قاسمی: خوانندگان عموما” سلفژ را در حد بخور و نمیر میدانند!

گروه کر 220 نفره شهر تهران در کنسرت فرهنگسرای بهمن
گروه کر 220 نفره شهر تهران در کنسرت فرهنگسرای بهمن
این ارکستر زهی آخر به کجا رسید؟
هیچ! به جایی که سازمان فرهنگی بودجه ای به ما نداد و ارکستر متلاشی شد ولی کر؛ ما از سال ۸۱ آمدیم و فراخوان گسترده تری دادیم برای یک کر بزرگ، باز با همت آقای اردلان و نافعی مسئول وقت فرهنگسرا و مسئول مالی سازمان که ایشان هم خیلی کمک کردند، درست است که ایشان کارشان مدیریت فرهنگسرا و مجموعه مالی سازمان بود ولی فرد بسیار فهیم و فرهنگی ای بودند، درک میکردند که چه چیزی به نفع فرهنگ و هنر است، خیلی حمایت کردند… ما با حجم عظیمی تبلیغ کردیم که باعث شد ما ۴۷۰ نفر را بتوانیم در روز ۲۷ تیر ۸۱ در تالار آوینی فرهنگسرا جمع کنیم. این جمعیت خیلی زیاد بود، سالن کاملا پر شده بود.

کلاس بندی کردیم و صحبت کردیم و همینجا ۴۷۰جمعیت ۳۶۰ نفر شد! یعنی حدود ۱۱۰ نفر وقتی صحبت ها را شنیدند ابراز تمایل نکردند برای شرکت در این کلاسها. ۳۶۰ نفر ثبت نام کردند…

چه صحبتی کردید که ۱۰۰ نفر رفتند؟!
ترساندمشان…! باید {حقیقت} را به آنها میگفتم! بعضی ها برداشتشان از کر این است که می آییم و دور هم آواز می خوانیم! حالا “مرغ سحر” یا …

به همین خاطر نیست که می گویند خوانندگان کر سوادشان از دیگر موسیقیدانان کمتر است؟

در مورد کر خودم به شدت این موضوع را تکذیب میکنم و حاضرم هر آزمایشی که بگویید از گروه کرم امتحان بگیرید! ولی این یک ضرب المثل است؛ در ارمنستان که بودم می گفتند قسمت خواننده ها و قسمت نوازنده ها و آهنگسازان را جدا کرده بودند یعنی به نوازنده ها و آهنگسازان میگفتند موزیسین که به زبان خودشان میشود “یراژیشت” و اعتقاد داشتند که اینها یراژیشت نیستند و وکالیستند! -اینجا باید یک پرانتز باز کنم که ارمنی ها همه چیز را به زبان خودشان ترجمه کرده اند حتی نام سازها را!- در کانادا هم شنیده ام که اصطلاحی وجود دارد به زبان انگلیسی، که “اسم کسانی که آویزان موسیقیدانند چیست؟” که جوابش این است ” وکالیست!”

یعنی وکالیست ها موزیسین نیستند؛ این نشان میدهد موسیقیدانهایی که نوازنده و آهنگسازند، خوانندگان را قبول ندارند؛ دلیل چیست؟ – به خواننده ها بر نخورد لطفا”!- خوانندگان عموما” سلفژ را در حد بخور و نمیر میدانند! خواننده های خوبی را میشناسم که سلفژشان در حد بسیار معمولی است در حالی که یک نوازنده بد ممکن است سلفژ بسیار خوبی داشته باشد! دلیل این است و همانطور که گفتم ما از اول دو استراتژی را در گروه رعایت کردیم، یک، دیسیپلین گروه و دو، دانش موسیقی!

ما اینجا خواننده تربیت نکردیم، در دوره ۶ ماهه اول بچه ها اصلا کلاس آواز نداشتند که بیایند مثلا می-ما-م-مو یا مثلا وکال کار کنند. اول باید ذهن ساخته شود، نه {تنها} به نظر من! این طرز فکری است که با آن بزرگ شده ام و دارم آن را ترویج میدهم. ذهن که ساخته شد ابزار میتواند ویولون باشد یا گیتار یا حنجره … ابزار فرمان میبرد، البته اینطور هم نیست که ابزار یک روزه فرمان ببرد، شما ممکن است ذهن بسیار خوبی هم داشته باشید ولی ویولون را دست بگیرید ویولونیست نمیشوید! باید روی فیزیک وقت بگذارید؛ ولی وقتی که میگذارید خیلی مینیموم میشود.

من چون به این اعتقاد داشتم، خوشبختانه بچه هایی تربیت کردیم که سلفژشان بسیار خوب بود. ما سرعت دشیفر قطعه مان نسبت به گروه های دیگر میتوانم بگویم بی رغیب است. به شما قول میدهم هیچ گروه دیگری با سرعت ما نمیتوانند قطعه را دشیفر کنند.

فایل صوتی از مصاحبه :

Audio File قسمت چهارم
در چه زمانی به اینجا رسیده اند؟
خوب ما چند بار دچار تغییر و تحول شده ایم ولی بیس گروه، همان است که از سال ۷۸ بوده و تا حالا ادامه دارد. در سال ۸۱ ما این ۳۶۰ نفر را ثبت نام کردیم، در ۱۲ کلاس فرهنگسراهای ارسباران و بهمن که خودم بودم، اینها را ساماندهی کردیم- به قول امروزیها- و شش ماه آموزش داشتند. در طول دو امتحان از این ۳۶۰ نفر ۲۲۰ نفر ماندند که آن ۲۲۰ نفر در ۱۸ بهمن همان سال روی صحنه رفتند که چهار قطعه ساده بود. از صحنه که پائین آمدند، در تمرین بعدی شده بودند ۱۴۰نفر! این جزو الزامات است. من اول تعجب میکردم که چرا این اتفاق می افتد ولی اینها جزو الزامات کار بود. گروه آماتور چون برای پول نمی آیند و انگیزه موزیکال آدمها هم متفاوت است.

فکر نمیکنید این اتفاق به خاطر مکان تمرین در فرهنگسرای بهمن هم بود؟
یک عامل هم ممکن است آن باشد ولی همه نیست! یکی فقط آمده ۶ ماه کار کرده می خواهد یک چیزی بخواند و اعضای خانواده و دوستانش تشویقش کنند و این ارضایش میکند و به خیال خودش به جایی رسیده … و در واقع هم به جایی رسیده! یک نفر نه، فقط می خواهد “کارمینا برونا” را بخواند و وقتی خواند میگوید خوب این اثر را خواندم… ولی یک هست که اصلا از این جریان خوشش می آید. موسیقی برخلاف چیزی که به نظر میرسد ممکن است برای خیلی از دوستان آماتور خسته کننده باشد، چراکه یک کار روتین است، هربار میآییم صدا را گرم میکنیم، قطعه میخوانیم، میآییم صدا را گرم میکنیم، قطعه میخوانیم …

ممکن است یکسال رپرتوار همان باشد یا شش ماه… بعد هم که هارد راک نمیخوانیم که خیلی فضا متفاوت باشد! گروه کر است! در تنیجه بعضی از دوستان انگیزیشان در حد یک کنسرت است و بعضی در حد یکسال ولی میانگین یکسال و نیم تا ۳ سال می مانند. این گروه بزرگ، کنسرت های خوبی داد، تحت عنوان “گروه کر شهر تهران” در مهر ۸۲ میتوانم بگویم بهترین کنسرتش را داشت این گروه با ۱۲۰ نفر که خیلی کنسرت خوبی بود به نظر من با آن تعداد؛ قسمتهایی از “کارمینا برونا” را با چند قطعه دیگر اجرا کردیم…

کم کم گروه کوچک شد و همزمان شد با تغییر مسئولین سازمان فرهنگی هنری که افراد جدید انگیزه ساپرت گروه به این بزرگی را نداشتند… البته کسی به بچه های حقوقی نمیداد ولی به معلمین سلفژ و آواز… این باعث شد که بسیاری از معلمان بروند و گروه هم کوچکتر شد. گروه که در حد ۶۰ تا ۷۰ نفر بود تا همین ۷ ماه پیش به دلایل شخصی همکاری ام را با فرهنگسرای بهمن قطع کردم و نیرویم را جمع کردم روی آموزشگاه پارت که خودم و همسرم راهش انداخته ایم.

8 دیدگاه

  • ارسال شده در اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۶ در ۴:۲۷ ب.ظ

    با درود به شما و گروهتان
    ای کاش روزی را هم به هارد راک اختصاص میداید ، شاید بچه ها بیشتر از سه سال میماندند

  • پزُلی
    ارسال شده در مرداد ۱, ۱۳۸۶ در ۱۰:۰۷ ب.ظ

    می شه روشی برای حفظ همیشگی خطوط حامل در سایت بیارید تا parlati ساده تر بشه.خیلی ممنون میشم.

  • MORTI
    ارسال شده در اسفند ۱۴, ۱۳۸۸ در ۸:۵۴ ق.ظ

    shenavande ha ham moseegee ro majanee meedoonan

  • حسین
    ارسال شده در تیر ۷, ۱۳۸۹ در ۸:۴۴ ق.ظ

    آقا اول عذر خواهی کنم به خاطر نظر قبلیم
    بعد فکر نکنم با یه برنامه قضیه حل میشد .

  • حسین قاسم پور
    ارسال شده در شهریور ۳۰, ۱۳۸۹ در ۶:۰۷ ب.ظ

    خیلی عالی بود متشکرم .من پدر سلفژ ایران رافرهاد مهراد میدانم .

  • محمد محمدی
    ارسال شده در مهر ۲۶, ۱۳۸۹ در ۵:۴۰ ب.ظ

    سلام خوشحالم از اینکه ارتباطات اینتر نتی راهی شده تا از سر گردانی این اموزشگاه به ان اموزشگاه و گیر افتادن در ترافیک سنگین تا فقط بتوانی بپرسی اموزشگاه شما سلفژتدریس دارد یا نه انوقت با تاری که نا کوک است ادعای اموزش سلفژ کنند همه خستگی به تنت می ماند خلاصه کلام من جطور میتوانم در کلاسهای سلفژی که اخرش خواننده ارکستر شوم رابداند که چه باید اموزش بدهد ردیف اواز ایرانی تا حدودی میدانم مدتی هم تار کار کردهام

  • zohreh
    ارسال شده در اسفند ۱۰, ۱۳۹۰ در ۴:۲۰ ب.ظ

    سلام
    من ۲ هفته هست که سولفژ رو شروع کردم
    ولی توی حفظ کردن نتها مشکل دارم یه تکنیک جهت حفظ کردن نت ها می فرمایید
    ممنون

  • سهیلا
    ارسال شده در تیر ۱۲, ۱۳۹۱ در ۹:۲۵ ق.ظ

    درود
    من صدای خوبی دارم اگه بخوام این استعداد رو شکوفا کنم چکار باید بکنم؟ پاپ میخونم.هیچ دوره ای ندیدم.ممنون

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

دژآهنگ: از تدریس اشمل بسیار بهره بردم

از طرفی سونوریته ای که در صداسازی‌های هارمونیکا انجام می شود به شدت قابلیت شخصی‌سازی دارد. مثلا شما می‌توانید از تغییر پوزیشن فک پائین و زبان، جنس صداهای مختلفی را ایجاد کنید که چنین چیزی با آکاردئون قابل انجام نیست.

مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (IV)

ارتباط ملودیکی بین دو صدا هر چه قدر هم آرام نواخته شود همزمانی با یکدیگر پیدا می کنند و می توانند هارمونی به وجود آورند. هنگامی که سه صدا مانند دو-می-سل به صورت پیوسته و به دنیال هم خوانده شوند تصور یک آکورد را در ذهن به وجود می آورند و تمرین خوبی برای درک آکورد می باشد. فواصل هارمونیک (چهارم و پنجم) نیز در حین خواندن آکورد آن ها، شناسایی و توجه می شود. فواصل سوم و ششم را نیز در خواندن آکوردهایشان می توان درک کرد. فواصل دوم و هفتم دارای ماهیت پیوندی هستند که توسط فواصل هارمونیک قدرت و شدت می گیرند.

از روزهای گذشته…

داوودیان: هیچ ادعایی در آهنگسازی ندارم!

داوودیان: هیچ ادعایی در آهنگسازی ندارم!

در روز آخر سفری که کاظم داوودیان آهنگساز و نوازنده مقیم آمریکا به ایران داشت، در رادیو ایران صدا گفتگویی ضبط شد که این مصاحبه با همراهی پیمان سلطانی، وحید رستگاری و سجاد پورقناد شکل گرفت. امروز متن این مصاحبه را میخوانیم.
برای علیرضا خورشید فر، هنرمندی که سایه ای بلند داشت

برای علیرضا خورشید فر، هنرمندی که سایه ای بلند داشت

از هنگامیکه موسیقی ما در این شش دهه اخیر، بیشتر به جانب موسیقی ارکسترال و چند صدایی (پلی فونیک) تمایل یافت و سعی داشت تا لایه ها و مفاهیم تازه ای را در موسیقی به ذهن و ضمیر مخاطب تشنه ادراکی عمیق تر از هنر بود، منعکس نما ید، هنرمندانی با دانش و توان لازم با این راه گام نهادند و با خلاقیت هایی هنر موسیقی ماندگاری بخشیدند.
طبقه‌بندی سازها (II)

طبقه‌بندی سازها (II)

استفاده‌ی دیگر ساز‌ها به‌کارگیری‌ آن در رقص بود. پارتیتورهای سازی به علت عدم نیاز به ندرت وجود داشت؛ چرا که موسیقی‌دانان با تکیه بر رپرتوار محدودی از ملودی‌ها بداهه‌نوازی می‌کردند. حتا نواختن ساز‌های زهی، تقلید کورکورانه‌ای از صدای انسان بود، که تا پیش از دوره‌ی باروک، نسبت به هر نوع ساز دیگر جایگاه بالاتری داشت. در طی دوره‌ی رنسانس سازها، نوازندگان و سازندگان‌شان، از منزلت خاصی برخوردار شدند. به‌تدریج اما بدون شبهه، موسیقی‌دانان که در جایگاه کم‌ اهمیت‌تری نسبت به خوانندگان قرار داشتند، با رسیدن به خود باوری همچون نقاشان، مجسمه‌سازان و شاعران دوره‌ی رنسانس جایگاه خاص خود را یافتند. اقتصاد پویای آن دوران نیز در هنر سازسازی بی‌تاثیر نبود.
گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

عصر روز چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۲، پانزدهمین جلسه از کارگاه آشنایی با نقد موسیقی در خانه‌ی موسیقی برگزار شد. عنوان این جلسه «نقد فمینیستیِ موسیقی» بود و به بررسی جریان‌هایی در موسیقی‌شناسی و نقد موسیقی می‌پرداخت که متاثر از مطالعات زنان و نظریه‌های فمینیستی هستند.
پنج ترانه اول سال نو میلادی

پنج ترانه اول سال نو میلادی

در این هفته با توجه به شروع سال جدید میلادی و عید کریسمس، بازار ترانه های مناسب با این حال و هوا داغ است و تقریبا تمام خوانندگان مطرح جدید و قدیمی به اجرای سرودها یا ترانه هایی با موضوع کریسمس دست زده اند.
بنی گودمن، پادشاه سوئینگ (III)

بنی گودمن، پادشاه سوئینگ (III)

در سال ۱۹۴۲ تا ۴۴ و در سال ۱۹۴۸ اتحادیه موسیقیدان آمریکا به نشان اعتراض به بیشتر کمپانیهای ضبط، دست به اعتصاب زدند. در اواخر دهه ۱۹۴۰ موسیقیدانان جاز بخشی از موسیقی کلاسیک را قرض می گرفتند. آثار ضبط شده گودمن در سبک “بیباپ” با کمپانی “ضبط کاپیتول” بسیار مورد توجه منتقدین موسیقی جاز قرار گرفت. زمانی که گودمن این سبک را آغاز کرد نوازندگانی چون بادی گرکو (Buddy Greco)، زوت سیمز (Zoot Sims)، واردل گری (Wardell Gray) و چند نوازنده مدرن دیگر را استخدام کرد.
برامس موسیقیدان فروتن (II)

برامس موسیقیدان فروتن (II)

در فروتنی برامس همین بس که روزی در جمع بسیاری از هنرمندان گفته بود “اگر من می توانستم قطعه ای مانند Hebrides Overture تصنیف کنم حاضر بودن همه کارهایم را در ازای آن بدهم”. (هبریدیز جزایری است در اسکاتلند و قطعه فوق کاری است از مندلسن).
ویولون مسیح استرادیواریوس (V)

ویولون مسیح استرادیواریوس (V)

بیشترین اختلاف میان برداشت شماره ۱ (عدد عنوان شده در جدول) و برداشت شماره ۳ (اندازه مقطع عرضی ناحیه پایین در الگوی خط محیطی) بوده که حدود ۱/۱ میلی مترمی باشد.
پری ثمر (I)

پری ثمر (I)

مطلبی که پیش رو دارید، در سال ۱۳۴۸ درباره پری ثمر خواننده نامدار ایرانی اپرا نوشته شده است و در آن به شرح حال و فعالیت های او در آن برهه از زمان میپردازد. خواندن این مطلب استثنایی در مورد این خواننده اپرا که توسط نویسنده ای ناشناس در مجله کاوه مونیخ نوشته است، خالی از لطف نیست.
درباره‌ی نقد نماهنگ (V)

درباره‌ی نقد نماهنگ (V)

در نمونه‌های نزدیک به سرِ راست طیف چیزی جز اجرای صرف در اختیار نیست. پس آنچه دستمایه می‌شود نگریستن است. زبان بدن، حرکت، تمهیدات صحنه و مسایلی تکنیکی‌ مانند دوربین و تدوین و … مولفه‌های زبان‌آفرین و نگاه معناساز هستند. اما این نهایت نماهنگ نیست. هنرمندان هرگز به این سادگی موضوعی را وانمی‌گذارند و راضی نمی‌شوند. آنها به دنبال طرح‌های ظریفانه‌تر و راه‌های پیچیده‌تر ابراز هنری می‌گردند. از همین رو به مرور که از سر طیف دور می‌شویم و به بخش‌های میانی می‌رویم گونه‌های دیگری سر برمی‌آورند. پیوسته با آنها عناصر جدید هم پا به میدان می‌گذارند و با نگاه ترکیب می‌شوند.