سیمون آیوازیان: فرهنگ فلامنکو در ایران غنی نیست

سیمون آیوازیان
سیمون آیوازیان
سیمون آیوازیان از قدیمی ترین اساتید فلامنکو در ایران است که نوازندگی را با ساز ماندولین و در سن ۱۲ سالگی آغاز کرد. در ۱۴ سالگی با ساز گیتار آشنا شد و گیتار کلاسیک را به مدت ۷ سال با اتود و شیوه های آکادمیک به صورت خود آموز فراگرفت. اولین استاد فلامنکو او خود خوان آلبا (Juan Alba) بود، وی ۵ توکه از توکه های اسپانیایی را نزد ایشان آموخت. همچنین مدتی نزد آلیریو دیاز (Alirio Diaz) گیتاریست به نام ونزوئلایی درسهایی را فراگرفت.

از سالهای ۴۵ تا ۴۸، چهار مدال طلای نوازندگی گیتار از مسابقات دانشگاهها و آموزشگاههای عالی کشور را کسب کرد. ایشان بین سالهای ۴۳ تا ۵۴ بیش از ده کنسرت گیتار به صورت تکنوازی و همنوازی اجرا کرده کرده است.
آیوازیان دارای مدرک دکترای معماری – هنر و فوق لیسانس تحقیق و بررسی تمدنهای اسلامی از سوربن میباشد. همچنین استاد دانشگاه هنرهای زیبای تهران و عضو هیئت علمی دانشگاه و مدرس رشته لیسانس کاربردی موسیقی در هنرستان است. آیوازیان فعالیتهایی هم در زمینه عکاسی و نقاشی دارد.

ایشان حدود ۴۰ سال است که به تدریس گیتار در آموزشگاهها و دانشگاهها، هنرستان و کنسرواتوار پرداخته و می پردازد و همچنان نیز به اشاعه هنر گیتار کلاسیک و فلامنکو در این مرزو بوم مشغول است. خبرنگار “گفتگوی هارمونیک” با وی در خصوص موسیقی فلامنکو در ایران به گفتگو پرداخته که می خوانید:

وضعیت موسیقی فلامنکو در ایران را چطور ارزیابی می کنید؟
در حال حاضر و با در نظر گرفتن معیارهای خودمان نسبت به سالهای گذشته این نوع موسیقی در کشورمان پیشرفت کرده و در این سالها جوانان بیشتر علاقمند شدند و فعالیتهای حرفه ای خودشان را بالا برده اند؛ بطوری که چند تن از این نوازندگان در مکانهای مختلفی در اسپانیا برای ادامه تحصیل در این رشته قبول شده اند با این وضع میتوان گفت سطح جامعه کنونی ما در این زمینه خوب است، اما تعداد نوازندگان کم است و این تعداد کم از نظر نوازندگی و تکنیک در سطح خوبی هستند، البته از نظر فرهنگ فلامنکو غنی نیستند و باید با مراجعه به اسپانیا که زادگاه این فرهنگ است، این بخش را نیز قوی کنند، چون تکنیک در خدمت فرهنگ است.

در سطح جهانی این نوع موسیقی چه وضعیتی دارد؟
کشورهای دیگر به دلیل محدوده جغرافیایی شان، نسبت به ایران سرویسهای خوبی از اسپانیا به آنها می رسد و به این دلیل وضعیت بهتری دارند، اما به طور کلی نسبت به ۴۰ ، ۵۰ سال گذشته رشد چشمگیری داشته و وضعیت خوبی را دارد.

موسیقی فلامنکو در ایران چه جایگاهی نسبت به سایر انواع موسیقی ها دارد؟
وقتی که برنامه خوب و با ارزشی اجرا میشود، جایگاهش بالاست، اما در کنار اینها افراد فرصت طلبی داریم که تحت عنوان فلامنکو کاری راه انداخته اند که این تعداد با چند بار روی صحنه رفتن دستشان رو می شود! اما اگر برنامه اصیل و خوب باشد، بتدریج شهرت میگیرند.

تعداد و افراد شنونده نشان دهنده جایگاه این موسیقی است که خوشبختانه این تعداد بالاست به طوری که با کنسرت نوازندگان اسپانیایی در تالار وحدت، سالن ها پر میشود و این نشان میدهد که تعداد علاقمندان به اصالت موسیقی زیاد است، ولی بطور کلی در ایران همانند سایر کشورهای جهان موسیقی پاپ و غیر اصیل، محلی و سنتی جایگاهش نسبت به بقیه بالاتر است که این مسئله در اروپا نیز به چشم میخورد، که جایگاه موسیقی کلاسیک و فلامنکو نسبت به بقیه انواع موسیقی ویژه است.

اما متاسفانه موجی که در جهان ایجاد شده این است که گیتار فلامنکو و کلاسیک پایگاهی برای منحرف شدن به موسیقی پاپ مردمی است که بعد از مدتی جنبه هیجانی و اقتصادی بالا میرود و ۸۰% جوانان در دنیا به موسیقی پاپ گرایش پیدا کرده اند و ۲۰% از آنها اصیل را می پذیرند به طوری که میبینیم یک کنسرت پاپ با خوانندگان سطح پائین که اکثرا هم خارج می خوانند، طرفداران بسیار و مخاطبان زیادی را جذب می کنند، در صورتی که برای کنسرتهای کلاسیک و فلامنکو شنونده هایی کمتر به سالنها میروند.

چرا چنین اتفاقی می افتد و گرایشها به سمت موسیقی اصیل کمتر است؟
شاید یکی از دلایل این باشد که جوانان در یک سری از مسائل، احساس خالی بودن می کنند و انگیزه کمتری نسبت به اصالت دارند و بیشتر به دنبال هیجان هستند که در این زمینه اروپا بدتر از ایران است و هیجان جوانانش بیشتر است. چراکه عقیده مسائل مذهبی در اروپا کم، و بی بندوباری زیاد است و به این دلیل پناه بردن جوانان آنها به چنین مسائل طبیعی است. ولی در ایران به خاطر مسائل اعتقادی و دینی گرایش جوانان کمتر است.

هنرمندانی که در زمینه موسیقی فلامنکو فعالیت می کنند، چقدر در ترویج این نوع موسیقی می کوشند؟
هر کدام از نوازندگان طرفداران خاص خود و شاگردان خود را دارند و در همین حد هم کار میکنند. در اسپانیا که مرکز این موسیقی است آن طور که ما انتظار داریم – همه به دنبال فلامنکو باشند – نیست، بطوری که در برخی از شهرهای اسپانیا شوهای موسیقی جاز و پاپ در خیابان پخش میشود، در صورتی که توریستها انتظار دارند، موسیقی اصیل اسپانیا را بشنوند. اما برای پخش این موسیقی ها در اسپانیا مکان بخصوصی وجود دارد و علاقمندان خاصی در آنجا به موسیقی فلامنکو گوش می کنند.

از نظر شما توجه مسئولین فرهنگی کشور به این موسیقی چگونه است؟
مسئولین فرهنگی نسبت به موسیقی کلاسیک و فلامنکو راحتتر برخورد میکنند، چون اصالت اینها شناخته شده تر است. در خصوص مجوز هم به لحاظ فنی بودنشان سخت گیری نمی کنند، در صورتی که برای پاپ، مسئولین زحمت می کشند که آن را به سمت خوبی بکشانند. مسئولین ارشاد به هیچ وجه جلوی کار جوانانی را که پاپ کار می کنند، نمیگیرند بلکه آنها را یاری و راهنمایی می کنند، ولی این مسئله به قدری حالت دکان پیدا کرده که افرادی فکر می کنند با پاپ خیلی سریع ثروتمند میشوند و در واقع بهترین راه برای پول در آوردن است {پس} مسئله کیفیت و کمیت در تضاد قرار می گیرد و کیفیت کمتر میشود.

به عنوان سئوال آخر، چرا موسیقی فلامنکو در هیچ جای جهان و همچنین اسپانیا در دانشگاهها و کنسرواتوارها فعلا” تدریس نمیشود، بلکه در یک سری آکادمی ها و موسسات آموزش داده میشود؟
فکر می کنم اینکار به زودی انجام شود، اما هر زمان که تمام موسیقی ملل در دانشگاهها وارد تدریس شوند، موسیقی به وضع خوبی در می آید.

بیانیه گروه کر شانته درباره عدم حضور در جشنواره موسیقی فجر

هنر برای هنرمند اعتراض است. او این اعتراض را نثار هرچیزی می‌کند که مانع رشد است و سلامت. تراژدی یونانی با سرنوشت انسان دست‌وپنجه نرم می‌کند، موسیقی بتهوون بر روزمرگی می‌تازد، شعر حافظ از تزویر و ریا می‌نالد، و نقاشی‌های کاراواجو تا اعماق درون شخصیت‌هایش را به‌مبارزه می‌کشد.

رمضانیان: دولت وظیفه‌اش اعتماد به ملت است

روشن است. چون این برنامه‌ها برای ماست. دولت وظیفه‌اش اعتماد به ملت است. اگر جشنواره‌ی فجر در تعامل مستقیم با محیط‌های آکادمیک موسیقی و جامعه‌ی جدی هنری باشد و سیاست‌هایی را پیاده کند که به نفع دانشجویان موسیقی، موسیقی‌دانان جدی، و هنر فاخر است، چرا شرکت نکنیم؟ باورتان می‌شود من تابه‌حال یک بار در یکی از اجراهای جشنواره‌ی فجر شرکت نکرده‌ام. چون اصلاً سیاست‌هایش را به رسمیت نشناختم. اصلاً انگار نه انگار که دانشجوی موسیقی، و متخصصان بسیار حرفه‌ای در این جامعه حرفی برای گفتن دارند. برای من جشنواره‌ی موسیقی فجر در این سال‌ها با جشنواره‌ی مد و لباس‌اش فرقی نداشته. اما خب امسال به‌خاطر برگزیده‌ها گفتیم شرکت می‌کنیم. چون لااقل در بخشی از سیاست‌گذاری‌اش به‌نحو غیر مستقیم سهیم بودیم.

از روزهای گذشته…

یوسفی: جای خالی تفکر را در موزیسین ها میبینم

یوسفی: جای خالی تفکر را در موزیسین ها میبینم

چهار سال پیش خبری مبنی بر چاپ سالشمار موسیقی زنان توسط نیکو یوسفی در خبرگزاری ها قرار گرفت ولی به دلایل مختلفی این اتفاق به تاخیر افتاد تا اینکه قرار شد، اطلاعاتی مربوط به موسیقی زنان در سایتی خصوصی به مدیریت نیکو یوسفی به انتشار برسد. با او به گفتگو نشسته ایم درباره شکل جدید این پروژه و فعالیتش.
موسیقی و طنز (قسمت دوم)

موسیقی و طنز (قسمت دوم)

مقصود اینکه به جز مثال های بسیار استثنایی، به دشواری بتوانیم پیدا کنیم، قطعات با کلامی را که نقش طنز پردازنه آنها، یکسان به دوش واژگان و به دوش صداها گذشاته باشد. در اکثریت قریب بااتفاق آنها، فقط کلام است که نقش طنز آمیز دارد و موسیقی یا خنثی است یا اصلا احساسات دیگری را تداعی می کند و یا حداکثر در حکم وسیله تزئینی به کار گرفته شده است.
ماندولین

ماندولین

ماندولین (mandolin) سازی است با صدای بسیار زیر که در قرنهای هفدهم و هجدهم در ناپل-ایتالیا به وجود آمد، اما اصل آن به قرن چهاردهم به نام ماندورا؛ سازی شبیه به عود – لوت (Lute)، مربوط می شود. بدنه ساز شبیه به قطره اشک و یا کاملا بیضی شکل با سوراخی روی آن است، بعضی از این سازها مانند ماندولینهای دوران باروک، تزئیناتی نیز دارند.
جاسپر وود، پیشگام نوازندگان جوان (I)

جاسپر وود، پیشگام نوازندگان جوان (I)

زمانی که جاسپر وود تمرین قطعه جدیدی را قطع کرد تا برای این مصاحبه وقت بگذارد در حال سفر از شهری به شهر دیگر در آمریکای شمالی بود. قطعا جاسپر وود مظهر آینده موسیقی کلاسیک است. این مقاله قبل از کنسرت والنتاین وود در سالن کی سیتی در کانادا (سال ۲۰۰۳) بر اساس اثر خودش برای ادای احترام به یاشا هایفتز تهیه شده است.
روی دانوب زیبای آبی (I)

روی دانوب زیبای آبی (I)

یوهان‌ اشتراوس به آن دسته کوچک از آهنگسازان بزرگ‌ تعلق دارد که در زمان‌ حیات‌ شان، شاهد‌ موفقیت‌های بـزرگ خـود بودند و بارها به عناوین مختلف در برابر هزاران تماشاگر برای‌ او جشن‌ گرفتند. یکی از جشن‌های بزرگ در روزگار اشـتراوس در سال‌ ۱۸۹۲ بود که‌ به مناسبت پنجاهمین سال‌ نخست‌ کنسرت او در دوممایر (Dommayer) هـیتسینگ وین برپا شد. یـکی‌ از جـراید وین سخنرانی کوتاه یوهان اشتراوس را که به مناسبت‌ این جشنواره بیان کرده بود چاپ کرده که این متن توسط سعدی حسنی، موسیقی شناس فقید ایرانی ترجمه شده است:
آکوردهای sus – قسمت دوم

آکوردهای sus – قسمت دوم

در ادامه مطلب مربوطه به آکوردهای Sus ، به Improvise انجام شده روی این توالی آکورد شکل اول که تکرار میشود توجه کنید تا در ادامه بحث راجع به آکورد های sus را دنبال کنیم.
امین الله حسین و آهنگسازی ایرانی

امین الله حسین و آهنگسازی ایرانی

مـــن سمفونی پرسپولیس را به یاد و خاطره سرزمین عظیم و کهنسالی نگاشتم که بدان با خون خود وابسته ام و از اینکه خود را فرزند این سرزمین بنامم احساس غرور و سربلندی می کنم. در قلب خود به یاد این شهر پر فخامت، ویرانه های آن، بر روح تخته سنگهای به کار رفته در آن، برای ستونهایی که تاریخ گذشته دردناکشان را بازگو می کنند گریسته و نغمه سر داده ام….
سعیدی: همیشه با ساز همسرم می نوازم

سعیدی: همیشه با ساز همسرم می نوازم

همیشه یادشان می‌کنم، همیشه… در حقیقت می‌توانم بگویم که یکی از اساتیدی بودند که در زندگی هنری من خیلی مؤثر بودند هم ایشان هم استاد دکتر صفوت و البته استاد مفتاح هم که جای خودشان را دارند چون سبک مضراب زدن را در حقیقت ایشان به من یاد دادند و اگر ایشان نبودند، خب من نمی‌توانستم به اینجا برسم. هرچند تکنیک‌های ایشان با چیزی که امروز من اجرا می کنم فرق دارد چون من دیدم کارم یک جور دیگر است، تکنیک را عوض کردم و فرم کار را عوض کردم. حالا ان‌شاءالله این سی دی هزار گیسو که به بازار بیاید تمام این تغییرها و تمام این تفاوت‌ها را شما می‌توانید حس بکنید.
آفاق” را گردیده ام …

آفاق” را گردیده ام …

گزارشی از برگزاری گرامیداشت استاد حسن ناهید، بزرگداشت یاد و خاطره زنده یاد سیاوش زندگانی و کنسرت گروه “آفاق” :
بحران صدا

بحران صدا

از زمانی که به یاد می آورم و با صدا زیسته ام همیشه شاهد نشانه های بحران این صدا نیز بوده ام. یازدهمین سال تولدم چیزی به عنوان دلشوره، سیاست و امنیت برایم معنا نداشت. اما بلاتکلیفی موسیقی ایرانی و ناموزونی اش در کل برایم قابل لمس بود. که البته امروز فهمیده ام به آن می-گویند بحران و حال که حدود سه دهه از آن دوران می گذرد هیچ کس به این ناموزونی و بحران علاقه-ای نشان نمی دهد و این بحران هنوز همان بحران باقی مانده است و حالا فهمیده ایم که باید به دنبال شور از دست رفته ی همان دوران در موسیقی ایران بگردیم.