موسیقی در عصر روشنگری

کنسرت هایی که زیاد می شدند و سالن های اپرایی که رونق می گرفتند، در حقیقت برای زعامت سنتی کلیسا و دربار جایگزینی فراهم می کردند. در این زمینه موسیقیدانان ایتالیایی چون آنتونیو ویوالدی (۱۷۴۱-۱۶۷۸) و دومنیکو اسکارلاتی (۱۷۵۷-۱۶۸۵) گام های آغازین را برداشتند. محصولات عظیم ویوالدی در زمینه موسیقی و اپرای مقدس، شامل بیش از ۴۵۰ کنسرت بود. اسکارلاتی که فرزند آلساندرو اسکارلاتی (۱۷۲۵-۱۶۶۰) بنیانگذار مکتب اپرای ناپلیتن بود، بیش از ۵۰۰ سونات برای سازهای شستی دار نوشت.

جووانی باتیستا پرگولزی (۱۷۳۶-۱۷۱۰) پس از آنکه فهمید مرگش نزدیک است، در صومعه برای نوشتن سابات ماتر عزلت گزید؛ این اثر یک قطعه زیبای موسیقی مذهبی بود که باعث شهرت او شد.

در سال ۱۷۲۵ اجرای اپرای کمیک پرگولزی موسوم به “سروا پادرونا” آتش جنگی را شعله ور ساخت که به جنگ دلقک ها معروف است. این نزاع بر سر امتیازهای مربوط به اپرای ایتالیایی جدید و سبک کلاسیک فرانسوی در سنت ژان باتیست لولی (۱۶۸۷-۱۶۳۲) که برجسته ترین نماینده آن ژان فیلیپ رامو (۱۷۶۴-۱۶۸۳) بود، در گرفت. در این درگیری و آشوب برخی از فلاسفه نیز شدیدا درگیر بودند.

ژان ژاک روسو، علاوه بر اینکه نویسنده مقالات موسیقی دایره المعارف بود، مصنف یک اپرای موفق به سبک ایتالیایی موسوم به “غیبگوی دهکده” نیز بود. کریستوف گلوک (۱۷۸۷-۱۷۱۴) که در پاریس و وین کار می کرد، جانب داری های روسو از ناتورالیسم در اپرا را با موسیقی در خدمت نمایش ادامه داد و توسعه بخشید.

آثاری که شهرت بسیار زیادی یافتند، مانند “عشق ماتیوس قدیس” (۱۷۲۹) اثر یوهان سباستیان باخ (۱۷۵۰-۱۶۸۵) ماهیتا مذهبی بودند؛ لیکن باخ موسیقی غیر مذهبی نیز نوشت، مانند “کنسرتوهای براندنبورگ” که باخ آنها را به کریستیان لودویگ که در آن زمان، مارک گراف براندنبورگ بوده تقدیم کرده بود و به همین جهت به کنسرتوهای براندنبورگ معروف شده است. پسران باخ، کارل فیلیپ امانوئل و یوهان کریستیان، جزو آهنگسازان بزرگ قرن هجدهم شدند.

جورج فردریش هندل (۱۷۵۹-۱۶۸۵) در سال ۱۷۱۰ به انگلستان آمد. در سال ۱۷۳۲ خانه اپرای کاونت گاردن تاسیس شد و هندل به عنوان آهنگساز پنجاه اپرا که به سبک ایتالیایی ساخته شده بود، خود را در آنجا تثبیت کرد. او علاوه بر این، بیست اوراتوریو نوشت که مشهورترین آنها “مسیح” (که نخستین اجرای آن در دوبلین در سال ۱۷۴۲ بود) و “موسیقی جشن های سلطنتی” بود.

جان گی (۱۷۳۲-۱۶۸۵) در نمایش خود به نام “اپرای گدایان” که شامل ترانه های عاشقانه کوچه و بازار آن روزگار بود، شیوه معمول اپرای ایتالیایی را هجو کرد.

برای حدود سی سال ژوزف هایدن (۱۸۰۹-۱۷۳۲)، در خدمت شاهزاده استرهازی بود. در این سالها او صد و چهار سمفونی، هشتاد کوارتت برای سازهای زهی، پنجاه سونات پیانو، اپرا و موسیقی کر نوشت.

چند تن از فیلسوفان مطلع شدند که نابغه ای هفت ساله به نام ولفگانگ آمادئوس موتسارت (۱۷۹۱-۱۷۵۶) در پاریس موسیقی می نوازد. موتسارت در فقر و تنگدستی جان سپرد اما در سالهای آخر حیاتش سمفونی هایی با شکوه و اپراهای عظیمی خلق کرد: “عروسی فیگارو” (۱۷۸۶)، “دون ژوان” (۱۷۸۷)، “کوزی فَن توتِّ” (۱۷۹۰) و “فلوت سحرآمیز” که نمونه های بارز عصر روشنگری بودند.

منبع:
روشنگری (نویسنده: لوید اسپنسر؛ مترجم: مهدی شکیبانیا؛ انتشارات: شیرازه)

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

حنانه: پدرم هارمونی زوج را به هیچ کس تدریس نکرده است

به تازگی شایعه ای منتشر شده است که رساله «هارمونی زوج» مرتضی حنانه در انتظار انتشار است. از طرفی افرادی نیز خود را صاحب صلاحیت در آنالیز و حتی تدریس هارمونی زوج معرفی می کنند. این مسائل باعث شد تا از زبان فرزند مرتضی حنانه، امیرعلی حنانه، موضوع را بررسی کنیم:

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (III)

عصر جدیدی است که خود محصول رنسانس و روشنگری در اروپا است؛ همراه با شکست نیروهای ارتجاعی در جنگ اول جهانی، فرهیختگان و هنرمندان اروپایی به خصوص دربرلین، پاریس و وین، با امیدواری و خوشبینی به آینده ای چشم دوخته بودند که ملت های رها شده از سلطه حکومت های خود کامه با استفاده از دانش و صنعت پیشرفته یک «نظام جدید جهانی»، شکل یافته از ایده های دموکراسی و سوسیالیزم، به وجود آورند. انگیزه و موضوع فعالیت های هنری یکسره دگرگون شده بود. برنامه «جهان نو» و «انسان نو» در دستور کار هنرمندان قرار داشت. درگیری و رویاروئی هنرمندان با ضابطه ها و معیارهای جدید آنها را در پی شیوه های جدید بیان به جستجو وا داشته بود. در تمام رشته های هنری به یک باره مکتب های مختلف و متنوع هنری، با برداشت های جدید و«مدرن» به وجود آمدند. برنامه «هنر مدرن»، پا به پای ایدئولوژی های جدید، آزاد کردن هنر از قیدهای تاریخی، سنتی، بومی، دینی و طبقاتی و قابل استفاده کردن آن برای عموم مردم دنیا یا همگانی کردن آن بدون تفکیک های نژادی، قومی و دینی و طبقاتی بود. به عبارت دیگر دو ویژگی مهم هنر مدرن، یکی «جهانی بودن» هنر در سطح جهان و دیگری «همگانی بودن» آن در عمق جامعه بود. سومین ویژگی هنر را می توان «پیراسته بودن» نامید. در ادبیات آلمانی، شروع ادبیات مدرن به مکتب ناتورالیسم موسوم شد. یعنی تعریف و توصیف هرچیز به خصوص انسان آن طور که «هست».

از روزهای گذشته…

ارکستر سمفونیک تهران در زمان جنگ

ارکستر سمفونیک تهران در زمان جنگ

ارکستر سمفونیک تهران پیش از انقلاب مانند بیشتر ارکستر سمفونیک های جهان فعالیتی در چهارچوب موسیقی سمفونیک داشت و حتی در برنامه های تشریفاتی هم حضور چشمگیری نداشت. هیات انتخاب قطعه برای ارکستر نسبت به امروز استقلال بیشتری داشت و بی توجه به مسائل سیاسی روز به اجرای رپرتوار معمول جهانی و کم و بیش آثار برجسته آهنگسازان سمفونیک ایران میپرداخت. پس از انقلاب با بوجود آمدن موج قوی هنر سیاسی و هنر مربوط به انقلاب، ارکستر سمفونیک تهران به عنوان یک عنصر بی طرف هنری شناخته میشد و روز به روز سازمان این ارکستر با تهدید فروپاشی مواجه بود.
روش سوزوکی (قسمت بیست و نهم)

روش سوزوکی (قسمت بیست و نهم)

من در سال ۱۸۹۸ در ناگویا (Nagoya) متولد شدم. در خانه ماساکیچی سوزوکی مؤسس بزرگترین کارخانه (کارگاه) ویولون سازی جهان. این را هیچکس نمی‌تواند تعیین کند که به کجا و کدام خانواده تعلق دارم این در دست ما نیست ما نمی‌توانیم تعیین کنیم که به اینجا یا آنجا می‌خواهیم تعلق داشته باشیم و همین است که هست. از دوران پدر جد من سوزوکی، در خانواده یک ساز زامیزن (Samisen) می ساختند، نوعی ساز زهی سه سیمه‌ی ژاپنی که شبیه یانجو بود.
گفتگوی ما ده ساله شد!

گفتگوی ما ده ساله شد!

جشن دهمین سالگرد فعالیت ژورنال موسیقی گفتگوی هارمونیک دیروز، دوم خرداد در فرهنگسرای نیاوران به اجرا رسید. چنانکه مستحضرید، قرار بود جشن در روز اول خرداد در فرهنگسرای نیاوران برگزار شود و افراد بسیاری برای همراهی ما در این برنامه، اعلام آمادگی کرده بودند ولی به دلیل یک سوء تفاهم در ساعت برگزاری این برنامه، مسئولان فرهنگسرای نیاوران پیش نهاد تعویق برگزاری جشن به روز دوم خرداد را دادند.
فخرالدینی: حنانه دوست داشت آثارش را رهبری کنم

فخرالدینی: حنانه دوست داشت آثارش را رهبری کنم

دو ارکستر را می خواستند تشکیل دهند یکی ارکستر بزرگ رادیو و تلویزیون و دیگری ارکستر ساز‌های ملی، ولی وقتی دیدند که ویولون ساز ملی نیست، اسم آن را ارکستر مفتاح گذاشتند و آن نوازنده‌هایی که شیوه ساز زدنشان ایرانی‌تر بودند و زیاد در تکنیک کلاسیک قوی نبودند ولی در تکنیک ایرانی خوب بودند، در ارکستر مفتاح کار می‌کردند.
رسول صادقی: نی برنجی امکانات خوبی دارد

رسول صادقی: نی برنجی امکانات خوبی دارد

سری تلق پلاستیکی صدای نرم ولی کم حجمی را تولید می کند و کوک نی را کمتر از ربع پرده پایین می آورد، اکثر نوازنده ها مجبورند از سری تلقی استفاده کنند، سری برنجی، صدای نسبتا تیز و پر حجمی تولید می کند یعنی شفافیت و حجم صدا را همزمان دارد، جدای از این، تنوع سری ها؛ خود جنس سری در نی باعث اختلاف کوک است مثلا شما یک نی را با سری برنجی و تلق با هم مقایسه کنید، نزدیک به ربع پرده اختلاف کوک دارند و برنجی زیرتر صدا می دهد، در کنار همین مسئله نکته جالب دیگری هم هست که عمق کام نوازنده نی، به نوعی جزئی از طول ساز محسوب می شود و اختلاف کوک دمش نوازنده ها در یک نی ثابت، گاهی اوقات به بیشتر از نیم پرده هم می رسد!
جایی میان آفرینش و تفسیر (I)

جایی میان آفرینش و تفسیر (I)

هنگامی که نوازنده‌ای یک اثر موسیقایی را دوباره اجرا می‌کند دقیقا در حال انجام چه کاری است؟ آیا کار خلاقانه‌ای صورت می‌دهد؟ آیا چیزی را که بالقوه وجود دارد به فعل در می‌آورد؟ به نظر می‌رسد اکثر مردم بر این موضوع هم‌رایند که اگر مونالیزا را دوباره بکشیم نسخه‌برداری کرده‌ایم اما اگر قطعه‌ای از بتهوون را بنوازیم به آن می‌گویند اجرای مجدد یا اجرا.
نگاهی کوتاه به مقایسه آکوستیکی تمبک و کلام (I)

نگاهی کوتاه به مقایسه آکوستیکی تمبک و کلام (I)

موسیقی و گفتار را علی رغم تفاوت در واکنش سیستم عصبی به آنها، می توان به دلیل وجود نکات مشترک و یکسان بودن مکانسیم های آکوستیک و سایکوآکوستیک تولید و درک٬ با ابزار یکسانی مورد بررسی قرار داد. به معنی دیگر موسیقی را می توان با ابزار زبان شناسی (Linguistics) مورد مطالعه نمود. چنین مطالعه ای را زبان شناسی موسیقایی (Musicolinguistics) گویند.
بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (I)

بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (I)

«ابونصر طرخان ابن محمد فارابی» را «معلم ثانی» لقب داده‌اند (به تعقیب ارسطو که معلم نخست بود) که یعنی ارسطوگراترین متفکر دوره‌ی خودش بوده است. اندیشه‌ی موسیقایی فارابی نیز در بعضی دیدگاه‌ها بی نصیب از تاثیر اندیشه‌های یونانی نمانده تا حدی که برخی آرا و اندیشه‌های موسیقی‌شناسانه‌ی او را تنها ترجمانی از آرای موجود در نوشته‌های نظریه‌پردازان موسیقی یونانی می‌دانند:
زبیگنف پرایزنر، آهنگساز افسانه ای فیلم

زبیگنف پرایزنر، آهنگساز افسانه ای فیلم

زبیگنف پرایزنر (Zbigniew Preisner) در ۲۹ مارس ۱۹۵۵ در لهستان بدنیا آمد. شاید مهمترین عامل شهرت وی ساخت موسیقی فیلم برای کارگردان شهیر دنیای سینما کیشلوفسکی بود که توانست وی را به دنیا معرفی نماید هر چند موسیقی جادویی ساخته شده توسط پرایسنر بقدری زیبا بود که یکی از عوامل بسیار تاثیر گذار بر آثاری چون سه گانه های کیشلوفسکی و دیگر آثار این فیلمساز فقید بود.
دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (IV)

دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (IV)

از نظر افلاطون آنها به مسائل اساسی نمی پرداختند و بیشتر در پی یافتن تناسب عددی اجزاء آهنگ ها و نتها بودند. “در کتاب جمهور که روایت شخصی سیسرو نویسنده رومی از کتاب جمهور افلاطون است آمده: انسان های با استعداد به وسیله سازهای سیمی یا با صدای خودشان تقلید را از صدای کیهانی انجام می دهند. اما صدای کیهانی یا موسیقی افلاک، که بر اثر چرخش سیاره ها به وجود می آید، آنچنان عظیم و بلند است که گوش انسان قادر به شنیدن آنها به طور کامل نیست. هم چنان که شما نمی توانید برای دیدن خورشید به طور کامل به آن خیره شوید.” (رحمانیان، ۱۳۹۰: ۲۷)