چیستا غریب: تکنیک تدریس من شبیه به استادم اصلانیان است

چيستا غريب
چيستا غريب
چیستا غریب فرزند زنده یاد غلامحسین غریب موسیقیدان و ادیب نامدار ایرانی است. وی بیش از ۳۰ سال است که در مراکز آکادمیک موسیقی کشور ما به تدریس پیانو می پردازد و امروز بسیاری از بهترین نوازندگان پیانوی ایران، شاگرد ایشان بوده اند. امروز اولین قسمت از مصاحبه ای که با ایشان انجام گرفته را می خوانید:

از دوره تحصیل موسیقی تان بگویید.
من از سن ۹ سالگی در هنرستان عالی موسیقی زیر نظر خانم سعید خانیان شروع به تحصیل کردم. بعد از ۳ سال، کار را زیر نظر آقای امانوئل ملیک اصلانیان ادامه دادم و مدت ۸ سال شاگرد ایشان بودم و برای فراگیری پیانو کلاسیک با تکنیک های مختلف پیانو آشنا شدم. بعد از اینکه دیپلم دبیرستان را اخذ کردم، برای ادامه تحصیل به کشور انگلستان رفتم و در کالج ترینیتی (Trinity) در رشته اجرا (performance) و تدریس (teaching) کارم را آنجا ادامه دادم. بعد از ۵ سال که فارغ التحصیل شدم به ایران برگشتم و تدریس را شروع کردم.

شما اینجا لیسانس داشتید بعد در آنجا فوق لیسانس گرفتید یا دیپلم داشتید؟
من از اینجا با دیپلم هنرستان رفتم.

مدرکی که آنجا گرفتید مطابق چه مدرکی می شد؟
در حد فوق لیسانس است.

در ایران چه کارهایی انجام دادید؟
وقتی که برگشتم تقریبا ۲ سال و نیم از انقلاب گذشته بود و هنوز هنرستان تقریبا نیمه تعطیل بود. به وزارت ارشاد مراجعه کردم؛ چون میخواستم در هنرستان تدریس کنم ولی آن موقع تقریبا هنرستان تعطیل بود. کارم را به صورت خصوصی شروع کردم و بعد در کانون چنگ که زیر نظر آقای گرگین زاده بود و اکثر موسیقیدان ها، آن موقع آنجا کار می کردند شروع به کار کردم و بعد از آن یک مدتی در مدرسه ادبیات صدا و سیما کار کردم که آن زمان گروه کُر داشتم و آموزش صدا سازی (سلفژ) با بچه ها را شروع کردم. یک مقدار سرودهای مختلف را کار کردیم. مشغول به آهنگسازی شدم و بعد آن که ۴، ۵ سال گذشت، آنجا تدریس رشته پیانو کلاسیک شروع شد و من به کار اصلی خودم برگشتم و شروع به تدریس پیانو کردم. همزمان و اواخر کارم در آنجا (حدود ۲۰ سال پیش) در دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد تدریسم را در رشته پیانو تخصصی کلاسیک ادامه دادم و از همان سال تا به امروز به این کار مشغولم.

پس بیشتر فعالیتتان در زمینه تدریس بوده تا اجرا؟ فکر می کنم آن دوره اجرای موسیقی ممنوع بوده؟
اوایل که بسیار سخت بود؛ اصلا اجرایی نبود و بیشتر فعالیتتم را برای تدریس و تربیت شاگردان مختلف که دانشجو یا هنرجویانِ آزاد بود، گذاشتم.

فکر می کنید سیستم آموزشی که دارید نزدیک به سیستم آموزشی آقای اصلانیان است یا روش دیگری است؟>
این تکنیکی که من کار می کنم، بخش زیادی اش مربوط به آقای ملیک اصلانیان است. در انتقال وزن و تأکید برای ریلکسیشن برای نوازندگی است و بعد هم تکنیک های کسانی که در انگلستان زیر نظر آنها کار کردم مثل آلفرد کیچین (Alfred Kitchin). تکنیک های ایشان را هم کار می کنم و به خصوص در زمینه نوانس و درک موسیقایی، تأکیدم بیشتر با آن چیزی است که در انگلستان فرا گرفتم.

3 دیدگاه

  • مریم
    ارسال شده در خرداد ۲۸, ۱۳۹۵ در ۲:۵۸ ب.ظ

    سلام به استاد عزیز و گرامی خانم چیستا غریب من خیلی خوشحال شدم که بعد چندین سال عکس شما را دیدم من یکی از هنرجویان شما در مدرسه هنر و ادبیات بودم خیلی دوست دارم بتوانم شما را نزدیک ببینم آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان

  • ناشناس
    ارسال شده در مرداد ۲۲, ۱۳۹۶ در ۴:۲۳ ب.ظ

    سلام چه طوری میتونم تو کلاسای استاد غریب شرکت کنم

  • سوسن سعیدلو
    ارسال شده در شهریور ۲۳, ۱۳۹۶ در ۱۱:۵۴ ب.ظ

    سلام به خانم چیستای عزیزم. که آرزوی دیدارش به شدت بیتابم کرده. اگرچه در طول عمرم چند دقیقه ای بیشتر دیدار نداشتیم. در منزل مادر. دوستان گرد هم…….

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (I)

تمپرلی در مقاله اش با نام «متر و دسته بندی در موسیقی آفریقایی» این سوالات را مطرح می کند: «چگونه می توان ریتم آفریقایی را با دید رایج تئوریک ریتم مطابقت داد؟»، «چه شباهت ها و تفاوت های بین ریتم آفریقایی و ریتم غربی وجود دارد؟ با توجه به این که ریتم غربی در بر اساس تئوری موسیقی سنجش می شود.» دیدگاه من در این مقاله نیز تفاوت چندانی با سوالات مطرح شده ندارد. مانند تمپرلی من نیز می خواهم مفاهیم تئوری های اخیر ریتم و متر را با توجه به موسیقی غربی مورد بحث قرار دهم. با این حال، من صرفا موسیقی آمریکایی را مد نظر قرار نمی دهم.

کنسرت ارکستر باربد در سومین جشنواره موسیقی معاصر تهران به روی صحنه می رود

ارکستر زهی باربد به رهبری کیوان میرهادی و سرپرستی محمد هادی مجیدی در سومین دوره جشنواره بین المللی موسیقی معاصر تهران در تاریخ سوم اردیبهشت ماه ۹۷ ساعت ۱۸ در تالار رودکی به روی صحنه خواهد رفت.

از روزهای گذشته…

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XII)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XII)

حالا که تا حدودی از نظریه ی صنعت فرهنگ سازی بحث به میان آمد، نوشتنِ حاشیه بر متنِ آدرنو سخت تر می شود چرا که تمام حرف آدرنو در این جمله خلاصه می شود: هر آنکه در قدرتِ یکنواختی و تکرار شک کند، ابله است.
نوشتن همراهی برای یک ملودی (II)

نوشتن همراهی برای یک ملودی (II)

در دو نوشته قبل راجع به نحوه همراهی پیانو (یا گیتار و …) با یک ملودی نوشتیم و توضیح دادیم که چگونه بهتر است در موسیقی Jazz، در لحظاتی که شنونده انتظار شنیدن آنرا ندارد، اقدام به اجرای آکورد ها نماییم.
موسیقی و ایدئولوژی (I)

موسیقی و ایدئولوژی (I)

بحث در مورد موسیقی و خصوصیات ذاتی آن امری است مشکل. این موضوع را میتوان دلیل دو بعدی بودن موسیقی دانست؛ یعنی موسیقی از جهتی متاثر از اندیشه و عواطف بشری و نشات گرفته از یکسری فعل و انفعالات ذهنی است و از جهتی دارای قواعد و اصولی است که با معیارهای مادی و حقیقی تا حدی قابل تجزیه و تحلیل و ارزیابی میباشد.
نگاهى به زندگى و آثار یوهان سباستین باخ

نگاهى به زندگى و آثار یوهان سباستین باخ

جان بوت با بررسى زندگى باخ و ارائه دلایل متعدد، معتقد است باخ نه صرفاً آهنگسازى مذهبى بلکه بیشتر یک «مدرنیست» است. عکس روى جلد CDهاى جدید آثار باخ از همان نگاه اول، بسیار تعجب برانگیزند؛ به جاى طرح هاى همیشگى که معمولاً پیکره اى از آهنگساز باکلاه گیس را نشان مى داد و دست نوشته هایش و ارگ کلیسا و صلیب، به تازگى دوکانتات (فرم مرکب آوازى متعلق به دوره باروک) از باخ منتشر شد که طرح جلد یکى از آنها کودکانى با نگاهى پرشور و ظاهرى غیرغربى بود و دیگرى تصویرى از آبشارى با عظمت؛ اما در این میان از همه عجیب تر، عکس آهویى است که روى جلد کنسرتو براندنبورگ کار شده است.
مصاحبه با هنری باتلر پیانیست (III)

مصاحبه با هنری باتلر پیانیست (III)

من فکر می کنم من و تماشاگران، هر دو ساز هستیم. ما هر دو یکدیگر را می نوازیم. در یک کنسرت واقعی، من تمرکز می کنم و آنها هم همچنین تمرکز می کنند. اما من اول روی آنچه می خواهم به آنها بدهم تمرکز می کنم و موسیقی این است و سپس آن را برای آنها می فرستم. الحان و آهنگ ها به سمت آنها می رود، آنها آن را دریافت می کنند و هوشیاری خود را به سوی من می فرستند. این یک جزر و مد است. به سمت جلو و عقب حرکت می کند. آن چه آنها به من می دهند، در حقیقت نوعی از انرژی است که من می توانم آن را به سطوحی دیگر تبدیل کنم. تمام اینها نسبی است و همگی بستگی به این دارد که چطور هر شخصیت جداگانه ای درک کند یا چطور کسی درباره اینکه چه انجام می دهد احساس می کند. فاکتورهای بسیاری وجود دارد.
شناخت کالبد گوشه‌ها (VIII)

شناخت کالبد گوشه‌ها (VIII)

نوازنده‌ی ردیف‌دان مدرسی‌ای مثل طلایی نوعی دستور زایشی را برای آن می‌خواهد که بر انجماد ردیف غلبه کند. هدف اصلی تحلیل، بالاتر و اولی‌تر از یک کنش موسیقی‌شناسانه، رهایی ردیف از قید تصلبی است که امروزه کم و بیش همه به روی دادن آن معترف‌اند. او می‌خواهد انجماد را از طریق به بیان درآوردن اجزای امر منجمد در هم بشکند. و ناخواسته وضعیتی را طرح میکند که در پس یک پرسش نخستین پدید می‌آید. پرسش این است که آیا ما می‌توانیم صرفا با دانستن نوع گسترش یا کالبدشناسی گوشه‌ها از مرز عینیت‌یافتگی منجمد آنها عبور کنیم و مثلا برای فلان گوشه یک مقدمه‌ی دیگر طراحی کنیم؟ اگر چنین کنیم یکی از ویژگی‌های مد را در نگاه‌های محافظه‌کارتر سلب کرده‌ایم.
سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (V)

سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (V)

در مهر ماه ۲۵۰۵ یعنی ۱۳۲۵، پرویز محمود به ریاست اداره موسیقی و هنرستان برگزیده شد و روبیک گریگوریان (به جای روح الله خالقی) معاونت او را عده دار شد؛ بله همینجا بود که با همت و تلاش جوانان چون حنانه و قریب (غریب) و شیروانی و… پایه های ارکستری گذارده می شد و با سومین رهبرش (نیروی سوم) توانست بر حسب تقدیر به زیر چتر وزارت فرهنگ و هنر (آن زمان) برود و این ارکستر خودش را تا به امروز حفظ نماید ولی متاسفانه باید گفت که در اداره ارکستر سمفونیک تهران، همگی به نوعی مقصر بوده اند، چه از زمان تشکیل آن و چه در دوران طلایی و چه در رکود آن…
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XX)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XX)

در سن هشت سالگی الگار چهار خط حامل نت را به شکل متقاطع کشید و در آخر هر کدام از این خطوط حامل، کلیدی متفاوت کشید که عبارت بودند از حروف B ,A , C , H که مخفف اسم باخ می باشند. مادرش تاریخ این نقاشی را ۲۴ مارس ۱۸۶۶ نگاشته و آن را داخل آلبومی کرده که اکنون در خانه ی زادگاه الگار که تبدیل به موزه شده است نگهداری می شود.
سرک کشیدن به کمی دوردست تر (I)

سرک کشیدن به کمی دوردست تر (I)

یک گام بلندتر برای سرک کشیدن به کمی دوردست‌تر. کیهان کلهر را با گام‌های دوستانه‌اش به سوی همسایگان جغرافیایی می‌شناسیم. او می‌گوید: «فاصله‌ی ما با شبه قاره‌ی هند و فلات آناتولی تنها یک گام به راست و یک گام به چپ است.» (نقل به مضمون) و در نتیجه به دنبال همنشینی و تجربه‌ی موسیقایی با آن‌ها می‌رود. او با این جملات در حقیقت بخشی از ایده‌ی موسیقی تلفیقی امروز دنیا را بازگو می‌کند و نیز برخی بی‌توجهی‌های پیشین به فرهنگ‌هایی که شاید همسایگی‌شان با ما بیش از آن باشد که می‌پنداریم.
دست نوشته بتهوون در کتابخانه یک مدرسه

دست نوشته بتهوون در کتابخانه یک مدرسه

در خبرهای روز گذشته داشتیم که یک قطعه موسیقی دست نویس از لودویگ وان بتهوون که شامل یکی از انقلابی ترین آثار اوست، توسط یک کتابدار که به تمیز کردن قفسه های کتابخانه یک مدرسه علوم دینی در پنسیلوانیا مشغول بود، کشف شد؛ این قطعه مدتی بیش از یک قرن بود که مفقود شده بود.