش غیر مستقیم. بنابراین من به چیزی به نام استعداد اعتقاد نداشتم…

شما در هیچ رشته ای به استعداد اعتقاد ندارید؟ معروف است که میگویند، یک خواننده خوب کر، کسی است که سروقت سرکارش بیاید و برای کارش وقت بگذارد و دقت در تمریناتش داشته باشد؛ ولی ممکن است یک آهنگساز، اگر تمام این کارها را هم انجام دهد باز نتواند کار خوبی بنویسد!
خوب خلاقیت بحثی دیگر است.

ولی به همه اینها میگویند استعداد!
بله، ولی خلاقیت جداست. ممکن است دو آهنگساز تکنیکی برابر داشته باشند و به یک اندازه، هارمونی، کنترپوان و سازشناسی بدانند و سبکهای موسیقی را بشناسند، ولی کارهای یکی جذاب تر از دیگری باشد. البته این را هم باید بگویم که این هم چیزی نیست به جز خوب بسط دادن تم و واقعا این هم تکنیک است! ممکن است الان نتوان آموزشش داد و معلم بگوید نمیدانم چه کاری میکنی ولی این کار را بکن… اما اینها ایراد شیوه های آموزشی است. خود آقای شریف لطفی، اساسا” موزیکالیته را آموزش میداد، موزیکالیته یا حس موسیقی را بعضی ها فکر میکنند آموزش دادنی نیست و فطری است. در صورتی که شما میتوانید، یک جمله موسیقی را آنالیز کنید و روی آن بحث کنید…

خوب در ادیت هم همین کار را میکنند.
نه من منظورم زنده است، یعنی می آییم میگوییم این جمله را، اینجا را قوی تر یا ضعیف تر کن، اینجا را قطع نکن ببند …

بله، در ادیت هم اینها وجود دارد، از فورته پیانو ها گرفته تا حتی سرعت ویبراسیون و همه این چیزها را میتوانیم در آن توضیح دهیم. در قطعات مدرن ویولن هم این چیزها کاملا دیده میشود.
بله، خلاصه چیزهایی مثل موزیکالیته را که قبلا میگفتند آموزش دادنی نیست، امروز میشود آموزش داد. حالا یک نفر که واقعا” زمینه دارد، خیلی زود تر راه می افتد ولی کسی هم که زمینه ندارد بالاخره راه می افتد.

10 دیدگاه

  • ارسال شده در اسفند ۲۴, ۱۳۸۵ در ۷:۲۴ ب.ظ

    سفارش می‌کنم کسی که مایل است نظریه‌ای جدید انتشار دهد ابتدا با الفبای کار آشنا شود. بهترین کتابی که می‌توانم توصیه کنم به مطالعه برای تعریف استعداد و هوش، اصول روانشناسی تالیف نرمان ال مان است. در ضمن نظریه‌های دانشمندان ممکن است اشتباه باشد و با یافته‌های بعدی اصلاح شود، ولی به قطع و یقین “دروغ” نیست.

  • حامی
    ارسال شده در اسفند ۲۵, ۱۳۸۵ در ۳:۰۲ ب.ظ

    ممنون سدجاد …مطالب مفیدی بود…
    با سپاس.

  • راوی
    ارسال شده در اسفند ۲۵, ۱۳۸۵ در ۴:۴۷ ب.ظ

    آقای فاریا
    دید و دانش شما محدود به آن چیزهاییست که در کتابها خوانده اید.همین و بس.
    بنابراین کمی از جایگاه رفیعی که برای خود ساخته اید و بر آن تکیه می کنید پایین بیایید و اینقدر از آن بالا « سفارش » و « توصیه » نکنید.انتشار نظریه نیازی به الفبای خاصی که شما از کتابهایی که خواندید یاد گرفتید ندارد.هرکس می تواند با الفبای خاص خودش نظر بدهد، ِنظریه منتشر کند و …حتی می تواند ادعا کند نظریات روانشناسانه ی آنان که شما سفت و سخت قبولشان دارید چیزی بجز یک مشت دروغ نیست.و شما فقط حق دارید بگویید با این نظر مخالف هستید.
    شما نظر آقای قاسمی را دریافتید و همین کافیست. چرا خودتان را اسیر این چارچوب ها می کنید.و انتظار دارید همگان در این چارچوبهای مدنظر شما حرکت کنند و جالبتر اینکه همواره چارچوب خودتان را چنان برتر می انگارید که توصیه و ارشاد و سفارش را هم واجب می دانید و گمان می برید لطف بزرگی می کنید که همگان را به آنچه می کنید ارجاع دهید.به ماهیت کلمه ی ارجاع دقت کنید.ببینید چقدر نگهدارنده بازدارنده و ایستاست.
    متاسفم که بعضی از افراد همیشه در حال ارجاع هستند.و هیچوقت جلو نمی روند.
    با تشکر

  • ارسال شده در اسفند ۲۵, ۱۳۸۵ در ۹:۵۱ ب.ظ

    راوی گرامی، بنا نداشتم جز برای نویسنده مطلب کامنت بگذارم، ناگزیرم، برای قضاوت درست جوانانی که می‌خوانند مطلب را. من نظر علمی را تا وقتی خلافش ثابت نشده درست می‌دانم، که حرفه‌ام چنین اقتضا دارد. اگر هم روزی نظری جدیدتر مطرح شد، نظر قبلی را اشتباهی می‌خوانم که تصحیح شده و نه “یک مشت دروغ”. صد البته دید و دانش من محدود است، و محدودش می‌کنم به قصد، به آنچه می‌خوانم و نه آن که غیر متخصص می‌گوید. بزرگوارید که حق بنده دانسته‌اید با نظری مخالف باشم، ولی آیا حق ندارم برای مخالفتم مرجع معرفی کنم باز به اقتضای حرفه‌ام؟ باید به سنت، پاشنه کفش بخوابانم و یخه بدرانم؟ این روش علمی است؟ فارغ از روشهای علمی، اگر بنا داشتم نقدی بنویسم، که راستش در این قسمت تبجری ندارم، عرض می‌کردم که مصاحبه شونده تنها با واژه‌ها بازی کرده، چنان که در سطر آخر اگر به جای “زمینه” استعداد بگذارید چیزی عوض نمی‌شود. بسیار خوشحال خواهم شد که به این گفت وگو با ایمیل ادامه دهیم، که بسیار مؤدبانه نوشته‌اید از بخت من، و می‌توانید اثرگذار باشید.

  • ارسال شده در اسفند ۲۶, ۱۳۸۵ در ۱:۰۳ ب.ظ

    بنده یک دوستی دارم که سه تار را را بعد از دو ماه از استادش هم بهتر مینواخت (به گفته خود مربی)با وجود این که دو سال بیشتر نیست ویلون میزنه هر استادی که میبنه ساز زدن اون را خیال میکنه که ده سال داره ویلون میزنه من از برادر هم بهش نزدیکتر هستم و سالهاست اون را میشناسم و میدونم که بسیار کم تمرین میکنه به این واقعا استعداد میگن

  • سهیل
    ارسال شده در فروردین ۱, ۱۳۸۶ در ۶:۰۴ ب.ظ

    احمد شاملو در یکی از مصاحبه هایش در توضیح اینکه چرا هنر و شعر به رکود افتاده گفت: “میخواهند چیزی را که از درون باید تراوش کند، از بیرون کسب کنند”.
    من کاملاً به این موضوع اعتقاد دارم. البته نقش تمرین و ممارست را نادیده نمیگیرم، تمرین و پشتکار میتواند تا حدی نبود استعداد را جبران کند ولی جای آن را نمیگیرد.
    از طرف دیگر متأسفانه افراد با استعداد هم معمولاً پشتکار و ممارست کافی را ندارند که استعدادشان آنها را به “ستاره” تبدیل کند.

  • محسن
    ارسال شده در فروردین ۱۳, ۱۳۸۶ در ۷:۳۸ ق.ظ

    کامنت ساناز برادر زاده ام را من ارسال کردم چون از کامپیوتر ایشان استفاده میکردم فراموش کردم اسمم را بنویسم از این که سایتتون را بیخود شلوغ کردم عذر میخواهم همچنین در این سال نو ارزومند داشتن سالی خوب وخوشی برای جامعه موسیقی هستیم

  • ناشناس
    ارسال شده در آبان ۲۹, ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۱ ب.ظ

    بنده به توهین و فحش اعتقادی ندارم بنظرم باید واقعیات را از استادان صادق و صاحب نظر پرسید
    ایرانیان از زبان های مختلف که بیشترین آن زبان فارسی و ترکی تشکیل می دهد
    من خود ترک زبان هستم اما اگر خود بیان نکنم چون فارسی نوشته ام مرا فارس قلم داد می کردید
    همه ترک زبانان تحصیل کرده فارسی حرف می زنند چون مجبورند
    چون در اداره جات و سر کار قانون این است
    من قواعد فارسی را یاد می گیرم نه زبان ترکی را مهد کودک ها به بچه های ترک زاده فارسی می آموزند
    هر روز کلمات عربی و فارسی جایگزین زبان ترکی می شود چون آموزش زبان فارسی است
    و اگر اینگونه پیش رود باز شهرهای ترک زبان دیگری به زبان فارس مبدل خواهند شد و اسمهای ترکی جای خود را با نامهای فارسی عوض خواهند کرد و مثلاً طبق آمار جمعیت فارس زبانافزایش و جمعیت ترکزبان کاهش خواهد یافت و شاید روزی دیگر نتواند قد علم کند …
    آیآ شما انتضار دارید که من ترک زبان که نمی توانم موسیقی (Mogham) خود را یاد بگیرمچون دولت محترم ایران آن را ممنوع و در محدوده خاص قرارداده است بیایم و موسیقی شمافارسها را گوش دهم
    گروه اکستر در جشنهایی که دو زوج ترک برگزار می کنند بیشتر فارسی می خوانند و..

  • ناشناس
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۹, ۱۳۸۹ در ۱۱:۱۸ ق.ظ

    این شخص شخیص احتمالا ازکمبودی به نام استعداد رنج می برندیاخاطره ای ایشان راعذاب می دهد چون طی تحقیقاتی که حتی روی پرندگان !!!انجام شده محققان وجوداستعداد را درهرکاری تایید کرده اند

  • مرضیه شعبانی
    ارسال شده در آذر ۱۵, ۱۳۸۹ در ۸:۵۹ ب.ظ

    ba salam
    mikhastam bedonam ke ma to iran chizi be name ya shabihe opera ham darim ?
    ke takkhan ya solo dashte bash?
    man sedae kheli khobi daram va asheghe opera hastam vali nemidonam chejori shoro konam va koja bayad beram?
    man 25 sale karaj
    mamnon misham age rahnamim konid

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (II)

بیرون‌رفتن مردم از خانه و برگرفتن و دورافکندن کلوخ در آخرین روز ماه شعبان به احتمال فراوان به نشانه ترک عیش و عشرت و باده‌نوشی در ماه مبارک روزه‌گیران و دورکردن دیو گناه باده‌نوشی از خود بوده است و این آیینی بازمانده از دوره پیش از اسلام بوده که با دگرگونی نظم و روال زندگی عادی مردم در تغییر ماه همراه بوده است (۲) و یا جشن «هالووین» در فرهنگ غربی. «هالووین» یک جشن مسیحیت غربی و بیشتر سنتی می‌باشد که مراسم آن سه شبانه‌روز ادامه دارد و در شب «۳۱ اکتبر» (نهم آبان) برگزار می‌شود. بسیاری از افراد و مخصوصا کودکان و نوجوانان در این شب با چهره‌های نقاشی شده، لباس‌های عجیب یا لباس‌های شخصیت‌های معروف، چهره و ظاهری که آن به‌نظرشان ترسناک باشد خود را آماده جشن می‌کنند و برای جمع‌آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران می‌روند. این جشن را مهاجران «ایرلندی» و «اسکاتلندی» در سده نوزدهم با خود به قاره آمریکا آوردند. (۳)

مروری بر مجموعه‌ی «رنگ‌های قدیمی»

«رنگ‌های قدیمی» شامل ۶۵رنگ (از سال۱۲۸۴ تا ۱۳۱۶ از ضبط‌هایی که در دسترس گردآورنده بوده) و یک متنِ شش‌صفحه‌ای­‌ست‌ که بدون آن و با پالایش صوتی بهتر، می‌توانست محصولی دست­‌کم خنثی به‌دست دهد. متن، نتیجه‌گیری‌های نامستدلی دارد. چند نمونه:

از روزهای گذشته…

گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

پس از آن خلاصه‌ای از یک مقاله‌ی دیگر که در کتاب «ویکتوریا الکساندر» آمده، خوانده شد. پیش از خواندن بخش‌هایی از این خلاصه اشاره شد که آن مقاله یک نقد موسیقایی به معنای مرسوم نیست بلکه یک مطالعه‌ی موردیِ جامعه‌شناختی است با این حال مطالعه‌ی آن ازجهت روندها و رویکرد‌ها و نتایج به دست آمده برای کارگاه مفید است:
ریچارد اشتراوس (I)

ریچارد اشتراوس (I)

ریچارد جورج اشتروس ( ۱۱ ژوئن ۱۸۶۴- ۸ سپتامبر ۱۹۴۹) آهنگسازی آلمانی از اواخر دوره رمانتیک و اوایل دوره مدرن بود که به ویژه اپراها و موسیقی با کلامش برجسته بود، معروفترین آنها Also sprach Zarathustra ( بخش آغاز فیلم ادیسه فضایی :۲۰۰۱ از استنلی کوبریک). او همچنین به دلیل رهبریش نیز مشهور بود.
موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند: <br>امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (VIII)

موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند:
امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (VIII)

سپس، در هشت سال گذشته، به واسطه ی تنش و مناظره ی قابل توجه میان اهالی محل برجسته تر شد چرا که بسیاری از مردم محل احساس می کردند که آنچه مطرح شده است، چیزی کمتر از یک تهدید برای نمادهای مهم هویت محلی شهر نیست. اما این تنها هویت نیست؛ کارگان موسیقایی کنونی ارائه شده توسط کلیسا به عنوان اهانت به احساسات زیبایی شناختی آنها قلمداد می-شود، و قابل درک است که، چنین احساساتی در میان اعضای گروه آواز جمعی و خانواده هایشان قوی تر است. بسیاری از آنها به صراحت از همراهی در آوازِ جمعی در محیط زیبایی شناختی فعلی امتناع ورزیده اند.
نی و قابلیت های آن (VIII)

نی و قابلیت های آن (VIII)

در قسمت های قبل به معرفی مختصر نی و تاریخچۀ آن و معرفی ساز های همخانوادۀ نی در موسیقی بومی و محلی مناطق مختلف ایران پرداختیم. در این قسمت به معرفی انواع نی و تفاوت ها و شباهت های آنها می پردازیم.
میشل پتروسیانی (I)

میشل پتروسیانی (I)

غروب یکی از روزهای تابستان سال ۱۹۷۸ در کوچه های تنگ و تاریک یکی از روستاهای فرانسه، با کلاهی شبیه به کلاه هایی که کانت بیسی (Count Basie) از آنها استفاده می کرد، از یک سیتروئن بسیار قدیمی پیاده شد و گفت : “سلام دوستان …”
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (IX)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (IX)

پس از این قطعات، الگار بر روی آثار سمفونیک متمرکز شد. در آغاز و در سال ۱۸۹۸ او می خواست یک سمفونی بر اساس شخصیت ژنرال گوردون بنویسد که پس از تلاشی کوتاه متوقف شد. در سالهای ۱۹۰۷ و ۱۹۰۸ بود که طی اقامت خود در شهر رم، دوباره دست به کار نگارش این قطعه شد. “سمفونی شماره یک” در سی بمل ماژور برای بار اول در دسامبر ۱۹۰۸ و در شهر منچستر اجرا شد. این اثر به “هانس ریشتر” تقدیم شده و توسط خود او رهبری شده بود. ریشتر درباره ی این سمفونی چنین می گوید: ” آقایان! بگذارید اکنون بزرگترین سمفونی دوران معاصر را تمرین کنیم. سمفونی ای که توسط بزرگترین آهنگساز زمان ما نگاشته شده است”! این اثر با اشتیاق فراوان همراه بود و صدها اجرا از آن در انگلستان و سراسر جهان اعم از اروپا و آمریکا و استرالیا و روسیه به عمل آمد. برخی از ناشران موسیقی بر این باور بودند که سرعت پایین این سمفونی با آثار بتهوون قابل مقایسه است.
نگاهی به آثار و توانی های حسین خواجه امیری (V)

نگاهی به آثار و توانی های حسین خواجه امیری (V)

یکی از زیباترین آثار ایرج در سه گاه که متفاوت از آوازهای سه گاه دیگر اوست به همراه نوای تار مرحوم استاد جلیل شهناز در برنامه گلهای تازه ۱۶۳ است که از آخرین شماره های برنامه گلها و همچنین آخرین اثر ایرج در برنامه گلها می باشد. البته آوازهای ایرج در همه دستگاهها و آوازها، اکثرا متفاوت از یکدیگر است و علیرغم اینکه گوشه ها اغلب یکسان هستند ولی بیان آنها در اجراهای مختلف اکثرا با تفاوتهایی شنیده می شود و این نکته را نیز باید خاطر نشان کرد که او تغییراتی را نیز در برخی گوشه ها ایجاد و یا از خود ابداع می کند که مختص خود او و سبک اوست.
نمودی از جهان متن اثر (III)

نمودی از جهان متن اثر (III)

حال بیایید بدون هر گونه «پیش‌زمینه‌ی ذهنی» آنچه را که در (شکل ۱) می‌بینیم با توجه به تعریف‌های [۱] و [۲] «آنالیز» کنیم. نتیجه مشخص است؛ اگر حقیقتاً بدون پیش‌زمینه‌ی ذهنی یا هر چیز دیگر شبیه آن وارد این گود شده باشید تا این لحظه دو قسمت عمده از تعاریفی که گفته شد گرفتارتان کرده است: «هدف اصلی مطالعه با تمرکز بر بررسی ساختار داخلی اثر [است.]» و «معین کردن عناصر ساختاری» و این یعنی نتوانسته‌ایم حتی مرحله‌ی اول را از سر بگذرانیم؛ مواد لازم برای شروع آزمایش فراهم نشده است. در این مرحله شاید کسی بگوید علت این ناکامی آن است که معنای اصطلاحاتی مانند «ساختار داخلی» و «عناصر ساختاری» را نمی‌دانیم.
نقشه‌برداری موسیقایی (III)

نقشه‌برداری موسیقایی (III)

از این‌رو در زمان اجرا می‌توان با بغل‌دستی گپی هم زد، چون صدا‌های مزاحم در فضای آکنده از صداهای بلند موسیقی محسوس نیستند. به‌عبارت دیگر، شنوندۀ چنین کنسرت‌هایی، حساسیّت لازم برای شنیدن و درک و دریافت موسیقی را به‌دست نمی‌آورند و برای ایشان ناشناخته است و این تأثیری ا‌ست که معماریْ می‌تواند بر درک موسیقایی جامعه بگذارد. به‌عبارت دیگر «کنسرت موسیقی ایرانی» تا حدودی به «دیسکوتیک» که محلّی ا‌ست برای شادی و رقص همراه با موسیقی، شبیه می‌شود؛ به‌ویژه این که سازهای کوبه‌ای همیشه عضو لاینفکِ هر گروهی یا تکنوازی هستند. این نبود حساسیّت در خصوص کیفیت صدا سبب می‌شود که دوستداران موسیقی ایرانی اغلب در خانه‌هایشان همْ از دستگاه‌های ارزان‌قیمت صدا‌دهی استفاده کنند و دغدغۀ کیفیّت صدا نداشته باشند؛ در‌ حالی‌ که کیفیّت صدا در تأثیرگذاری موسیقی سهم مهمّی دارد.
جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی و افق های پیش رو

جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی و افق های پیش رو

امروز کمتر کسی پیدا می شود که نداند، اینترنت چه خدماتی را به جامعه بشری عرضه کرده است و در کنار این خدمات چه تاثیراتی مثبتی بر زمینه های ظاهرا بی ارتباطی مثل ترافیک تا محیط زیست دارد. هر ساله در نشست های متعددی در کشورمان، این موارد شمرده می شود ولی پس از پایان نشستها هیچ تغییر محسوسی روی نمی دهد.