سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (IV)

علی رهبری
علی رهبری
با خواننده‌های مشهور چطور؟
خب می‌دانید که من بیشتر از ۴۰ اثر اپرایی در بازار‌های بین‌المللی موسیقی دارم و خوانندگان این آثار هم معروف هستند. من مانند آقای کارایان اعتقاد دارم که کار یک رهبر در رهبری اپرا مشخص می‌شود. هیچ‌وقت اپراهایی را که ضبط کرده‌ام از بازار‌های بین‌المللی خارج نشده است؛ زیرا کارهای موفقی بوده است. با «گویری جونس»، «دکاناوا»، «گئو ادام» باریتون معروف و «ساردینرو» که با کارایان هم زیاد کار می‌کرد و با «آراگال» تنور معروف نیز کار کرده‌ام. خوانندگانی که با آنها کار کردم بیشتر از نسل جدید هستند چون آواز مانند ساز تا سنین بالا نمی‌تواند کیفیت عالی داشته باشد. البته «برامبری» خواننده‌ی سیاه‌پوست که هشتاد‌ساله بود با من هفت، هشت سال پیش در فستیوال اتریش خواند، ولی این اتفاق به‌ندرت می‌افتد. نام بسیاری از این سولیست‌ها را فراموش کرده‌ام و شما که یادآوری می‌کنید بعضی را به‌خاطر می‌آورم. بالاخره سال‌هاست بدون وقفه مشغول کار هستم.

شما باید روی سایتتان این اطلاعات را ثبت کنید تا فراموش نشوند!
همان سایتی را هم که از من می‌بینید، کار یکی از علاقه‌مندان من است. من خیلی تمایلی به این کار نداشتم و بیشتر این اطلاعات اتفاقی از دوستان یا فرزندانم جمع‌آوری شده است. من در گذشته حتی علاقه نداشتم عکس هم بگیرم و همین‌ها هم اتفاقی جمع شده است.

شما اثری سمفونیک از «پیمان سلطانی» را در اتریش رهبری کردید، درباره‌ی این اثر هم بگویید.
وقتی نخستین‌بار اثر آقای سلطانی را پس از اینکه برایم فرستاد شنیدم، خیلی از این کار و از ایده‌های آهنگسازی ایشان خوشم آمد؛ به‌ویژه از اینکه عوام‌فریبی در اثرش وجود نداشت. ایشان خیلی علاقه‌مند بود که این اثرش با بهترین سطح ارائه شود و به همین سبب من علاقه‌مند شدم که این کار را رهبری و ضبط کنم.

این اثر این شانس را دارد که به‌خوبی مطرح شود، هرچند این قطعه طولانی است و ایشان می‌تواند آن را برای پخش بین‌المللی کوتاه‌تر کند. برایم جالب بود که ایشان تحت تأثیر آهنگسازی من هم قرار دارد و مخصوصاً ایده‌ی من درباره‌ی ریتم‌های شکسته‌ی ایرانی که چند وقت پیش در مجله‌ی هنر موسیقی هم مطرح کرده بودم، در این اثر شنیده می‌شود. اینها کاملاً با افکار من همخوانی داشت و علاقه‌ی من را به رهبری این کار افزایش داد. پیمان سلطانی مرد با‌فرهنگی است و اصولاً فردی نیست که بخواهد موقتاً یک موفقیت سریع، با زد‌و‌بند به‌دست آورد و از هر ابزار سیاسی و دولتی و عوام‌فریبانه بهره بگیرد.

برای این اثر با آقای سلطانی برنامه‌ی خاصی دارید؟
بله، ایشان به من گفتند آیا این اثر را باز هم رهبری خواهم کرد؟ جواب من مثبت بوده است! در صورت هماهنگی‌های لازم من این کار را دوباره رهبری خواهم کرد.

استفاد از سازهای ایرانی را در کنار سازهای ارکستر سمفونیک چطور می‌بینید؟
به نظر من خیلی عالی است! مدتی پیش نظر من را درباره‌ی ارکستر ملّی پرسیده بودند که گفتم ارکستر ملّی در واقع ارکستر سمفونیکی است که به آن چند ساز ملّی اضافه کردید. امیدوارم در تمام شهرهای ایران یک ارکستر فیلارمونیک ساخته شود که هم کلاسیک باشد و هم ایرانی، ولی با سطحی عالی … من هنوز هم عقیده دارم که اگر ارکستر در ایران از پایه درست شود و در شهرهای ایران ارکسترهایی تأسیس شود (حداقل در شهرهای بزرگ) هم به نوازنده‌ها و هم به رهبرهای جوان و هم به آهنگسازان کمک می‌شود.

کشور در ۶۰ سال گذشته در زمینه‌ی موسیقی کلاسیک همیشه در حالت نیمه‌آماتور بوده‌. بعضی از دوستان ما می‌آیند و کاملاً درباره‌ی ارکستر ایران منفی می‌گویند و بعضی دیگر می‌آیند و می‌گویند برعکس بی‌نظیر است! همه‌ی اینها حرف است؛ پایه و اساس ارکستر هیچ‌وقت به‌صورت حرفه‌ای جهانی نبوده است و می‌شود این برنامه‌ریزی را در یک هفته سر‌و‌سامان داد. امیدوارم روزی کسی به این درک برسد که از کسانی که تجربه‌های بین‌المللی دارند دعوت کند که بیایند و واقعاً این ارکستر را از پایه درست کنند. من احساس می‌کنم مسئولان درمی‌یابند که تا کار از پایه درست نشود، حکایت آفتابه خرج لحیم است!
مجله هنر موسیقی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

دژآهنگ: از تدریس اشمل بسیار بهره بردم

از طرفی سونوریته ای که در صداسازی‌های هارمونیکا انجام می شود به شدت قابلیت شخصی‌سازی دارد. مثلا شما می‌توانید از تغییر پوزیشن فک پائین و زبان، جنس صداهای مختلفی را ایجاد کنید که چنین چیزی با آکاردئون قابل انجام نیست.

مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (IV)

ارتباط ملودیکی بین دو صدا هر چه قدر هم آرام نواخته شود همزمانی با یکدیگر پیدا می کنند و می توانند هارمونی به وجود آورند. هنگامی که سه صدا مانند دو-می-سل به صورت پیوسته و به دنیال هم خوانده شوند تصور یک آکورد را در ذهن به وجود می آورند و تمرین خوبی برای درک آکورد می باشد. فواصل هارمونیک (چهارم و پنجم) نیز در حین خواندن آکورد آن ها، شناسایی و توجه می شود. فواصل سوم و ششم را نیز در خواندن آکوردهایشان می توان درک کرد. فواصل دوم و هفتم دارای ماهیت پیوندی هستند که توسط فواصل هارمونیک قدرت و شدت می گیرند.

از روزهای گذشته…

Swing Jazz Style

Swing Jazz Style

دهه ۱۹۳۰ متعلق به این سبک از موسیقی یعنی سوئینگ بود. سوینگ از جمله سبک های موسیقی Jazz است که در آن بداهه نوازی نقش بسیار کمرنگی دشته است. سویئنگ همان موسیقی ای است که اغلب افرادی چون Count Basie یا Duke Ellington آنرا دنبال میکردند یا خوانندگانی مانند Sinatra یا Fitzgerald آنها را اجرا میکردند.
درباره‌ی نقد نماهنگ (VII)

درباره‌ی نقد نماهنگ (VII)

در این دسته (زیباشناسی موقعیت)، اولی‌ها اغلب موقعیت‌هایی ایستایند -گرچه گاه نگاه دوربین (سوبژکتیو) در زمان و مکان حرکت کند-، و دومی‌ها پویا. خود موقعیت پویایی زمانی دارد. سلسه رویدادهای درونش زمان دارند. چون رویدادند و سلسله‌اند و سرانجام به نحوی در پی هم ردیف می‌شوند. از این سطح است که اندک اندک روایت نیز برمی‌آید. موضوع نماهنگ بعدی دیگر می‌یابد. دیگر تصویر تنها نیست که با موسیقی می‌آمیزد و از طریق اشارت‌های پنهان و آشکار، راستا و عمق نگاه زیباشناسی ربط را برآورده می‌کند. این جنبه‌ی جدید، بدنه‌ی اصلی جریان مصرفی نماهنگ‌ها را می‌سازد. نوعی «جریان اصلی» که بخش عمده‌ی محصولات در زیر چتر آن می‌گنجد. و همچون هر جریان اصلی‌ای چنان شمول عامی یافته که مترادف نام گونه‌ی خویش شده است؛ هرگاه از نماهنگ سخن به میان آید بی‌درنگ این جریان به ذهن درمی‌آید.
گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گفت و گو در مورد قیاس با طرح یک ایراد معمول علیه آن گسترده شد. معمول است که گفته می‌شود «این دو چیز را نمی‌توان با یکدیگر مقایسه کرد زیرا از یک جنس نیستند» این ایرادی است که خیلی وقت‌ها به قیاس انجام شده می‌گیرند. اما در مورد موسیقی بهتر است پیش از این که تسلیم این ایراد شویم بررسی کنیم که قیاس از کدام جنبه انجام شده است. برای مثال مقایسه‌ی «شب دگرگون» اثر آرنولد شونبرگ و «مقام شاختایی» از کارگان خراسانی به طور عمومی ممکن است امکان‌پذیر نبوده و شایسته‌ی عنوان «قیاس مع الفارق» گردد اما مقایسه‌ی همین دو قطعه از نظر میزان جمعیتی که به آنها توجه نشان می‌دهند (آمار عددی میزان مردم‌پسندی) قیاسی -از لحاظ منطقی- درست است.
شیوه داوری در دومین جشنواره موسیقی شمسه

شیوه داوری در دومین جشنواره موسیقی شمسه

جشنواره شمسه به همت شهرداری تهران در بخشهای مختلف هنری فرخوان خود را منتشر کرده است؛ این دومین جشنواره شمسه است که سال گذشته اولین تجربه اجرایی خود را به روی صحنه برد. امروز شیوه داوری این جشنواره را روی سایت می بینید که توسط آقای امیرآهنگ هاشمی تالیف و تدوین شده است:
به مناسبت ۷ مهر تولد حسین دهلوی (I)

به مناسبت ۷ مهر تولد حسین دهلوی (I)

نام دقیق وی “امیر حسین دهلوی پور” است و نام کامل پدر وی “معزالدین امام ” بوده است. پدر، خود شاگرد مستقیم علی اکبر خان شهنازی (نوازنده شهیر تار) بود که دوره ای را هم در کلاسهای کلنل علی نقی وزیری شرکت کرد. لذا هم با نوازندگی تار آشنایی داشت و هم با نوازندگی ویولون. وی در آن زمان، کلاس آموزش موسیقی در خانه خود دایر کرده بود که خود به امر تدریس اشتغال داشت. وی در آن زمان جزو معدود معلمان موسیقی ایرانی بود که تعلیم ساز را با شیوه جدید (استفاده از خط نت) آموزش می داد. دهلوی از ۱۱ سالگی زیر نظر پدر دوره اول ویولون ایرانی (برای چپ کوک) را آموزش دید و در حدود ۱۷ سالگی برای تکمیل آموخته های خود، وارد کلاس استاد ابوالحسن خان صبا شد. اما دهلوی دوره های پیشرفته نوازندگی ویولون را چه در نزد صبا و چه افراد دیگر در آن زمان ادامه نداد.
گفتگو با علی صمدپور (III)

گفتگو با علی صمدپور (III)

بعدها همکاری من با ماهور کمتر شد. از بحث اصلی خارج نشویم… به هر حال این نسلی که امروز می‌بینید ماها را دیگر نمی‌شناسند از آن فضایی که درواقع یک بخشی از آن‌را خود من ایجاد کردم به‌وجود آمدند. بعد از دوره‌ی ما هم دیگر آرامش پس از جنگ به وجود آمده بود و نسل بعد زندگی‌شان خوشبختانه به‌هم ریخته نشد. آنموقع ترس از سربازی رفتن هم وجود داشت که می‌روی و دیگر برنمی‌گردی. همه‌ی اینها جزء جزء مهم‌اند. به هرحال نشد که آن نسل موسیقی خودش را درست بکند و به‌نظر من بخشیش هم طبیعیبود. نسل بعد از ما هم، روی به نسل قبل از ما داشتند چون قطعه و موسیقی قابل توجهی قبل از خودشان ندیدند، دیدند که آنها هم دارند کارهای نسل‌های قبل‌شان را می‌زنند و آموزش می‌دهند. این وضعیت تا «راز نو» ادامه داشت و تقریباً بعد از «راز نو» بود که دیگران هم شروع به کار کردند.
اصول نوازندگی ویولن (XIV)

اصول نوازندگی ویولن (XIV)

باید دقت داشت که در هیچ از یک از آرشه های چپ و یا راست، دست گیری آرشه و یا آرشه کشی نبایستی باعث ایجاد حالت گرفتگی در ناحیه سمت راست قفسه سینه و یا بالا گرفتن غیر عمدی شانه گردد. یک اشتباه بسیار رایج در این زمینه، بالا آمدن تدریجی شانه در آرشه کشی با جهت چپ و با نزدیک شدن به پاشنه است و مورد دیگر بالا گرفتن غیرعمدی شانه در هنگام دست گیری آرشه در ناحیه پاشنه، در آرشه راست می باشد.
گزارشی از نشست پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران (I)

گزارشی از نشست پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران (I)

۲۵ اسفند در سالن اجتماعات خبرگزاری مهر، جشنواره وبلاگ نویسان با حضور جمعی از خبرنگاران و عوامل موسیقی از جمله دکتر محمد سریر، پیمان سلطانی، حمیدرضا عاطفی، ابوالحسن مختاباد و سجاد پورقناد که بانیان این دوره نشست بودند برپا شد. در این نشست سخنرانان، درباره مسائل مختلفی مربوط به نوشتار موسیقی بر روی محیط مجازی صحبت کردند که در ادامه می خوانید.
گفتگویی با آگوستا رید توماس (I)

گفتگویی با آگوستا رید توماس (I)

زمانی که الهه گان هنر بر انسان فرود می آیند، الهام بخشی صورت می گیرد و در این حالت آفرینش هنری به آثاری می انجامد که از مرز زمان فراتر می روند. به نظر می رسد که از لحاظ تاریخی فرایند پایه ای خلاقانه (تعامل عقل، تخیل، احساس و ماده) پایدار بوده و تمام نسل ها را برای بروز واکنش بر اساس فطرت خودشان به چالش کشیده است. این روزها دست یافتن به یک ایده موسیقایی با ارزش و اجرا کردن آن از لحاظ فنی کار آسانی تری نیست، هر چه باشد در غیاب یک رسم معمول این کار دشوارتر نیز می شود.
گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

عصر روز چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۲، پانزدهمین جلسه از کارگاه آشنایی با نقد موسیقی در خانه‌ی موسیقی برگزار شد. عنوان این جلسه «نقد فمینیستیِ موسیقی» بود و به بررسی جریان‌هایی در موسیقی‌شناسی و نقد موسیقی می‌پرداخت که متاثر از مطالعات زنان و نظریه‌های فمینیستی هستند.