گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گونه‌ی دیگری از رابطه‌ی میان نقد و سیاست، نقد بر پایه‌ی ایدئولوژی حزبی است. این نوع نقد معمولاً بیش از هر چیزی در نظر غیرمتخصص‌ها نقد سیاسی به حساب می‌آید و به‌ویژه در حکومت‌های ایدئولوژیک که مایلند برای تمامی جنبه‌های زندگی مردمشان- از جمله موسیقی‌ای که می‌شنوند- نسخه‌ای بپیچند، بسیار رواج دارد. هر چند که گاه ممکن است چنین نوشتارهایی شکل نقد موسیقی به معنای مورد نظر در این کلاس را نیز به خود بگیرد اما بیشتر شبیه بخش‌نامه‌های حزبی است و اگر هم بر نقدِ اثر، مجموعه‌ی آثار یا سبکی متمرکز می‌شود، هدفی مربوط به خارج از دنیای موسیقی را دنبال می‌کند؛ «مهار گوش شنوندگان».

در شوروی کمونیست‌ها، در آلمان فاشیست‌ها و در چین مائوئیست‌ها نمونه‌هایی از این نوع برخورد را در اختیار ما می‌گذارند. نمونه‌هایی که برخی مانند برخورد «تیخون خرنیکوف» با آهنگسازان مشهور و نوگرای روسی مانند «پروکوفیف» و «شوستاکویچ» در تاریخ موسیقی بسیار مشهور و شناخته شده هستند و برخی مانند انقلاب فرهنگی چین خشونت و گستردگی بی‌اندازه‌ای دارند.

اما از این نمونه که بگذریم، نقد سیاسی (به مفهوم مورد توجه کارگاه) هنگامی رخ می‌دهد که نقدگر از دوگانه‌ی واقعیت/ خیال آگاه شود، یعنی تصمیم بگیرد که اثر هنری پدیده‌ای است حقیقی که در جهان واقعیت‌ها وجود دارد یا موضوعی است خیالی و در جهانی خیالی مفهوم می‌یابد. نخستین وضعیت منجر به «درک اثر به مثابه شی قائم به ذات خود» (شی منفرد که تنها هستی تاریخی دارد) و دومین حالت باعث «درک اثر به مثابه شی موجود در حیات واقعی» (شی دارای پیوند با همه‌ی نهادهای جامعه) خواهد شد.

دومین راه که در نظر گرفتن موضوعاتی مانند کار، سرمایه و مناسبات قدرت را در نقد موسیقی مجاز می‌شمارد آن جنبه از «نقد سیاسی» است که در کارگاه امروز مورد بحث اصلی است. در جلسه‌ی گذشته (نقد جامعه‌شناسانه) نیز بررسی شد که جامعه‌شناسان و منتقدانی که دیدگاهی جامعه‌شناسانه دارند اثر هنری را در پیوند با کارکردهایش در جامعه مورد نقد قرار می‌دهند. حال این شبهه پیش می‌آید که آیا نقد سیاسی به این مفهوم همان نقد جامعه‌شناسانه نیست؟ پاسخ منفی است.

درست است که در نقد سیاسی (یا ایدئولوژیک) نیز آگاهی از کارکردهای طبقاتی هنر به کار گرفته می‌شود اما برخلاف گونه‌ی پیشین کمتر بر پایه‌ی طبقه‌بندیِ سازوکارهای اجتماعی و بیشتر مبتنی بر موضع‌گیری در نبرد قدرت است. به بیان دیگر در این نوع نقد، نقدگر به دنبال یافتن الگوهای تعمیم یافته‌ی اجتماعی و توصیف یا تحلیل آثار براساس آنها نیست.

هنگامی که سخن از راه یافتن مناسبات کار، سرمایه و قدرت، به نقد در میان باشد «نقد مارکسیستی» موثرترین ابزارها را در اختیار دارد. و به همین دلیل در بسیاری از موارد هنگامی که بحث به «نقد سیاسی یا ایدئولوژیک» کشیده می‌شود عملاً «نقد مارکسیستی» مدنظر است. در این هنگام «سعید یعقوبیان» علت‌های ژرف‌تر را جویا شد و مدرس گفت؛ جز در دسترس داشتن ابزارها دو دلیل دیگر به ذهن می‌رسد. نخست اینکه در جریان‌های فکری قرن بیستم (به‌ویژه نقد) مارکسیست‌ها دست بالا را داشتند. این گروه که در همه‌جا ردی از کار فکری‌شان دیده می‌شود، حتی پس از فروپاشی اتحاد شوروی نیز نفوذی غیرقابل چشم‌پوشی بر جریان‌های فکری جهان بعد از جنگ سرد داشتند.

از این گذشته روزگاری که مارکسیسم متولد شد تنها نشان‌دار عالم سیاست به شمار می‌آمد. به این معنا که نظمی مستقر وجود داشت و کنش ضد قدرت را بسیاری به مارکسیسم فرو می‌کاستند (این البته از دیدگاه تاریخی بسیار ساده‌انگاری است). تا مدت‌ها گفتن اینکه کسی انقلابی است (شاید جز برای ما در ایران آن هم بعد از سال ۱۳۵۷) معنایی مشابه با این داشت که گفته باشند او مارکسیست است، پس عجیب نیست اگر نقد سیاسی نیز با نقد مارکسیستی یکی پنداشته شود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پوریا رمضانیان: تسکینِ ۷۵۰ نفر؟!

این زرنگ‌بازی است که من بگویم به‌خاطر تسکین مردم‌ام کنسرت می‌دهم. تسکینِ ۷۵۰ نفر فقط؟ تکلیف دست‌کم ۵۰ ملیون نفر آدم چیست؟ پس این حرف بدترین دروغ است. سوماً، باز حتی اگر حق با شما باشد و بهبودِ حالِ همان هفتصد نفر را هم غنیمتی بدانیم، چرا باید بلیط بفروشم؟ قطعاً در این شرایط بهتر است کنسرت را رایگان کنم که لااقل کمترین خیری رسانده باشم. و درنهایت این‌که، بماند که در جای دیگر می‌شود مفصل‌تر در این مورد سخن گفت که اصلاً رسالت «موسیقی جدی» تسکین نیست، بلکه تربیت است.

بیانیه گروه کر شانته درباره عدم حضور در جشنواره موسیقی فجر

هنر برای هنرمند اعتراض است. او این اعتراض را نثار هرچیزی می‌کند که مانع رشد است و سلامت. تراژدی یونانی با سرنوشت انسان دست‌وپنجه نرم می‌کند، موسیقی بتهوون بر روزمرگی می‌تازد، شعر حافظ از تزویر و ریا می‌نالد، و نقاشی‌های کاراواجو تا اعماق درون شخصیت‌هایش را به‌مبارزه می‌کشد.

از روزهای گذشته…

ریتم و ترادیسی (X)

ریتم و ترادیسی (X)

این موضوع در شکل ۱۴ نشان داده شده است، که شش هارمونیکِ اولِ یک نت C را فهرست می کند. نسبت تشکیل شده توسط هارمونیک های پیاپی و فواصل موسیقایی متناظر در ستون بعدی ظاهر شده است. اگر دوره ی تناوب مؤلفه ی اصلی یک واحد زمانی باشد، آنگاه زمان اشغال شده توسط هر یک از هارمونیک ها به صورت گرافیکی نشان داده شده است. سرانجام، نسبت ها بر حسبِ نت نویسی موسیقایی (ریتمی) بیان شده است.
نگاهی به موسیقی رپ با رویکرد جامعه شناسی (II)

نگاهی به موسیقی رپ با رویکرد جامعه شناسی (II)

اعتراضی بودن این سبک موسیقی را به این قضیه تاریخی نسبت می دهند که اولین بار رپ در زبان سرخ پوستی بومیان جنگل های آمریکایی برای اعتراضات قومی و قبیله ای به کار رفت. تا این جا می توان رپ و هیپ هاپ را فرزندان یک مادر به حساب آورد و آن چیزی نیست جز موسیقی جز.
گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IX)

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IX)

«گفتمان» سَرنام بعدی بود که ابتدا تعریف شد اما پیش از آن مدرس اشاره کرد که این مبحث اولا به معنای مورد استفاده در زبان‌شناسی به بحث کشیده و رابطه‌ی آن با نقد بررسی می‌شود؛ ثانیا تمامی مطلب درس این قسمت از نوشته‌های «لطف الله یارمحمدی» وام گرفته شده است:
صداسازی در آواز (VI)

صداسازی در آواز (VI)

قرار گرفتن صدا در ناحیه خاکستری به این مفهوم است که کانون صدا درجایی بیرون سر احساس شود و در صورتی که این کانون خارج از ناحیه خاکستری باشد یعنی صدا داخل سر احساس می شود.
عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (VI)

عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (VI)

البته شجریان سهم قابل ملاحظه ای در پی ریزی و غنای مکتب آوازی ایران داشته است. در عین حال من بر آن نیستم که بگویم او مبدع خلاقیتی خاص بوده است. اما معاصرین و اخلاف او همه ی اجراهایش را بدون نقد و بی هیچ برخورد پذیرفته اند. شاید سبک روایی (نقالی) و موجز شجریان، یا بیان هنرمندانه او از احساسات و تجربیات، یا تحلیل های موشکافانه ی وی از درون انسان عواملی هستند که او با تکیه بر آنها می تواند چنین میراثی از خود بر جای بگذارد.
قایقی بر رودخانه سرزمین مردگان

قایقی بر رودخانه سرزمین مردگان

در سال ۹۵، کار آماده سازی یک آلبوم گلچین از آثار استیکس، توسط اعضای سابق گروه قرار منجر به اتحاد مجدد آنها شد. یکی از مشهورترین ترانه های این گروه در ایران، ترانه Boat On The River از آلبوم Cornerstone است.
این زمین بار امانت نتوانست کشید

این زمین بار امانت نتوانست کشید

ناصر فرهودی صدابردار و پیشکسوت موسیقی کشورمان جمعه ۱۳ مرداد به دلیل ایست قلبی درگذشت. فرهودی متولد ۱۳۳۱ دامغان و از جمله صدابرداران شناخته شده موسیقی کشورمان بود که تحصیلات خود را در رشته الکترونیک گرایش صدا از دانشکده صدا و سیما به اتمام رساند. او در سال ۵۱ همزمان با تحصیل در سازمان صدا و سیما به عنوان کارآموز فعالیت عملی خود را آغاز و پس از پایان تحصیل همکاری خود را با رسانه ملی آغاز کرد.
«نیاز به کمالگرایی داریم» (V)

«نیاز به کمالگرایی داریم» (V)

به عقیده من استقبال از موسیقی کلاسیک ایرانی در ایران زیاد است و می شود گفت این نسبتِ جمعیتِ علاقمند، از بسیاری از کشور های پیشرفته جهان هم بیشتر است (نسبت به موسیقی کلاسیک همان کشورها، چه با استیل ملی شان چه با استیل غربی) اما مشکل ما کم کیفیت بودن آثار جدید است؛ همین نقصان باعث شده که اهالی موسیقی کلاسیک ایران شنوندگان را فراری بدهند!
عدم اعتنا به بی اعتنایی! (VI)

عدم اعتنا به بی اعتنایی! (VI)

این گذرهای ناگهانی از دیسونانس های تند و تیز به کنسونانس های ملایم، از ویژگی های موسیقی آیوز است و در سراسر قطعه “اردوگاه پاتنام” شنیده می شود. پیانو، بادی های چوبی و بادی های برنجی برای جلب توجه شنونده رقابت می کنند و چندان نمی گذرد که گویی دو دسته همنواز، همزمان در تقابل با یکدیگر می نوازند.
لطفا علمی نقد کنید!

لطفا علمی نقد کنید!

حتما شما هم مثل من شنیده یا خوانده‌اید که کسی درباره‌ی یک نقد موسیقی چنین حرفی بزند. اما آیا تابه‌حال به معنی‌اش دقت کرده‌اید؟ وقتی کسی این عبارت امری محترمانه را می‌گوید منظورش دقیقا چیست؟ چه می‌خواهد؟ اگر به جاهایی که این جمله گفته می‌شود و بحث‌هایی که بعد از گفتنش پیش می‌آید خوب فکر کنیم متوجه می‌شویم که معنی‌های مختلفی در نظر گویندگان یا نویسندگانش بوده است.