آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XI)

در اینجا گذشته از حالت و جنس اجرا، به کشش های از پیش تعیین شده نظر داریم. شاید گروهی گمان کنند که دو نوازنده صاحب تکنیک و ماهر می توانند یک قطعه موسیقی را با کشش های یکسان اجرا کنند. اما چنین امری محال است و این نه به دلیل عدم توانایی نوازندگان در تشخیص کشش ها، که به دلیل جوهر اجرای موسیقی است، و هر فعالیت دیگر بشری که روح و حس آدمی در آن دخالت دارد، که هرگز مکانیکی و یکسان نیست.
هر شنونده فرق بین موسیقیِ اجرا شده به وسیله یک ساز (مثلاً یک ویولن) و اجرای همان موسیقی به وسیله چند ساز از همان نوع را (مثلاً پنج ویولن) تشخیص می دهد حتی اگر اولی با شدتی پنج برابر دومی به گوش برسد؛ چرا که تقریباً هیچگاه و در هیچ نتی آن چند نوازنده دقیقاً هم زمان ساز خود را به صدا در نمی آورند و این تأخیر و تقدمِ بسیار اندک در اجرا، حجمی را به وجود می آورد که بیانگر اجرای چند ساز به صورت گروهی است. مسائلی از این دست را نمی توان با تکامل خط یا نت و ابداع علائم و نشانه های جدید و رساتر برطرف کرد. همان طور که گفته شد، در ذات و جوهر موسیقی چیزی هست که هیچگاه مکتوب نمی شود و آن حس و روح و حالت آدمی است‌‌» (تهماسبی۱۳۷۴، ۳۱۷).

خصوصیات موسیقی کلاسیک ایرانی (درون موسیقایی)
در ابتدای بحث باید به تفکیکی از انواع موسیقی بپردازیم. انواعی که هر یک حاوی مشخصات و ویژگی-هایی است که آنها را از هم متمایز می نماید: ۱- موسیقی کلاسیک یا عالمانه(هنری، جدی، سنتی) ۲- موسیقی مردمی(فولکلُر، روستایی) ۳- موسیقی مردم پسند (پاپیولار) ۴- موسیقی تلفیقی.

‌‌«در ایران امروز با چهار نوع اصلی موسیقی مواجه هستیم که شامل ردیف دستگاهی، موسیقی های نواحی، موسیقی پاپ و موسیقی کلاسیک غربی ا ست. سهم هرکدام از چهار نوع اصلی ذکر شده در فرهنگ سازی ایران متفاوت است‌‌» (درویشی/۱۳۸۲، ۵۶).

«جریان های تلفیقی امروزه گسترده ترین جریان های موجود در موسیقی ایران هستند و آن قدر متنوع اند که به دشواری می توان آنها را طبقه بندی کرد و یا برشمرد. این جریان ها طیف بسیار گسترده ای را، از نمونه های جدی موسیقی گرفته تا نمونه های پاپ و بسیار عامه پسند، در بر می گیرد و وجه اشتراک نمونه های کاملاً متفاوت این طیف، وجود پدیده و جریان تلفیق است‌‌» (درویشی/۱۳۸۲، ۵۷).

• موسیقی دستگاهی ایرانی از نوع موسیقی کلاسیک اقوم ایرانی است که حداقل با استناد به مدارک موجود سابقه آنرا می توان از اوایل دوره قاجار تاکنون، یعنی چیزی حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ سال، دانست که در فرهنگ شهری ایران با مختصات ویژه خود پدید آمده و به رشد و بالندگی ادامه داده است. ارتباط این نوع از موسیقی را به طور کامل و در همه زمینه هابه موسیقی قبل از آن، یعنی دوره صفویه و قبل تر، نمی توان اثبات کرد.

گرچه این موسیقی به صورت یک دفعه در مکان و زمان مشخصی پدید نیامده و مشخصاً حاوی مواد بسیاری از موسیقی قبل از خود است، ولیکن تفاوت های فاحشی با موسیقی قبل از تاریخ مذکور دارد. ساده ترین تفاوتی که به ذهن می رسد، ارائه موسیقی در قدیم به شیوه مقامی و شیوه دستگاهی در موسیقی کنونی ایران است. برشمردن موارد ارتباط و اختلاف این موسیقی با موسیقی قدیم ایران در این مقال نمی-گنجد. در نتیجه بهتر است مختصات آنچه اکنون در دست داریم را بیشتر بررسی نماییم.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (II)

گویی نام او دچار همان «نسیانی» شده است که «خورخه لوئیس بورخس»، نویسنده‌ی بزرگ آرژانتینی در آرزویش بود؛ یعنی واروژان و آثارش به‌گونه‌ای واقعی وارد فرهنگ و زندگی روزمره‌ی ما شده که این ورود مثل هوایی که هر لحظه تنفس می‌کنیم، آن‌قدر طبیعی و واقعی بوده که برای بیشتر ما ملموس نیست. از طرف دیگر عوامل متعدد که از‌جمله‌ی آن بی‌تمایلی خود واروژان به عکس‌انداختن و مصاحبه‌کردن، باعث شده تا «نسیانِ افسانه‌ای» درباره‌اش اتفاق بیفتد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (VII)

پس هرچه علم میدان مشترک جهان آینده را می آفریند، هنر با ایجاد حیطه های فردی و منطقه یی معرفت شناسی خود، زمینه را برای گریز از هیچ انگاری این نوع از استحاله فردی فراهم می آورد. علم به همان اندازه که عقل جمعی می آ فریند، ناچار است هنر را برای توان زایش ارزش های فردی اش پاس بدارد. بنابراین جهانی شدن به معنی استحاله فردیت ها در فرهنگ جهانی نیست، بلکه برعکس به معنی امکان بیشتر حضور خلاق و زاینده فردیت ها در میدان گسترده و جذاب تر است. هرچه علم پیشرفت کند به همان اندازه نیاز ما به هنر نیز بیشتر می شود.

از روزهای گذشته…

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (XII)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (XII)

ادیت پیاف، میراث دار گاورُش (Gavroche شخصیتِ رمان بینوایان اثرِ ویکتور هوگو)، در دوران کودکی خود پاریس را پیموده بود، پاریسِ مردمی، محله هایی مثلِ پیگَل (Pigalle)، مونمانتر (Montmartre)، کلیشی (Clichy)، باربِس (Barbès)، مِنیلمونتا (Menilmontant)… در شبکیه ی چشم های او تصویرهایی ثبت شده بود که بعد ها، موضوعِ اصلیِ ترانه های او را تشکیل داد. در طول سال ها پیاف خیابان را به صحبت کردن، آواز خواندن و فریاد کشیدن واداشته بود و خیابان و مردم حاضر در آن با او یکی شده بودند.
موسیقی و طنز (قسمت دوم)

موسیقی و طنز (قسمت دوم)

مقصود اینکه به جز مثال های بسیار استثنایی، به دشواری بتوانیم پیدا کنیم، قطعات با کلامی را که نقش طنز پردازنه آنها، یکسان به دوش واژگان و به دوش صداها گذشاته باشد. در اکثریت قریب بااتفاق آنها، فقط کلام است که نقش طنز آمیز دارد و موسیقی یا خنثی است یا اصلا احساسات دیگری را تداعی می کند و یا حداکثر در حکم وسیله تزئینی به کار گرفته شده است.
پرکار در جزییات، سردرگم در کلیّت (II)

پرکار در جزییات، سردرگم در کلیّت (II)

آنگونه که دست اندرکاران اثر عنوان می دارند، کارگردان اثر –بهروز غریب پور- نویسنده ی لیبرتوی اپرا نیز هست و اشعار انتخاب شده را در اختیار آهنگساز قرار داده است. ابیات انتخاب شده دارای تعدد بالایی هستند و تاثیر این مسئله را می توان در نتیجه نهایی کار دید. موسیقی کمتر فرصتی برای تنفس پیدا می کند و ابیات بی وقفه از پس هم می آیند. باید توجه داشت که در چنین اثری، دو جنبه ی مشخصاً مهم و چالش برانگیز در انتخاب عناصر موسیقایی هر بخش تاثیر گذار است: یکی کمک به بیان دراماتیک داستان و دیالوگ ها و دیگری (که مختص به آثاری چون «اپرای مولوی» می باشد) برگرداندن و توصیف مفاهیم عمیق موجود در اشعار.
ارکستر (I)

ارکستر (I)

«ارکستر» کلمه ای آشنا در موسیقی برای همه ماست که اغلب تداعی کننده دسته ای نوازنده است که با نظم و چیدمانی خاص در کنار یکدیگر در حال نواختن هستند و شاید اگر بزرگ باشد یک رهبر هم در جلو آنها به چشم بخورد!
John Broadwood & Sons

John Broadwood & Sons

از قدیمی ترین و شاید حتی اولین تولید کننده رسمی پیانو در انگلستان می توان به کمپانی John Broadwood & Sons اشاره کرد. اولین پیانوهای ساخت این کارخانه که به پیانوهای مربعی (Square-Pianos) معروف بود شهرت جهانی داشته و کارخانه تولید پیانو Broadwood در طول قرن هجدهم و نوزدهم از بزرگترین و مهمترین سازندگان پیانو در جهان بوده است.
آوه ماریا از شوبرت

آوه ماریا از شوبرت

شوبرت علاقه بسیاری به آواز داشت و بسیاری از کارهای زیبای آوازی خود را در نوجوانی تصنیف کرد. او عاشق اشعار گوته بود و اولین کار آوازی خود را در هفده سالگی بنام «Gretchen am sponnarade» ساخت.
مارتا خادم- میثاق، جوانترین عضو خانواده خادم- میثاق

مارتا خادم- میثاق، جوانترین عضو خانواده خادم- میثاق

نوازنده جوان و چیره دست ویولن – مارتا خادم میثاق – در ماه نوامبر سال ۱۹۷۹ در اتریش متولد شده، نوازندگی را از سه سالگی آغاز نموده و اولین اجرای عمومی اش را در سن نه سالگی به عنوان تک نواز ویولن به همراه ارکستر ارائه نموده است.
به بهانه درگذشت یک ترانه سرای لاتین

به بهانه درگذشت یک ترانه سرای لاتین

ترانه زیبا و خاطره انگیز (Besame Mucho) تا به حال توسط صدها خواننده و به حدود ۲۰ زبان مختلف اجرا شده است. اما در هیچ یک از این اجراها سعی نشده است که این ترانه جایگاه اصلی خود را به عنوان یک ترانه عاشقانه لاتین از دست بدهد و این ترانه همواره همانطور که ترانه سرای آن خانم کونسوئلو ولازکوئز (Consuelo Velazquez) آنرا به وجود آورده بود باقی ماند.
رودز: «از عبارت “موسیقی کلاسیک” متنفرم» (II)

رودز: «از عبارت “موسیقی کلاسیک” متنفرم» (II)

رودز، با موهای درهم بر هم مدل بایرونی و خالکوبی هایش (او «سرگئی راخمانینوف» را با حروف سیریلی بر ساعد راستش خالکوبی کرده است)، قطعا یک فرد عصبی است. مأموریت او بازگرداندن موسیقی کلاسیک به قشر عادی جامعه است مانند جیمز الیور اما در زمینه موسیقی کلاسیک: «کاری که جیمز الویر انجام داد این بود که آشپزی را آسان، قابل فهم و سرگرم کننده ساخت. به نظرم برای موسیقی کلاسیک نیز کاری بهتر از این نمی توان انجام داد».
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XXIV)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XXIV)

او هیچ چیزی جز سودا نمی نوشید. بی نهایت در سیگار کشیدن افراط می کرد و وسایل دود کردن خود را در کیفی زنانه به همراه خود تا خانه ی ما آورده بود. تا می توانست به همراه خود چپق و تنباکو آورده بود. در سال ۱۹۱۶، وقتی که آلیس به دوستان قدیمی خود (خانواده الگار) سر می زد، الگار در خانه ی خواهرش و در شهری دیگر به سر می برد.