گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

در این مرحله از کارگاه چند نقد به‌عنوان نمونه‌هایی از نقد سیاسی بازخوانی شد. نخست بخشی از نوشتار انتقادی «ژاک آتالی» موسیقی‌شناس انتقادی و مارکسیست سرشناس از مجموعه‌ی «مارکس و موسیقی» (به ویراستاری رگولا بورکهارت قریشی) ترجمه‌ی «شهریار خواجیان» به‌عنوان یک نمونه‌ی تاثیرگذار خوانده شد:

«از اعتراف‌خانه تا ردیابی اینترنتی و از شکنجه تا استراق سمع تلفنی، راه‌های اخاذی و فناوری ضبط صدا، همه داستانهایی از نقش قدرت بوده‌اند. هدف همه‌ی نظریه‌پردازان تمامیت‌خواه، حفظ انحصار قدرت بر نظام پخش و دریافت صدا بوده است. سرکوب موسیقی محلی از سوی نظام سلطنتی فرانسه، طرد موسیقیدان سیاهپوست توسط مقامات سفیدپوست، وسواس حکومت شوروی به موسیقی صلح‌آمیز و ملی، بی‌اعتمادی روشمند به بداهه‌پردازی، همه نشان‌دهنده‌ی ترس از عوامل خارجی، غیرقابل کنترل و متفاوت است.

در بازار اقتصادی نیز انحصار در پخش پیام و کنترل صدا وجود دارد، هر چند وسایل تحقق آن از خشونت کمتر و ظرافت بیشتری برخوردار است. زمانی که بازار، موسیقی را محاصره و در آن سرمایه‌گذاری می‌کند، موسیقی‌دان را به یک کالای مصرفی تقلیل می‌دهد؛ نمایش غیرتهاجمی از تسلیم و تخریب، نخستین محصول تولید انبوه که شورش، ماده‌ی خام اولیه‌ی آن است.» (۷ :۱۳۸۷)

خطوط کلی نقد مارکسیستی، از جمله توجه به کالایی شدن و مناسبات قدرت عمومی و رابطه‌شان با موسیقی، در همین چند جمله نیز به خوبی به چشم می‌خورد.

سپس، یک نقد به‌عنوان مثالِ نقد بر اساس ایدئولوژی حزبی؛ متن مکتوب «سخنرانی افتتاحیه «نمایشگاه هنر آلمان» از «آدولف هیتلر» ترجمه‌ی «مصطفی اسلامیه» خوانده شد. با وجود اینکه این نوشتار نقد موسیقی نیست اما به خوبی ویژگی‌های مورد نظر در آن بازتاب یافته است.

«[…] یهودیان در این زمینه‌های فرهنگی، بیش از هر زمینۀ دیگر، آن وسایل و نهادهای ارتباطی را به تصاحب خود در آورده‌اند که افکار عمومی را شکل می‌دهد و در نهایت به حاکمیت خود می‌گیرد.

[…] هنر هرگز نمی‌تواند یک مد روز باشد. همان‌طور که خصلت و خون ملت ما کمتر تغییر خواهد کرد، به همان اندازه هم هنر باید خصلت میرندگی خود را از دست بدهد و جای آن تصویرهای ارزشمندی بگذارد که بیانگر عمر ملت ما با رشد و شکوفایی سریع خلاقیتهایش باشد.» (۱۳۸۱: ۲ و ۶)

در همین چند کلمه نیز خطوط اصلی ایدئولوژی حزب ناسیونال سوسیالیست آلمان و اغراض سیاسی- دستوری چنین نقدی به خوبی روشن است.

بعد از این دو، نقدی از «احمد شاملو» درباره‌ی اشتوکهاوزن و موسیقی و نبوغش که در فرهنگ‌وآهنگ شماره‌ی ۲۹ بازنشر شده، خوانده و اشاره شد، که از لحاظ تئوریک نقد چندان عمیقی نیست اما از دیدگاه کاربرد زبان فارسی نمونه‌ای بسیار جالب توجه به شمار می‌رود.

سرانجام، نقد مائوئیستی «کورنلیوس کاردیو» بر «اشتوکهاوزن» با عنوان «اشتوکهاوزن به امپریالیسم خدمت می‌کند» (Schtockhausen Servs Imperialism) (1974)، «بتهوون و آزادی: تاریخی‌گری و ارتباط سیاسی» (Beethoven and Freedom: Historicizing the Political Connection) نوشته‌ی «سنا پدرسون» (۲۰۰۵) و «موسیقی و امپریالیسم» (Music and Imperialism) نوشته‌ی «پیگرم هریسون» (۱۹۹۵) به عنوان نمونه‌هایی غیر فارسی از نقد سیاسی به طور اجمالی مورد بررسی قرار گرفت.

آخرین مرحله از جلسه‌ی چهاردهم کارگاه اشاره‌ای مختصر به نقد پسااستعماری بود. نقد پسااستعماری که هم سیاسی است هم خویشاوند یا برآمده از نقد مارکسیستی، با نام «ادوارد سعید» گره خورده است و در یک اشاره‌ی بسیار کوتاه حاصل آگاه شدن انسان غربی از نگاه استعمارزده‌اش به دیگران و تلاش برای نقد آن است. این نگاه انتقادی که خیلی زود دنیای نقد را درنوردید بیش از هر چیز از طریق آشکار کردن نحوه‌ی عمل دوگانه‌های هویت‌ساز خود-دیگری و کاویدن لایه‌های پنهان قدرت اعمال شده از طریق همین تمایزگذاری، به نقد می‌پردازد.

برای آشنایی مقدماتی با برآمد این نوع نقد بخش‌هایی از مقاله‌ی باارزش «لادن نوشین» پژوهشگر ایرانی مقیم انگلیس با عنوان «بداهه‌پردازی به عنوانِ «دیگری»: خلاقیت، دانش و قدرت؛ مطالعه‌ی موردی موسیقی ایرانی» ترجمه‌ی «ناتالی چوبینه» منتشر شده در فصلنامه‌ی موسیقی ماهور شماره‌ی ۳۷ خوانده شد. اشاره‌ی کوتاه ابتدای مقاله و فرازهایی از میانه‌ی آن خود گویای نگاه مولف (و علت نقل به‌عنوان مثال نقد پسااستعماری به‌رغم اینکه این مقاله را به سختی می‌توان نقد موسیقی به حساب آورد) به موضوع است:
«(غیر) سیاست، قدرت و گفتمان‌های موسیقی‌شناسی

تفاوت به معنایی فراگیر، از زمانی که ساختارگرایی این انگاشت را مطرح کرد که تفاوت پدیدآورنده‌ی معناست، در قلب حوزه‌ای از پژوهش زبان‌شناختی قرار داشته است. از این خاستگاه قضیه‌ای سرچشمه گرفته مبنی بر اینکه تفکر غربی زیر سلطه‌ی یک سلسله دوگانه‌های به شدت به‌هم‌پیوسته بوده است: نیک/بد، مذکر/مونث، فرهنگ/طبیعت، عقل/احساس، خود/دیگری، و از این دست… » (۱۷۹ :۱۳۸۶)

«[…] بنابراین، انکار طبیعتِ ساختارمندِ مقوله‌های ما در حکم انکار ماهیت سیاسی آنها نیز هست. به علاوه طبق نظر بُل‌من، چنین انکاری در نفس خود بی‌اندازه سیاسی محسوب می‌شود: «این عملِ جوهری کردنِ موسیقی، یعنی تلاش برای سیاسی‌زدایی آن، به غالب‌ترین شکل سیاسی کردنِ موسیقی تبدیل شده است.» سالی مستقیم به هدف می‌زند: «پس تفاوت، به لحاظ سیاسی، مساله‌ای است مربوط به قدرت» […]» (۱۸۰ :۱۳۸۶)

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی است از مراسم رونمایی از آلبوم به‌یاد بهاری (I)

مطلبی که پیش رو دارید، گزارشی است از مراسم رونمایی از آلبوم به‌یاد بهاری: تک‌نوازی کمانچه در فرهنگسرای سرو به تاریخ سوم بهمن ۱۳۹۸ که توسط شهاب مِنا تهیه شده است:

نشست بررسی و نقد کتاب «دانش هرمی موسیقی» اثر محمدسعید شریفیان برگزار می‌شود

نشست بررسی و نقد کتاب «دانش هرمی موسیقی» اثر محمدسعید شریفیان برگزار می‌شود. در این نشست که عصر روز دوشنبه هفتم بهمن‌ماه برگزار می‌شود نویسنده اثر محمدسعید شریفیان، محمدرضا آزاده‌فر و محمدعلی مرآتی حضور خواهند داشت. نشست بررسی و نقد کتاب «دانش هرمی موسیقی» دوشنبه هفتم بهمن‌ماه از ساعت ۱۵ تا ۱۷ در سرای اهل قلم واقع در خیابان انقلاب،‌ خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر پلاک ۲ برگزار می‌شود.

از روزهای گذشته…

کول، همیشه محبوب

کول، همیشه محبوب

نت کینگ کول در سال ۱۹۵۶ اولین سیاهپوستی بود که مجری یک سریال تلویزیونی به نام The Nat King Cole Show شد. مدت زمان این برنامه ۱۵ دقیقه ای پس از چند ماه به ۳۰ دقیقه رسید و تا آخر سال ۵۷ ادامه داشت و کول توانست از این وسیله رای حمایت از برابری نژادی استفاده کند.
مروری بر کتاب «آرام و بی‌قرار»

مروری بر کتاب «آرام و بی‌قرار»

مرکز حفظ و اشاعه به‌احتمال قریب به یقین مهم‌ترین رویداد موسیقی نیمه‌ی دوم سده ۱۴ شمسی در ایران است -آن‌چنان‌که هنوز هم بار و برش بر موسیقی امروزین ما سایه‌گستر است- و داریوش صفوت نظریه‌پرداز، پیشنهاددهنده، بنیان‌گذار و شخصیت مرکزی‌اش (دست‌کم از بُعد اداری) و درنتیجه هم به این دلیل و هم به دلایل دیگر از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین شخصیت‌های موسیقی این سده.
فلیکرینک فلم

فلیکرینک فلم

آلبوم Flickering Flame منتشر شده در سال ۲۰۰۲ و مجموعه آثاری از راجر واترز در سالهای پس از جدایی از گروه پینک فلوید است. این آلبوم هرگز در آمریکای شمالی پخش نشد زیرا بر روی دیسکهای اپتیکال ضد کپی ضبط شده و به همین دلیل با استانداردهای CD مطابقت نداشته و مجوز قرار دادن لوگوی CD بر روی جلد را ندارد.
نگاهی به اپرای مولوی (XVII)

نگاهی به اپرای مولوی (XVII)

در ادامه پرده دهم حضور شمس را می بینیم که با آوازی متریک می خواند: «… ابلیس فقیه است گر اینها فقهایند». لطف اجرای این بخش که با قدرت مثال زدنی همایون شجریان در آواز به اجرا در می آید، با پاساژی که بعد از یک سکوت توسط ارکستر به گوش میرسد دوچندان می شود؛ در ادامه این کلام شمس، مرید او مولانا به تکرار آن جمله می پردازد و مریدان جاهل را به خشم وا می دارد.
اعجاز پاگانینی (I)

اعجاز پاگانینی (I)

زمین ارتعاش گام‌های یکی از بزرگترین نوابغ تاریخ بشری را در ذهن خاکی‌اش ذخیره می‌کند. شاید از زمان پیدایش موسیقی نام هیچ نوازنده‌ای به اندازۀ او با تقدیر یک ساز گره نخورده باشد؛ چندان که تا همین امروز هم اجرای کامل و بی‌نقص کاپریس‌های او یکی از مهلک‌ترین ملاک‌ها و دشوارترین آزمون‌های ویرتوئوزیته برای ویولنیست‌ها در سرتاسر دنیاست. در موردش گفته‌اند و بس نیکو هم گفته‌اند که «پاگانینی ویولن را از جایی شروع کرد که دیگران تمام کرده بودند!» این جمله به وفادارترین شکل ممکن و بهتر از هر جملۀ ستایش‌آمیز دیگر، وصف حال اعجوبه‌ای‌ست که تکنیک‌های این ساز را به دوردستی دهها سال جلوتر از عصر خودش پرتاب کرد.
حضور خلوت انس است و دوستان جمع اند (III)

حضور خلوت انس است و دوستان جمع اند (III)

تنها در این شرایط است که هنرمند با انبانی پُر از اثر و معنویت حضور ظاهر می‌شود. پس از هر خلوت حضوری خلاقی در تنهایی، باید که از طریق دروازه‌ای وارد جهان ارتباطات و تبادلات شد تا هم اثر به گوش دیگران رسد و هم هنرمند بتواند خود را از دام تکراری مرگ‌آفرین رهایی بخشد.
سازهای الکترونیک ابتدایی و پیدایش موسیقی الکترو آکوستیک(II)

سازهای الکترونیک ابتدایی و پیدایش موسیقی الکترو آکوستیک(II)

آنچه که تا حد زیادی در سراسر جهان مورد استفاده قرار گرفت و بر بسیاری از انواع موسیقی تاثیر گذاشت، اختراعی به نام ارگ الکترونیک electronic organ بود.
شناخت کالبد گوشه‌ها (III)

شناخت کالبد گوشه‌ها (III)

پیش از هر چیز و حتا قبل از ورود به محتوا عنوان بخش دوم، برآورد داریوش طلایی را از کار خودش (یا دقیق تر بگوییم هدف پژوهش اش را) ظاهر می‌کند. همان طور که اشاره شد در تمامی سه پژوهشِ تاکنون منتشر شده از وی، هدف اصلی یافتن نوعی دستور زبان بوده است آن هم نه با هدف صرف تجزیه و تحلیل بلکه به آن امید که شاید بتوان با به سطح خودآگاه کشیدن آن انرژی آفرینشی را در میان نوازندگان موسیقی دستگاهی آزاد کرد و به برخورد متصلب با متن ردیف خاتمه داد (۹).
«لحظه های بی زمان» (II)

«لحظه های بی زمان» (II)

بله، چون ایده های اصلی کاملا در ذهنم واضح و روشن بود. از طرفی بیش از یک ماه به کنسرت نمانده بود و قصد داشتم که این کار حتما در رپرتوار کنسرت باشد. بنابر این سه روز، به طور فشرده برای نوشتن این دو قطعه وقت صرف کردم.
گفتگو با فیلیپ میرس (IV)

گفتگو با فیلیپ میرس (IV)

همه نوازندگان هورن شنوایی خود را از دست می دهند! صدای آن برای نوازنده آنقدر بلند است که باور نمی کنید! من یکی از نوازندگانی هستم که به این صدا مانند شلوغی رستوران که مانع شنیدن صدای طرف مقابلتان می شود توجه می کنم. متأسفانه همانطور که زمینه فراهم شده است در آینده امکان شکایت از ارکسترها به خاطر مسئله از دست دادن شنوایی وجود دارد. شاهد این خواهیم بود که نوازنده ای می گوید:«صبر کنید ببینم زمانی که من به این ارکستر پیوستم شنواییم صد در صد بود و الآن که آن را از دست داده ام ارکستر را مسئول می دانم». کاش وقتی که ۲۵ یا ۳۰ ساله بودم شنواییم را سنجیده بودم.