پاسخی بر یک سئوال

شهریور ماه سال گذشته بود که مطلبی در این سایت منتشر شد با عنوان «چند سوال!» که به اجرای موسیقی کشورهای غربی با سازهای ایرانی می پرداخت. این نویسنده در نوشته ای دیگر به طنز اجرای موسیقی غربی با سازهای ایرانی به «پیتزای قرمه سبزی» تشبیه کرده بود.

حال سئوال اینجاست که اگر اجرای قطعه ای خارج از رپرتوار یک ساز، در فرهنگ موسیقی کلاسیک، عملی قبیح به شمار می آید، بخش عظیمی از رپرتوار موسیقی کلاسیک را آثار تنظیم شده، تشکیل می دهد؟

در این سایت چندین شماره مطلب را با عنوان «یک تم با چند تنظیم» خوانده اید که در هر شماره یک قطعه مشهور موسیقی کلاسیک که با سازهای مختلف اجرا شده است را معرفی کرده ایم؛ مثلا قطعه ای که در اصل برای ارکستر بزرگ نوشته شده بوده و بعدا برای یک یا دو ساز تنظیم شده است.

طبعا این اتفاقی نادر در موسیقی کلاسیک نبوده است و با یک جستجوی ساده در فضای سایت های موسیقی کلاسیک می توان، نمونه های بیشماری را از این تنظیم ها یافت.

سئوال دیگر این است که آیا محدودیتی برای این تنظیمها وجود دارد و یا هر قطعه ای می تواند برای هر سازی تنظیم بشود؟

تاریخ موسیقی کلاسیک نشان می دهد که منطق های خاصی در این تنظیم های مجدد وجود دارد که تا حدودی محدود کننده است. مثلا کمتر مشاهده می کنیم که یک قطعه چندصدایی که مخصوص پیانو ساخته شده است برای یک ساز بادی تکصدایی (مثل تمام سازهای بادی ارکستر سمفونیک) تنظیم شده باشد. پس در تنظیم های مجدد سعی

در بیشتر این تنظیم های مجدد دو خصوصیت مهم دیده می شود: الف) ساختن فضایی جدید با استفاده از رنگ صدایی ساز دیگری ب) استفاده از امکانات تکنیکی سازی دیگر برای ایجاد هیجان ناشی از فائق آمدن بر مشکلات تکنیکی یک قطعه خاص

برای نمونه مورد «الف» می توان به تنظیم جدید لید های برامس با ابوا و پیانو و برای نمونه «ب» تنظیم های متعدد قطعه «پرواز زنبور عسل» کورساکوف را با سازهای گوناگون به صورت دوئت با پیانو و یا سولو اشاره کرد.

یکی از مواردی که در مقاله «چند سوال!» به آن اشاره شده است، قبیح دانستن مورد «ب» است یعنی «استفاده از امکانات تکنیکی سازی دیگر برای ایجاد هیجان ناشی از فائق آمدن بر مشکلات تکنیکی یک قطعه خاص».

برای پاسخ به این شبهه به این مورد دقت داشت که «ممکن است این موضوع را غیر موسیقایی بدانیم، ولی توجه داشته باشیم که در موسیقی فقط از شنیدن نتها لذت نمی بریم و خیلی از عوامل غیر موسیقایی هم در احساس ما نقش دارند؛ مثلا اگر “کاپریس شماره یک” از پاگانینی توسط یک کیبورد که صدای ویولن را خوب تقلید می کند، اجرا شود، هیچگاه لذت شنیدن این قطعه را با ویلن ندارد، زیرا غیر از ملودی های زیبا، اجرای ماهرانه استکاتوهای چهار سیمه مشکل این قطعه، موجب هیجان شنونده می شود» (۱)

Audio File قسمتی از “کاپریس شماره یک” از نیکولو پاگانینی را ببینید

حال ممکن است بعضی از خوانندگان این مطلب این پرسش را مطرح کنند که آیا موسیقی کلاسیک ایرانی و موسیقی کلاسیک غربی از یک خانواده هستند و می شود قطعات موسیقی کلاسیک غربی را با سازهای ایرانی و قطعات موسیقی کلاسیک ایرانی را با سازهای غربی اجرا کرد؟

شاید پاسخ دادن به این سئوال بنیادین به دلیل غفلت از یک پرسش بزرگ بوده که چرا برای دو موسیقی «کلاسیک ایرانی» و «کلاسیک غربی» در ادبیات موسیقی شناسی جهانی از واژه مشترک «کلاسیک» استفاده می شود؛ پاسخ این پرسش را می توان در کتاب «پیدایش موسیقی مردم‌پسند در ایران» (تاملی بر مفاهیم کلاسیک مردمی مردم‌پسند) نوشته ساسان فاطمی پیگیری کرد و برای توجه به عدم محدودیت جغرافیایی موسیقی کلاسیک می توان به مقاله «موسیقی، ملی گرایی، نژادپرستی» نوشته نگارنده، رجوع کرد.

پی نوشت
۱- «بداهه نوازی، محاسن و معایبش» نوشته سجاد پورقناد

مروری بر آلبوم «سالنامه»

سالنامه در میان آثار فیاض، بیش از همه در مسیرِ «در گذر» است. علاوه بر مشابهت در فرایند آهنگسازی و نوعِ کنار هم نشاندنِ و برخورد با مواد و مصالح موسیقی، حضور صریحِ برخی نقش‌­مایه­‌های «در گذر»، مدگردی­‌های متنوع، استفاده از نوازندگانِ گروه در مقامِ خواننده و ساختار کلی مجموعه، این همانندی را پررنگ­‌تر می­‌کند.

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (III)

آنچه شونبرگ دنبالش می گشت، همان بود که باخ می جست: دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی. شونبرگ احساس می کرد که این روش نوین مبتنی بر ادراک کامل و جامع فضای موسیقی است. ولی به هر حال موسیقی نوشته می شد، با تمام شیوه ها، و شونبرگ اصرار داشت شنونده و آهنگساز هر دو باید شیوه ها را فراموش کنند، و موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند و قضاوت کنند. گفته است: «اغلب درست نمی توانم توضیح دهم: کار من ساختن موسیقی ۱۲ صدایی است نه ساختن موسیقی ۱۲ صدایی.»

از روزهای گذشته…

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و پنجم)

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و پنجم)

یک مثال قدیمی ‌می‌گوید در آنجا که خواسته وجود دارد، برای آن راهش هم وجود دارد: چراکه به این سادگی به نظر می‌آید به این دلیل آن را مبادا که نپذیری و فکر کنی که به تو مربوط نیست! همه چیز به همه ما مربوط است.
کنسرتو از دیروز تا امروز

کنسرتو از دیروز تا امروز

کنسرتو فرمی از موسیقی است که برای یک یا چند سولیست و ارکستر ساخته شده است. تاریخ اولین کنسرتوها به قرن هفدهم بر می گردد و هنوز هم هر ساله موسیقی هایی در این فرم نوشته می شود. این ژانر بستگی زیادی به انگیزه اجرا کنندگان و شنوندگان دارد؛ چراکه این فرم به سولیست مستعد این شانس را می دهد تا توانایی های خود را به نمایش بگذارد. البته کنسرتو میتواند معنی عمیقتری هم داشته باشد در دستهای هنرمند آهنگساز؛ کنسرتو رابطه بین فرد و جمعیت را مجسم می کند.
گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (XIV)

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (XIV)

هدایت در کتاب مجمع‌الادوار یک به یک گوشه‌ها را توضیح داده است. برای نمونه، وقتی در بیات ترکِ دو به گوشۀ شکسته می‌رویم سی بِمُل می‌شود و می‌ کُرُن. الآن آنچه رایج است اینکه هنگام فرود به بیات ترک اول می را بِکار می‌کنند و سپس سی کُرُن می‌شود. در ماهور هم همین‌طور. ولی مهدیقلی هدایت در مجمع‌الادوار نوشته است در فرود گوشۀ شکستۀ بیات ترک ابتدا سی بِکار می‌شود اما می کُرُن می‌ماند و این خیلی جالب است. چند جمله در شکستۀ ماهور با می‌کُرُن و سی‌بِکار داریم و این گامی است که مشابهش را ندیده‌ام (توالی نت‌ها سُل، لا، سی‌بِکار، دو، رِ، می‌کُرُن، فا، سُل) و در مجمع‌الادوار توضیح داده که این یک حالت خاص است ولی الآن در فرود شکستۀ ماهور ابتدا می‌ را بِکار می‌کنند و سپس سی بِمُل می‌شود و به ماهور فرود می‌آییم ولی قبلاً در فرود شکسته به مقام دیگری فرود می‌آمده‌اند که مقام خاصی است که در آن می ‌کُرُن است و سی بِکار. و این فواصل در هیچ‌جای دیگر موسیقی ایرانی تکرار نمی‌شود و در این ردیف هست.
جامعه، موسیقی، در منشور رادیو (I)

جامعه، موسیقی، در منشور رادیو (I)

موسیقی امری اجتماعی است، بیش از اغلب هنرها، شاید چون بخش مهمی از کنشی که به عینیت یافتنش منجر می شود پیش چشم و گوش مردم روی می دهد یا شاید چون بیش از هر هنری می تواند در رگ و پی زندگی آدمی برود، با آن آمیخته شود و همه جایش حاضر باشد. به همین نسبت لااقل در میان نویسندگان فارسی زبان موسیقی، تمایلی وجود دارد برای نپرداختن به این وجه که لابد از فرط بدیه ی بودن بسیاری اوقات بحث درباره ی آن را از یاد می برند یا به تلویح برگزار می کنند.
سعیدی: مضراب هایی برای قانون طراحی کردم

سعیدی: مضراب هایی برای قانون طراحی کردم

بله می‌شود. من خیلی زدم. یعنی الآن خیلی اجرا کردم به این فکر نبودم که قطعات پیانو را بخواهم ضبط کنم با ساز قانون ولی می گویم الآن کاری که در حال انجام اش هستم با همه انگشتان، شبیه کار پیانو هست یعنی خود قطعه‌ی پیانویی نیست ولی ساخت خودم است و فرم پیانو است و کار خوبی فکر کنم در بیاید.
کر فلوت تهران در دانشگاه تهران به روی صحنه می رود

کر فلوت تهران در دانشگاه تهران به روی صحنه می رود

کر فلوت تهران در تاریخ اول اسفند ۱۳۹۷ در تالار آوینی دانشگاه تهران به سرپرستی فیروزه نوایی و با رهبری سعید تقدسی آثاری از آهنگسازان دوره های باروک، کلاسیک، رومانتیک و مدرن را به روی صحنه می برد.
موسیقی در دوران ساسانیان

موسیقی در دوران ساسانیان

دوره حکومت ساسانیان بالغ بر چهارصد سال بطول انجامید و این عصر را در میان اعصار تاریخ ایران پیش از اسلام، درخشانترین دوره موسیقی نام نهاده اند. در این دوره قدرت متمرکز به جای قدرتهای پراکنده در ایران حاکمیت یافت و با تمرکز قدرت و جذب تدریجی ارباب هنر به دربار، زمینه رشد، پیشرفت و پرورش هنرمندان، بویژه موسیقیدانان فراهم آمد.
رسیتال گیتار حسین درست پور برگزار می شود

رسیتال گیتار حسین درست پور برگزار می شود

در تاریخ سوم و چهارم بهمن ماه در خانه هنرمندان، رسیتالی توسط حسین درست پور تک نواز گیتار کلاسیک اجرا می گردد. درباره این کنسرت پیمان شیرعلی توضیحاتی به سایت ارسال کرده است که در ادامه می خوانید.
موسیقی‌ فیلم در خدمت سینما یا نظام ستاره‌سازی؟ (I)

موسیقی‌ فیلم در خدمت سینما یا نظام ستاره‌سازی؟ (I)

به باور اغلب کارشناسان، موسیقی مردم‌پسند (از نوع پاپ) بعد از انقلاب سیر نزولی را طی کرده است. اما، صنعت سینما و عناصر وابسته به فیلم (نظیر موسیقی فیلم) روندی صعودی داشته است. بصورتی که مسیر رو به رشد سینما در این چند دهه و کسب جوایز متعدد بین‌المللی در عوامل منسوب به سینما می‌تواند گواه این ادعا باشد. این نوشته به عنوان جستاری پیرامون موسیقی‌فیلم در سینمای بعد از انقلاب کارکرد این گونۀ هنری را تحلیل کرده و از پی آن پدیدۀ تیتراژخوانی ستاره‌های موسیقی در سینما را مورد واکاوی قرار خواهد داد.
بررسی ساختار دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله» (VII)

بررسی ساختار دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله» (VII)

این موضوع را از زاویه‌ی دیگری نیز می‌توان دید: درجه‌ی پنجم بالای مد شور شاهد مد دشتی است. پس از آنکه شور دوم از دل شور اول ظاهر می‌شود، در درجه‌ی پنجم خود به مد حسینی می‌رسد. به عبارت دیگر با اندکی مسامحه می‌توان گفت، حسینی در جایگاه دشتیِ شور دوم است. پیش‌تر نیز اشاره شد که مد حسینی ترکیبی از مد شور و مد دشتی است. از این منظر به‌رغم اینکه حسینی مد اولیه و مستقلی است، اما با شور دوم در ارتباطی معنادار است. بنابراین، جداشدن این دو بخش مرتبط با هم، باید علتی آن‌چنان متقن داشته باشد که این تفکیک را توجیه کند و آن را منطقی جلوه دهد.