گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

– در مورد نخست، موسیقی‌دان کارگر (اگر چه احتمالاً یقه سفید) محسوب شده و همان از خود بیگانگی که برای کارگران تحت سلطه‌ی سرمایه‌داری روی می‌دهد برای آنان نیز متصور است. مناسبات تولیدی موسیقی می‌تواند در پرتو چنین سازوکارهایی توصیف، یا تحلیل شود. در این هنگام «قاسم آفرین» پرسید این چه ارتباطی با مساله‌ی از خودبیگانگی روان‌شناختی دارد؟ مدرس پاسخ داد به نظر نمی‌رسد از دیدگاه مارکسیست‌ها این دو ارتباطی داشته باشند. «سعید یعقوبیان» هم اشاره کرد که علاوه بر مارکسیست‌ها لیبرال‌ها هم مفهوم از خودبیگانگی (البته به معنایی دیگر) را در کارهای نظری خود لحاظ می‌کنند و به نظر می‌رسد همه به نوعی با از خودبیگانگی دست به گریبان‌اند.

– صنعت فرهنگ که از مفاهیم ساخته‌ی چپ‌گرایان فرانکفورتی است بیش از آن مورد بررسی قرار گرفته که نیاز به تعریف مجدد در این کارگاه داشته باشد. به صورت مختصر صنایع برنامه‌ریزی کننده و شکل دهنده‌ی سلیقه‌ی عمومی و استاندارد کننده توضیح داده شد.

در این هنگام سجاد پورقناد گفت اگر چنین برنامه‌ریزی‌هایی وجود دارد و بخشی از نقد سیاسی نیز به آنها می‌پردازد، در آن صورت این موضوع اشاره به همان خلط مبحثی دارد که قبلاً بیان کرده بود. از این دیدگاه در مقایسه‌ با یک نقد بی‌طرفانه نقدهای سیاسی همیشه اغراضی دارند که پنهان می‌کنند و این با همان معنای عامیانه‌ی کلمه‌ی سیاست پیوند دارد. مدرس پاسخ داد؛ بخش دوم این موضوع را پیش‌تر پاسخ دادم و فکر نمی‌کنم در میان فارسی‌زبانان حاضر کسی باشد که این معنی را از هم تفکیک نکند (و احتمالاً اغلب دیگران نیز) اما درباره‌ی بخش اول می‌توان گفت که نقد مارکسیستی چنین بی‌طرفی‌ای را نمی‌پذیرد. در نظر نقدگران مارکسیست موضع گرفتن (به معنای سیاسی) در نقد بسیار پسندیده بلکه ضروری است. از نظر آنان اگر هم کسی به دنبال بی‌طرفی باشد (مانند جریانات محافظه‌کار زیباشناسی آنگلوساکسون) با سکوت برآمده از آن کنش به حمایت از سلطه می‌پردازد.

– اما کالایی شدن؛ فرآیند تبدیل هر چیز به کالای تولید انبوه و قابل مبادله است. این امر در مورد آثار هنری نیز می‌تواند اتفاق بیفتد چنان‌که در مورد موسیقی (به‌ویژه آنجا که پای تولیدات صنعت سرگرمی به میان کشیده می‌شود) روی داده است.

با در نظر داشتن این مجموعه رویکردها، گرایش‌ها و مسایل مورد بررسی، چند دشواری آوردن نقد مارکسیستی به دنیای موسیقی آشکار می‌شود. نخست اینکه؛ یافتن پیوندهای میان روبنا و زیربنا و نحوه‌ی نمود یافتن آنها در سطح اثر هنری در بعضی گونه‌های موسیقی بسیار دشوار است. این البته موجب آن نیست که نقد مارکسیستی به چنین آثاری نزدیک نشود. ممکن است این گونه‌های موسیقی را به دلیل همین دشواری یا تیرگی در برقراری ارتباط با زیربنا به کلی رد کند (اتفاقی که در بسیاری از نقد‌های پیش پا افتاده عملاً رخ می‌دهد).

دوم؛ حتی اگر بخواهیم جای موضوع اثر را با خود اثر در نقدگری عوض کنیم این در موسیقی به سادگی امکان‌پذیر نیست زیرا باز هم در مورد بعضی موسیقی‌ها «موضوعِ اثر» چیزی فراتر از خودش نیست (این مساله و مسایل مشابه در جلسه‌ی پنجم بررسی شد).

سوم؛ چون دو مورد اول دشوار و در بعضی شرایط نشدنی هستند نقد مارکسیستی موسیقی ممکن است بر نقش روابط تولید یا نقش خود فرآورده در اندرکنش‌های سیاسی تمرکز کند و دیگر جز بیانیه‌هایی در جست‌وجوی کارآیی چیزی از آن باقی نماند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

افق‌های مبهم گفت‌وگو (IV)

از چنین راستایی می‌توانیم گفت‌وگو با دیگری فرهنگی را در موسیقی شدنی‌تر بیابیم زیرا آغاز راهش سهل‌تر می‌نماید ( و تنها می‌نماید وگرنه دلیلی نداریم که حقیقتاً باشد). احساس اولیه از دریافت دیگریِ فرهنگ موسیقایی اگر به خودبزرگ‌بینی منجر نشود، همچون طعمه‌ای فریبنده پنجره‌ی گفت‌وگو را می‌گشاید. نخست به این معنا که بدانیم دیگری موسیقایی نیز وجود دارد. بر وجود او آگاه شویم. و سپس خواست فهمیدن او پدید آید. و این خواست مفاهمه چیزی افزون بر آن دارد که پیش‌تر میان دریافت‌کننده و دیگری مؤلف برشمرده شد. اینجا پای «خود» به مفهوم هویت جمعی نیز در میان است.

احمد نونهال: گروه های کر با چالش روبرو هستند

گروه کُر «شانته» به‌ رهبری احمد نونهال با همکاری جشنواره موسیقی صبا در دومین رویداد تابستانه پنج قطعه موسیقی کرال را در موزه نگارخانه کاخ گلستان اجرا کرد. احمد نونهال رهبری جوان و پر انگیزه است و توانسته با وجود مشکلات مختلف این گروه جوان را به روی صحنه ببرد. امروز گفتگوی محمدهادی مجیدی را با او می خوانید:

از روزهای گذشته…

مروری بر آلبوم «عود ایرانی، دیرینه دلخواه»

مروری بر آلبوم «عود ایرانی، دیرینه دلخواه»

قرابت‌های فرهنگیِ موسیقیِ حوزه‌ی ایرانی-عربی-ترکی در سال‌های گذشته بیش از پیش وارد مباحث نظری موسیقی ایران شده است. در شاخه‌ی نوازندگی، عود (و قانون) از آنجاکه در تمام این حوزه‌ نواخته می‌شوند وضعیت یگانه‌ای یافته‌اند. موسیقی دستگاهی ایران در کنار قرابت‌ها و اشتراک‌ها، تفاوت‌های مهمی نیز با موسیقی همسایگان فرهنگی خود دارد. از جمله اینکه موجودیت‌های مدال در موسیقی کلاسیک ما بسیار بیشتر از موسیقی عرب و ترک وابسته به الگوهای لحنی شده‌اند. یک عودنوازِ نوعی در ایران، در چنین بستری آموزش می‌بیند. در مقابل، سیالیتِ متفاوتِ موسیقیِ عرب و ترک در کنار پیشرفت‌های عودنوازی‌شان، کششی اغواگرانه دارد. عودنواز ایرانی تلاش می‌کند به سمتِ آزادی عمل پرواز کند و با رها کردن ذهن و عملِ خود از انجماد، در عین حال هویت ایرانی خود را حفظ کند تا «عود ایرانی» را بیابد: عودی که نه تاری‌ است نه ترکی و نه عربی.
فانتزی – امپرمپتو

فانتزی – امپرمپتو

امپرمپتو (Impromptu) فرم آزادی از موسیقی است که عمومآ برای یک ساز با اجرای سولو (بعنوان مثال پیانو) نوشته می شود و بیشتر بر روی مهارت های بداهه نوازی در آن تاکید می شود.
رساله ابن خردادبه (I)

رساله ابن خردادبه (I)

رساله‌ای تحت عنوان «اللهوو الملاهی» از «ابن خرداد به» (تولد ۲۱۱ هجری/وفات ۳۰۰ هجری) در لبنان چاپ شده که شرحی راجع به آن در سومین شماره مجله‌ «الدرسات الادبیه» چاپ لبنان نوشته شده است. رسالهء فوق در بیست و نه صفحه تنظیم گشته و از آن‌ اطلاعات سودمندی دربارهء موسیقی و سرود و شعر ایرانی‌ پیش از اسلام می‌توان بدست آورد. در این رساله نام برخی از آلات موسیقی ایرانی و بعضی از اصطلاحات و مقامهائی که‌ در موسیقی وجود داشته و همچنین یک تصنیف فارسی‌ مرکب از سه مصرع شعر دیده می‌شود و ضمن همین قطعه‌ دو حکایت نیز از باربد موسیقی‌دان نامدار دربار خسرو پرویز آمده است. نویسندهء مقاله در پایان مقدّمه می‌افزاید:
تفاوتهای صوتی استردیواری و گوارنری (IV)

تفاوتهای صوتی استردیواری و گوارنری (IV)

نمودار ۵ تفاوت بین منحنی های میانگین نشان داده شده در نمودار ۴ را به تصویر می کشد. منحنی ها شباهت هایی را نشان می دهند که بر اساس آنها علیرغم تنوع سازهای نواخته شده، فرکانس صدای هر ساز نیز تاثیرگذار بوده است. احتمالا یک ویولون استرادیواری متوسط در باندهای ۲۰۰ هرتز، ۲۵۰ هرتز و ۶/۱ کیلو هرتز، سطوح صوتی بالاتری دارد.
گفتگو با قدسیه مسعودیه (III)

گفتگو با قدسیه مسعودیه (III)

روی ریل بودند. بیشترشان دست خودمان است. بخشی از آنها را به تازگی روی سی‌دی هم منتقل کرده‌ایم. کیفیت فایل‌ها چون قدیمی هستند نسبت به آنچه الان به آن کیفیت می‌گوییم طبیعتاً بالا نیستند ولی برای زمان ضبط خودشان، خوب محسوب می‌شوند.
وضعیت حاکم برسازندگان ساز

وضعیت حاکم برسازندگان ساز

براستی امروز در کجای تاریخ سازگری ایران در مقایسه با روند معمول نظام آموزشی متدوال در دنیا و یا در حداقل رعایت اصول استاندارد های جهانی به لحاظ علمی و تجربی به سر می بریم؟ گذشته سازگری ما وابسته به کدام پشتوانه مکتوب و قابل تدریس وهمچنین قابل نقد و بررسی می باشد؟ آیا به جز وجود سازهای متعدد که بوسیله سازندگان معروف در دهه های گذشته تولید شده اند، چه آثار دیگری به جهت منبع وماخذ برای استفاده و بهره وری موجود می باشد؟
گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (VIII)

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (VIII)

صداقت‌کیش در ادامه گفت: عزل «وا» کردم از «واکاوی» و می‌خواهم «وا» را به آن برگردانم. گفتم «کاویدن» از نظر من در نقد چه کاری می‌کند و می‌خواهم ببینم چرا «واکاوی» یعنی دوباره به یاد آوردن، در موقعیت ما اهمیت دارد. اگر قبلا هم از طریق نوشته‌های نظری و غیره متوجه نشده بودیم، اینجا متوجه شدیم که نقد موضوعی شدیدا تاریخی و تاریخ‌مند است، هم عنوانش و هم انواع کنش‌هایی که زیر این عنوان می‌گنجد و هم مفهومی که ما از آن درک می‌کنیم و هم خود آثار و کنش‌های هنری و روابط جامعه هنری و از این قبیل. این‌ها هم تاریخ‌مندند. بنابراین ما آن «وا» را حداقل به نظر من نیاز داریم برای بازگشتن دوباره به سراغ آثار یا دوباره وارسی کردن آثار.
بوگی ووگی (I)

بوگی ووگی (I)

بوگی ووگی (Boogie Woogie)، موسیقی ای پرتحرک و رنگارنگ با تاریخی به همان اندازه پر نقش و نگار است. مبدا پیدایش این موسیقی که در ابتدا به عنوان موسیقی رقص سیاهپوستان فقیر جنوب آمریکا شناخته شده، چندان مشخص نیست.
ذاکر حسین مشهور مروج طبلا در جهان

ذاکر حسین مشهور مروج طبلا در جهان

ذکیر حسین یا ذاکر حسین (Zakir Hussain) یکی از مشهورترین نوازندگان طبلا (ساز کوبه ای هندی) در دنیا می باشد که مهارت و استادی او موجب شده، ریتم نوازی هایش قلب تپنده هر نوع موسیقی باشد. وی اجراهای متعددی را با نوازندگان غربی و سازهای مختلف انجام داده است که برخی از ضبط های وی نیز توانسته جوایزی را در زمینه موسیقی تلفیقی و جهانی از آن خود نماید.
پاسخی به نوشته علیرضا جواهری در مورد خواننده سالاری (II)

پاسخی به نوشته علیرضا جواهری در مورد خواننده سالاری (II)

حال من مسئله‏اى دیگر را مطرح مى‏کنم آن آثار نه به خاطر علیزاده و مشکاتیان و لطفى و… و نه به خاطر شجریان و یا ناظرى و… ماندگار شد. بلکه به خاطر همدلى این هنرمندان با مردم بود. یعنى آنها آن چیزى را ساختند و خواندند که مردم نیاز داشتند نه آن چه را که دلشان مى‏خواست. این مردم هستند که آثار را باید ماندگار بدانند یا بى‏اثر.