محمد سعید شریفیان، گوهری از موسیقی کلاسیک

محمد سعيد شريفيان
محمد سعيد شريفيان
برای ما ایرانیها که بطور معمول، به دلیل محدودیتها (یا دست کم محدودیت در زمینه موسیقی)، اساتید بزرگ موسیقی کلاسیک را غیر ایرانی می دانیم، شاید دانستن اینکه یکی از این اساتید بزرگ اتفاقا ایرانی است می تواند بسیار مسرت بخش باشد. اگر بخواهیم با چشمانی باز به دور از تعصب و با منطق مطلق به دنبال یادگیری موسیقی کلاسیک باشیم و پله پله این مسیر تاریک و دور از دسترس را بپیماییم، دکتر محمد سعید شریفیان نهایت هدفی است که می توان به دنبال آن بود او یکی از نخبگان موسیقی کلاسیک است که حضور خودخواسته اش در داخل ایران، قابل ستایش است.

با ورود دکتر شریفیان به ایران، گویی او در مواجهه با جو دلسرد کننده موسیقی کلاسیک ایران، راه در مسیری بی سرانجام و مبهم گذاشته بود که پس از سالها همت و تلاش امروز، مسیر به گونه ای دیگر نمایان شده است… دیگر فضای مایوس کننده گذشته جایش را به مسیری پر امید داده است که اگر این عشق و علاقه به سرزمین و موسیقی نبود، این حادثه به وقوع نمی پیوست.

او زمانی به ایران آمد که موقعیت بهترین فعالیت های موسیقایی برایش در یکی از پیشرفته ترین شهرهای اروپا فراهم بود ولی با عشق به موسیقی و سرزمین مادری اش، موجب شد که فرزندان ایران بتوانند بدون نیاز به عزیمت به خارج از وطن، بخت رسیدن به کمال در موسیقی کلاسیک را بسیار آسانتر در اختیار داشته باشند.

وقتی صحبت از هنرمند نخبه و مردم باشد، باید دانست که این رابطه، یک طرفه و از هنرمند به مردم است و نه بالعکس! این هنرمند است که به دور از تمجید کسان و با قلبی سرشار از احساسی ازلی و دانشی اکتسابی، اثری می آفریند که مخاطب باگهر را سخت به تعمق و تفکر وامی دارد. «نخبگی» در خلق اثری در حد کمال نمایان می شود و «نخبه» کسی است که مورد تحسین افراد «به کمال رسیده» است. اثری که در «کمال» باشد دیر یا زود خود را نمایان می کند… حقیقت در گذر زمان هرگز رنگ نمی بازد.

نگاهی گذرا به مسیری که دکتر شریفیان تا رسیدن به این مرحله پیموده است، نتیجه ای بسیار مهم در پی دارد و آن این است که:‌ تنها دانش است که در گذر زمان بر احساس و خلاقیت پیشی می گیرد و هنرمند با تکیه بر میزان دانش و درک بالای فردی، خلاقیت و احساس خود را برای خلق هنری ناب به خدمت می گیرد؛ دانشی را که او در طول سالها تلاش و زحمت جدی در معتبرترین مراکز موسیقی اروپا بدست آورده است، پشتوانه بسیار قوی برای خلق آثاری است که برای بزرگترین هنرمندان اروپایی و امریکایی نیز قابل ستایش است.

نکته بسیار قابل توجه و وجد آوری که از شنیدن آثار ایشان به ذهن می آید و ذهن مخاطب باریک بین را مشغول خود می کند، داشتن هویت ایرانی آنهاست و جالب تر اینکه این هنرمند کوچکترین ادعایی در این زمینه ندارد! استفاده از تمام حد و حدود موسیقی کلاسیک برای خلق آثاری با رنگ و بوی ایرانی به شنونده ایرانی این اطمینان را می دهد که دانش موسیقی، آنهم در عالی ترین سطحش، اکنون به زبان او قابل فهم و البته بسیار لذت بخش است.

هنر واقعی احتیاجی به نمایش و تبلیغ زیاد از جانب هنرمند آن ندارد و «خود گویای خود» است. خصلت هنرمند واقعی تمرکز در خلق هنر است و نه در شیوه شناساندن آن به مخاطب!

شریفیان هیچگاه در پی توصیف آثارش نبوده و برای درک هنر او، شخص به اندکی روشن ضمیری برای پی بردن به ذات چنین گوهری اصیل، نیاز دارد. در زمانی که اشخاصی، حتی کوچکترین قابلیت خود را به هزاران روش پیش رو نگه می دارند، هنوز وقار و بزرگ منشی را در افرادی چون شریفیان می توان جست.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پوریا رمضانیان: تسکینِ ۷۵۰ نفر؟!

این زرنگ‌بازی است که من بگویم به‌خاطر تسکین مردم‌ام کنسرت می‌دهم. تسکینِ ۷۵۰ نفر فقط؟ تکلیف دست‌کم ۵۰ ملیون نفر آدم چیست؟ پس این حرف بدترین دروغ است. سوماً، باز حتی اگر حق با شما باشد و بهبودِ حالِ همان هفتصد نفر را هم غنیمتی بدانیم، چرا باید بلیط بفروشم؟ قطعاً در این شرایط بهتر است کنسرت را رایگان کنم که لااقل کمترین خیری رسانده باشم. و درنهایت این‌که، بماند که در جای دیگر می‌شود مفصل‌تر در این مورد سخن گفت که اصلاً رسالت «موسیقی جدی» تسکین نیست، بلکه تربیت است.

بیانیه گروه کر شانته درباره عدم حضور در جشنواره موسیقی فجر

هنر برای هنرمند اعتراض است. او این اعتراض را نثار هرچیزی می‌کند که مانع رشد است و سلامت. تراژدی یونانی با سرنوشت انسان دست‌وپنجه نرم می‌کند، موسیقی بتهوون بر روزمرگی می‌تازد، شعر حافظ از تزویر و ریا می‌نالد، و نقاشی‌های کاراواجو تا اعماق درون شخصیت‌هایش را به‌مبارزه می‌کشد.

از روزهای گذشته…

ویژگی های یک سنتور خوب (VIII)

ویژگی های یک سنتور خوب (VIII)

جدای از مسائل فنی در ساخت ساز، موارد دیگری که می توان به آن اشاره کرد نحوه ی استفاده و نگهداری نوازنده از ساز می باشد. به عبارت دیگر چگونگی کارکرد استفاده کننده در راستای بهبود یک ساز خوب که در شماره ی گذشته کمی به آن پرداختم و حال ادامه ی آن:
گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (VII)

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (VII)

آشنایی خود من با مهدیقلی هدایت به‌طور سیستماتیک به اوایل دورۀ لیسانسم، حدود ۲۵ سال پیش باز می‌گردد که در آن زمان آقای دکتر خسرو مولانا گفتند مهدیقلی هدایت در زمینۀ آکوستیکِ موسیقی کاری انجام داده است و به‌اتفاق دوست عزیزم، آقای امیرحسین پورجوادی، رفتیم و چاپ عکسی کتاب مجمع‌الادوار را گرفتیم و نسخۀ اصل را به استادمان،‌ دکتر مولانا، دادیم و خودمان آن‌را کپی کردیم. (مجمع‌الادوار هم چاپ عکسی و هم نسخۀ خطی دارد و کمی با هم متفاوت‌اند.) از آن موقع، با موضوع مهدیقلی هدایت درگیر بودیم. با دکتر صفوت هم از دهۀ هفتاد تا اواخر عمرشان دائم در تماس بودم و یادم است ایشان هم در اواسط دهۀ هفتاد که فرهنگستان هنر تأسیس نشده بود در بخش هنر فرهنگستان علوم حضور داشتند و من گاهی در آنجا خدمتشان می‌رسیدم.
سرجیو چلیبیداکه، رهبر بزرگ رمانی

سرجیو چلیبیداکه، رهبر بزرگ رمانی

در نقاط روشن تاریخچه ارکستر سمفونیک رادیو اشتوتگارت آلمان، بی درنگ باید از کنسرتهای رهبری شده توسط سرجیو چلیبیداکه (Sergiu Celibidache) نام برد. این نه تنها در تاریخچه ارکستر بهترین دوران است بلکه از لحاظ خود آثار، درخشان است. سال ۱۹۸۵ اولین باری بود که سرجیو چلیبیداکه برای رهبری به ارکستر دعوت شد. او شش سال پس از آن دعوت، تیل ائولنسپیگل (Till Eulenspiegel)، اثر ریچارد اشترائوس را برای تلویزیون ضبط کرد و کنسرت آخر از مجموعه کنسرتهای طولانی یک هفته ای را که توسط سودئوتشر روندفانک (Süddeutscher Rundfunk) برنامه ریزی شده بود را رهبری کرد و رابطه وی با ارکستر محکمتر و قوی تر شد.
طلوع مشکاتیان

طلوع مشکاتیان

مرکز حفظ و اشاعه موسیقی، از اواخر دهه پنجاه با هدف آموزش، احیا و رواج سنتهای موسیقی ایرانی بوسیله نورعلی خان برومند و داریوش صفوت، تاسیس و سپس با دعوت از اساتید بزرگ آن زمان تکمیل شد. نقش این مرکز، در پیشرفت موسیقی ملی، غیر قابل انکار است بطوریکه بسیاری از اساتید شاخص حال حاضر، پرورش یافته همین مرکز بودند.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (VIII)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (VIII)

«به خاطر داشته باشیم که مشق موسیقی کاملاً بر مبنای تقلید بنا شده است و بر مبنای ادراکی تعقلی یا بر مبنای تجزیه و تحلیل نیست. یک نوازنده خوب لزوماً قادر نیست اولین ضرب یک ضربی یا نت اولِ گامِ یک دستگاه را تعیین کند. اما در عمل کاملاً از آنچه می کند، آگاه است‌‌» (دورینگ/۱۳۸۳، ۴۷). «در دوران قدیم شاگردان در درسهای موسیقیدانان معروف شرکت می کردند و با رفت و آمد متوالی نه تنها ردیف را می آموختند، بلکه از روحیه و سبک استادشان تأثیر می گرفتند‌‌» (دورینگ/۱۳۸۳، ۳۹). ‌‌«نوازندگان دربار بدون شک حداقل چند ساعت در روز می نواختند زیرا که تنها مشغله آنان بود، اما استادن فعلی و اغلبِ شاگردان به سختی دو ساعت در روز کار می کنند و برخی خیلی کمتر. بعضی عقیده دارند که در فن اجرای موسیقی ایرانی احتیاجی به تمرین پیاپی نیست و وقتی نوازنده ای بر موسیقی ایرانی احاطه پیدا کرد، ماحصل آن ابدی خواهد ماند‌‌» (دورینگ/۱۳۸۳، ۴۷ و ۴۸).
اکول در سنتور نوازی (II)

اکول در سنتور نوازی (II)

اما در جریان سنتور نوازی معاصر (پس از استاد معظم فرامرز پایور تا کنون) که مقاله پیش روی به آن می پردازد، ویژگی هایی در شکل نوازندگی به چشم می خورد که فهرست وار آنها را بر می شماریم (موارد غیر مکتوب و فاکتورهایی که مربوط به فیزیک ساز و نوازنده می شوند):
نقش زنان در موسیقی ایرانی (III)

نقش زنان در موسیقی ایرانی (III)

اما اولین زن نوازنده که از نوازندگیش بر روی گرامافون ضبط شد سه تارِ خانم پروانه است که خواننده نیز بوده است؛ آواز او با سنتور حبیب سماعی و تار قوام السلطان در سال ۱۳۰۶ به ضبط شده که انتشارات آن کمپانی هیزمسترز ویس بوده است، نام اصلی اش بتول رضایی است اما به نام موچول (چون ماه) و پروانه بر روی صفحات گرامافون ثبت شده است. پروانه زنی بود لاغر اندام و سبزه که در سال ۱۳۱۱ ش در سن حدود بیست و پنج سال در اثر بیماری سل در گذشت. (۱)
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (VIII)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (VIII)

یکی از محققین در زمینه‌های نظری موسیقی در بخش‌هایی از کتاب‌اش این دو نگاه را به گونه‌ای دیگر تقسیم‌بندی می‌کند وی به تاریخ موسیقی و موسیقی‌شناسی تاریخی اشاره می‌کند (حجاریان ۱۳۸۶) و مقصود وی از دومی مطالعاتی است که با روش‌های (قوم) موسیقی‌شناسانه موضوعات تاریخی را موشکافانه مورد بررسی قرار دهد یا به عکس موضوعات (قوم) موسیقی‌شناسانه در برشی تاریخی تجزیه و تحلیل شود. به هر حال چه تعبیر وی را بپذیریم و چه تعبیری که در این مقاله آمده موضوع فرقی نخواهد کرد. در هر دو، نکته‌ی اصلی عمق و روش برخورد با مسائل تاریخی است.
درگذشت پیِر بولِز، آهنگساز و رهبر ارکستر (II)

درگذشت پیِر بولِز، آهنگساز و رهبر ارکستر (II)

او با کنارگذاشتن فرم های رسمی سنتی همچون سونات، فوگ و … که هنوز مورد علاقه ی آهنگسازان هم نسلش بود، به نوعی موسیقی انتزائی دست یافت که هیچ تأثیری از گذشته را به ذهن متبادر نمی کرد. بولِز را به عنوان آهنگساز، گاهی کشیش اعضم کلیسای پسا-سریالیسم قلمداد می کنند. اما به عنوان رهبر ارکستر این وصله به او نمی چسبد، چرا که آثار ۱۵۰ سال از تاریخ موسیقی، از واگنر و مالر تا عصر حاضر را به روی صحنه برده است.
گفتگو با حمید متبسم و بردیا کیارس درباره پروژه پردیس

گفتگو با حمید متبسم و بردیا کیارس درباره پروژه پردیس

امشب و فردا شب،‌ تالار کنسرت برج میلاد، میزبان «ارکستر مجلسی تهران» است که برای اولین بار با اجرای اثری از حمید متبسم به روی صحنه می رود؛ همچنین این اولین بار است که حمید متبسم با چنین ترکیبی به خلق موسیقی پرداخته است. ساعاتی قبل از اجرای این کنسرت با آهنگساز و رهبر این پروژه که «پردیس» نامیده می شود، گفتگویی کرده ایم که می خوانید: