سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (III)

علی رهبری
علی رهبری
وقتی با ایشان کنسرت دادید چند‌ساله بودند؟!
ایشان آن زمان حدود پنجاه‌و‌هفت، هشت سال داشت و در آخرین برنامه‌ی ما، فکر کنم بیشتر از ۶۰ سال داشت. در فستیوال پراگ در آخرین کنسرتم با ایشان، با من کنسرتو ویلن موتسارت و شومان را اجرا کرد؛ البته کنسرت‌های مشترک زیادی را هم با شرینگ در نورنبرگ، پاریس و… دادم. قرار بود در وین نیز با ارکستر سمفونیک وین کنسرتی بدهیم و دوبل کنسرتوی برامس را بزنیم ولی متأسفانه ایشان فوت کردند! حتی من یک پرتره‌ی بزرگ از ایشان کشیدم و می‌خواستم به ایشان هدیه کنم که متأسفانه عمر ایشان کفاف نداد و این اثر را در منزلم دارم.

نوازنده‌ی ویلنسل «بوریس پرگامنشیکوف» (Boris Pergamenschikov) هم بود که ایشان هم متأسفانه فوت شدند. ایشان نوازنده‌ی بسیار بزرگی بودند و از دوستان بسیار صمیمی من.

با «یهودی منوهین» (Yehudi Menuhin) هم کنسرت داده‌ام. قرار بود با «دیوید ایستراخ» (David Oistrakh) هم کنسرت بدهم که متأسفانه ایشان هم فوت کردند. بیشتر کنسرت‌های من با نسل بعدی این نوازندگان بوده است. با «شلمو مینتز» (Shlomo Mintz) کنسرتوی ویلن چایکوفسکی را با برلینر فیلارمونیک اجرا کردم. با «نایجل کندی» (Nigel Kennedey) هم که امروز گرایش‌های پاپ پیدا کرده است، بارها تور داشته‌ام. با «دیمیتری سیتکوتسکی» (Dimitry Sitkovetsky) هم کنسرت داده‌ام. با «رپین» (Vadim Repin) غیر از اینکه بارها کنسرت دادیم، بلکه مسابقه‌ی فینال ملکه الیزابت بلژیک را هم با من اجرا کرد. من دوازده سال در بروکسل بودم و بسیاری از برندگان مسابقه‌ی ملکه الیزابت در بلژیک با من کنسرت داده‌اند.

در سوئیس با «آن سوفی موتر» (Anne-Sophie Mutter) کنسرت داشتم. با «آگوستین دومه» (Augustin Dumay) چند کنسرت داشتم و چندین و چند نوازنده‌ی آسیایی و با بسیاری از نوازندگان مشهور امروز، مانند «ایوری گیتلیس» (Ivry Gitlis)، «جوزف ساک» (Josef Suk)، «الکساندر مارکوف» (Alexander Markov)، «کارین آدام» (Karin Adam)، «پیر آمویال» (Pierre Amoyal)، «دون ساک کانگ» (Don Suk Kang)، «ایسابل وان کولن» (Isabelle Van Keulen)، «راینر کوچل» (Rainer Küchel)، «انیما الریک ماث» (Anima Ulrike mathe) و ده‌ها سولیست ویلن دیگر و سولیست‌های بین‌المللی ویلن ایران نیز مثل «بیژن خادم میثاق» (Bijan Khaadem Missagh) و «علی فروغ» (Ali-Cyrus Forugh) بارها کنسرت داده‌ام.

نوازندگان ویلنسل چطور؟
از قدیمی‌ترها با «روستروپویچ» (Mstislav Rostropovic) و از امروزی‌ها با بیشتر نوازندگان مشهور امروزی کنسرت داده‌ام؛ مانند «میشا مایسکی» (Mischa Maisky) که تقریباً تمام رپرتوارش را با من هم زده است. در بروکسل، اسپانیا، ایتالیا و… کنسرت‌های زیادی با هم داده‌ایم. «شیف» (Heinrich Schiff) کنسرت‌های زیادی با من داده است و همچنین با «جانوس ستارکر» (Janos Starker)، «ولف گانگ بوتچر» (Wolfgang Boettcher)، «آنتونیو منسس» (Antonio Meneses)، «آلبان گرهارد» (Alban Gerhardt)، «داوید گرینگاس» (David Geringas)، «مونیکا لسکوار» (Monika Leskovar) و ده‌ها چلیست دیگر.

نوازندگان پیانو چطور؟
«الکسیس وایسنبرگ» (Alexis Weissenberg) که با آقای «فون کارایان» زیاد کنسرت می‌داد یا «کریستین زیمرمان» (Krystian Zimerman) که از دوستان صمیمی من هم هست. «رادو لوپو» (Radu Lupu) که یکی از بزرگ‌ترین پیانیست‌های حال حاضر جهان است. از نسل قدیم «بولت» (Jorge Bolet) که پیانیست کوبایی بسیار برجسته‌ای بود و در فستیوال وین با هم کنسرت دادیم. «گرهارد اپیتس» (Gerhard Oppitz) که از پیانیست‌های مشهور آلمانی است و در بلژیک با او کنسرت دادم.

از دیگر پیانیست‌هایی که با آنها کار کردم می‌توانم از «میتسوکو اوچیدا» (Mitsuko Uchida)، «گیورگی ساندور» (Gyorgy Sandor)، «جیمز توکو» (James Tocco)، «پائول بدورا سکودا» (Paul Badura Skoda)، «دایل بلومنثال» (Daiel Blumenthal)، «میشل کامپانلا» (Michele Campanella)، «ژان فیلیپ کلارد» (Jean Pilippe Collard)، «جورجس چیفرا» (Georges Cziffra)، «یورگ دموس» (Jörg Demus)، «نلسون فریره» (Nelson Freire)، «جنو جاندو» (Jeno Jando)، «زولتان کوکسیس» (Zoltan Kocsis)، «الیزابت لونسکایا» (Elisabeth Leonskaya)، «گاریک السن» (Garik Olsson)، «دزسو رانکی» (Dezso Ranki)، «داوید لیولی» (David Lively)، «بریگیت اینگرر» (Brigite Engerer)، «بوریس بلوخ» (Boris Bloch)، «الکساندر جنر» (Alexander Jener) و شاید بیشتر از ۱۰۰ پیانیست بزرگ دیگر کنسرت داده‌ام!
مجله هنر موسیقی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آثار مرتضی محجوبی به انتشار رسید

ردیف و قطعاتی از مرتضی محجوبی به انتشار رسید. این کتاب، حاصل اندیشه و انگیزه شهرام محذوف در تبدیل دست‌نوشته‌های مرتضی محجوبی به خط نت بین‌المللی است که با همکاری فخری ملک‌پور، در طول مدت ۳سال به انجام رسیده است که دارای ۱۲ مقام (شامل ۷ دستگاه و ۵ آواز) است. تنظیم تمامی پیش‌درآمدها، قطعات ضربی، تصنیف‌ها و رِنگ‌ها توسط شهرام محذوف صورت گرفته است.

همه همصدا با سمفونی نهم بتهوون (II)

این تجربه‌ای است که به ندرت می‌شود به آن رسید، و به‌نظر من همین گروه کر شهر تهران چه اعضای دائمی و چه اعضایی که به آن اضافه شده‌اند، این تجربه را همراه خودشان در زمان‌های طولانی خواهند داشت و همین باعث خواهد شد که مطمئناً بیشتر علاقه‌مند بشوند و فعال‌تر بشوند و در کارشان ثابت‌قدم‌تر شوند.

از روزهای گذشته…

گفتگو با گیل شاهام (II)

گفتگو با گیل شاهام (II)

من خیلی خوش شانس بودم که تونستم خودمو آماده کنم؛ انگار همه چیز دست به دست هم داده بود که این اتفاق بیفتد. من یک سال قبل با ارکستر سمفونیک لندن، بر روی کنسرتوD-Major پروکوفیف کار میکردم. وقتی پرلمن برنامشو لغو کرد، من تقریبا مطمئن بودم آنها قبل از من ۵۰۰ ویولونیست دیگر را نیز امتحان کرده بودند. من شانس آوردم که هیچ کدام از آنها نتونست این کار را انجام بده.
اُرفِ ایرانی؟ (II)

اُرفِ ایرانی؟ (II)

برخورد با وزن در این قسمت بیشتر با فرهنگ فارسی زبان نزدیک است. بچه‌ها بدون تلاش زیاد برای به کار بردن ترکیبات مصنوعی، تنها با استفاده از اسم همدیگر و جواب‌هایی مانند «اومدم» که در گفت‌وگوی روزمره مورد استفاده است، با الگوهای ریتمیک مختلف آشنا می‌شوند. این همان روشی است که در گذشته در بازی‌های آهنگین ایرانی هم موجود بود. نمونه‌ی معروف آن که شاید هنوز بچه‌ها انجام‌ش می‌دهند «عمو زنجیرباف» و آن «بَعله»ی مشهورش است. در اینجا یکی از خصوصیات اصلی روش آموزشی ارف که تاکید بیشتر، بر آموزش از طریق ریتم است با نوعی آموزش شفاهی قدیمی ایرانی وجه مشترکی یافته. مولف از این همسایگی سود برده و اینها را در هم ادغام کرده است.
جرج سل، رهبر با استعداد مجار (I)

جرج سل، رهبر با استعداد مجار (I)

جرج سل (George Szell) رهبر و آهنگساز متولد مجارستان، بزرگ شده اتریش و بعدها شهروند رسمی آمریکا، از مشهورتری هنرمندان معاصر مجارستان بود. وی بیشتر برای دوره طولانی و موفقیت آمیزش به عنوان مدیر موسیقی ارکستر کلولاند و ضبطهایی که از آثار کلاسیک استاندارد موسیقی جهانی به همراه این ارکستر و دیگر ارکسترها از خود به جای گذاشته، نامش در تاریخ موسیقی ثبت شده است. جرج سل در سال ۱۹۴۶ برای رهبری ارکستری قابل احترام اما کوچک که در آن زمان در تلاش برای احیای دوباره پس از جدایی موسیقیدانان آن و لطمه های وارده از جنگ جهانی دوم بود، به کلولاند آمد.
چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (III)

چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (III)

زمانی که مرتضی نی داوود درآمد نوا را با محوریت درجه ی چهارم شور سُل اجرا می کند، قبل و بعد از آن نت (نت شاهد)، هر چه هست به سوی آن درجه کشیده می شود و جذب آن می گردد. تمامی تأکید ها و قدرت را همان نت محوری نشان می دهد و تداوم را یادآوری می کند، می ایستد و دوباره قرن را به صورت کشیده اجرا و یادآوری می کند، پدال می سازد، به واخون می زند، چرا که می خواهد بگوید پایانی وجود نخواهد داشت و بگوید که چهارچوب و قلمرو موسیقی دستگاهی این شرایط را به گونه ای برای او فراهم ساخته است که تکرار، آن را زیبا تر ساخته و این زیبایی زمانی دو چندان می شود، که آواز او را همراهی می کند.
در بازار موسیقی

در بازار موسیقی

بعد از انقلاب در کشور ما همواره به دلیل نبود تریبونی برای معرفی موسیقی خوب، تنها مکان عرضه و معرفی این کالاهای فرهنگی، نوار فروشی ها بوده است! متاسفانه بیشتر نوار فروشی ها از کم و کیف آثاری که به فروش گذاشته می شود بی خبر بوده و حتی گاهی آنها را نسبت به رنگ جلد طبقه بندی می کنند!
استفاده از تیونر برای کوک سنتور (IV)

استفاده از تیونر برای کوک سنتور (IV)

سنتور را به حالت مایل بچرخانید بطوریکه گوشیهای سنتور درست مقابل دست راست شما قرار گیرند تا به آنها کاملاً مسلط باشید.
روش سوزوکی (قسمت سی ششم)

روش سوزوکی (قسمت سی ششم)

بعد ها در زمانی که مدرسه بازرگانی را می‌گذراندم، تعطیلات تابستان را در کارگاه کار می‌کردم، در آنجا همه فوت و فن ساخت ویولون را آموختم مثلاً بخش هایی که با ماشین انجام می‌شد و بخش هایی که با دست انجام می گرفت (مانند لاک زدن و جلا زدن) تا اینکه مراحل ساختن ساز تمام و کمال به آخر می رسید و از همه مهم تر خوشحالی غیر قابل وصفی بود که از این تلاش و جد و جهد بدست می‌آمد.
درگذشت یوجین فودور در شصت سالگی (I)

درگذشت یوجین فودور در شصت سالگی (I)

یوجین فودور، ویرتوز ویولن، در ۶۰ سالگی درگذشت. یوجین فودور، ویرتوز ویولن که به خاطر سبک آتشین و خوش چهرگی به یکی از شگفت انگیز ترین نوازندگان موسیقی کلاسیک در دهه ۷۰ قرن بیست تبدیل شده بود روز بیست و ششم فوریه سال ۲۰۱۱ میلادی در خانه اش در آرلینگتون کانتی در گذشت.
انتظار از تحصیلکرده ها

انتظار از تحصیلکرده ها

در دوره رنسانس یعنی سالهای ۱۴۵۰ تا ۱۶۰۰ موسیقی نیز همانند سایر هنرها شاهد تغییرات، گسترش و پیشرفت چشمگیری بود، بخصوص اختراع دستگاه چاپ توسط گوتنبرگ در سال ۱۴۳۶ کمک شایانی به توسعه و رواج موسیقی کرد.
بانگ چاووش (I)

بانگ چاووش (I)

در سال ۱۳۴۷، وقتی داریوش صفوت در حال گلچین کردن شاگردان با استعداد «دانشگاه هنرهای زیبا»، برای تشکیل هسته شاگردان سنت گرای «مرکز حفظ و اشاعه موسیقی» بود، هیچگاه گمان نمی کرد که نه سال بعد، همین جوانان مقلد، روزی سنت شکنان مشهور تاریخ موسیقی ایران شوند و مسیری دیگر برگزینند.