سالی بدون همایونپور (II)

منوچهر همایون پور
منوچهر همایون پور
نظریه­های همایون­پور در زمینه آواز و آثار آوازی وی یکی از مراجع مکتب آواز اصفهان محسوب می­شود. همایون­پور بی­آنکه بخواهد یک تئورسین آواز به تمام معنا بود.

همایون­پور تنها به یک منبع در آواز بسنده نکرد، بلکه از هر خرمنی گلی چید. یکی از منابع آوازی همایون­پور صفحات بجا مانده رضا قلی ظلی بود. همایون­پور با وجود این­که وسعت صدای رضا قلی ظلی را نداشت، اما در برخی موارد می­توان سبک و سیاق و جمله­بندی­های ظلی را در آواز همایون­پور شناسایی کرد. گویی این­که سوز و شور صدای همایون­پور خارج از این­که شباهت تامی با ادیب داشت، بسیار نزدیک به شور و سوز صدای ظلی بود.

از سوی دیگر آثار متنوع بدیع­زاده را سرمشق خویش قرار داده بود. زیرا آثار بدیع­زاده از نخستین تجربه­های آوازی بود که با عامی­ترین مضامین توانست، با اُمی و عامی­ترین بخش جامعه ارتباط برقرار کند؛ همان­طور که «نواب صفا» در کتاب «قصه شمع» به درستی این دست تجربه­ها را از نخستین تجارب نوعی «موسیقی پاپ» در ایران عنوان می­کند. البته برخی از این دست تجربه­ها به بیر­اهه نیز رفت، تا جایی­که برخی از مضامین آن موجب ترویج برخی از مضامین سطحی و مبتذل در جامعه نیز شد.

همایون­پور با عنایت ویژه به موسیقی فوکلور و همچنین ترانه­های عامیانه، نقش کلام را نسبت به بدیع­زاده برجسته­تر می­دید. وی با توجه به جستارهایی که همواره در دفتر و دیوان­های شاعران داشت، معتقد بود شعر حتماً باید پیام­مند و دارای معانی معرفت­شناسانه و مضامین اجتماعی مناسب باشد. به همین خاطر برای انتخاب شعر و تلفیق آن با ملودی، بیشترین وسواس را به خرج می­داد. نتیجه این­­که وقتی کلامی از زبان همایون­پور شنیده می­شود، ضمن زیبایی ملودی، همواره مخاطب را به فکر فرو می­برد. البته اشعار انتخابی علی­رغم معانی بلند و ژرف، دارای ساختاری پیچیده نیست، از قضا یکی از ویژگی­های اشعار انتخابی، همین سادگی و روانی جملات است.

اما یکی از مشخصه­های آواز همایون­پور توجه فراوان به «مناسبت­خوانی» است که این مورد هم یکی از مبادی آواز مکتب اصفهان محسوب می­شود. اگر از مناسبت­خوانی­های افسانه­ای تاج­اصفهانی بگذریم، شاید بتوان همایون­پور را مناسبت­خوان­ترین خواننده موسیقی سده اخیر قلمداد کرد. در چند نواری که از برخی محافل خصوصی همایون­پور باقی مانده، به راحتی می­توان مناسبت­دانی و مناسبت­خوانی­های وی را دریافت.

در ابتدای هر کدام از محافل بسیار حکیمانه درباره ویژ­گی­های مناسبت­خوانی در آواز سخن می­گوید و این­که در حال حاضر فضا متضمن خوانش چه شعری است. آدمی از این همه جدیت، پشتکار و حکمت متعجب می­شود. تعجب آن­جا فزونی می­یابد که نام شاعرانی در ذیل اشعار ذکر می­شود که حتی یکبار نام آنان شنیده نشده است.

۵ – همایون­پور با توجه به وسعت اطلاعاتی که در حوزه­های گوناگونی مانند ادبیات، تاریخ ادبیات، شعرشناسی، وزن­شناسی و … داشت، در اوائل دهه ۴۰ کتابی را با عنوان «مرصع­خوانی» تدوین کرد. مرصع­خوانی از شیوه­های آوازی کلاسیک و به ویژه یکی از مبادی آواز مکتب اصفهان محسوب می­شود که به گفته بسیاری از اهل فن چندان مورد پی­گیری آوازخوانان قرار نگرفت. البته تاج­اصفهانی را یکی از مرصع­خوانان عصر حاضر می­دانند.

مرصع دقیقاً نقطه وصال و پیوند ادبیات و موسیقی محسوب می­شود که به عقیده همایون­پور حلقه فراموش شده­ای است که در سنوات اخیر مورد غفلت آواز خوانان قرار گرفت. به عقیده همایون­پور مرصع­خوانی موجب زینت دادن به معانی شعر و برجسته کردن زینت­های شعری در آواز می­شود. در مرصع تأکید بر وزن کلام و کلام موزون مؤلفه اساسی است. البته به عقیده همایون­پور پیچیده کردن کلام در آواز، نه تنها با واقعیت مرصع سازگار نیست، که اساساً کاری بیهوده است.

در اصل وظیفه خواننده ارائه روان و بیان عیان شعر است. از قضا بنیان مرصع­خوانی بر همین روان­خوانی استوار است. اتفاقاً مهمترین مؤلفه آواز خود همایون­پور اجرای دقیق و روان شعر است. نخستین اصل در آواز خوانی به عقیده همایون­پور همین بیان روان شعر، به­ گونه­ای که مخاطب با مراد شعر ارتباط برقرار کند. اما هسته اصلی مرصع­خوانی استفاده از فنون آوازی است که موجب انتقال معنای درونی و فحوای شعر می­شود. به عقیده همایون­پور خواننده آن­قدر باید به ادبیات و شعر مسلط باشد که به راحتی با معانی و مفاهیم مستتر در شعر ارتباط برقرار کند و بتواند آن­را به مخاطب عرضه کند. ضمن این­که خواننده همواره باید به قواعد شعری تسلط کافی داشته باشد.

۶ – به واسطه آوازی بودن صرف مکتب اصفهان، فرهنگ آواز این خطه کمتر ریتم­پذیر و بیشتر آوازی بوده است. به همین خاطر در کارنامه عمده آوازخوانان مکتب اصفهان، یا تصنیف دیده نمی­شود، یا بسیار کم یافت می­شود. از همین حیث خواننده جامع­الشرایط باید به دیگر منابع آوازی نیز رجوع کند. همایون­پور به واسطه اکراه از خاص شدن آواز، اصول ضربی­خوانی و حتی ضرب­نوازی را به طور شایسته­ای دریافت، تا جایی که مهمترین مؤلفه در سبک آواز وی، همین ضرب­شناسی و حس ظربی است. اساساً ضرب­شناسی وی از دیر زمان شهره آفاق بود.

از قضا در محفل خصوصی با حضور ابوالحسن صبا که نوار آن در آرشیو برخی از کلکسیونرها وجود دارد، همایون­پور پس از اجرای ضربی، مورد تشویق صبا قرار می­گیرد و صبا تشخیص ریتم و ریتم­شناسی وی را می­ستاید. در این رابطه «اسماعیل نواب صفا» (در کتاب قصه شمع) می­نویسد: در سال ۱۳۲۷ که شعر جوانی را بر روی آهنگی از حسین یاحقی (در مایه افشاری و با ضرب شش هشتم سنگین = شش چهارم) ساختم، به گواهی صاحب­نظران اجرای صحیح آهنگ بسی دشوار است. همایون­پور استعداش را در خوانندگی نشان داده بود و با تجویز استاد یاحقی بنا شد، این اثر مشترک را این خواننده جوان بخواند.

ضرب دشوار آهنگ و تحریرهایی که اجرای آن لازم داشت و تحریرها و کشش­هایی که زینت صدای همایون­پور است، ضرب­شناسی که حتی او را صاحب سبک کرده بود، دلیل انتخاب او برای اجرای این اثر به شمار می­آمد. البته نگارنده ضبطی از اثر مذبور نیافتم. اما همین اثر بعدها با صدای «حسین قوامی»، تنظیم جواد معروفی و رهبری روح­ا­له خالقی، در گل­های رنگارنگ شماره ۲۴ اجرا شد. بعدها این اثر توسط الهه و آذر عظیما (همسر مرتضی حنانه) نیز خوانده شد، اما نخستین بار توسط همایون­پور خوانده شد. نواب صفا درباره نوع اجرای همایون­پور معتقد بود: اگر کیفیت اجرایی همایون­پور از قوامی بیشتر نبود، کمتر هم نبود (نقل به مضمون) .

در اثری که وی به همراه ارکستر جواد معروفی (ویلون محمود تاج­بخش، کلارینت سلیم فرازانه) قطعات آوازی و ضربی در دشتی و اصفهان اجرا می­کنند، به خوبی خبر از احاطه وی بر پایه­های ضربی را می­دهد. در این اثر خواننده همراه با ارکستر و پیانوی معروفی به طور پیوسته آثاری را به شکل ضربی و آواز ارائه می­دهند که با وجود کند و تند شدن و عوض شدن ریتم، خواننده همچنان ریتم را پاس می­دارد.
audio file بشنویید بخش­هایی از این اثر را

همایون­پور به جرأت از معدود خوانندگان سده اخیر است که این چنین به ضربی­خوانی و ساخت ضربی­های بدیع به طور بداهه (کارعمل) تبحر دارد. خواننده­ای مناسبت­دان و مناسبت­خوان که متناسب با حال و هوای جاری، اشعاری بسیار مهجور حتی از شعرای مهجور را به طور ضربی می­خواند. اشعاری پر مغز و نغزی که دارای معانی عمیق و غنی بود. به عنوان نمونه می­توان به ابیاتی از « افسانه عشق » (کنج دل) اشاره کرد؛ ضربی در ابوعطا، با شعری از «حسین پژمان بختیاری» (۱۲۷۶ – ۱۳۵۵) که ساخت آن به سال­های ۱۳۲۸ بر می­گردد.

آنجا که شاعر می­گوید: در انجمن عقل فروشان ننهم پای / دیوانه سر صحبت فرزانه ندارد. تا چند کنی، قصه، ز اسکندر و دارا / ده روز عمر، این همه افسانه ندارد. از شاه و گدا هر که در این میکده ره یافت / جز خون دل خویش، به پیمانه ندارد. البته این اثر را باید با صدای کاشف این غزل یعنی همایون­پور شنید، تا رمز و راز موجود در اثر آشکار شود.

audio file افسانه عشق

ضربی و کارعمل های همایون­پور از جمله قطعاتی است که آوازه آن تا سر حد تصانیف و ترانه­های شاخص و ماندگار می­رساند، موردی که شاید در موارد همانند هیچ­گاه تکرار نشد و البته این هم به ضرب­شناسی، ضربی­ها، تلفیق­های بدیع شعر و موسیقی و گزینش­های شعری بی­مانند وی بر می­گردد. به عنوان نمونه می­توان به همین ضربی «افسانه عشق» (کنج دل) اشاره کرد. ضربی که آوازه آوازخوان قصه ما را بیش از بیش کرد.

همایون­پور به واسطه همین دست آثار از چنان محبوبیت و معروفیتی برخوردار شد که تا چندین سال جایگزینی برای آن یافت نشد. نواب صفا این اثر را از جمله آثار فاخر موسیقی ایرانی می­داند و می­گوید: همایون­پور چون با ضرب آشنایی داشت، خود او بر روی غزلی از غزل­های شاعر و ادیب معروف پژمان بختیاری که با چند بیت از غزل شاعر دیگری تخلیط یافته، آهنگی ساخت که با اجرای جالب آن شهرت فراوانی یافت.

audio file افسانه عشق با صدای هوشمند عقیلی

این شعر با آهنگ و اجرای خود همایون­پور نه تنها یکی از آثار جالب توجه معاصر است، بلکه به نظر ما از آثاریست که در موسیقی ملی باقی می ماند و نمونه­ای است از یک کار صحیح یعنی ساختن تصنیف به روش گذشتگان و گذاشتن آهنگ بر روی شعر. همین شعر و آهنگ و طرز اجرای آن، همایون­پور را به اوج شهرت رساند.

احتمالاً به واسطه همین اثر بود که خانواده و دوستان «ابوالحسن صبا» دوستار و خواستار دیدن وی بودند. ابوالحسن در نامه­ای به عنوان دعوت­نامه به همایون­پور می­نویسد: من هیچ­وقت دوست ندارم خاطر عزیز دوستان را آزرده بنمایم و خواهش بی­جا نمایم اما امان از دست خانم­ها، چند روز است که خانم پاپی شده و دست از سر من بر نمی دارد … از قرار معلوم شده چند نفر از دوستان صمیمی که عاشق دیدار مبارک هستند، خانم را روکش کرده­اند که بنده را وادارد، شبی را خواهش کنم دور هم بگذارنیم … (غرض نشان دادن مح.وبیبت و معروفیت خواننده در زمانه خود است)

اما «افسانه عشق» (کنج دل) یادآور خاطراتی نیز است. اکنون این اثر در آلبومی با عنوان «دیروزی­ها» به همت انتشارات ماهور موجود است. از این اثر اجراهای متفاوت صورت گرفته که یکی از مهم­ترین و خاطره­انگیزترین آن همین اجرای موجود، یعنی اجرای ارکستر یاحقی است. (غیر از اجرای قابل توجه خود همایون­پور با ارکستر حسین یاحقی، از اجراهای شاخصی که در دوران معاصر از این اثر صورت گرفته، می­توان به اجرای هوشمند عقیلی با تنظیم کامل علی­پور (در آلبوم پرستوهای مسافر)و همچنین اجرای خواننده­ای به نام پروا (معصومه شاه­پروری) اشاره کرد.)

زیرا این اجرا با تنظیم و ویلون سلوی «پرویز یاحقی» نوجوان اجرا شده، یاحقی که در آن زمان (۱۳۲۹) شانزده سال بیش نداشت و نخستین فعالیت­های موسیقایی خود را با همایون­پور تجربه می­کند. همکاری که در سال ۱۳۳۳ در تصنیفی در شوشتری به نام «آوای رهگذر» (با شعری از بیژن ترقی) به اوج خود رسید. تصنیفی که از قضا نخستین تصنیف پرویز یاحقی بود. البته نواب صفا نخستین آهنگ یاحقی را «ای امید دل من کجایی» در سال ۱۳۳۶ می­داند، در حالی­که خود یاحقی چند ساله پیش در گفت­وگویی با شبکه­ای رادیویی نخستین اثر خود را «آوای رهگذر» (با مطلع رهرو می گذر از راهی / هر دم می کشد از دل آهی) خواند. ضمن این­که خود همایون­پور در نگاشته­ای (که نسخه­ای از آن در حال حاضر دردست نگارنده است) در این­بار­ه می­گوید : «یکی از بهترین آهنگ­هایی که من در سال­های ۱۳۳۳ خوانده­ام و نوار آن موجود است، تصنیف آوای رهگذر است. این اولین آهنگ پرویز یاحقی است.»

اما از مؤلفه­هایی که همایون­پور را نسبت به خوانندگان همنسل خود و حتی نسل­های بعدی، متمایز می­کند، تأکید وی بر استفاده از ملودی­های بومی و فوکلور و بسط و گسترش آن­ها در هیأت فاخر و ارکسترال بود. زیرا وی ضمن احاطه­ بر موسیقی دستگاهی و ظرایف ردیف آواز، استفاده از ملودی­های عامه­پسند و زبانزد عامه را برای انتقال آوا و نواهای تأثیرگذار مناسب می­دانست. در حقیقت حرکت وی ادامه منطقی احیاگیری­های ابوالحسن صبا در قلمرو موسیقی بومی (مانند احیای آواز دیلمان) است. از قضا سرِّ ماندگاری عمده آوازهای همایون­پور را باید در همین شناخت وی از موسیقی بومی جست. چنان­که پس از گذشت بیش از نیم قرن عمده ترانه­های ضمن ماندگاری، همچنان از جذابیت برخوردار هستند.

یک دیدگاه

  • ارسال شده در اردیبهشت ۱, ۱۳۸۶ در ۱۱:۴۰ ق.ظ

    با عرض سلام لطفاً در صورت امکان از مرحوم استاد همایونپور و محمودی خوانساری هم آثاری جهت دانلود ارایه نمایید.
    با تشکرفراوان

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «ایوارگاه»

وحید طهرانی آزاد با ایوارگاهش نشان می‌دهد که امروز، برخلاف تصور درونی‌شده‌ی عمومی، می‌توان بدون عملیات محیرالعقول و شعبده ساز درخور زد و گوشی یافت. اگر از چهار دونوازی کوتاه سنتور و ویلن (پرنای ۱ تا ۴)، با همه‌ی کمیابیِ خودِ ترکیب و نگاه متفاوت به سبک و سیاق خط ویلن، موقتا چشم بپوشیم هیچ چیز عجیب و غریبی در ایوارگاه نمی‌یابیم. آنچه در ایوارگاه به گوش می‌رسد غریبه که نه، اما شخصی است.

فرایند خم کردن زه وارها و اتصال آن به ساختمان کلافها در ویولن (I)

محتوای این مقاله بخشی از دروس ارائه شده در شهریورماه ۱۳۹۷ در کارگاه رضا ضیائی (RZW) توسط رضا ضیائی است که فرشاد شالپوش آن را گردآوری و تدوین کرده و امیر خمسه ویراستاری آن را بر عهده گرفته است. متن کامل و دیگر مقالات مرتبط در آرشیو کارگاه موجود است.

از روزهای گذشته…

دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (V)

دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (V)

افلاطون مُدهایی را که باعث حزن و اندوه می شد مجاز نمی دانست. این مُدها عبارت بودند از میکسولیدین و هیپولیدین. دو مُد لیدین وآئولین نیز که سبب حالات مستی، رخوت و تنبلی می شدند نیز غیر مجاز بودند. از مدهای مجاز برای آموزش که از نظر افلاطون حالت حماسی و مهیج داشتند که غالبا” در جنگها بکار می رفتند، دورین و فریژین بودند.
جرج انسکو، بزرگترین موسیقیدان رومانی

جرج انسکو، بزرگترین موسیقیدان رومانی

جرج انسکو (George Enescu) بعنوان آهنگساز، پیانیست، ویولونیست، رهبر ارکستر و همچنین معلمی توانا در دنیای موسیقی مطرح می باشد. او بزرگترین موسیقیدان در زادگاه خویش – رومانی – و یکی از بهترین اجرا کنندگان موسیقی کلاسیک در قرن بیستم در سطح جهانی است.
نگاهی به اندیشه‌های محمدرضا لطفی، از خلال نوشته‌هایش (III)

نگاهی به اندیشه‌های محمدرضا لطفی، از خلال نوشته‌هایش (III)

تغییر از درون و دریافت درون متنی موسیقی ایرانی دیگر نکته‌ی کلیدی اندیشه‌ی لطفی را تشکیل می‌دهد. این موضوع در دو جنبه بیشتر نمود دارد؛ نخست زمانی که وی به زیباشناسی موسیقی ایرانی می‌اندیشد -بویژه در برابر اندیشه‌ی وزیری- معتقد است که قواعد زیباشناسانه‌ی موسیقی ایرانی باید از دل خود این موسیقی استخراج شود به گونه‌ای با هنجار‌های زیباشناختی دیگر هنرهای ایرانی تطبیق داشته باشد هر چند در این گروه نوشته‌ها از وی کمتر کاری در این زمینه به چشم می‌خورد، اما در بحث‌های مرتبط با شیوه‌ی وزیری آن‌جا که وزیری به انتقاد از موسیقی ایرانی می‌پردازد، در جواب، این مسئله طرح می‌‌شود که قواعد زیباشناخت یک موسیقی را باید از خودش گرفت نه از جای دیگری.
اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (XII)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (XII)

ادیت پیاف، میراث دار گاورُش (Gavroche شخصیتِ رمان بینوایان اثرِ ویکتور هوگو)، در دوران کودکی خود پاریس را پیموده بود، پاریسِ مردمی، محله هایی مثلِ پیگَل (Pigalle)، مونمانتر (Montmartre)، کلیشی (Clichy)، باربِس (Barbès)، مِنیلمونتا (Menilmontant)… در شبکیه ی چشم های او تصویرهایی ثبت شده بود که بعد ها، موضوعِ اصلیِ ترانه های او را تشکیل داد. در طول سال ها پیاف خیابان را به صحبت کردن، آواز خواندن و فریاد کشیدن واداشته بود و خیابان و مردم حاضر در آن با او یکی شده بودند.
همکاری با بزرگان موسیقی

همکاری با بزرگان موسیقی

در ادامه مطالب قبل ‘نصرت فاتح علی خان’ و ‘او آهنگساز بزرگ فیلم بود’ توجه شما را به قسمت دیگری از این مجموعه مطالب راجع به نصرت فاتح علی خان جلب می کنیم.
آلفرد اشنیتکه و سبک پلی استایلیسم (I)

آلفرد اشنیتکه و سبک پلی استایلیسم (I)

آلفرد اشنیتکه (Alfred Garyevich Schnittke) متولد ۲۴ نوامبر سال ۱۹۳۴، یک آهنگساز یهود روسی- آلمانی بود. پدرش روسی تباری متولد فرانکفورت و مادرش یک ولگا ژرمن (Volga German) متولد روسیه بود. ولگا ژرمن یکی از نژادهای آلمان است که مردمانش در نزدیکی رودخانه ولگا می زیستند و اکثریت آنها در قرن های ۱۹ و ۲۰ به کشورهای آمریکایی، برزیل و دیگر کشورها مهاجرت کردند.)
قاسمی: یک خواننده خوب، لزوما” در کار کرموفق نیست

قاسمی: یک خواننده خوب، لزوما” در کار کرموفق نیست

یکسری آمدند و یکسری همانجا دارند کار میکنند، یکسری هم از شاگردان دانشگاه هستند که خودم آوردم. در واقع گروهی که الان هست میتوانیم بگوییم، دو سوم از دوستان قدیم قدیم هستند که از سال ۱۳۸۷ با ما بودند و یک سوم هم بچه دانشگاه هستند.
دیما تکاچنکو با ارکستر فیلارمونیک تهران می نوازد

دیما تکاچنکو با ارکستر فیلارمونیک تهران می نوازد

ارکستر فیلارمونیک تهران به رهبری آرش گوران به همراه دیما تکاچنکو نوازنده ویلن اکراینی دوم و سوم مهر ماه در تالار وحدت به روی صحنه می رود. در این کنسرت آثاری از رادیون شدرین، دمترى شوستاکوویچ و ولادیمیر مارتینووْ به اجرا می رسد.
سلطانی: موسیقی داوودیان سرشار از نشانه های ایرانیست

سلطانی: موسیقی داوودیان سرشار از نشانه های ایرانیست

در موسیقی یکی دو قرن پیش نگاهی وجود داشت که موسیقی بصورت توصیفی نگاه میشد ولی امروز بسته به نگاه آهنگساز است که چه نگاهی به موسیقی داشته باشد، من نگاهم به موسیقی اینطور نیست و گاهی هم ممکن است به این شکل موسیقی بنویسم.
میکلوش روژا

میکلوش روژا

میکلوش روژا، آهنگساز مجار، شهرت خود را بیش از هرچیز به موسیقی متن فیلم های هالیوود و انگلیسی مدیون است. او همچنین سازنده قطعات بسیاری از موسیقی های مجلسی، کنسرتو و قطعات ارکسترال برای اجرا در سالنهای موسیقی است. موسیقی روژا به سبک پست – رومانتیکی است که تحت تاثیر بسیار ملودیهای فولکلور کشورش – مجارستان – و تاثیرات جزئی از دو غول موسیقی قرن بیستم مجارستان، بلا بارتوک (Béla Bartók) و زولتان کودای (Zoltan Kodaly) است.