گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

موسیقی روی اینترنت در سال گذشته

سالی که گذشت را میتوان سال شکوفایی موسیقی روی وب دانست؛ در سال گذشته تعداد زیادی وبلاگ تخصصی موسیقی ساخته شد که فعالیت بسیار زیادی داشتند. بعضی از این وبلاگها که در زمینه موسیقی کلاسیک (ایرانی و غربی) فعالیت میکردند، تا حدود ۱۰۰۰ بیننده را در روز داشتند. البته نباید فراموش کرد که انگیزه تشکیل وبلاگهای موسیقی در ایران، نوشتن روزنوشت نیست و اکثرا” فعالیت آنها مانند یک سایت موسیقی است با این تفاوت که قالب وبلاگی دارند و از هاست های رایگان بهره میبرند؛ ضمنا میتوانند به راحتی کپی رایت را زیر پا بگذارند.

سالی که گذشت را میتوان سال شکوفایی موسیقی روی وب دانست؛ در سال گذشته تعداد زیادی وبلاگ تخصصی موسیقی ساخته شد که فعالیت بسیار زیادی داشتند. بعضی از این وبلاگها که در زمینه موسیقی کلاسیک (ایرانی و غربی) فعالیت میکردند، تا حدود ۱۰۰۰ بیننده را در روز داشتند. البته نباید فراموش کرد که انگیزه تشکیل وبلاگهای موسیقی در ایران، نوشتن روزنوشت نیست و اکثرا” فعالیت آنها مانند یک سایت موسیقی است با این تفاوت که قالب وبلاگی دارند و از هاست های رایگان بهره میبرند؛ ضمنا میتوانند به راحتی کپی رایت را زیر پا بگذارند.

رعایت کپی رایت در این وبلاگها به انصاف و وجدان گردانندگان آن برمیگردد و در وبلاگهای مختلف متفاوت است. دو سال پیش هم ساخت وبلاگهای موسیقی بسیار رایج شد (آنروز بیشتر از سرویس پرشین بلاگ استفاده میشد) ولی عمر این وبلاگها کوتاه بود و امروز شاید بیش از ۵ عدد از این نوع وبلاگها (در زمینه نام برده) فعال نباشند.

با رونق گرفتن وبلاگ سازی (مخصوصا” روی سرویس بلاگفا) وبلاگهای زیادی به عرصه ظهور رسیدند که بسیاری از آنها روی نامهای موسیقیدانان (مخصوصا خوانندگان) و با هدف معرفی و ارائه آثار آن هنرمند به فعالیت پرداختند. نگاهی به این وبلاگها هم میتواند سوژه خوبی باشد برای جامعه شناسان موسیقی. از نکات جالب توجهی که در این وبلاگهای دیده میشود، علاقه رو به فزونی مردم به موسیقی دوره گلها بالاخص شخصیتهای مردمی تر آن زمان مانند ایرج، گلپا و … است.

این هنرمندان با اینکه سالها فعالیت جدی نداشتند ولی نه تنها علاقمندان خود را از دست ندادند، بلکه امروز علاقمندان زیادی از نسل جوان دارند؛ هرچند علاقمندی بعضی از این دوستان به دوستی خاله خرسه میماند که با گذاشتن بعضی از آثار این هنرمندان با کیفیت بالا، خسارت قابل توجهی به هنرمندان مورد علاقه شان وارد میکنند!

پیش از بوجود آمدن جریان وبلاگ سازی، علاقمندان موسیقی در کلوپهای یاهو (که بعده ها به گروپ تغییر نام داد) عضو میشدند و مدتی هم گروپهای یاهو رشد چشمگیری از نظر تعداد داشتند؛ این رشد به جایی رسیده بود که روزانه نامه های زیادی از گروپ های مختلف به میل باکس علاقمندان موسیقی در این گروپها میرسید و مشکل اصلی اینجا بود که در بیشتر موقع این نامه ها در گروپهای مختلف تکرار میشد! این مشکل در یکی از نشست های مدیران گروپها به این صورت حل شد که همه از آن تاریخ فقط در یک گروپ نامه پست کنند. هنوز این گروپها به فعالیت مشغولند و بخاطر سهولت استفاده و امکاناتشان هنوز مورد توجه علاقمندان موسیقی روی وب هستند.

امسال موسیقیدانان زیادی صاحب سایت شدند که با وجود طرحی که خانه موسیقی امسال در دست دارد، ممکن است این جریان، رشد بی سابقه ای پیدا کند. لیستی از این هنرمندان در فهرست Sol.ir وجود دارد که شاید این سایت خود مهمترین اتفاق امسال در مورد موسیقی کلاسیک روی وب باشد. (سایت Deep.ir هم از خانواده همین سایت ولی در زمینه تئاتر است که چندیست مشغول به کار شده)

همچنین امسال بسیاری از گروه های موسیقی موفق شدند که بر روی وب اخبار گروه خود را درج کنند و از دیگر امکانات اینترنتی مانند، فروشگاه آن لاین، ارائه نمونه موسیقی، عکس و … بهره ببرند؛ البته نباید فراموش کرد که هدف مدیران گروه های موسیقی از تاسیس سایت، بیشتر داشتن یک معرفی نامه است تا یک سایت موسیقی با امکاناتی که از سایتهای ارکسترهای بزرگ غربی میشناسیم.

در اینجا بد نیست نگاه کوتاهی به فعالیت تعدادی از این سایتها بیاندازیم : سایت ارکستر ملل که در این سال از خبرسازترین گروه ها بود، تا حد کمی به انعکاس اخبار، تصویر، موسیقی و … کنسرت بزرگ خود در سالن میلاد پرداخت و یا کیوان میرهادی، رهبر و مدیر ارکستر “کامراتا” که او هم فعالیت خوبی در این سال داشتند، به درج اخبار کنسرت هایش در وب سایت شخصی اش بسنده کرد.

ارکستر زهی پارسیان مطابق معمول سال پرباری داشت و نسبت به دیگر سایتها اطلاعات بیشتری از فعالیت های خود درج کرده است. ارکستر سل سایتی با طراحی ابتدایی دارد و به نظر میرسد هدف از راه اندازی آن تنها داشتن یک پروفایل باشد. سایت گروه کامکارها با اینکه این گروه تغییرات زیادی داشته و کنسرت های مختلفی را به اجرا گذاشته، مدتهاست تغییری نکرده است، ضمن اینکه از طرف مخابرات ایران هم به دلیل نا معلومی فیلتر شده!

گروه شیدا هم با اینکه مدتی است فعالیت خود را از سر گرفته، چند سالی است که به روز نشده است. گروه ضربانگ و نور نیز سایتی با ظاهری زیبا دارند و اطلاعات خوبی در زمینه هایی که فعالیت میکنند در سایت خود درج کرده اند. گروه موسیقی نهفت وب سایتی دارد که در آن اطلاعاتی از گروه، کنسرتهایش و انتقاداتی که به این ارکستر شده است وجود دارد ولی از طراحی چندان جالبی برخوردار نیست.

گروه کر شهر تهران هم با وجود فعالیت مداوم، سایت خود را از حالت اولیه خارج کرده و فعالیتی مانند گذشته ندارد (در این سایت پیشتر قسمتی برای گفتگوی اعضای کر در نظر گرفته شده بود). سایت گروه کر محمد نوری، هم به زبان انگلیسی طراحی شده و در آن امکان تهیه بلیط بصورت آن لاین نیز فراهم آمده ولی با کمال تعجب در قسمت دانلود موسیقی، به جای قسمتی از کنسرت گروه فایل Midi قرار گرفته!

مجلات موسیقی نیز در این سال روی اینترنت رشد زیادی داشتند، ولی بیشتر این رشد کمی بود تا کیفی! امروز حدود ۱۰ نشریه موسیقی اینترنتی به زبان پارسی مشغول فعالیت هستند که از این تعداد “مقام موسیقایی”، “هنر و موسیقی”، “ماهور” و “فرهنگ و آهنگ” بصورت کاغذی هم منتشر میشوند؛ سایتهای “موسیقی کودک”، “گیتار برای همه” و “گفتگوی هارمونیک” خود به تولید مطلب میپردازند (که در این میان “گفتگوی هارمونیک” با تولید یک مطلب-هر روز از زمان افتتاح- رکورد دار تولید مطلب موسیقی است) ؛ سایتهای “هنر موسیقی” و “موسیقی هنری ایران” بیشتر از نود درصد از مطالب موجود در اینترنت بهره میبرند.

بخش موسیقی خبرگزاریها هم در سالی که گذشت فعالیت زیادی داشتند و با اینکه هیچ کدام از اعضای تحریریه این خبرگزاری ها (به جز حسین علیشاپور، خواننده و نویسنده بخش موسیقی ایلنا) خود موسیقیدان حرفه ای نبودند، حضور مثبت و موفقی داشتند. شاید امسال پرکارترین خبرگزاری در زمینه موسیقی را بتوان «مهر نیوز» دانست که زیر نظر حمیدرضا عاطفی، خبرنگار با سابقه موسیقی، فعالیت داشت. مهر نیوز در سالی که گذشت، نشست های زیادی در زمینه های مختلف موسیقی همراه با موسیقیدانان برجسته برگزار کرد. پس از این خبرگزاری، همشهری آن لاین (که بخش موسیقی آن زیر نظر ابوالحسن مختاباد است) و ایلنا را بتوان قرار داد که همشهری آن لاین، امسال فعالیت خود را آغاز کرده و در زمینه موسیقی فعالیت چشمگیری داشته است؛ هرچند بینندگان این سایت بالاخره متوجه نمیشوند که چرا اینقدر این سایت با روزنامه همشهری متفاوت است و مدل قراری مطالب روزنامه در این سایت به چه صورت است!

قرار است در اول اردیبهشت ۱۳۸۶ در شیراز، اهالی موسیقی اینترنت حضور یابند و در همایشی از موسیقی روی اینترنت و اتفاقات موسیقی در سالی که گذشت بگویند، با امید سالی پربارتر برای موسیقی و آشنایی بیشتر اهل موسیقی با دنیای اینترنت…

سجاد پورقناد

سجاد پورقناد متولد ۱۳۶۰ تهران
نوازنده تار و سه تار، خواننده آواز اپراتیک و سردبیر مجله گفتگوی هارمونیک
لیسانس تار از کنسرواتوار تهران و فوق لیسانس اتنوموزیکولوژی از دانشکده فارابی دانشگاه هنر تهران

دیدگاه ها ۱۱

  • سلام نوروز بچه های خوب و زحمت کش هارمونی تاک مبارک باشه.

    اگه ممکنه از صحت همکاری خانم اعظم علی در پروژه فیلم ۳۰۰ بنویسین. توی imdb هیچ اسمی از این خانم برده نشده.

    خانم هاله فروغی هم اخیرا یک کنسرت داشتن توی نیویورک. کسی می شناسه این خانم رو؟ یا موزیک شون رو شنیده؟

    حالا که از دو تا خانم هنرمند ایرانی نوشتم اجازه بدین سومی رو هم بگم. جای یه مطلب خوب و کامل درباره ی خانم مهوش آژیر توی هارمونی تاک خالی اه.

    کامیاب و شادکام باشین
    صفا

  • با سلام! آقا مگر در آن سایت شما کسی مطالب را نمی خواند ؟ مگر ادیتور ندارید؟! آقا این یاوه ها و مهملات چیست که کسی به نام قانعی سر قلم رفته؟!تحت عنوان نقد علمی و نقد هنری!دراسفند ماه ۸۵ ! آقا بخوانید و بخوانند طرهات حضرات را پیش از انتشار ! به جوانانی بیندیشید که باید از این مطالب بیاموزند!! وای بر ما!!و وای بر ….فردای ما!

  • دوست عزیز آقا یا خانم تکنواز، اگر منظور شما از « آن سایت شما» همین سایت گفتگوی هارمونیک است و «قانعی» جناب آقای قانع بصیری است، نیز به بحث بر پایه منطق اعتقاد دارید، انتقادات خود را در قسمت نظرات همان مطلب بصورت واضح بنویسید تا پاسخ خود را دریافت کنید.

  • آقای سجاد عزیز از شما توقعی بیش از این می رفت!بهتر نبود بجای برآشفتن از اطلاق لفظ آن سایت شما به سایت فخیمه ((گفتگوی هارمونیک!!)) ، که بهر حال نامی ست نیمی فارسی و نیمی انگلیسی!! و تلاش در آموختن ادب به صاحب این قلم، و توجه دادن او، یه ضرورت بکاربردن القاب قاجار مآبانه(( جناب آقای …)) که بیشتر به مجامله و مداهنه میماند، و حوالت دادن و فرستادن پرسشگر به ذیل همان مطلب مغشوش و مهملی که خواندن آن ، وی را به درجه ای از عصبیت رسانیده که خویشتنداری نتوانسته و عنان و اختیار قلم از کف داده!! آری بجای همه این کارها ، بهتر نبود لحظه ای از خود می پرسیدید که: راستی چرا او به من و برای من نوشته و شکایت پیش من آورده ؟!اگر قدری تامل می کردید ،با هوش و غریزه بیداری که دارید، مطلب را می گرفتید!
    باری! در دو یادداشتی که پیش از این برای شما فرستاده بودم،سخن از ضرورت ابراز واکنش از سوی مخاطبان رفته بود! یادتان که انشاءالله هست!
    بدیهی ست که جنس و سطح زبان گفتگو ناگزیر برآمده و واتاب متنی ست که در باره آن گفتگو می شود !این حق من است،به عنوان مخاطبی که نویسنده برای او مینویسد و آرزو می کند که توسط وی خوانده شود، که وقتی حس کنم و دریابم که: نویسنده به شعور من اهانت روا می دارد،از کوره بدر روم ! و یا وقتی به اصطلاح نویسنده !!!!! جملاتی بکلی فاقد معنارا پشت سر هم ردیف کرد، از وی به آن کس و یا کسان که در این ارتباط دخیل اند ،شکایت برم!! یقین بدانید اگر کوچکترین ظنی به امکان تفاهم و درک متقابل بین خود و حضرت جناب آقای قانع بصیری می بردم ،یقینا یادداشت را برای خودشان می گذاشتم!اما هیهات!!! بنده در سایت مفخم گفتگوی هارمونیک ! فقط شما را می شناسم و نوشته هاتان را دنبال می کنم و از آنجا که بنظرم می رسید، صالح و غیر جانبدار،هستید، گمان یردم که اگر باشما بگویم، به احتمال بسیار زیاد! مطلب را به ادیتور مربوطه منتقل کرده و ایجاد حساسیت می کنید!و پس ، آن را برای شما نوشتم !
    و بگویم که اگر دهها بار دیگر هم این متن را بنویسم ذره ای شیوه و زبان آن را تغییر نخواهم داد ! می پرسید چرا؟
    در پاسخ چرائی شما، چند جمله از ابتدای نوشته حضرت جناب آقای قانع بصیری را اینجا می آورم ! مرا مدیون و وامدار بزرگواری خود خواهید ساخت اگر معنای این چند جمله را برای من در همین صفحه خودتان به زبان فارسی قابل فهم باز نویسی بفرمائید!متن را عینا می آورم و تنها علامت های تعجب از من است !

    نقد را باید کاوش برای رد یابی آنچه هست!! تعریف کرد!!!، این جریان تبدیل تجربه به عقل و نظرات است.!!!!!! پدیدارها !!!!اما در دو ساحت!!!! برای ما آشکار میشوند. اینان!!!!! همان دو ساحت عقلی و اخلاقی یا بهتر بگوییم، علمی و هنری اند!!!!!!!!!!. موضوع عقل در میدانی میان درستی و نادرستی تحلیل میشود.!!!!!!!! از این منظر نقد را باید کاوش منطق های مندرج در پدیدار دانست.!!!!!!!!!!!! ما این کار را از طریق اجزا و اطلاعات و ناشی از پدیدار!!!!!!! و تحول آنها به منطق هایی ویژه انجام میدهیم،!!!!!!!!!! اینکار در نسبتی میان تجربیات تا خواسته ها صورت میگیرد(( پایان نقل قول)) خب !!!! شما را با این متن که شاهکاری بی همتا در پرت و بی معنی نویسی ست تنها می گذارم!!! اگر پس از خواندن این جملات عظیم و پر مغز، باز هم، هوس و رغبت و میل به (( یحث بر پایه منطق!!!)) در خود سراغ کزدید و یافتید ، دیگر باید بقول آلمانی ها بگویم : دیگر نه شما و نه هیچکس دیگر را نمی توان نجات داد!

  • سلام دوست عزیز، این بار بدون عنوان گفتگوی هارمونیک می نویسم تا شما دچار اشتباه نشوید. گفتگوی هارمونیک از طرف بیش از ۷ نفر ادیت می شود و اگر دقت کرده باشید گاهی در نیمه های شب هم در قسمت نظرات تغییری ایجاد می شود، مشخص است که اینکار نمی تواند توسط یک یا دو نفر انجام شود. در این مجله کارها بین افراد تقسیم شده تا توان رسیدگی وجود داشته باشد. ادیتورهای سایت از ایمل ها تا نظرات پای هر مقاله را جواب می دهند و کار به این شکل نیست که هرکس فقط نظرات خود و نامه های مربوط به خود را بخواند یا ادیت کند. مخصوصا در این روزها که بیشتر دوستان در تعطیلات هستند… به هر حال نظرات شما برای آقای قانع بصیری و پورقناد فرستاده خواهد شد و پیشنهاد می شود که ادامه بحث در زیر شماره آخر همان مطلب باشد تا دوستان دیگر هم بتوانند استفاده کنند.

  • آنچه موجب برخورد شما نسبت به مقاله اینجانب شده است از دو حال خارج نیست یا متن سنگین است و شما با اصطللحات و تحلیل های انجام شده آشنا نیستید که در اینصورت موظفم از شما عذر خواهی کرده و قول دهم که متن ساده تری عرضه کنم و یا شما نسبت به مفهوم آن اعتراض دارید و نظرات ابراز شده را قبول ندارید در اینصورت بهتر بود موارد را مطرح کرده تا بتوانم پاسخ را ارائه دهم.
    به هر تقدیر موضوع این مقاله با تعریفی از نقد آغار می شود، کاوش برای ردیابی آنچه هست، صرفاً به معنی روشن شدن آنچه هست نیست بلکه علاوه بر آن شامل تغیر نیز می شود. کاوش همواره باید از آنچه هست بیاغازد. حتی اگر هدف چیزی باشد که هنوز به میدان شناخت نیامده است.
    طبیعی است نقد در این دید گاه ردیبای منطق های موجود در پدیدار است همان طور که استدلال، به کار گیری این منطق هاست. برای زایش منطق های جدید به چیزی بیش از منطق های موجود نیازمندیم. در رابطه با عقل و اخلاق نیز لازم است متذکر شوم که میدان اخلاق ارزشی است همان طور که میدان قضاوت در باره با هنر ارزشی است (زشت و زیبا) و باقی بحث را میگذاریم به پس از جواب های جناب عالی!

بیشتر بحث شده است