نقدی بر «شیوه نوازی» علی قمصری (II)

اگر این قطعات با رویکردی «آموزشی» ارائه شده اند، پس باید به لحاظ آموزشی دارای مطالب مهم و قابل ارائه ای بوده و به گونه ای کاملا گویا از این دیدگاه اجرا شده باشند اما در هیچ یک از این چهار ویدئو، شیوه های مورد نظر به خوبی اجرا نشده و حق مطلب ادا نشده است.

به عنوان مثال در ویدئوی شماره یک، که به گفته شخص نوازنده، رویکردی «آموزشی» دارد، صرف اجرای چند مضراب چپ و گلیساندو نمی توان مدعی شد، شیوه استاد شهناز نواخته و معرفی شده، تا چه برسد به اینکه، چنین اجرایی، قابلیت این را داشته باشد که الگویی در جهت آموزش برای دیگران باشد!

همه موارد ذکر شده در سطور فوق، از جمله اجرای ریزهای سریع با دینامیک شخصی هیچ شباهتی با تکنیکهای شخصی اساتید مربوطه نداشت، کما اینکه فواصل (در اینجا پرده بندی) که اصل اول در شیوه نوازی است، شباهتی به فواصل استاد شهناز نداشت و یا در اجرای شیوه استاد بیگجه خانی حتی یک ویبراسیون و مضراب و جزئیاتی از این دست مشابه استاد اجرا نشده است. آیا به صرف اجرای یک ملُدی از بیگجه خانی میتوان مدعی شد که شیوه استاد نواخته شده؟! توجه داشته باشید که در شیوه نوازی حتی اجرای صحیح مضراب های راست و چپ هم در القای لحن صحیح شیوه نقش حیاتی دارد.

هر نوازنده ای تمپرامنت مختص به خود را دارد و نمیشود قطعه ای از فلان استاد را با متر درونی و شخصی خود اجرا کرد و با گنجاندن تکنیکها و ویژگی های شخصی خود در قالب نوازندگی فلان استاد، آنرا تحت عنوان آموزش شیوه معرفی کرد. همگی اجرای استاد علیزاده از قطعات «خزان» و «شورانگیز» و همچنین اجرای استاد وزیری مثل «بندباز» را شنیده ایم؛ ویدئوهای منتشر شده کمتر قرابتی از لحاظ ظرایف با اجراهای اصلی دارند.

شاید بهتر بود این ویدئوها با رویکرد تجربی و تحت عناوینی مرتبط با این دیدگاه منتشر می شدند تا رویکردی آموزشی که در این صورت آثار اجرا شده زیبایی و جذابیت مخصوص به خود را داشتند. مادامی که واژه آموزش به کار می رود ناخودآگاه مسئولیت به همراه می آورد و آموزش دهنده می بایست قبل از ضبط و انتشار چنین ویدئوهایی، تبحر و تسلط لازم در موارد یاد شده را کسب نموده و بعد از تایید اساتید مربوطه و متبحر در آن شیوه، بدون دخل و تصرف و هیچ گونه اعمال سلیقه ای اقدام به این عمل نماید.

البته ناگفته نماند که لحن و بیان شخصی نوازنده به تنهایی ظرافت ها و زیبایی های مخصوص به خود را داشته و نگارش این مطالب سعی در انکار سایر قابلیتهای هنرمند گرامی را ندارد.

امید است از این پس با نگاهی دقیق تر و ژرف تر دست به چنین اعمالی بزنیم و همواره در انجام چنین حرکاتی از نظرات و راهنمایی های اساتید پیشکسوت و متبحر در سبکهای مربوطه که سالهای بسیاری از عمر خود را فقط در یکی از شیوه های فوق صرف کرده اند استفاده نمائیم، کما اینکه عزیزان پیشکسوتی همچون شهرام میرجلالی، داوود آزاد، کیوان ساکت هنوز در قید حیات اند.

3 دیدگاه

  • nasrin
    ارسال شده در شهریور ۴, ۱۳۹۳ در ۱۲:۰۵ ب.ظ

    نوشته ی به جا و خوبی بود. با تشکر. خسته نباشید.

  • ابوالفضل
    ارسال شده در شهریور ۴, ۱۳۹۳ در ۱۲:۳۱ ب.ظ

    بادیدگاه شما هم نظرم نباید شیوه این بزرگان رابه این راحتی تقلیل داد برای نوازندگی در هرمکتب باید سالها کار کرد درنوازندگی واخلاق وسوادجناب قمصری شکی نیست اماشاید این دیدگاه ایشان سطحی نگرانه باشد

  • ناشناس
    ارسال شده در شهریور ۶, ۱۳۹۳ در ۸:۰۵ ب.ظ

    عالی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (II)

بیرون‌رفتن مردم از خانه و برگرفتن و دورافکندن کلوخ در آخرین روز ماه شعبان به احتمال فراوان به نشانه ترک عیش و عشرت و باده‌نوشی در ماه مبارک روزه‌گیران و دورکردن دیو گناه باده‌نوشی از خود بوده است و این آیینی بازمانده از دوره پیش از اسلام بوده که با دگرگونی نظم و روال زندگی عادی مردم در تغییر ماه همراه بوده است (۲) و یا جشن «هالووین» در فرهنگ غربی. «هالووین» یک جشن مسیحیت غربی و بیشتر سنتی می‌باشد که مراسم آن سه شبانه‌روز ادامه دارد و در شب «۳۱ اکتبر» (نهم آبان) برگزار می‌شود. بسیاری از افراد و مخصوصا کودکان و نوجوانان در این شب با چهره‌های نقاشی شده، لباس‌های عجیب یا لباس‌های شخصیت‌های معروف، چهره و ظاهری که آن به‌نظرشان ترسناک باشد خود را آماده جشن می‌کنند و برای جمع‌آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران می‌روند. این جشن را مهاجران «ایرلندی» و «اسکاتلندی» در سده نوزدهم با خود به قاره آمریکا آوردند. (۳)

مروری بر مجموعه‌ی «رنگ‌های قدیمی»

«رنگ‌های قدیمی» شامل ۶۵رنگ (از سال۱۲۸۴ تا ۱۳۱۶ از ضبط‌هایی که در دسترس گردآورنده بوده) و یک متنِ شش‌صفحه‌ای­‌ست‌ که بدون آن و با پالایش صوتی بهتر، می‌توانست محصولی دست­‌کم خنثی به‌دست دهد. متن، نتیجه‌گیری‌های نامستدلی دارد. چند نمونه:

از روزهای گذشته…

پروژه ساخت ویلن “کانون” (V)

پروژه ساخت ویلن “کانون” (V)

مجددا تایید شد، در را باز کردند، وارد اتاق شدم و در بسته شد. بدون اتلاف وقت ابزار و لوازم مورد نیاز را آماده کرده و زوایای لازم را برای عکس برداری دقیق انتخاب و در ذهن مراحل بعدی کار را طبقه بندی می نمودم تا که لحظه ایی پایمال نگردد.
گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (IV)

گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (IV)

این سوئیت ارکستری چندان تصویر کننده سیارات به عنوان اجرام سماوی نیست بلکه بیشتر درباره صفاتی انسانی است که به آنها بر می گردد. این اثر هولست همیشه طرفداران بسیار داشته است.
حرکت های ملودی روی آکوردهای پنجم

حرکت های ملودی روی آکوردهای پنجم

قسمت ابتدایی یکی از مازورکا های شوپن به شکل زیر میباشد. به آن دقت کنید، خواهید دید که هارمونی انتخابی شوپن برای دست چپ در میزان دوم Em ، در میزان سوم Am و در میزان چهارم D7 میباشد.
شناخت کالبد گوشه‌ها (IX)

شناخت کالبد گوشه‌ها (IX)

حقیقت یافتن یکی از دو سوی این متناقض‌نما دیگر بستگی به مولف و کارش ندارد بلکه بیشتر مربوط به واکنش جامعه‌ی موسیقی است و آن کسانی که کتاب را می‌خوانند و به کار می‌بندند. احتمالا آگاه بودن بر این نکته که تحلیل ردیف به عنوان نوعی دستور زبان چه کاستی‌هایی دارد یا می‌تواند به بار آورد، همان کاستی‌ها را به نقطه‌ی قوتی در دگرگونی تلقی ما از دامنه‌ی خلاقیت در موسیقی دستگاهی تبدیل خواهد کرد، حتا اگر شده با مطرح کردن پرسش‌هایی درباره‌ی حدود تفسیر و … به بیان دیگر اگر دستاوردهای تحلیلی کتاب به عنوان یک حقیقت مسلم یا یک و تنها یک تفسیر قطعی درک شوند سوی اول روی می‌دهد و اگر به عنوان یک تفسیر خاص اما معتبر از میان بسیار تفسیرها، سوی دوم.
فراخوان چهارمین جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی

فراخوان چهارمین جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی

چهارمین جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی ایران روز شنبه نهم اسفند ماه سال جاری در فرهنگسرای نیاوران برگزار می شود. علاقه مندان به شرکت در این جشنواره که با حمایت فرهنگسرای نیاوران و انجمن موسیقی برگزار می گردد می توانند آثار خود را تا ۷ اسفند ماه به دبیرخانه جشنواره ارسال کنند.
فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (II)

فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (II)

اورشپرونگ این تاثیرگذاری را دقیقاً شناسایی نمود به خصوص که ملودی های وارداتی در اصل به ساز خاصی وابسته نبوده اند. در این چند دهه، بعد از انتشار مقاله شورانگیز و در عین حال دقیق اورشپرونگ، مرتب به حجم نشانه ها و مدارکی که دلالت بر این دارند که سرچشمه هنر اروپایی، هنر شرقی- اسلامی بوده است اضافه شده است.
طرحی برای فرآیند موسیقایی

طرحی برای فرآیند موسیقایی

امروزه مفهوم فرآیند در سیستم های نوین مدیریتی بکار گرفته می شود. در این مفهوم برای تولید هر محصول سلسله ای از فعالیت ها انجام می گردد. هر فرآیند در درون سیستمی انجام می گردد و طی آن ورودی ها پس از طی یک سری فعالیتها به محصول تبدیل می شوند.
بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (V)

بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (V)

با این نوع مشکلات بیانی و تعریفی و بدون شیوه یا متد بررسی، مشکل اساسی و مهم ِ شناسایی عناصر سازنده و نوع ساختمانِ موسیقی ایرانی، مبهم و نارسا می ماند. استفاده از واژه های عامیانه مانند «مقام مادر» یا «تئوری برآمده از دل موسیقی» هم کار را مشکل تر می کند. مثلا مقام درآمد در شور «مقام مادر» نامیده شده اما به ابوعطا و بیات ترک که میرسیم، بلاتکلیف، نمی دانیم که درآمد ابوعطا هم «مادر» است یا نسبت دیگری دارد. در مورد تعریف مقام و شکل و اندازه اش هم بلاتکلیفی دیده می شود، یک دانگی ص ۳۱، دو دانگی ص ۴۵، سه دانگی ص ۵۴، سه دانگی در هم تنیده ص ۷۵٫ در پشت این انواع مقام ها، گام هفت صدایی فرنگی هم حضوری هرچند کم رنگ دارد که فزاینده ابهام است. در حالیکه هرمز فرهت در ۱۳۸۰ (برای فارسی زبانها) توضیح داده که مقام های موسیقی ایرانی هر یک شکل خاصی دارند و در قالب یک یا دو دانگ یا یک گام نمی گنجند. تئوری پرداز باید یا گفته پژوهنده قبلی را بپذیرد یا آن را نقد کرده و علت باطل بودنش را روشن کند.
Sonny Boyاسطوره سازدهنی بلوز(II)

Sonny Boyاسطوره سازدهنی بلوز(II)

در نوامبر سال ۱۹۴۱ Sam Anderson رادیو KFFA را که نخستین رادیوی محلی در هلنا بود تاسیس کرد. تا قبل از آن مردم هلنا، رادیوی محلی نداشتند و تنها برنامه های رادیوی Memphis را دریافت می کردند. با پشتیبانی یک شرکت مواد غذایی به نام Interstate Grocery Company که محصولاتش را با نام تجاری King Biscuit به بازار عرضه می کرد، سانی بوی توانست در دسامبر آن سال در یک برنامه رادیویی با نام King Biscuit Time (KBT) به اجرای زنده بلوز بپردازد.
اپرای سان فرانسیسکو (III)

اپرای سان فرانسیسکو (III)

ترنس مک اووین (Terence McEwen) از سال ۱۹۸۲ تا سال ۱۹۸۸ کارگردان اصلی اپرای سان فرانسیسکو بود. به دنبال خبر بازنشستگی آدلر در ژوئن ۱۹۷۹، ترنس جانشین با صلاحیت آدلر شد. او در مونتریال کانادا بزرگ شد، از سن بسیار کم عاشق اپرا بود، به رادیو گوش می داد و در سن ۱۴ سالگی در تعطیلات زمستان به منظور شنیدن اپراهای محبوبش، به نیویورک سفر کرد. سایو (Sayão) خواننده محبوب ابدی ترنس بود که او برای دیدن سایو در اجرای مانون (Manon) در مونریال اصرار فراوان داشت.